تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۵  ، 
کد خبر : ۱۸۶۸۹۹
مرکز پژوهش‌ها در مورد اعتبارات آموزش عالی:

ضرورت بازنگری در الگوی بودجه‌ریزی پژوهشی


مرکز پژوهش‌‌های مجلس شورای اسلامی با انتشار گزارشی نظرکارشناسی خود را درباره اعتبارات در نظر گرفته شده برای بخش آموزش و تحقیقات در قالب لایحه بودجه سال 1385 کل کشور اعلام کرد.
به گزارش واحد اطلاع‌رسانی مرکز پژوهش‌ها، دفتر مطالعات فرهنگی این مرکز با انتشار گزارشی در مورد وضعیت بخش آموزش عالی و تحقیقات در لایحه بودجه سال 85 خاطرنشان ساخت که در لایحه بودجه سال 1385 برنامه‌های مربوط به فصل آموزش در مقایسه با بودجه سال 1384 تجزیه شده و از 17 برنامه به 44 برنامه گسترش پیدا کرده است که این برنامه‌ها را می‌توان در دو گروه برنامه‌های مستقیم و برنامه‌های غیرمستقیم دسته‌بندی نمود. تجزیه اعتبارات به برنامه‌های جزیی‌تر به دلیل این که کنترل، ارزیابی و تحلیل را دقیقتر و ساده‌تر می‌کند، کار درستی است، اما مشکلی که در این رابطه در لایحه 1385 وجود دارد این است که برنامه‌ها به نحو مطلوبی سازماندهی نشده‌اند. به لحاظ منطقی بایستی برنامه‌های آموزش عمومی، برنامه‌های آموزش عالی و برنامه‌های حمایت از آموزش به طور مجزا در کنار هم قرار گیرند در حالی که در این لایحه معلوم نیست اعتبارات برنامه ساختمانها و تجهیزات، برنامه مقاوم‌سازی ساختمانها و فضاهای آموزشی و کمک آموزشی مربوط به آموزش عالی است یا آموزش عمومی. بنابراین نمی‌توان سهم بودجه آموزش عمومی و آموزش عالی را از کل بودجه آموزشی و بودجه عمومی دولت محاسبه کرد.
به علاوه محاسبات انجام شده نشان می‌دهند که بودجه فصل آموزش در سال 1385 در مقایسه با سال 1384 حدود 45 درصد و بودجه مستقیم آموزش عالی (بودجه تشخیص داده شده به چهار مقطع تحصیلی) 33 درصد رشد یافته و البته میزان رشد بودجه مقاطع مختلف تحصیلی کاملا غیرعادی است. زیرا بودجه مقطع کاردانی 267 درصد، بودجه کارشناسی ارشد و دکترای حرفه‌ای 59 درصد و بودجه دکترای تخصصی 85 درصد افزایش یافته است، در حالی که بودجه برنامه کارشناسی نه تنها افزایش نیافته بلکه 6 درصد نیز کاهش یافته است.
بر این اساس، سهم برنامه آموزش کاردانی از کل بودجه مستقیم آموزش عالی از 26/6 درصد به 2/17 درصد، سهم آموزش کارشناسی ارشد و دکترای حرفه‌ای از 2/25 درصد به 30 درصد، سهم دکتری تخصصی از 7/6 درصد به 3/9 درصد افزایش و سهم برنامه کارشناسی از 9/61 درصد به 58/43 درصد کاهش یافته است که این تحول ساختاری در طول یک سال غیرمنطقی به نظر می‌رسد.
این گزارش می‌افزاید: در لایحه بودجه سال 1385 مبنای تخصیص بودجه به دانشگاهها، دانشجو و محقق است که نهاده (منابع) دانشگاه محسوب می‌شوند. بنابراین طرح این ادعا که بودجه‌ریزی در بخش آموزش عالی عملیاتی مبنای تخصیص منابع ستانده‌های دانشگاهها هستند که در قالب برنامه‌ریزی عملیاتی تعریف می‌شوند. نکته دیگر این که در اعتبارات هزینه‌ای دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، اعتبارات غیرمستقیم مانند خدمات فرهنگی و رفاهی و راهبری (به عنوان مدیریت) هم در هزینه‌ سرانه دانشجو محاسبه و هم به طور مستقل به عنوان یک برنامه در نظر گرفته شده‌اند.
دفتر مطالعات فرهنگی مرکز پژوهش‌ها در بخش دیگری از گزارش خود می‌افزاید: در لایحه بودجه سال 1385، روش استفاده شده در سال 1384 به تفصیل و در عین حال با ابهام بیشتری دنبال شده و به همین دلیل بودجه‌ریزی در سال 1385 وضعیت نامناسب‌تری پیدا کرده است چرا که در مرحله اول مشخصه همسانی برای دسته‌بندی برنامه‌های پژوهشهای اساسی استفاده نشده است و ثانیا برای بیشتر برنامه‌های ذکر شده نمی‌توان تعریف علمی و عینی پیدا کرد. به عنوان مثال در فصل پژوهشهای اساسی عنوان یکی از برنامه‌ها پژوهش است. این در حالی است که از لحاظ زبان‌شناسی، مفهوم پژوهش کلی‌تر از مفهوم پژوهشهای اساسی است. بر این مبنا هیچ دلیلی برای جدایی برنامه‌های تحقیقات کاربردی پژوهش و فناوری و تحقیقات کاربردی و توسعه علمی از سه نوع تحقیات کاربردی، توسعه و بنیادی وجود ندارد و برای جدایی برنامه پشتیبانی علمی و پژوهشی از برنامه تحقیقات کاربردی نیز دلیلی اقامه نشده است و در این میان تنها جدایی سه برنامه حمایت از انجمن‌ها و نهادهای علمی غیردولتی، حمایت از پژوهشهای غیردولتی و حمایت از پژوهشگران و نخبگان منطقی به نظر می‌رسد.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است: برخلاف بودجه سال 1384، در لایحه بودجه سال 1385، حدود 37 درصد از بودجه فصل پژوهشهای اساسی به تحقیقات دانشگاهی، 18 درصد به تحقیقات توسعه‌ای، 15 درصد به پژوهشهای فناوری‌های نوین، 8 درصد به تحقیقات کاربردی و توسعه علمی و مابقی به سایر برنامه‌ها اختصاص یافته است و مقایسه این ارقام با ارقام مربوط به سال 1384 حکایت از نابسامانی در محاسبات و بودجه‌ریزی در فصل پژوهشهای اساسی دارد.
چگونه ممکن است در طول یک سال تحقیقات بنیادی به صفر برسد و آیا از این به بعد ایران نیازی به تحقیقات بنیادی ندارد؟ آیا دولت به عنوان مسئول تولید کالاهای عمومی نباید در تحقیقات بنیادی سرمایه‌گذاری کند؟ چگونه ممکن است تحقیقات توسعه‌ای در طول یک سال 36 درصد کاهش پیدا کند؟ آیا ایران از نتایج تحقیقات کاربردی ناامید شده است؟ پس قاعدتا بایستی تحقیقات کاربردی به طور سرسام‌آوری رشد کرده باشد. این در حالی است که برنامه پژوهشهای کاربردی تنها 75/. از کل این فصل را تشکیل می‌دهد. این تحولات ناگهانی و نابسامان در ساختار بودجه پژوهشهای اساسی با هیچ تئوری و منطقی سازگاری ندارد.
این موارد نشان می‌دهد که مشخصه‌های یک لایحه خوب در تدوین بودجه پژوهشهای اساسی کمتر رعایت شده است. دسته‌بندی ارائه شده از برنامه‌های پژوهشی در فصل پژوهشهای اساسی مبنای علمی ندارد و نمی‌توان رفتار، ساختار و کارکرد سرمایه‌گذاری دولت در توسعه دانایی و حرکت به طرف اقتصاد مبتنی بر دانایی را تحلیل کرد.
با توجه به تحلیل‌های یاد شده بازنگری در الگوی بودجه‌ریزی پژوهشی براساس بند «ب» ماده 46 قانون برنامه چهارم توسعه حتمی و ضروری به نظر می‌رسد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات