تاریخ انتشار : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۸۶۷۲۷
دبیرکل جبهه مشارکت:

حاکمیت یکدست در ایران قابل دوام نیست


رویداد:
دبیرکل جبهه مشارکت طی سخنانی در دفتر شرق تهران این حزب به تشریح برنامه‌های تشگیلاتی برای گسترش فعالیت‌ها در حوزه اجتماعی پرداخت.
«سیدمحمد رضا خاتمی» در سخنرانی خود اظهار داشت: «یکی از مهمترین دستاوردهایی که حرکت اصلاحات در طول سال‌های گذشته داشته، این است که فارغ از فشارهایی که بر ما وارد می‌شود و جدا از اینکه درون حکومت باشیم یا نباشیم، به این نقطه رسیده‌ایم که دور هم جمع شویم و برای حفظ و گسترش تشکیلات خود مداومت و پایداری داشته باشیم.»
وی افزود: «آن حلقه معیوب صد ساله گذشته که مانع از توفیق حرکت‌های اصلاحی و به انزوا و شکست دچار شدن آنها بوده، همین ضعف تشکیلاتی و نبود استمرار در فعالیت سیاسی و اصلاحی است که زنجیره معیوبی از انفجار و انفعال را به دنبال داشته است.»
دبیر کل جبهه مشارکت با تأکید بر این امر که قبل از هر چیز ما به عنوان یک تشکیلات سیاسی باید هدف خود از حکومت و دستیابی به قدرت را مشخص کنیم، گفت: «به نظر ما هدف اصلی هر حکومت تأمین رفاه مردم است و جز این هدفی ندارد.»
وی توضیح داد: «البته رفاه مردم معانی مختلفی می‌تواند داشته باشد و رفاه صرفاً به معنای درآمد بالای اقتصادی نیست همچنان که در حال حاضر شهروندان کشورهای توسعه یافته و پیشرفته اروپایی و آمریکایی علی‌رغم دستیابی به درآمد بالای سرانه، به دلیل فعال بودن گروه‌های تروریستی در این کشورها احساس ناامنی می‌کنند و همین امر رفاه آنها را به خطر انداخته است.»
خاتمی با اشاره به وجود دو نگاه آمرانه و دموکراتیک به توسعه اقتصادی در کشور گفت: «ما در سال‌های 56 ـ 50 شاهد نتایج توسعه آمرانه برای حکومت شاه بودیم. شاه توانست به برکت افزایش قیمت نفت در این سال‌ها به مطالبات اقتصادی مردم پاسخ دهد، اما چون پایه این توسعه اقتصادی مبتنی بر مردمسالاری نبود، این توسعه اقتصادی نتیجه برعکس داد و به جای تحقق ثبات بیشتر، به انقلاب منجر شد.»
وی سپس به ارائه تحلیلی از یکدست شدن حاکمیت در کشور پرداخت و گفت: «آنچه که تحت عنوان ثبات و یکدست شدن حاکمیت از آن نام برده می‌شود یک مسأله ظاهری است اما از نظر پایه‌ای به نظر می‌رسد قابلیت دوام ندارد. چرا که در کشوری نظیر ایران که چندین جنبش انقلابی و اصلاحی را در طی یکصد سال از سر گذرانده است، کسی که می‌خواهد حکومت کند یا باید متکی بر توده‌های مردم باشد یعنی کاری که در انقلاب اسلامی صورت گرفت و یا اینکه بر یک نظام پلیسی ـ امنیتی بسیار متمرکز و بسته متکی باشد نظیر آنچه که در حکومت شاه وجود داشت.»
دبیر کل جبهه مشارکت درباره نبود پیوند میان حاکمیت با توده‌های اجتماعی در شرایط کنونی کشور گفت: «اینکه ما بگوییم چون 50 درصد مردم در انتخابات شرکت کرده‌اند، پس این نشانه اعتماد مردم به کلیت نظام و اقدامات آن محسوب می‌شود، شاید به نظر درست بیاید اما اگر ما بیاییم و این 50 درصد را تجزیه و تحلیل بکنیم، درمی‌یابیم که در آینده این پایگاه اجتماعی قابل تکیه و اعتماد نیست.»
وی توضیح داد: «این که ما می‌گوییم پایگاه اجتماعی کنونی نظام قابل اتکا نیست، به این خاطر است که در جامعه ما نسل‌هایی دارند روی کار می‌آیند که کاملاً دیدگاه‌ها و انتظارات متفاوتی دارند و در انتخابات اخیر هم تقریباً هیچ مشارکتی نداشته‌اند. اگر ما از کسانی که بین 16 تا 25 سال دارند، آمار بگیریم خواهیم دید که پایین‌ترین آمار مشارکت در انتخابات مربوط به این بخش از جامعه است. به ویژه اگر این بررسی در شهرهای بزرگ که رشد شهرنشینی دارند انجام شود. در این شهرها که دانایی و آگاهی و دسترسی به وسایل ارتباط جمعی بیشتر است، مشارکت انتخاباتی کل جامعه زیر 30 درصد و در مورد جوانان تقریبا ً صفر و قابل چشم‌پوشی است.»
رضا خاتمی با بیان اینکه «آقایانی که خود حکومت را در دست دارند و برنامه‌ریزی برای یکسدت شدن حاکمیت را طراحی و اجرا کرده‌اند، خود می‌دانند که در اقلیت کامل هستند» افزود: «البته این افراد ادعا می‌کنند که تبلیغات سوءاصلاح‌طلبان و سیاه‌نمایی آنها باعث شده که جامعه تصویری غول مانند از ما داشته باشد و اگر ما بتوانیم در بعد اقتصادی برای مردم کار بکنیم، شکاف موجود پر می‌‌شود و دیگر اقلیت نخواهیم بود.»
دبیر کل جبهه مشاکرت سپس در ارزیابی ثبات حاکمیت از نظر امنیتی گفت: «بعد از انقلاب جریان‌هایی که در حکومت حضور داشتند، چه اصلاح‌طلب و چه محافظه‌کار، چه چپ و چه راست هر کدام پایگاهی در جامعه داشتند و به همین خاطر در حکومت طبقه‌ای به وجود نیامد که هیچ ارتباطی با مردم نداشته باشد و بتواند به راحتی با آنها برخورد پلیسی کند و نظامی بسته را شکل دهد».
وی افزود: «شاه با استفاده از افرادی که آنها را کاملاً جدا از جامعه نگاه داشته بود و تحت آموزش قرار داشتند، تشکیلاتی نظیر «گارد جاویدان» تشکیل داد، اما در ساختار جمهوری اسلامی چنین چیزی وجود ندارد؛ حتی رفتارهایی که مثلاً به اسم [] می‌شود، در بدنه آن تفاوت چندانی با جامعه دیده نمی‌شود و به همین خاطر امنیتی کردن نظام به وسیله این نیروها امکان ندارد.»
رضا خاتمی سپس به طرح این پرسش پرداخت که که «آیا حاکمیت یکدست می‌‌تواند در جهت توسعه اقتصادی حرکت کند؟»
وی در پاسخ این پرسش اظهار داشت: «اگر ما ظواهر را کنار بگذاریم و به عواملی که در رشد اقتصادی مؤثر است توجه کنیم، خواهیم دید که اگر بخواهیم به یک رشد قابل قبول در امر اقتصاد برسیم تا مردم احساس کنند که وضعشان از این که هست بدتر نشده، رشد اقتصادی کشور حداقل باید هشت درصد باشد و این کار بسیار سختی است و حتی در شرایط فعلی غیرممکن به نظر می‌رسد. چرا که ما در بهترین وضعیت خود رشدی بالای 7/5 درصد نداشته‌ایم که آن هم در نوع خود یک شاهکار بود. اما با وضعیت فعلی مشخص نیست که چطور ما می‌خواهیم 10 یا 15 سال به طور مرتب رشد بالای 8 درصدی داشته باشیم.»
دبیرکل جبهه مشارکت با اشاره به مخالفت‌هایی که از سوی راه‌یافتگان به مجلس هفتم و گروه‌های سیاسی محافظه‌کار با برنامه چهارم مصوب مجلس ششم صورت گرفت، تأکید کرد: «دلیل اصلی این مخالفت‌ها آن بود که برنامه چهارم نگاهی واقع‌گرایانه داشت و برای دستیابی به رشد 8 درصدی صرفاً به فرمول‌های اقتصادی تکیه نمی‌کرد بلکه بر رعایت حقوق شهروندی و الزامات سیاسی فرهنگی، اجتماعی و بین‌المللی را هم مدنظر داشت و مخالفت اصلی محافظه‌‌کاران هم با این بخش برنامه چهارم است.»
به گفته رضا خاتمی، میداندار اصلی مخالفت‌ها با برنامه چهارم در جبهه محافظه‌کار با کسانی است که اصولاً با توسعه اقتصادی موافق نیستند و اعتقاد دارند که «مشکل اصلی کشور، نبود عدالت در توزیع است.»
دبیرکل جبهه مشارکت تأکید کرد: «این جریان به دنبال همان روش‌های شبه سوسیالیستی اوایل انقلاب و حاکم بر شوروی سابق و اروپای شرقی که به بهانه عدالت، سیستم اداره کشور را به سمت بسته شدن و دخالت آمرانه دولت پیش می‌برند در حالی که این روش خود عامل اصلی رشد فساد و رانت‌خواری در جامعه است.»
وی بر این براساس به تحلیل برنامه‌ای پرداخت که جبهه مشارکت در شرایط کنونی که دیگر در حکومت قرار ندارد، می‌تواند در پیش بگیرد.
رضا خاتمی گفت: «حوادثی که در کشور ما و پیرامون آن رخ می‌دهد و تحولات اجتماعی به گونه‌ای است که گویی جامعه ما در فضا در حال چرخیدن است. به هر حال رئیس‌جمهور می‌آید و می‌رود، مجلس و شورای شهر هم می‌آیند و می‌روند اما این حوادثی است که در سطح اتفاق می‌افتد، اما هیچ کدام مسأله اصلی که در چرخش این گوی وجود دارد نیست و متأسفانه این نهادها هم هیچ کدام نتوانستند این گوی را به سمتی ببرند که در روی زمین استقرار پیدا کند و بشود بر روی آن برنامه‌ریزی کرد و پیش رفت.»
وی تأکید کرد: «حفظ و گسترش تشکیلاتی جبهه مشارکت از این زاویه یک نیاز اصلی است. ما برخلاف کسانی که معتقدند همه چیز تمام شده و فعالیت سیاسی دیگر فایده‌ای ندارد، معتقدیم که باید دور هم جمع شویم، برنامه‌ریزی کنیم و با قدم‌های خودمان گامی به پیش بگذاریم و برای تحولات آینده آماده شویم.»
دبیرکل جبهه مشارکت بر ضرورت تدوین و تهیه برنامه‌های حزب در حوزه‌های مختلف اداره کشور تأکید کرد و گفت: «ما وقتی ادعای توانایی اداره جامعه را داریم باید مشخص کنیم که برای بهداشت، اقتصاد، حمل‌و‌نقل، مدیریت و سیاست خارجی چه برنامه‌ای داریم.»
وی با بیان این که فعالیت در زمینه این برنامه‌ریزی درون جبهه مشارکت آغاز شده است، گفت: «سرمایه عظیم جبهه مشارکت برای تحقق و پیشرفت این برنامه‌ها انسجام تشکیلاتی است. ما باید این سرمایه خود را افزایش دهیم و با ممارست و تمرین برای آینده‌ای که حکومت ناچار می‌شود سیاست فعلی خود در زمینه یکدست‌سازی حاکمیت را کنار بگذارد، آماده باشیم چرا که حکومت امکان سرکوب ندارد و در نهایت ناچار است علاوه بر شعارهای اقتصادی و مبارزه با فساد، در جهت همسویی با مردم، حرمت گذاشتن به مردم، آزادی دادن به مردم و مداخله نکردن در امور خصوصی مردم حرکت کند و در نهایت به برگزاری یک انتخابات آزاد گردن نهد.»
