یوری اونری
ترجمه: سارا معصومی
وقوع یک زلزله سیاسی پیش از برگزاری انتخابات سراسری شاید حادثهای غیرمعمول باشد، اما به هیچوجه نمیتوان آن را غیرممکن خواند. وقوع دومین زلزله در عرصه سیاسی یک کشور در دوران انتخابات نیر بسیار نادر است. اما بیشک رویارویی با سومین تغییر ناگهانی در چنین برههای، اندکی ترسناک و ناامیدکننده است. شاید تصور چنین حوادثی اندکی غیرممکن باشد. اما حقیقت این است که اسرائیل در طول چند ماه اخیر شاهد تمامی این تغییر و تحولات بوده است. نامزدی عمیر پرتز به عنوان رهبر حزب کارگر، چشمانداز سیاسی اسرائیل را اندکی تغییر داد. همین تغییر ناگهانی بود که آریل شارون را وادار به تاسیس حزب کادیما کرد، حزبی که با به رسمیت یافتن آن، آینده سیاسی رژیم صهیونیستی بار دیگر دستخوش تحولات عظیمی شد. در چند هفته اخیر و با بستری شدن آریل شارون در بیمارستان، حتی پیشبینی وضعیت سیاسی اسرائیل نیز مشکل شده است.
یهودیان اسرائیل، به حزب تازه تاسیس کادیما به چشم فرزند آریل شارون مینگرند. در حقیقت نخستوزیر در بستر رژیم صهیونیستی به منزله محوری بود که تمامی اعضای این حزب را با وجود گرایشهای متفاوت سیاسی در کنار یکدیگر قرار میداد. پس از سکته ناگهانی آریل شارون، اولین دغدغه سیاستمداران اسرائیلی این بود که آیا مرگ شارون، پایان فعالیت حزبی خواهد بود که نخستوزیر ریاست آن را بر عهده داشت. اولین تصویری که در ذهن همگان در خصوص آینده سیاسی کادیما نقش بست این بود که حزب فوق نیز با مرگ آریل شارون از هم متلاشی شده و تبدیل به گروهی سیاسی و منزوی میشود.
با این وجود، حقیقت این است که هنوز زمان به حقیقت پیوستن این پیشبینی فرا نرسیده است. در صورتی که هر کدام از اعضا تنها به دلیل رهبری حزب به آن پیوسته بودند، تصور از هم پاشیده شدن کادیما پس از مرگ موسس آن چندان غیرممکن نبود. اما در صورتی که هر کدام از اعضا متوجه نقش خود را حزب فوق باشند، بیشک با حذف یک نفر، آن را ترک نمیکنند. اکنون سوال این است که چه کسانی حتی با حذف رهبری حزب، همچنان به حفظ جایگاه خود در حزب خواهند پرداخت.
اولین دسته، فرصتطلبانی خواهند بود که هرگز فرصتی برای کسب کرسیهای کنست از راههای دیگر نیافتند. البته بیشک، این گروه تنها نخواهند ماند. حقیقت این است که کادیما در حال حاضر هیچ برنامه خاص یا ایدئولوژی هدفمندی را دنبال نمیکند. اما این حزب نیز با در اختیار داشتن افکار و طرحهای نوین، توانایی تولید برنامههای جدید را در اختیار دارد. امروزه، بسیاری از یهودیان ساکن مناطق اشغالی خواهان صلح پایدار هستند. صلحی که نه بر پایه مذاکرات طولانی مدت و بینتیجه بلکه بر مبنای توافق و پرداختن بهای زندگی در آرامش باشد.
یهودیان امروز اسرائیل پس از سالها زندگی در جنگ و خونریزی، خواهان «صلحی مطلق و پایدار» هستند. از سوی دیگر نباید شعارهای تند و تیز برخی از یهودیان را فراموش کرد که همواره بر عدم اعتقاد به اعراب سخن گفته و معتقدند که برقراری صلح در کنار اعراب غیرممکن است. این منطق نژادپرستانه به خودی خود میتواند توجیه یهودیان برای تلاش جهت افزایش آمار یهودیان در سرزمینهای اشغالی و حفظ ارزشهای یهودیان باشد.
