با برگزاری انتخابات فلسطین و پیروزی حماس با 76 کرسی از 132 کرسی، روند تحولات سرزمینهای اشغالی وارد مرحله تازهای گردید. این پیروزی برای مقاومت و ملت فلسطین در حالی صورت گرفت که گمانهزنیها در مورد ساختار و چگونگی ترکیب دولت جدید همچنان ادامه دارد، همچنین محافل صهیونیستی و غربی از عدم پذیرش دولت فلسطین با محوریت حماس خبر میدهند. در کنار این تحولات نکته قابل تامل عملکردهای مقاومت و پارلمان فلسطین برای تحقق اهداف آینده میباشد. بر اساس تحولات سرزمینهای اشغالی مهمترین چالشهای فراروی پارلمان جدید عبارتند از:
1- تلاش برای تشکیل دولت ائتلافی و هماهنگ که از یک سو بتواند برآورنده نیازهای مردم و از سوی دیگر برگرفته از تمام گروهها و فعالان عرصه معادلات فلسطین باشد، تا از تکرار آنچه در عراق روی داد و گروههایی به دلیل عدم حضور در دولت به معارضین با دولت مبدل گردیدند، جلوگیری شود. (بسیاری از ناظران بر این عقیدهاند که غرب و رژیم صهیونیستی سعی دارند تا با کارشکنی در ایجاد دولت وحدت ملی، گروههای فلسطینی را رو در روی یکدیگر قرار داده و بحران سیاسی را در این مناطق ایجاد نمایند).
2- تدوین و اجرای قوانین بر اساس شرایط جدید زمانی و مکانی بویژه در بعد اقتصادی پس از اضافه شدن غزه و چند شهرک کرانه باختری به حوزه تشکیلات خودگردان که چگونگی ساختار شهری، اداری و ترکیب جمعیتی آن چالشی مهم برای دولت قلمداد میشود. بویژه اینکه رژیم صهیونیستی تدابیر امنیتی شدیدی در حاشیه این مناطق ایجاد و مانع انجام امور اقتصادی میشود.
3- برنامهریزی استراتژیهای جدید برای استمرار مقاومت و انتفاضه برای تحقق آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شریف، چنانکه حماس پیش از انتخابات اعلام نمود که در صورت پیروزی در انتخابات در کنار راه حل نظامی از تواناییهای سیاسی برای اجرای این هدف استفاده و هرگز حاضر به سازش با رژیم صهیونیستی نمیباشد و صرفا پاسخ آن را با گلوله میدهد. در عین حال آنها اظهار داشتند که برنامههایی برای ادامه مذاکرات بینالمللی برای آزادسازی فلسطین و عقبنشینی رژیم صهیونیستی تا مرزهای 1967 تدوین و اجرا خواهند کرد.
4- از مهمترین چالشهای پارلمان و دولت جدید فلسطین، بازیگران خارجی و همپیمانان رژیم صهیونیستی میباشند که در قالب اتحادیه اروپا، کمیته چهارجانبه، مذاکرهکنندهگان صلح خاورمیانه در سرزمینهای اشغالی فعالیت میکنند. در این راستا دولت جدید از یک سو شرایط را برای برعهدهگیری امور امنیتی و اداری مناطق همچون رفح، را که به نیروهای خارجی واگذار شده فراهم آورد و از سوی دیگر در برابر خواستههای نامشروع این کشورها که خواستار خلع سلاح مقاومت و سازش با آن رژیم صهیونیستی هستند، مقاومت نماید. (پس از اعلام نتایج انتخابات بسیاری از سران غربی و آمریکا صراحتا از پیروزی حماس ابراز نارضایتی و تاسف کرده و آن را گامی در جهت عدم تحقق صلح و ثبات در منطقه و حتی نظام بینالمللی دانسته و حتی استمرار مذاکره و روابط با تشکیلات خودگردان را تغییر در عملکرد نظامی مقاومت و تامین امنیت رژیم صهیونیستی از سوی مقاومت اعلام کردند.)
در همین حال دولت جدید فلسطین باید در داخل کشورهای اسلامی بویژه ممالک عربی نیز دیپلماسی خود را بیش از گذشته فعال نموده تا ضمن جلب حمایت آنها برای استمرار مقاومت و رفع مایحتاج فلسطینیان در صورت اعمال تحریم، و قطع روابط سایر کشورها با آنها، از ادامه یافتن روند گرایش برخی از این کشورها به برقراری روابط با رژیم صهیونیستی که به معنی تضعیف و افزایش فشارها علیه فلسطینیان و انتفاضه است جلوگیری نماید.
5- با توجه به اینکه حماس از سوی محافل بینالمللی به دلیل اعمال نفوذ و توطئههای آمریکا و غرب به عنوان گروه تروریستی معرفی و افکار عمومی جهان چندان آن را به رسمیت نمیشناسند، یکی از اولویتهای کاری آنها، تغییر نگرش جهانیان به این جنبش از گروهی تروریستی به نمایندهای آزادی خواه و ملی مردمی است. (چنانکه پس از عقبنشینی رژیم صهیونیستی از نوار غزه که با مقاومت گروههای جهادی صورت گرفت تا حدودی این نگرش در میان ملتهای آزادی خواه جهان شکل گرفت). با این وجود حماس برای حفظ قدرت سیاسی چارهای جز ایجاد برخی اصلاحات ساختاری و نگرشی برای پذیرفته شدن از سوی محافل جهانی ندارد هر که در نهایت اصالت و بنیان خود را که بر اساس سیاست و هدف استمرار محو رژیم صهیونیستی بنا نهاده شده، حفظ خواهند کرد.
در نهایت و با توجه به انتخابات فلسطین و مواضع اتخاذ شده از سوی محافل سیاسی نسبت به پیروزی مقاومت، مهمترین اولویت دولت جدید را باید حفظ وحدت میان تمام گروههای جهادی و سیاسی و جلوگیری از تفرقه میان آنها دانست، چرا که در صورتی که چنین رویکردی در فلسطین حفظ نگردد رژیم صهیونیستی و غرب این فرصت را مییابند که با دامن زدن به این اختلافات، مقاومت را درگیر جنگهای داخلی نموده و خود به سیاستهای توسعهطلبانه در سایر مناطق بپردازند. با این وجود باید هوشیار بود که حضور در روند سیاسی و رسیدگی به تحولات پیرامون آن موجب غفلت از رسالت اصلی مقاومت که همانا آزادی قدس شریف میباشد نگردیده، بویژه اینکه از هم اکنون توطئههای مخالفان مقاومت علیه آن افزایش یافته و آنها برای شکست سیاسی و اجتماعی آن از یک سو و خلع سلاح آن از سوی دیگر تمام تلاش خود را مبذول خواهند داشت.