* احساس شما درباره انتخابات پارلمانی عراق چیست؟
** آنچه در عراق روی داد سابقا هرگز رخ نداده بود، از طرفی شاهدیم که صدام روند محاکمه خود را سپری میکند، عراقیها نیز حاکمیت و اقتدار ملی خود را باز یافتهاند. آنها سه انتخابات را پشت سر گذاشتهاند. قانون اساسی تدوین شد و مردم برای تایید آن در همهپرسی شرکت کردند. مضاف بر اینکه نیروهای عراقی اکنون در حال تشکیل قوای امنیتی مستقل خود با کمک ما هستند. باور نکردنی و بینظیر است، در واقع همه چیز به خاطر شجاعت عراقیها و تعهد و حرفهایگری نظامیان آمریکایی حاصل شد، احساس بسیار خوبی دارم اما راهی طولانی همچنان در پیش است.
* در روز برگزاری انتخابات از حملات شبهنظامیان خبری نبود اما آیا این بخشی از استراتژی شبهنظامیان نبود؟
** شبهنظامیان اساسا به این دلیل که میخواستند روند سیاسی مسیر عادی خود را ادامه دهد دست به حملات افراطگرانه نزدند که البته این گام بسیار مهمی بود. اما در حال حاضر باید تلاش مستمری را برای پیشبرد روند سیاسی آغاز کنیم و ما هم اکنون در حال ارزیابی این مساله هستیم، کاملا بدیهی است که انتخابات عراق نقطه عطفی برای آمریکا محسوب میشود. حال منتظریم ببینیم در واقعیتهای موجود تغییری حاصل خواهد شد یا خیر. من به همراه زلمای خلیل زاد، سفیر آمریکا در عراق بیانیه مشترکی را در مورد طرح جنگ تهیه کردهایم، که در حقیقت ادامه همان استراتژی است که در اوت 2004 در راستای مبارزه با حملات شبهنظامیان اتخاذ شد.
* پایان انتخابات در عراق برای ارتش آمریکا چه معنا و مفهومی دارد؟
** ما همچنان تلاشهای خود را جهت فراهم کردن بستری که نیروهای عراقی خود رهبری امور امنیتی کشورشان را برعهده گیرند، تداوم خواهیم بخشید. ما انتظار داریم که در فاصله زمانی که از هم اینک تا تابستان وجود دارد نیروهای بیشتری قبول مسئولیت کنند. حدودا 70 درصد لشکر عراق قادر خواهند بود که تا تابستان آینده کنترل کشور را در دست گیرند. سال 2006 سال پلیس عراق خواهد بود و ما به گونهای برنامههای خود را ارتقاء خواهیم داد که آنها در راس امور قرار گیرند. یقینا پلیس عراق به این مساله نیاز مبرم دارد. طی سال 2006 یگانهای لجستگی کماکان باید روی نهادهای مرکزی خود کار کنند و کلیه این امور زمانبر خواهد بود.
* به نظر شما به دنبال پایان پذیرفتن انتخابات، شبهنظامیان خود را چگونه با شرایط موجود سازگار خواهند کرد؟
** شبهنظامیان خود را تطبیق خواهند داد، ما نیز به همین منوال عمل خواهیم کرد. در بحث امنیت، سه شیوه فرا روی ما قرار دارد که عبارتند از گسترش نیروها، غلبه بر تروریسم و واگذاری مسئولیت برقراری امنیت به نیروهای عراقی.
* نیوزویک: عراق تا به امروز صحنه برگزاری سه انتخابات بوده است، حال به چه دلیل مردم باید باور کنند که انتخابات پارلمانی تفاوتهایی را در پی خواهد داشت؟
** کیسی: فکر نمیکنم آنچه شما از تفاوت برداشت میکنید کاهش خشونتها به واسطه چنین انتخاباتی باشد.
خشونتها به شبهنظامیان مربوط میشود و کسانی که احساس میکنند از حق شرکت در روند سیاسی محرومند به همین دلیل برای نیل به مقاصد سیاسی خود به خشونت متوسل میشوند اما شما در مقطع فعلی شاهدید که پس از رد روند سیاسی توسط گروههای سنی در انتخابات گذشته، اکنون همین قشر در روند سیاسی مشارکت میکند که این خود گام عظیمی است که برداشته شده است اما قرار نیست خشونتها یک شبه متوقف شود چرا که دلایل ریشهای و بنیادین آن را باید در محرومیت از امتیازات اقتصادی و سیاسی جستجو کرد که حل و فصل آن نیز زمانبر خواهد بود، هر چند تصور میکنم سطح خشونتها در آینده کاهش خواهد یافت.
من 18 ماه پیش وارد عراق شدم قانون اساسی زمانی تدوین شد که ما برنامههای خود را به رشته تحریر در میآوردیم. حال این انتظار که همه چیز ظرف 18 ماه به ثمر رسد، انتظار نامعقولی است، حقیقت این است که مردم عراق به طور فزایندهای در انتخابات و همهپرسی شرکت کردند و این گامی بسیار بزرگ در مسیر توسعه و پیشرفت قلمداد میشود.
* کاملا بدیهی است که شبهنظامیان استراتژی دو رویهای را دنبال میکنند، اینطور نیست؟
** بله، استراتژی بحث و جنگ، اصولا به همین خاطر کاهش خشونت ناگهانی نبوده بلکه به صورت تدریجی صورت میگیرد. وقتی به آنچه قرار است در سال آینده رخ دهد نگاهی بیندازیم در خواهیم یافت که بحث و مناظراتی بر سر اصلاحات قانون اساسی پیش خواهد آمد، همین طور درباره فدرالیسم، به عبارت دیگر این دو مقوله بیتردید خود باعث جدایی و تفرقه خواهند بود. هم چنین چالشهای سیاسی و چالشهای توسعه اقتصادی فراوانی پیش رو قرار دارد که قطعا به طور ناگهانی به نتیجه نخواهند رسید اما مسیر درستی انتخاب شده است.
عراقیها به تمامی تعهدات خود آن هم با قبول مخاطرات بسیار عمل کردهاند و ما آمریکاییها نیز به نوبه خود زندگی زیر یوغ صدام را نمیستاییم. عراقیها میدانند که شرایط به مراتب بهتری نیز وجود دارد، آنها میدانند و میخواهند که بهتر زندگی کنند، بنابراین گامی به عقب بر نمیدارند و این خود همان تعهدی است که پروسه را به پیش میراند، هر چند هنوز تعصبات و نگرانیهای میان گروهها وجود دارد که باید توسط خود اعضا از میان برداشته شود که البته نیازمند زمان کافی است.
* مردم عراق میگویند تنها راه سرکوب شبهنظامیان خروج فوری سربازان آمریکایی از شهرهای عراق است، چرا این امر تحقق پیدا نمیکند؟
** خیر، این مساله دارد صورت میپذیرد. رویهم رفته پایگاههای نظامی در حومه یا خارج از شهرها قرار دارند البته در برخی شهرها یا مناطق مانند بغداد یا منطقه الخضرا و جنوب بصره نیروهای آمریکایی همچنان مستقر هستند اما به طور کلی نیروهای ما جز در مناطق غربی در خارج از شهرها حضور دارند، چرا که اگر از مناطق غربی خارج شویم به دلیل عدم حضور نیروهای امنیتی عراق شبهنظامیان کنترل اوضاع را در دست خواهند گرفت. هدف ما همواره این بوده که مسئولیت برقراری امنیت این مناطق را به نیروهای توانمند امنیتی عراق بسپاریم.
به نجف نگاه کنید که در سال 2004 به کلی توسط حامیان مقتدی صدر اداره میشد که به ایجاد رعب و وحشت و انجام عملیاتهای تروریستی میپرداختند، در حالی که اکنون لشکر خود را از مرکز شهر نجف دور کرده و به 10 کیلومتری خارج شهر انتقال دادهاند.
نکته دوم این که ما باید به تعادل درستی دست پیدا کنیم. در نوامبر سال 2004 در فلوجه یک لشگر بومی وظیفه برقراری امنیت را به عهده داشت که از قدرت لازم برای مبارزه با نفوذ تروریستها و مهاجمان خارجی برخوردار نبود بنابراین شبهنظامیان وارد شدند و کنترل شهر را در دست گرفتند در نتیجه میتوان این گونه استنباط کرد که عراقیها بعضی اوقات به کمک ما نیاز دارند چرا که آن چنان که باید قدرتمند نیستند.