رژیم اشغالگر قدس در کنار آمریکا و غرب همواره تلاش کرده تا با ایجاد جنگ تبلیغاتی نادرست، ضمن غیر صلحآمیز نشان دادن فعالیتهای هستهای ایران، به اجماع جهانی برای تعلیق و عدم دستیابی ایران به این فناوری دست یابد، چنانچه طی ماههای اخیر، مقامات رژیم صهیونیستی از جمله شارون، نتانیاهو و شالوم، ایران را به تلاش برای دستیابی به بمب هستهای و تهدید صلح جهانی متهم کردهاند. با توجه به تاریخچه عملکرد رژیم صهیونیستی و تحولات جهانی، دلایل اینگونه فرافکنیهای غیرواقعی از چند منظر قابل تامل است:
1- رژیم صهیونیستی در طول 5 دهه حیات خود هنوز نتوانسته است از مشروعیت بینالمللی برخوردار گردد و بسیاری از کشورها به ویژه ممالک اسلامی ماهیت و وجود این رژیم را نپذیرفتهاند. بر این اساس تلآویو سعی میکند تا با مداخله و اظهارنظر در زمینه تحولات جهانی به نوعی خود را قدرتی فعال و تاثیرگذار در معادلات جهانی معرفی کند تا بدین طریق شاید بتوان از این بحران مشروعیت خارج گردد.
2- رژیم اشغالگر قدس در حالی ایران را متهم به فعالیتهای غیر صلحآمیز هستهای میکند که خود با بیش از 200 کلاهک هستهای و چندین زرادخانه هستهای که بدون نظارت آژانس انرژی اتمی فعالیت میکنند، تهدیدی بزرگ برای امنیت جهانی قلمداد میشوند. در ادامه سیاست نظامیگری این رژیم اولا آنها در طی هفتههای اخیر چندین بار آزمایش موشکی انجام دادهاند ثانیاً میلیاردها دلار صرف خرید تجهیزات نظامی کردهاند در حالی که از بودجه اجتماعی کاستهاند. ثالثاً با پیوستن به شتپ و نظارت آژانس بر تاسیسات هستهای مخالفت میکنند.
لذا پرواضح است که آنها برای توجیه این تحرکات که قطعاً تهدیدی دیگر برای صلح منطقهای و جهانی است، به تبلیغاتی سوء علیه ایران میپردازند.
3-امروز رژیم اشغالگر قدس اولاً در بعد سیاست داخلی با مشکلات و ناآرامی های بسیاری در زمینه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مواجه میباشد، چنانچه در نهایت ائتلاف احزاب حاکم فرو پاشید. ثانیاً در عرصه بینالمللی نیز مخالفتها با جنایات این رژیم افزایش یافته و دهها قطعنامه علیه آن در مجامع بینالمللی تصویب شده است. با توجه به بازتاب این چالشها، تلآویو به دنبال راه کاری برای خروج از این بنبست هاست که تاکید بر فعالیت های هستهای ایران را به عنوان یکی از ابزارها برای سرپوش نهادن و انحراف افکار عمومی از این ناکامیها برگزیدهاند.
4- آنچه در عرصه معادلات منطقهای نمیتوان نادیده گرفت، نقش و جایگاه ایران است. با توجه به نقش ایران در انتفاضه و استمرار مقاومت به عنوان حامی معنوی و مادی رژیم صهیونیستی همواره خواهان دور ساختن ایران از تحولات سرزمین های اشغالی و منطقه (لبنان، سوریه و عراق) بوده و هست تا بتواند همچنان بدون مخالفتی به جنایات خود ادامه دهد بر این اساس از مهمترین اهداف آنها برای بزرگنمایی فعالیتهای هستهای ایران را باید تلاشی برای معطوف نمودن تهران به مسایل داخلی و کاهش فعالیت در معادلات منطقهای به ویژه سرزمین های اشغالی دانست، در حالی که در این میان افکار عمومی را نیز از جنایات خود علیه فلسطینیان دور میسازد.
5- حمایت بی دریغ غرب و آمریکا، عامل اصلی بقاء رژیم صهیونیستی در طول تاریخ بوده است.
با توجه به اینکه این رژیم همواره خواهان حمایت های اقتصادی و سیاسی و نظامی این رژیم در عرصه منطقهای و جهانی است با همسو نمودن مواضع و بعضاً بیان اظهارات و خواسته های آنها به ویژه در زمینه فعالیت های هستهای ایران (غرب برای اینکه خود را با ایران درگیر نسازد، از رژیم صهیونیستی به عنوان تریبون استفاده میکند تا همچنان بر سیاست خود مبنی بر استمرار تعلیق و نیاز ایران به مذاکره با این کشورها برای مواجه نشدن با تهدیدات جهانی تاکید کند.) سعی دارد تا همچنان ضمن برخورداری از این حمایتها، سکوت آنها در قبال جنایات این رژیم در سرزمین های اشغالی را نیز کسب نماید.
بر اساس آنچه ذکر شد به صراحت میتوان گفت که جنگ تبلیغاتی و رسانهای رژیم اشغالگر قدس علیه ایران صرفاً بلوفی سیاسی و غیر واقع بینانه است که در جهت جنایات این رژیم در سرزمین های اشغالی صورت میگیرد. چرا که گزارشات آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تاکید آن بر صلح آمیز بودن فعالیت های هستهای ایران، خود گواه مهمی بر عملکرد شفاف و منطبق با معیارهای جهانی ایران است بگونهای که افکار عمومی جهان نیز هیچگونه توجهی به این فرافکنی نداشته و بر حق تهران برای دستیابی به فناوری صلح آمیز هستهای تاکید نموده که نمونه بارز آن مواضع اعضای شورای حکام در اجلاس اخیر میباشد، که به نوبه خود شکستی دیگر برای سیاستها و توطئه های رژیم صهیونیستی در عرصه بینالمللی رقم زده است.