مقتدی صدر، احتمالاً این بار با خاطره خوشی ایران را ترک میکند. او در سفر پیشین خود به ایران که تحت عنوان زیارت امام رضا(ع) صورت گرفته بود با استقبال چندان گرمی از سوی مقامات و رسانههای ایرانی روبهرو نشد. ولی این بار، توانست یکی از موفقترین سفرهایش به ایران را تجربه کند و با مقامات عالیرتبهای همچون رئیسمجمع تشخیص مصلحت نظام وزیر امور خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران دیدار و گفتوگو کند. مقتدی صدر، از روحانیون شیعه عراق است که در طول سه سالی که این کشور توسط آمریکا و همپیمانانش اشغال شده مواضع سرسختانهای علیه اشغالگران اتخاذ کرده است. او با تشکیل جیشالمهدی که یک گروه شبه نظامی و پرنفوذ است توانست در مقاطعی کار را به درگیری تمام عیار نظامی با نیروهای اشغالگر بکشاند و به صدر اخبار عراق برود.
هر چند درباره رویکردهای مقتدی صدر و جیش تحت رهبریاش تحلیلهای مختلف و از جمله انتقادآمیزی حتی از سوی گروههای شیعه مطرح شده است ولی فارغ از مخالفتها و موافقتهای موجود با صدر آنچه مسلم است این که او یک جریان سیاسی- شبه نظامی را در عراق رهبری میکند که در تحولات عراق بیسهم نیست. کسانی که به عتبات عالیات سفر کردهاند تصاویر زیادی از مقتدی صدر و پدرش. که از مراجع شیعه بود دیدهاند که بر در و دیوارها نصب شده است. بسیاری از عراقیها به ویژه جوانان پرشور شیعه شیفته گفتمان سیاسی صدر هستند و جهاد علیه اشغالگران را همواره در کانون توجهات خود محفوظ داشتهاند.
جریان صدر در انتخابات پارلمانی عراق یک پای اصلی فهرست عراق یکپارچه و طرفداران او توانستند 35 کرسی پارلمان را از آن خود کنند. سفر مقتدی صدر به ایران آن هم در شرایطی که دامنه تهدیدها علیه کشورمان بالا گرفته است حاوی تحلیلها و پیامهای مختلفی است که نمیتوان از کنار آنان با بیاعتنایی گذشت. صدر در ملاقاتهای خود با مقامات ایرانی درباره جیشالمهدی چنین گفت که این نیرو به منظور پاسداری از اسلام تشکیل شده است و چنانچه کشورهای اسلامی از جمله ایران سوریه و عربستان مورد تعدی بیگانگان قرار بگیرد جیشالمهدی وارد عمل خواهد شد. این سخن صریح هر چند خطاب به مقامات ایرانی گفته شد ولی مخاطبان دیگری هم در سطح جهان و منطقه داشته است. او از یک سو با این اظهارات به جریانهای سیاسی عراق تفهیم کرده است که جیشالمهدی به رغم سکوت فعلی همچنان به حیات خود ادامه میدهد و حتی فراتر از آن در حال آمادهباش است و لذا در ترسیم جغرافیای سیاسی داخلی عراق نمیتواند جریان صدر را نادیده بگیرند یا روی فاکتوری به نام جیشالمهدی حساب نکنند. وی همچنین در صدد ارتقای جایگاه جیشالمهدی از یک جریان درون کشوری به یک حرکت بینالمللی است که پاسداری از مرزهای اسلام را وظیفه خود میداند. اما بیگمان آمریکا و کشورهایی که در عراق نیرو دارند و در همان حال ایران و سوریه را در ماههای اخیر مورد تهدیدات فزاینده قرار دادهاند نیز مخاطبان سفر صدر به ایران بودهاند. ایران در عراق از وضعیت مناسبی برخوردار است و تقریباً با همه جریانهای سیاسی این کشور در تعامل و دوستی است، از کردهای شمال عراق تا شیعیان جنوب و حتی برخی جریانهای معتدل سنی، دوستان خوب ایران در عراق به شمار میروند. در این طیف گسترده هم دوستان آمریکا حضور دارند هم منتقدان اشغال عراق هم روحانیت و مرجعیت و هم نیروهای رادیکالی که منتظر فراهم شدن فضایی برای نبرد رودررو با آمریکا و همپیمانانش هستند.