تاکنون، اعضای حزب کادیما، ریش و قیچی را به رهبر حزب و نخستوزیر رژیم صهیونیستی سپرده بودند. آریل شارون از زمان تاسیس این حزب، تنها مرجع قدرتی بود که به خوبی از عهده امور بر آمده و میتوانست هر اقدامی را در زمان مقرر به پایان برساند. سلسله مراتب در کادیما به خوبی رعایت شده و همگان آنچنان به آریل شارون اطمینان داشتند که هرگز از وی در خصوص برنامههایش سوال نمیکردند. برای اعضای کادیما، حضور آریل شارون به معنای اطمینان و آرامش بود. در شرایط فعلی و با وجود غیبت محوریت حزب کادیما، نبود پاسخهای مناسب برای تمامی سوالها، چندان هم به ضرر حزب نیست. حزبی که پاسخ صریحی به سوالات ندهد، بیشک توجه بسیاری را به خود جلب خواهد کرد. در حال حاضر، عقبنشینی سیاسی کادیما کاملا قطعی است. بیشک، این حزب در جریان انتخابات موفق به کسب 42 کرسی که براساس آخرین نظرسنجی در زمان سلامت آریل شارون به وی وعده داده شده بود، نخواهد شد.
اما سوال این جاست که در نهایت کادیما، چند کرسی را به خود اختصاص خواهد داد؟ دیر یا زود باید پذیرفت که آریل شارون با ترک کردن صحنه سیاسی رژیم صهیونیستی، در حقیقت این عرصه را از وجود نخبگان سیاسی و رهبران قدرتمند مرحوم کرده است. باید پذیرفت که اسرائیل پس از آریل شارون، سرزمینی، خواهد بود با الگوهای متوسط غربی و احزابی متوسط که رهبری آن را نیز سیاستمداران عادی بر عهده خواهند داشت.
دقیقا به همین دلیل، در حال حاضر هیچ سیاستمداری کاریتر از کفیل نخستوزیر در ساختار رژیم صهیونیستی وجود ندارد. ایهود اولمرت، سیاستمداری خاص و سادهلوح است که تا به حال چیزی بیش از یک سیاستمدار نبوده است. اولمرت در طول زندگی سیاسیاش هرگز نقش یک پدر یا ژنرالی برجسته و یا حتی یک محقق را بر عهده نداشته است. کفیل نخستوزیر اسرائیل، هرگز طرحی فوقالعاده یا جذابیت شگفتانگیزی از خود نشان نداده است. اولمرت در ابتدای تصوی پست جدید به راحتی به برخی از هواداران و حامیان خود، خیانت کرد. با این وجود، او سیاستمداری باهوش و خوش قیافه است که هرگز ژستهای سیاسی آنچنانی از خود نشان نمیدهد. کفیل نخستوزیر، پس از یک حادثه غیرقابل پیشبینی، مسئولیت دولت را بر عهده گرفت. در حقیقت عنوان «کفیل نخستوزیر» نیز به عنوان هدیهای از سوی آریل شارون و زمانی که وزارت دارایی را به نتانیاهو سپردند به اولمرت بخشیده شد. این عنوان برخلاف ظاهر فریبنده آن در حقیقت تنها به این معنی بود که ایهود میتوان در زمان غیبت شارون، جلسات کابینه را کنترل کند. با بستری شدن طولانی مدت آریل شارون در بیمارستان، عنوان توخالی «کفیل نخستوزیر» تبدیل به سکوی پرتاب اولمرت شد. به دنبال این حادثه، زنجیره حوادثی که پشت سرهم روی دادند، اولمرت را از یک کفیل ساده به جانشین موقت آریل شارون تبدیل کرد. البته در دنیای سیاست، هیچ مقامی پایدارتر از مقام یک جانشین نیست. در حقیقت اولین فردی که سمتی راحتی به طور موقت تصاحب میکند، بیشترین شانس را برای احراز حتمی جایگاه فوق دارد.
یهودیان میتوانند مطمئن باشند که اولمرت هرگز مرتکب اشتباه احمقانهای نخواهد شد. علاوه بر این، وی هرگز مانند نتانیاهو با چشم بسته سقوط نخواهد کرد. از سوی دیگر، وی با تجربهتر از عمیر پرتز است. در صورتی که اولمرت بتواند تا انتخابات، ثبات سیاسی خود را حفظ کند، میتواند به کسب کرسی نخستوزیری نیز امیدوار باشد.
امروز عرصه سیاسی اسرائیل به سه انگشت یک دست شبیه است: لیکود، کادیما و حزب کارگر. سه انگشت به جای یک مشت. احتمال تقسیم کرسیهای پارلمان به طور مساوی میان این سه انگشت چندان دور از ذهن نیست. اما در شرایطی که یکی از سه حزب، نتیجه بهتری نسبت به سایر رقبا کسب کند، رهبر آن مسئولیت دولت آینده را بر عهده خواهد داشت. در شرایطی که، هر سه حزب شرایطی تقریبا یکسان دارند، کادیما از برتری اندکی به نسبت سایرین برخوردار است. این حزب در حال حاضر در میان گوی قرار دارد. در صورتی که حزب آریل شارون بتواند این برتری را در جریان انتخابات نیز حفظ کند، اولمرت میتواند با یکی از دو انگشت باقی مانده، ائتلاف کند. شرایط فعلی سیاسی در اسرائیل، عمیر پرتز را با چالشهای فراوانی روبرو کرده است. بستری شدن ناگهانی آریل شارون، چندان هم به ضرر پرتز نبود. در زمان حیات سیاسی شارون، تجربه و شخصیت وی، روزنهای برای هنرنمایی سایرین باقی نگذاشته بود. اکنون با ظهور کفیل نخستوزیر، پرتز فرصتهای بیشتری برای خودنمایی یافته است. در شرایطی که ابهام سیاسی به نفع اولمرت است، ادامه زندگی سیاسی در تاریکی برای پرتز به معنای مرگ سیاسی وی خواهد بود.
عمیر پرتز شعار «زمان عمل فرا رسیده است» را به عنوان شعار انتخاباتی خود برگزیده است. شعاری که در واقع، حرفی برای گفتن ندارد. زمان آن فرا رسیده است که پرتز با در اختیار داشتن رهبری حزب، طرحهای جدیدی را ارائه کند، پترز باید اثبات کند که میتواند انقلابی عظیم در عرصه اجتماعی و البته برقراری صلح در رژیم صهیونیستی برپا کند.
تمامی این مسائل برای نتانیاهو نیز صدق میکند. پس از زلزله سوم در عرصه سیاسی رژیم صهیونیستی، برگزاری این انتخابات برای برقراری دموکراسی بسیار مثبت است. برای نخستین بار در طول تاریخ سیاسی اسرائیل، مردم با سه گزینه مشخص روبرو هستند:
- در راست حزب لیکود به رهبری نتانیاهو قرار دارد. حزبی که خواهان ادامه اشغال فلسطین و توسعه مناطق اشغالی است.
- در میانه حزب کادیما به رهبری ایهود اولمرت است. حزبی که خواهان ادامه راه آریل شارون است.
- در چپ حزب کارگر است با رهبری عمیر پرتز، حزبی که خواهان ادامه مذاکرات با مقامات فلسطینی و پایان دادن مناقشه است.
در صورتی که کاندیداها به هیچوجه درصدد تخریب یکدیگر نباشند، انتخابات جاری میتواند به منزله رویارویی اسرائیلیها با رقابتی سالم و انتخاباتی سرنوشتساز باشد.
رایدهندگان اسرائیلی باید به جای سپردن سرنوشت خود به دستان پدرخوانده، خود سرنوشت سرزمینشان را رقم بزنند.