ج- شرفخانی
همه ما این را به یاد داریم که هشت سال پیش با پیروزی آقای خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری، برخی از عناصر جریان مخالف به جای کمک به دولت و ارائه راهکارهای مناسب، به سنگاندازی و چوبلای چرخ دولت گذاشتن مشغول شده و در مسیر اجرای برنامههای دولت مقاومت کرده و دولت را با بحرانهایی مواجه نمودند. اما راستی وظیفه ما در زمان ریاست جمهوری آقای احمدینژاد چیست؟ برای پاسخ به این سوال باید ابتدا در مورد اقتضای زمان صحبت نمود، باید گفت که در نظریه اقتضایی، برای رسیدن به هدف، فقط یک بهترین روش وجود ندارد بلکه راههای زیادی موجود است و شعار itdepends (آن بستگی دارد به...) تعیین کننده است، یعنی انتخاب مسیر و استراتژیهای مربوط به آن، بستگی به شرایط دارد.
بسیاری از افراد و صاحبنظران معتقدند: چون فضای کنونی یک فضای خاص و جدید میباشد برای فعالیتهای سیاسی و کار تشکیلاتی مناسب نبوده و در چنین فضایی که توسعه سیاسی جزو برنامههای دولت نمیباشد و نوعی یخبندان سیاسی حاکم است سکوت را بر فعالیت ترجیح میدهند. پایین آمدن سطح فعالیت برخی احزاب، گروهها و فعالان سیاسی کشور گواهی بر این مدعاست.
اما در هفته گذشته شاهد برگزاری باشکوه چهارمین کنگره سراسری حزب مردمسالاری بودیم، این حزب نشان داد که نگرشی متفاوت دارد. به گونهای که با برگزاری میتینگها و برنامههای متعدد و دعوت از صاحبنظران و شخصیتهای مختلف به تجزیه و تحلیل مسائل و ارائه راهکارهای مناسب پرداخته و در این فضا با وجود محدودیتهای فراوان همچنان خود را فعال نشان داده و سعی در بهتر نمودن اوضاع و بالا بردن سطح فعالیتهای خود دارد.
پیام آقای خاتمی (رئیسجمهور سابق) به کنگره مذکور که در واقع اولین پیام ایشان پس از پایان دوران ریاست جمهوری وی به یک حزب سیاسی است و حضور و سخنرانی آقایان مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی و سید حسین موسوی تبریزی دبیر مجمع محقیقن و مدرسین و سایر فعالان سیاسی در این کنگره نشان تایید مطالب فوق و اقتدار حزب مردم سالاری است. حزب مذکور با دبیر کلی دکتر مصطفی کواکبیان و با اعتقاد به اینکه فضای کنونی کشور باتوجه به یکدست بودن حاکمیت و عدم وجود موانع جدی بر سر راه برنامههای دولت، فضای بسیار مناسبی برای احزاب و مطبوعات بوده و جریانهای سیاسی می توانند با پیگیری برنامههای دولت، انتقادهای سازنده و مثبت خود را اعلام نموده و در رفع کاستیهای موجود ارائه طریق نمایند، همچنان فعال در صحنه باقی مانده است.
آری، در دولت کار و خدمت جناب آقای احمدینژاد که با شعارهای بسیار زیبا و عامهپسند انتخابات را به سود خود به پایان برد و همه بخشهای حاکمیت و نظام در حمایت از دولت عزمشان را جزم نمودهاند، دولت باید با این همه پشتوانه بتواند یک سطح حداقلی از این شعارها را محقق نماید و وظیفه احزاب، گروهها و فعالان سیاسی این است در این فرصت مناسبی که پس از دولت نهم ایجاد شده، با درک صحیح واقعیات و شرایط موجود و اعتقاد به اینکه مردم شریف ایران بیش از ربع قرن در راه رسیدن به شعار اصلی و محوری انقلاب یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» از هیچ تلاش و کوششی دریغ ننمودهاند - دوران به یادماندنی هشت سال دفاع مقدس و نیز هشت سال دوران اصلاحات جوانان زیادی را از این ملت گرفته و هزینههای زیادی را بر دست آنها گذاشته که تحمل همه اینها برای رسیدن به آن شعار محوری بوده است - اکنون دست در دست هم باید روشی دیگر در پیش بگیریم، روشی غیر از روش تخریبی و برخورد جریان مخالف با دولت خاتمی، آری اگر ما بخواهیم مانع تراشی نداشته باشیم باید با بالا بردن تعامل و ارتباط خود با محیط و بررسی علمی شرایط، نقصها و کاستی های دولت و خواستههای واقعی ملت را شناسایی و در جهت مرتفع ساختن آنها به ارائه راهکارهای مناسب بپردازیم تا ملت شریف ایران اسلامی از ما راضی و خشنود باشند. زیرا در قرآن کریم بارها به امر به معروف و نهی از منکر توصیه و سفارش شده و به نظر میرسد این کار ما نیز در راستای این امر خیر و خداپسندانه باشد.