با این حال آنچه تاکنون در پرونده عراق مورد توجه ویژه تهران قرار داشته حمایت از نیروهای معتدل و میانهرو در عراق بوده است. سیاستهای حکیمانه آیتالله سیستانی در رهبری شیعیان و حمایت ایران از این پروسه موید این نکته است. واقعیت آن است که مرجعیت شیعیان عراق و گروههای شیعی نزدیک به ایران که در عراق نیز از محبوبیت عمومی برخوردارند در جریان حمله آمریکا به عراق و سرنگونی رژیم صدام مقاومت معنیداری در مقابل مهاجمان نکردند چرا که آمریکا در حال برآورده کردن آرزوی دیرینه آنها یعنی ساقط کردن رژیمی بود که بزرگترین ستمها را به شیعیان کرده بود. این نکتهای است که علت عدم صدور حکم جهاد از سوی علما و مراجع را به خوبی تبیین میکند.
در چنان وضعیتی جریانهایی مثل جیش المهدی که قایل به نبرد با اشغالگران بودهاند نمیتوانستند به پیادهسازی اهداف خویش بپردازند و یکی جنگ تمام عیار با آمریکاییان. که اینک در تیررسشان است. را شکل دهند.
لذا حرکتهای مسلحانه شیعیان علیه اشغالگران به چند مورد از جمله نبرد نجف محدود ماند.
با این حال تهدیدهای آمریکا علیه ایران و سوریه این نگرانی را در میان شیعیان و به ویژه علما و مراجع پدید آورده است که آمریکا. که زمانی یک نظام ضد شیعی را سرنگون کرد. احتمالاً در صدد به زیر کشیدن نظامهای شیعی باشد. اگر این امر وارد فاز عملیاتی شود مرجعیت شیعه رفتاری مشابه زمان حمله آمریکا به عراق را در پیش نخواهد گرفت و در نتیجه نه تنها شیعیان میانهرو در وضعیتی متفاوت از شرایط کنونی قرار خواهند گرفت بلکه زمینه برای خیزش شیعیانی از جنس جیشالمهدی نیز فراهم میآید. در چنان وضعیتی انتفاضه عراق گریزناپذیر خواهد بود و شرایط بسیار اسفناکی برای نیروهای خارجی حاضر در عراق ایجاد خواهد شد.
در تبیین این امر به همین مقدار بسنده میشود که آمریکاییها به رغم گذشت سه سال از اشغال عراق و اعلام پایان جنگ نتوانستهاند گروههای کوچک و محدود سنی و بعثی که به طور نامنظم و محدود علیه اشغالگران عمل میکنند را مهار کنند و مدام متحمل تلفات میشوند.
حال اگر این وضعیت تبدیل به یک انتفاضه و قیام سراسری شود اوضاع به کلی دگرگون خواهد شد. ایران دوستان زیادی در عراق دارد و همان طور که ذکر شد این دوستان طیفهای مختلفی را شامل میشوند. نحوه تعامل ایران با این طیفها و اولویت دادن به هر کدام از آنها میتواند در وضعیت آمریکا در عراق تأثیرگذار باشد. سفر صدر به ایران و ملاقاتهای او با مقامات عالیرتبه ایرانی میتواند یک پیام آشکار و بسیار جدی به آمریکا باشد و به آنان تفهیم کند که هر گونه تهدیدی علیه ایران میتواند هزینههای سهمگینی برای آمریکا در عراق داشته باشد.