تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۲  ، 
کد خبر : ۱۸۶۷۲۸

ناقوس خطر


فرزان شهیدی
در یکی از یادداشتهای پیشین اشاره کردیم که یکی از چالش‌های انتخابات عراق مخالفت رژیم‌های عربی با ظهور نظامی است که اکثریت شیعه ـ و بویژه اسلامگرایان ـ در آن نقش اساسی داشته باشند. هنگامی که صفحات روزنامه الشرق الاوسط را در اینترنت مرور می‌کردم مقاله‌ای نظرم را جلب کرد تحت عنوان «فتاوایی که ناقوس خطر را به صدا در می‌آورد.» این مقاله که توسط «جابر حبیب جابر» نگاشته شده و مورخه 11/11/2004 در این روزنامه درج شده است، از نقش و نفوذ علمای دین و مرجعیت در آینده نظام سیاسی عراق اظهار نگرانی کرده است.
در این مقاله آمده است: «در ماه رمضان بلندگوی مساجد در عراق به جای آن که به وعظ و ارشاد مردم بپردازند آن‌ها را به مشارکت در انتخابات عمومی دعوت می‌کنند بویژه بر نقش زنان در انتخابات تاکید می‌کنند و این بخشی از طرح مرجعیت برای نقش ‌آفرینی در انتخابات آتی عراق است.»
نویسنده در ادامه با تحلیلی از وضعیت احزاب و نهادهای مدنی در عراق می‌گوید: «سیاست‌های سرکوبگرانه رژیم سابق نهادهای مدنی و احزاب سیاسی را از رده خارج کرد و ضعف این نهادها در حال حاضر باعث پیشگامی مرجعیت و نهادهای دینی در صحنه سیاسی عراق شده است... اکنون مرجعیت به وجوب مشارکت در انتخابات فرا می‌خواهند در حالی که وضعیت امنیتی بحرانی است و فتاوای مراجع با ایجاد تکلیف شرعی حق پیروان خود را در سایه تهدید به مرگ به پای صندوق‌های رای می‌کشاند.»
البته نویسنده با دموکراسی در عراق مخالفتی نشان نمی‌دهد و حتی می‌گوید مرجعیت بر التزام نسبت به نتایج دمکراتیک تاکید دارد و این امری است که حتی آمریکا نمی تواند آن را رد کند. اما نگرانی نگارنده مقاله آن است که مرجعیت و علمای دینی در نظام آینده عراق نقش مستقیم داشته باشند. وی تصریح می‌کند: «اگر نقش علما در عراق از جنبه ارشادی فراتر رفته و به نقش سیاسی و رهبری در نظام آینده این کشور بینجامد، ناقوس خطر در عراق نواخته خواهد شد، او تاکید می‌کند: «پس از تحقق دموکراسی علما باید به مساجد باز گردند همان گونه که نظامیان پس از انقلابات در پادگان‌های خود می‌آرمند!»
صرف نظر از فرازهای مختلف این نوشتار که در صحت و سقم آن تردیدهایی وجود دارد برای تعلیل نگارش چنین مقالاتی باید به واکاوی انگیزه و اهداف مخالفان شیعه و حاکمیت اسلامی پرداخت. در این راستا نکات ذیل قابل ملاحظه است:
1- ایالات متحده آمریکا با ارائه طرح خاورمیانه بزرگ به ترویج مقوله سکولاریسم در کشورهای اسلامی و عربی پرداخته است. چاشنی این ترویج یک حمله تبلیغاتی گسترده است که حداقل با تکیه بر دو مولفه سامان یافته است:
الف: تاکید بر ناکارآمدی حاکمیت دینی و این که نظام‌های اسلامی منشا خشونت و تروریسم و عقب‌ماندگی هستند. فشار و تهدیدات همه جانبه علیه جمهوری اسلامی در این چارچوب قابل بررسی ممی‌باشد.
ب: ترویج مقولاتی چون آزادی، حقوق بشر، توسعه و دموکراسی و استنتاج این نکته که دستیابی به این آرمان‌ها تنها در سایه سکولاریسم و لیبرالیسم امکان‌پذیر است.
