تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۳  ، 
کد خبر : ۱۸۶۶۹۵

وصیّت‌نامه رهبر فدائیان اسلام


گروه فرهنگی
24 جمادی الاولی 1374 هجری قمری 29 دیماه 1333 هجری شمسی
ندایی در رؤیا رسیده که گویا رفتنی هستم.
وصیت‌ من به برادرانم؛
هو‌العزیز
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
به نام مقدس آخرین وصی و قائم آل محمد، پیشوای غایب جهان و بشر، وجود منزه امام زمان اعلی منزلت، والا پایگاه، مهدی عجل الله تعالی فرجه و حقق آمالنا و فیه آمین‌ الله العالمین.
بردران مسلمانم در سراسر دنیا، دوستان ثابت قدم خدا و محمد و آل محمد(ص) السّلام علیکم و رحمه الله و برکاته، انّ الدّنیا قد ادبرت و انّ الاخره قد اقبلت. همانا دنیا از ما روگردانده و آخرت به ما رو کرده است، آنچه از عمر ما گذشت و فانی شد از دنیا بود و آنچه به سوی ما رو کرده و به سویش شتابان می‌رویم آخرت است. پس بکوشید از ابناء این گذشته فانی نبوده، از ابناء آن آینده حتمی باشید و خود را برای آن سرای جاوید آماده نمایید. "آه من قله الزّاد و بُعد السّفر". امیرالمؤمنین، وجود اقدس علی(ع) که جهانی پر از عشق و معرفت خدا بود و جهانی معرفت باید تا به شخصیتش کمی پی برد و جهان، وجود همانندش را پس از پسر عموی گرامش صلی‌الله علیه و آله، ندیده و نخواهد دید، از قلت توشه و دوری و هیبت این سفر می‌نالید. بیایید و از خواب خرگوشی برخیزید و بپرهیزید از این که به بازی آزمایشی دنیا فریب خورده و آلوده شوید و تمام براهین استوار و آیات منیره خدا و حقایق نوربخش جهان را که به سوی خدا و معاد از راه انبیاء عظام علیهم السلام و محمد و آل محمد(ص) رهبری می‌کنند فراموش کنید.
آه، آه، حاشا و کلا، خدا نخواهد که من و شما در زمره خاسرین و بدبختان قیامت و اصحاب جحیم شمرده شویم. آه، بشری که تاب مشقات آسان و زودگذر دنیا را نداشته، در مصیبت کوچکی متزلزل و عاجز گردیده، بی‌تاب می‌شوی، چگونه تن ناتوان و زبون را مهیای آن آتشی می‌کنی که از غضب قهار خدای آتش و آب مشتعل گردیده است؟ آه، عجبا این بشر ضعیف که با این سرعت، ورود و خروجش از این آزمایشگاه دنیا طی گردیده، هم آغوش خاک تیره می‌گردد با این که برای اصطبل و رباط هم معتقد است که باید از سوی صاحبش قانون و دین و مقصودی باشد چگونه قانون و نظام و دین و مقصود خدای جهان و نماینده عزیزش وجود اقدس پیغمبر اسلام حضرت محمدبن عبدالله صلی الله علیه و آله توجهی نکرده، محیط فکر و زندگی خود را از طویله و اصطبل هم تنزل داده، خود را برای همیشه در آتش جهل و شهوت پستش که افروزنده آتش غصب خداست می‌سوزاند؟ (اولئک کالانعام بل هم اضل) اینان مثل حیواناتند بلکه گمراه‌ترند.
آه، ای برادران! شما برای اتمام حجت حق و کسب رضای رحمان و طاعتش و برای نجات و تبرئه خود در پیشگاه عظیم خدای عزیز (و معذره الی ربّکم) حق را بگویید و تبلیغ کنید و این بیچارگان را از بیچارگی فردا خبر دهید و انذار نمایید و عدم رضای خودتان را نسبت به معاصی و نافرمانیها و تبهکاریها و طغیانهای آنها اعلام دارید (اِمّا شاکراً و اِمّا کفوراً) یا هدایت‌پذیر گردیده و یا کفران می‌کنند. خدای عزیز از طاعتشان بی‌نیاز بوده، از معصیت آنها هم حکومت بی‌زوالش زیانی نبیند و جهنمش وسیع بوده (تقول هل من مزید) می‌گوید آیا سرکش و عاصی بیشتری هست؟ الفاظ و فلسفه‌های پوچ و مظاهر رنگین و قدرتها و ژست‌ها و لباسهای فریبنده دنیا در آنجا ذلیل و پوسیده گردیده و دردی دوا نمی‌کند و به کاری نمی‌خورد. آه، از این غیبت طولانی. آه، برادران! من دیدم و دیده هر عاقلی می‌بیند که محبت خدا از هر محبتی شیرین‌تر و اطاعت فرمانش از اطاعت شیطان و شهوت و نفس، گرامی‌تر و پرهیز از عذاب آینده جاویدی که انبیاء برای بدکاران وعده کرده‌اند از پرهیز معصیتهای زودگذر دنیا عاقلانه‌‌تر و امید به رحمت و نعمت و لذت الهی حتمی و بی‌آلام بهشت از امید به ذلت فانی و خیالی احتمالی دنیا پا برجاتر و استوارتر می‌باشد و گردانیدن عنان وفا و عاطفه و محبت و غیرت به سوی آفریننده عزیز وفا و غیرت و محبت و غیرت نزدیکتر و صحیح‌تر و به حق و به جا بوده و پروانه شمع محبت او گردیدن و در راهش سوختن و به دریای رحمت و لطفش پیوستن سعادتی است که در زیر آسمان علم و عقل و وجود شهیرش فوق هر عنقا و همایی است که در خاطرها خطور کند و در تصور اندیشه‌کنندگان بگنجد.
آه، به راه او خواستم که دنیا را در برابر حقایق اسلام تسلیم نموده، اسلام و مسلمین جهان را از چنگال جهل و شهوت و ظلم نجات داده، احکام منور اسلام را اجرا نموده، حیان نوینی با نشر اشعه معارف اسلام بر پیکر مردگان بشر امروز به یاری او ببخشم و حقیقت حیات انسانیت را جلوه‌گر سازم و اگر هزار سال هم بر این منوال پرچم فداکاری راه خدا و محمد و آل محمد را به یاری ذات اقدسش به دوش ناتوان خویش می‌کشیدم عاقبت مرگ بوده، باید همه اینها مقدمه تحصیل رضای خدا می‌بوده باشد تا برای قلب، شفا و نوری و برای آخرت، سرافرازی و سودی داشته باشد والا هیچ، و خدا از اینها همه بی‌نیاز بوده و می‌باشد (نیّت المؤمن خیرُ من عمله) و نیّت مؤمن بهتر از عملش بوده، خدا به نیت پاک لطف می‌کند و بس. امید است به لطفش نیت پاکی و عشق سرشاری نسبت به ذاتش مرحمت فرموده، به فضلش با ما رفتار فرماید.
اَلحقنَا بالحسین وجدّه و امّه و ابیه و اخَیه و ولده، اَمّین الله العالمین.
فراموش نکنید که راه راست از هر کجا کج شد، بیراهه و به سوی هلاکت است. پس از پیغمبر، راه از خانه اوصیای او علی و یازده فرزند عزیزش تا امام زمان بوده که زنده و غایب است (و یملأ الله الارض به قسطاً و عدلاً بعد ما مُلئت ظلماً و جوراً) که به اتفاق احادیث مسلمین (شیعه و سنّی) خدا به وسیله او زمین را پر از عدل و داد می‌کند بعد از آن که پر از ظلم و جور شود، ان‌شاءالله.
خداحافظ. بر شما وفاداران راه خدا همگی سلام.
تهران
به یاری خدای توانا
برادر شما
سیّد مجتبی نوّاب صفوی
شهید نواب صفوی در آخرین ساعات حیاتش در زندان نیز وصیت‌نامه کوتاهی داشته است که متن کامل آن بدین شرح می‌باشد:
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
وصیتنامه اینجانب سیّد مجتبی میرلوحی معروف به نوّاب صفوی؛
من از مال دنیا در زندان چیز ناقابلی ندارم به جز اشیای مختصری که موجود است و آنها را به خانواده و مادرم بدهید و نشانی منزل مادرم فعلاً چون از منزل قبلی خود بیرون رفته‌اند و در منزل برادرشان می‌باشند، به منزل برادر ایشان "خیابان امیریه، چهار راه گلبرگ، کوچه اسلحه‌دار باشی، منزل آقای سید محمد صفوی، وکیل‌پایه یک دادگستری" می‌باشد.
به یاری خدای توانا
سیّد مجتبی نوّاب صفوی
ساعت 3 بعد از نیمه شب
27 دیماه 1334

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات