نصر عزیزی
اعلام رسانهای خبر دارایی رییسجمهور محترم ضمن اینکه از نظر قانونی سابقه داشت، اسباب خوشحالی و شادمانی طبقات متوسط و محروم جامعه گردید. یکدستگاه ماشین از رده خارج یک باب منزل کلنگی، یک شماره حساب بدون پول و یک شماره حساب حقوقی معلمی.
ممکن است از نگاه محدود عدهای پرداختن این موضوع اشکال و با نگاه به توزیع به فقر تلقی شود ولی غافل از اینکه در این مقطع زمانی این دارایی متعلق به شخص دوم مملکت است که وضع مالی شخص اول مملکت هم در این حد نیست.
ای کاش نسل جوان ما با اقلام دارایی هزاران میلیارد دلاری، صدها قطعه ملک مرغوب کشوری، هزاران هکتار باغ و ویلا، صدها کاخ و اماکن خصوصی و تفریحی، دهها و صدها شماره حساب خارج از کشور خاندان منحوس پهلوی و نزدیکان آنها مطلع بودند تا یادآورند قدر نعمتهای خدای بزرگ را که بر این ملت منت نهاد و انقلاب اسلامی را به آن هدیه نمود.
جا دارد همین جا مسئولین محترم مرکز اسناد انقلاب اسلامی و یا قوه قضاییه وسایر دستگاههای مسؤل فهرست این داراییها را در کتابی کامل جمعآوری و منتشر نمایند تا عبرتی برای حال و آینده باشد، البته تذکر این نکته هم لازم است به آن معدود افرادی که در غیاب و غیبت حزبالله و مسافرت شهدای این مرز و بوم به مال و منال پرداختند و نوکیسههای بعد از انقلاب را تشکیل دادند و هم به آبروی مسؤلان صادق ما لطمه وارد آوردند و هم خاطر ملت را مکدر ساختند، عبرت بگیرند که فرجام دنیاطلبان بدسیرت زراندوز مالپرست و غافل از فقر و تنگدستی مردم بدفرجامی است.
اقدام خوب آقای احمدی نژاد در اعلام رسانهای میزان داراییاش بسیار پسندیده و نیکو بود که حداقل مردم ما بدانند راه خدا بر خدمتگزاران مردمی بسته نیست و میشود رییس جمهور و یا نمایندهای را انتخاب کرد که میلیونها و بلکه میلیاردها تومان مخارج تبلیغاتیاش نشود. اعلام دارایی وی از رسانه ملی صدا و سیما و مطبوعات چند اثر مطلوب را بر جای میگذارد:
1-مردم از نظر طبقاتی (حداقل مالی و پولی) فاصلهای بین خود و مسؤلینشان نمیبینند و انتخاب خود را با برخی خواستههایشان مطلوب میبینند.
2-حداقل اقشار محروم جامعه باور میکنند که رهبری و رییس جمهور مملکت که امین بیتالمال هستند، مثل خودشان زندگی میکنند.
3-مردم قبول میکنند که در هرم قدرت هرچه به راس هرم نزدیکتر شوند. زندگی سایر مسؤلین مبانی به زندگی آقای احمدینژاد نزدیکتر است.
4-دستهای پنهانی که در قریب سه دهه گذشته تلاش کردهاند مسؤلین تافتههای جدابافتهای از مردم باشند و از این طریق به اعتماد ملی ضربه بزنند، ناکام میشوند.
5-به دلیل اینکه مسایل مالی همواره حساسیتزا بوده است و به خصوص اینکه سواستفاده از بیتالمال بشود با این اعتماد مردم میفهمند که مسؤلین معلوم است عاشق خدمت هستند بنابراین اگر بدمستیهایی بواسطه شور و شوق عشقاش سر بزند، قابل بخشش واغماض است.
6-مردم امیدوار میشوند مسؤلیتی که نگاه دنیوی و مادی ندارد، بنابراین چون معیارهای مسلمانی را دارند، نگاهشان به امور معنوی و آخرتی بیشتر خواهد بود و بدون شک اگر مسؤلی با این دیدگاه در جایگاه مسؤلین عالی قرار بگیرد، کارنامهاش ترویج معنویات است هرچند که وظیفه اداریاش فعالیتهای عمرانی و یا اقتصادی صرف باشد.
7-رییس جمهور و یا نماینده مجلسی که کیسهای برای خود اندوخته باشد و از موقعیتاش سواستفاده نکند بطور قطع تا سرحد امکان اجازه سواستفاده را به اطرافیاناش نخواهد داد و اگر متوجه شد نزدیکان وی در امور رانتی و اقتصادی سواستفاده مینمایند با او برخورد خواهد نمود.
8-در هرم قدرتی که مقام عالی اجراییاش وضعیت مالی خود را شفاف نموده است، بدون شک آنها که سودای منال و مال و یا سواستفاده از رانتها را دارند، برای حفظ شغل و آبروی خود جرات ورود به این وادی را نمینمایند و یا اینکه وقتی فضای حاکم امکان سوءاستفاده را ممنوع نماید و بر این امر اهتمام باشد سوءاستفادهها به حداقل میرسد.
فراموش ننماییم این شرایط مربوط به اوایل انقلاب نیست بلکه شرایط مربوط به پایان دهه سوم انقلاب اسلامی است و این نشان میدهد که آرمانهای انقلاب ما با قوت و قدرت رو به گسترش و سیر صعودی است. اگر در بین مسؤلین کسانی در جایگاه و یا خارج از جایگاه خویش سوءاستفادهای کرده است، مسؤلین و مومنین خادم زیادی شناخته و ناشناخته در این مملکت وجود دارند که آقای احمدینژاد هم یکی از هزاران و میلیونهای آنهاست قدر این نعمت را پاس بداریم و خدای ناکرده غفلتها ما را
به وادی کفران نعمت نکشاند.