دبیرکل جبهه مشارکت همچنین به تفاوت فعالیت تشکیلاتی اصلاح‌طلبان با محافظه‌کاران پرداخت و گفت: «اصلاح‌طلبان باید از طریق توجیه، تحلیل ارتباط‌گیری و اطلاع‌رسانی تعداد قابل توجهی نیرو و هوادار به خود جذب کنند که در هر شرایطی با داشتن تحلیلی روشن پای صندوق بیایند و به آنها رأی دهند در حالی که محافظه‌کاران به شکل هیأتی کار می‌کنند آنها به هر هیأت مبلغی می‌دهند و می‌گویند این تعداد رأی‌دهنده باید پای صندوق بیاید و به این افراد رأی بدهد و طبیعی است که راه اصلاح‌طلبان بسیار سخت‌تر است.»
رضا خاتمی با اشاره به اینکه در شرایط کنونی فعالیت و همکاری با احزابی نظیر جبهه مشارکت بسیار سخت و پرهزینه است، گفت: «کسانی که در این شرایط حاضر به فعالیت با حزب می‌شوند، سرمایه‌ای بسیار ارزشمند هستند که ما باید آنها را شناسایی کنیم و با سازماندهی آنها نه تنها حزب را نجات دهیم و آینده آن را بیمه کنیم بلکه با این کار، یک سرمایه اجتماعی قابل توجه هم برای توسعه در کشور به وجود آورده‌ایم.»
وی در پاسخ به سؤالی در مورد فعالیت شاخه‌های دانشجویی و کارگری جبهه مشارکت گفت: «نگاه ما به جامعه، طبقاتی نیست، بلکه مدنی است. ما آن نگاه سوسیالیستی را که به طبقه کارگر به عنوان پایگاه تحولات می‌نگریست قبول نداریم بلکه معتقدیم مبنای تحول در جامعه ایران طبقه متوسط جدید است که جبهه مشارکت هم بر روی آن سرمایه‌گذاری کرده است.»
دبیرکل جبهه مشارکت افزود: «در مورد شاخه کارگری، از آنجا که درون جبهه دوم خرداد تشکل‌‌هایی در این زمینه حضور داشتند، استراتژی‌ اصلی جبهه مشارکت و سایر گروه‌های دوم خرداد این بود که به شکل مجزا در حوزه کارگری فعالیت نکنند و ما هم از فعالیت در این حوزه پرهیز می‌کردیم و به همین خاطر بحث تشکیلات کارگری را چنداغن جدی دنبال نکردیم. همین‌طور در مورد تشکیلات دانشجویی چون انجمن‌های اسلامی که خود از جریان‌های پیشرو در جهت دفاع از دموکراسی و حقوق شهروندی هستند. در دانشگاه‌ها حضور دارند، ما تشکیلات دانشجویی نداشتیم اما از یک سال قبل که اتفاقاتی افتاد و جریانات دانشجویی صدمه دیدند و تصمیم‌های آنها برای نوع فعالیت هم تا حدودی عوض شد و همچنین تشکل‌های کارگری در درون خودشان دچار مشکل شدند و تشکل‌های جدی کارگری هم در کنار تشکل‌های قدیمی شکل گرفت، جبهه مشارکت برنامه تشکیل و سازماندهی شاخه‌های کارگری و هسته‌های دانشجویی را در دستور کار قرار داد و البته به آنها به عنوان نهادهای مدنی می‌نگرد و نه طبقات اجتماعی ما معتقدیم این نهادها باید تقویت شوند و مطالبات خود را مطرح کنند اما از نظر طبقاتی در چارچوب‌ همان طبقه متوسط جدید پیگیر مطالبات آنها هستیم.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات