تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۵  ، 
کد خبر : ۱۸۶۶۶۶

ماه «مهر» و دولت «مهر»


محمود فرشیدی
دوباره "مهر" فرارسید و با خود عطر مدرسه و کلاس و درس را به ارمغان آورد و تقارن آن را، با آغاز فعالیت دولتی که سیاست خویش را "مهرورزی" قرار داده است، می‌بایست به فال نیک گرفت. تاکید رییس جمهور جدید بر اهمیت معلم و مدرسه و دستگاه تعلیم و تربیت، پیش از پیروزی در انتخابات و نیز استمرار این تاکید، به هنگام تنفیذ حکم ریاست جمهوری و نطق مجلس امیدهای تازه‌ای در جان معلمان و فرهنگ دوستان دمیده است.
قرینه‌ای دیگر که این امیدواری را قوت می‌بخشد، تمسک رییس جمهور محترم به سیره شهید رجایی است. بی‌تردید دوران ریاست جمهوری شهید رجایی و نخست وزیری شهید باهنر دوران طلایی آموزش و پرورش کشور است. زیرا اولا آن دو بزرگوار از اهمیت، اصالت و جایگاه معلم و مدرسه در نظام اسلامی به خوبی آگاه بودند و بر همین اساس در مسند بالاترین مسوولیت‌ها نیز همچنان به آموزش و پرورش توجه خاصی مبذول می‌داشتند. علاوه بر آن به دلیل آشنایی با مبانی تعلیم و تربیت در اسلام، در راستای حاکمیت نظام تعلیم و تربیت دینی در مدارس، برنامه‌ها و اقداماتی زیربنایی به اجرا درآوردند که از آن جمله می‌توان به بنیانگذاری امور تربیتی و پی‌ریزی مراکز تربیت معلم، به طور خاص اشاره کرد.
اما شهادت شخصیت‌های فرهنگی انقلاب از جمله این دو بزرگوار به تدریج خلایی را پدید آورد و در دوران سازندگی و اصلاحات زمینه برای اقتدار کسانی فراهم شد که یا با نظام تعلیم تربیت دینی ناآشنا بودند یا جامعیت و کارآمدی آن را باور نداشتند در نتیجه دربرابر هجوم الگوهای غیرخودی، تاب نیاوردند و با بی‌توجهی به نظام جامع تعلیم و تربیت دینی ـ که خوشبختانه سالهاست کلیات آن در حد قابل قبولی به تصویب مجلس شورای اسلامی هم رسیده است ـ گرفتار تغییرات شتابزده وارداتی شدند که پیامد آن مدارس را در عرصه تعلیم و تربیت روز به روز ناکارآمدتر ساخت.
بارزترین این تغییرات نامتجانس با نظام تعلیم و تربیت خودی را می‌توان در نظام جدید متوسطه سراغ گرفت که با قوت باید گفت بر اساس سکولاریسم تربیتی طراحی و پیاده شده است چنانکه حتی ترمیم‌های بعدی هم نتوانست زشتی‌های این پوستین وارونه را بپوشاند. قابل توجه آنکه کاستی‌های این الگوهای متضاد با الگوی خودی، هم در زمینه‌های تربیتی و هم در زمینه‌های علمی رخ می‌نمایاند چنانکه آمار نگران کننده دانش آموزان مردودی در سال اول متوسطه نمونه‌ای کوچک از این ناکارآمدی علمی است.
اینک تحولی عظیم در عرصه مدیریت کشور پدید آمده است که بازگشت به ارزش‌های پدیدآور انقلاب را دستور کار خویش قرار داده است، بر این اساس آموزش و پرورش نیز خاطرات دوران شکوفایی و اقتدار خویش را مرور و خود را برای بعثت و رسالتی جدید آماده می‌سازد تا بتواند در دولت جدید به سهم خود پاسخگوی مطالبات مردم، معلمان و نظام اسلامی باشد.
مطالبات مردم، تامین حداقل استانداردهای علمی و تربیتی در تمامی مدارس کشور است تا دانش آموزان با آرامش خاطر از نظر امنیت اخلاقی و نیز بی‌نیاز از معلم خصوصی و آموزشگاه در مدرسه سر کوچه تحصیل کنند.
مطالبات معلمان، منزلتی و معیشتی است. در بعد منزلتی وزارت آموزش و پرورش که زمانی بزرگ‌ترین دستگاه تامین کننده نیروی مدیر برای کشور بود اینک به دلیل فراهم نساختن زمینه برای رشد استعدادهای مدیریتی هزاران فرهنگی، حتی در تعیین وزیر برای خود نیز دچار چالش شده است.
مطالبات نظام نیز حاکمیت نظام جامع تعلیم و تربیت براساس مبانی دینی، ارزش‌های انقلاب اسلامی، قانون اساسی، سند چشم انداز، رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری است که تامین این مطالبات رضایت خاطر جامعه و فرهنگیان را به ارمغان خواهد آورد.
اما نکته مهمی که باید به آن توجه داشت آن است که مردانی توان پدید آوردن و مدیریت این تحول عظیم را در آموزش و پرورش دارند که تفکر بازگشت به ارزش‌های انقلاب را عمیقا باور داشته باشند و آنان که در پیشینه اجرایی و مدیریتی خویش با استحاله نظام تعلیم و تربیت دینی همراهی کرده‌اند و در برابر حذف دستاوردهای انقلاب نظیر امور تربیتی حداقل سکوت پیشه ساخته‌اند و طی سال‌ها حضور قدرتمندانه در عرصه مدیریت این وزارتخانه با دادخواست "اصلاحات" اصولگرایی و مدیران اصولگرا را محاکمه و محکوم کرده‌اند، اینان حتی اگر قصد ایجاد تحول هم بکنند مجموعه روابط و رفاقت‌های دیرین مانع آنان در انجام این مهم خواهد شد لذا انصاف ایجاب می‌کند که فرصت را به نیروهای جوان‌تر و انقلابی‌تر واگذار نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات