علیرضا کریمی
بدون شک دین مبین اسلام بعنوان اکمل الادیان، نعمتی تام و موهبتی عام از جانب آفریدگاری دانا و تواناست که مقولات آن ( اعتقادات و اخلاقیات و احکام) با چهار رویکرد متعالی یعنی تنظیم رابطه و ایجاد ضابطه در ساماندهی و شکل دهی محورهای انسان- خدا، انسان- انسان، انسان- خود و انسان- هستی به فعلیت رساندن کرامت خلیفه اللهی او را هدف تعالیم خود قرارداده است. بر این اساس انسان موجودی است که تاج کرامت بر سر نهاده و به عنوان پدیدهای مبارک و با هدایت تکوینی و تشریعی الهی، مختار و با اراده میتواند از میان چند گزینه حداقل یکی را انتخاب نموده و خودآگاهانه بر سبیل هدایت رفته و یا ناآگاهانه بیراهه گمراهی و طغیان را انتخاب نماید.
ایجاد و ساماندهی ارتباطات اجتماعی و تنظیم روابط بر اساس آموزههای دینی و استمرار آن از یکسو و اصلاح جامعه مسلمین و مصونیت آن در قبال انحرافات از سوی دیگر مرهون نظارت همگانی آنها و اقامه فرضیه امر به معروف و نهی از منکر است.
حال سوال اساسی آن است که با توجه به اهمیت اجتماعی و فردی این فرضیه و دستور اکید قرآن و سنت و سیره معصومین بر اقامه آن، چرا جامعه جهانی مسلین عموماً و جامعه ما خصوصاً این نیروی بیدلیل را کنار گذارده و از آن بهره وافر نبرده و هالهای از خاموشی و فراموشی چهره آن را پوشانده و ترس از عقوبات دنیوی؟ و اشاعه تستهلات سمحهای، بر چهره آمرین و ناهیان غبار غم نشانده و آنها را به حاشیه رانده است؟ علت چیست و نتایج کدامند؟
پاسخ این سوال اگر چه مجالی فراختر میطلبد ولی اجمالاً میتوان علل فرهنگی، اجتماعی، اعتقادی و قانونی ذیل را در این جهت برشمرد:
1- عدم شناخت و آگاهی
این عدم آگاهی در درجه اول شامل باور یقینی در خصوص اثرات و برکات اصل نظارت همگانی در اصلاح و تعالی امور جامعه و پس از آن عدم شناخت مصادیق «معروف» و «منکر» و اهمیت و اولویت و کیفیت برخورد با آنها میشود.
شناخت مراتب فوق از ضروریترین عوامل تأثیرگذاری این فرضیه است چرا که در غیر این صورت چه بسا جهت اقامه یک «معروف» چندین «منکر» انجام گرفته و یا بدکاران بیشماری جرأت یافته و حساسیت جامعه را از خود دور بدانند و یا چه بسا خیر عمومی جامعه فدای امور ثانویه کم اهمیت گردد.
2- نفوذ اندیشههای تساهلگرا
این مقوله به عنوان زمینه ذهنی ترک فریضه امر به معروف در نوع خود میتواند باعث افول غیرت دینی و نزول حساسیت اجتماعی مؤمنین شده و آنها را به سوی بیتفاوتی در قبال جریانات و وقایع جامعه کشانده و چونان مخدری آنها را سست کند و اینگونه القاء نماید که اولاً: انجام این فرضیه به عهده دیگران و مخاطب اصلی آن افراد خاصی خصوصاً صاحبان مناصب روحانی و اجتماعی و ... میباشند نه من. ثانیاً: دخالت در اینگونه امور خلاف مظاهر تمدن و اصول روشنفکری است ثالثاً: مشکلات و معایب آنچنان فراگیرند که با حساسیت من نوعی قابل تغییر نیست رابعاً: کسانی که به اینگونه امور میپردازند از نظر فرهنگی و علمی در سطح نازلتری قرار دارند لذا با توجه به توجیهات مذکور، صاحبان اندیشههای تساهلی شأن خود را اجل دانسته و به نوعی مدارا گرایش مییابند و عملکرد خود را بر اساس نسبی بودن حقیقت توجیه مینمایند.
حال آنکه ممکن است در تحلیل نهایی، خود نیز در این دام گرفتار آیند.
3-توجیهات و تبلیغات منفی
از دیگر عواملی که بعضی از مسلمین را به ترک این فرضیه تحریض مینماید، روحیه مصلحت جویانه و توجیه گرایانهای است که حاصل تعامل اجتماع با ایشان است. سازوکار این مقوله و بازتاب آن در جامعه آن است که گفته میشود: شرایط فرهنگی و افکار عمومی ملازم و هماهنگ با آنهایی است که گوشه گیری اجتماعی اختیار نموده و از مواهب مادی و ثمرات اجتماعی آن بهرهمند شده و بدون پرداخت هیچ گونه هزینه اجتماعی راه ترقی را طی نموده و محبوب القلوب میشوند. ضمن آنکه در جامعه از آمروناهی حتی لساناً هم پشتیبانی نمیشود بلکه ...
آیا وجود چنین شرایطی خود توجیهگر عافیت طلبان نخواهد شد و این فریضه بر زمین نخواهد ماند؟
دیگر آنکه، عدهای برآنند تا با الصاق عناوین مختلف (چونان چماقدار، خشونت طلب، شعبان بیمخ، گروه فشار، فاشیست، متحجر و ...) چهره آمران و ناهیان واقعی را مخدوش و عمل آنها را مخالف حقوق بشر و عامل تشنج زدایی و خشونت طلبی وانمود کنند، که این خود در درازمدت نه تنها باعث سرخوردگی آمران و انزوای ایشان خواهد شد بلکه باعث میشود هرکس در پی تطهیر خویش از این برچسبها از اقامه این فرضیه مهم مأیوس و رویگردان شود.
4- واگذاردن امور مهم و اساسی و پرداختن به امور جزئی و شخصی
از آنجا که هدف عمده فریضه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان رسالت اجتماعی و مسؤلیت دینی آحاد مسلمین، رشد جامعه و جلوگیری از انحراف و گناه و اصلاح مظاهر فساد و فسق و نهایتاً هدایت جامعه به سوی الله است لذا با توجه به اصول دین مبین اسلام، اولویت اول جامعه مسلمین مبارزه با مظاهر کفر، شرک، نفاق، ریا، تملق، دنیا طلبی، تحریف، بدعت، گناه، اعوجاجات فکری، ظلم، جهل، تحجر، تهمت، افترا و جوسازی، و در راستای تحکیم مبانی توحید، توجه به کرامت و حقوق انسانی، ترویج فرهنگ صداقت و درستکاری، تثبیت پایههای اعتقادی و رشد فرهنگی مردم، محور ریشهها و علل گناه، جلوگیری از فساد صاحبان قدرت، نفی خودمحوری و شخصیت محوری به جای حق محوری، نفی عافیت طلبی، تحکیم ارزشهای دینی، ترویج فرهنگ کار و فعالیت و تلاش، گسترش عدالت اجتماعی، نفی حاکمیت استبداد، محو فقر و بدبختی، ارائه الگوهای صحیح مدیریتی، جلوگیری از تفرقه و اختلاف، ارائه چهره انسانی و شاداب و مردمی دین، ردسرمایه سالاری، نفی رابطه بازی و پارتی بازی، نفی تبعیض اجتماعی، ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی، رد خشونت طلبی و زورگویی، مبارزه با حیف و میل بیت المال، رواج فرهنگ ایثار و گذشت، مبارزه با ظلم و اختناق و شکاف فاحش طبقاتی، رد سلب آزادیهای قانونی، ترویج و تثبیت فرهنگ شایسته سالاری، جلوگیری از زد و بندهای پنهانی، رفع مشکلات کم کاری و کاغذبازی، رد عوام فریبی، رد باندبازی و ریاست طلبی، توجه به محرومین و درماندگان و اسلامی عمل کردن میباشد.
حال چنانچه آمران و ناهیان، امور مهمی چونان موارد فوق الذکر را گذارده و صرفا به شاخههای فرعی و سطحی و جزئی احکام بپردازند و به دنبال معلول و در راه کشف منکرات، در حوزه زندگی شخصی مردم به تجسس بپردازند آیا اهمیت این اصل و فرضیهی مهم لوث نخواهد شد؟
مگر جز این است که: امر به معروف و نهی از منکر رسالتی الهی و بس سترگ جهت رشد و هدایت همه جانبه جامعه به سوی خداست؟ اگر آن را درست نشناسیم و مبانی اجرایی و اولویتهای آن را به خوبی تعریف نکنیم و مهمات امور را رها کرده و بر جزئیات تاکید ورزیم، چه بسا که نتیجه معکوس حاصل شده و به جای گسترش فرهنگ دینی، به سوی لجاج و عناد و تفرقه و اختلاف و ... حرکت کرده باشیم.
5- محافظه کاری و مسامحه صاحبان قدرت
از آنجا که قدرت تمایل به حفظ و گسترش خود دارد افراد و گروههایی که بر مسند قدرت و ریاست و ... تکیه زده و حلاوت آن بر مذاقشان خوش آمده و از فقدان آن رنجیده خاطر میگردند، اغلب برای حفظ آن دست به هر کاری از جمله ترک این فرضیه یا عمل نکردن به نصایح آمران و ناهیان زده و با توجیهات مختلف آن را بر زمین مینهند. به علاوه کوتاهی و سهلانگاری اصحاب قدرت در عدم پشتیبانی از آمران و ناهیان در کنار رواج فرهنگ یأس و نا امیدی در میان مردم، جملگی از ساز و کارهای این مقوله است.
6- دنیاطلبی نخبگان و بزرگان جامعه و مردم
بدون شک عمل به فرضیه مهم امربه معروف و نهی از منکر و استمرار آن بایستی مبتنی بر ساختار محکم عقیدتی فرد بوده و افراد با هدف اصلاح جامعه آن را برای انجام تکلیف و رسالت دینی خود انجام دهند لذا هر قدر این انگیزه ضعیف و این سائقه کاهش یابد به مراتب آن عمل نیز متروک میماند.
7- ترس از مجازات و محرومیتهای اجتماعی
مبارزه با فساد و موضعگیری در مقابل آن و تلاش جهت سالم سازی و اصلاح، گاهی واکنش های تندی را از ناحیه مخالفان علیه آمرین و ناهیان بر میانگیزاند. به گونهای که به همین دلیل بایستی هزینههای اجتماعی زیادی را تحمل کنند فی المثل به جای تشویق، مجازات شده و یا از بسیاری از امکانات اجتماعی و سازمانی محروم گردند.
بحث «تقیه» و «همرنگ جماعت شدن» نیز در این راستا قابل ارزیابی میباشد.
ناگفته پیداست که در مبحث نظارت همگانی آن هم در جامعه اسلامی موارد فوق نمیتواند محملی جهت توجیه ترک این فرضیه گردد.
8- فردی عمل کردن و عدم استفاده از روشهای نوین
جامعه امروز اغلب خطاب و عتابهای فردی را بر نمیتابد و از امرو نهی رودرور چهره در هم میکشد و ما را به این واقعیت رهنمون میسازد که در عصر انقلاب ارتباطات و انفجار اطلاعات، اقامه این فرضیه نیز شیوههای نوینی را میطلبد.
مطبوعات، صدا و سیما، کتب و نشریات، سینما و تئاتر،کامپیوتر و کلیه عرصههای فرهنگی و هنری چه بسا در فرآیند فرهنگ سازی بتوانند موثرتر از هزاران نصیحت فردی عمل نمایند و الگوهای صحیح رفتاری را معرفی و ترویج نمایند.
مضافاً آنکه استفاده از عقل جمعی و تشکلها و نهادهای مردمی (به جای حکومتی) میتواند همراه با واکنشهای دقیق و حساب شده فردی به اقامه این فرضیه کمک شایانی بنماید.
9- احتمال عدم تأثیر
گاهی گفته میشود جلوگیری از فساد و یا تقویت و ترویج امور نیک، با توجه به شرایط اجتماعی جامعه (مثل فراگیر بودن فساد، عدم توجه و رسیدگی مسؤلین و ...)، امری بیفایده و بیتاثیر است. قائلین این قول، فساد روز افزون جامعه را دلیل بیفایده بودن آن میدانند.
10- شکاف بین اسلام و جامعه مسلمین
اسلام دینی متعالی است که سعادت دنیوی و اخروی پیروان خود را هدف تعالیم خود میداند. بر این اساس اگر کسانی که داعیه گرایش به دین مبین اسلام را دارند به حق در جهت حاکمیت و اجرای آن بکوشند، جامعه مسلمین پاکیزه از هر گونه مظاهر زشتی و گناه و درجهت تثبیت ارزشهای دینی حرکت خواهد کرد.
اما معالاسف امروز شاهد هستیم که مسلمین عملاً بسیاری از تعالیم الهی اسلام را تعطیل و بدان عمل ننموده و به جای تمسک به فرهنگ دینی خود به فرهنگ بیگانه روی آوردهاند و این خود زمینه ساز اشاعه منکرات و بیتوجهی به معروفات شده است.
خلاصه کلام:
تبیین روشن اهداف و بهرهگیری از روشهای علمی در جهت احیاء فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر میتواند ضمن افزایش ضریب حساسیت آگاهانه جامعه، بستر مناسبی جهت رفع موانع آن گردد.