آن چه آمریکا در افغانستان و عراق و دیگر کشورهای منطقه دنبال می‌کند تحقق نسخه غربی از دموکراسی است که دین در آن نقشی نداشته باشد و به تعبیر نویسنده مقاله مذکور تنها دین منحصر به مساجد باشد. در این الگو حتی اگر اکثریت شیعه در کشوری مانند عراق در چهارچوب قواعد دموکراسی به حاکمیت برسد چندان مهم نیست، بلکه مهم آن است این حاکمیت شیعی مشی سکولار داشته باشد.
پرواضح است که این توطئه‌ای است برای زدودن نقش دین و علما از صحنه و سنوشت سیاسی و هموار ساختن بستری برای نفوذ و سلطه غرب و صهیونیسم بر کشورهای مسلمان. این دقیقا همان توطئه‌ای است که امام راحل(ره) با طرح آموزه «عدم جدایی دین از سیاست« علم مبارزه با آن را در ایران اسلامی برافراشت و پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی در واقع ثمره این مبارزه و تجربه عملی بازگشت دین به عرصه سیاست بود.
2- رژیم‌های عربی با بافت و حاکمیت سنتی قطعا نگران آن هستند که موج دموکراسی دامان آنها را فراگیرد، از این رو به انحای گوناگون با روند دموکراتیک در عراق مخالفت می‌کنند. اما آن چه نگرانی آنان را افزوده وجود اکثریت شیعه در عراق است که گرایش‌های اسلام‌گرایی در آنها قوی‌تر از رویکرد سکولاریسم است و برای مرجعیت و علمای دین احترام و جایگاه ویژه‌ای قائل هستند، از سوی دیگر هنگامی که نویسنده در مقاله «فتاوایی که ناقوس خطر را به صدا در می‌آورند» از نقش سیاسی علما اظهار نگرانی می‌کند، حاکی از آن است که رژیم‌های عرب علاوه بر تبعات سیاسی دموکراسی در عراق، از پیامدهای اعتقادی و مذهبی آن نیز به شدت نگران هستند. به عبارت دیگر با ظهور حاکمیت شیعی با مشی اسلامی، یک جمهوری اسلامی جدید را در منطقه شاهد خواهند بود با این تفاوت که عراق یک کشور عربی است و با توجه به نقش و تاثیر این کشور در جهان عرب، قادر به برهم زدن معادلات و موازنه‌های موجود خواهد بود.
3- به نظر می‌آید بیشترین نگرانی از تحقق یک نظام اسلامی در عراق متوجه رژیم صهیونیستی باشد. اسرائیل که زمانی از تهدید صدام احساس خطر می‌کرد اکنون مخاطرات بیشتری پیش رو دارد. اگر صدام تنها برای اسرائیل تهدید نظامی بود، خصوصا آن که چنین نظامی به ائتلاف با جمهوری اسلامی ایران روی آورده و جبهه متحدی را علیه اسرائیل در منطقه پدید آورند.
با نگاهی به رویکرد و اقدامات رژیم صهیونیستی در عراق به راحتی می‌توان به عمق نگرانی اسرائیل در این کشور پی برد. اسرائیل از ابتدا جزء مروجان اصلی حمله به عراق بوده و در طی دوران اشغالگری علاوه بر آنکه بر سیاستهای آمریکا در عراق انتقاد می‌کرد و معتقد بود آمریکا به اهداف خود به طور کامل در این کشور دست نیافته است، به حضور مستقیم در این کشور مبادرت نمود و عناصر یهودی و بویژه عوامل موساد تحت عناوین مختلف در عراق به فعالیتهای مختلف اطلاعاتی، امنیتی و اقتصادی روی آورده‌اند. قطعا یکی از اقدامات اسرائیل و نیز اشغالگران آمزیکایی ایجاد جنگ روانی برای ممانعت از ظهور یک نظام اسلامی در عراق است.
هنگامی که در عراق بودم به یاد دارم تلویزیون رسمی عراق - که آن زمان در اختیار حاکم آمریکایی بود - صراحتا از زبان یکی از روحانیون وابسته اعلام کرد: «همانگونه که خودروی ولوو را از سوئیس وارد می‌کنیم قانون اساسی را هم باید از این کشور وارد کنیم!» اکنون نیز در ادامه روند ترویج سکولاریسم و مقابله با حاکمیت دینی شاهد انتشار مقالاتی مانند روزنامه الشرق الاوسط هستیم و قطعا در آینده هم نظاره‌گر این هجمه تبلیغاتی و جنگ روانی خواهیم بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات