صادق آیینهوند / دکترای تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه
هر کس با هر تعبیری، هر دانایی با هر تفسیری و هر جریان اندیشهای با هر نگاهی، بخواهد از قیام کربلا و نهضت امام حسین(ع) سخن بگوید، میتواند. نفوذ و رسوخ این حرکت الهی در ذهن و زبان همه نسلها و در همه عصرها با عنایت به میزان خلوص و اعتبار و عظمت این کار نباید امری غریب و عجیب باشد؛ قیامی که نه تنها در تاریخ معارض ندارد که حتی دشمن مدعی ظفر در همان آغاز راه از سر وادادگی در باب آن به تفسیرهای چند پهلو دست میزند و آرای فقیهان مددکار سلطهاش نه تنها راهی از پیش نمیبرد که در برابر دفاع مورخان و شاعران و ادیبان به در میماند و رجزخوان معرکه به ناگاه، مرثیهخوان کرامت نفس بزرگی میشود که با همه عظمت به تحقیر سلطه و سلطنتش میپرداخته است.
سرّ این عظمت و رمز این عزت در چیست؟
ما ایرانیان، اسلام را پذیرفتیم ولی به مرامهای نژادپرستانه و ارباب مآبانه امویان و عباسیان وَقْعی ننهادیم، دین خدا را برگزیدیم ولی دینی از عربان را بر دوش نکشیدیم، خط سبز فتح دلها را که رهاورد آن رسول(ص) بود پذیرا شدیم و از تنزیل تا تأویل به مفسران این راه دل سپردیم و از رحیق مختومشان نوشیدیم و سرمست شدیم. اما از نگاه نجدیان خشن و شمشیرکشان بیبصیرت تن زدیم. آنها زمین میگشودند و ما به دنبال کسانی بودیم تا دل شکسته و آزرده را بگشایند، ما فتح دل میخواستیم و آنها به دنبال فتح زمین بودند. به راستی چه کسانی میتوانستند این مردمان متمدن و این اهالی امپراتوری بزرگ پارس را به این دین جدید تسلیم گردانند؟
ما اسلام را پذیرا شدیم و تسلیم شدیم و سلام گفتیم، از گذشته گسستیم و به این دین آسمانی دل بستیم. گرچه پیامآور اردوی مسلمانان در برابر فرمانده سپاه ایران از آزادی بندگان خدا، از بندگی بندگان خدا و بیرون کشیدن انسانها از تنگی دنیایی که برایشان ساختهاند، و باز گشودن راه دادگری در اسلام و در حین معرکه سخن گفت ولی ما به دنبال دلبران دلربا بودیم تا از در رحمت و معرفت درآیند. کسی باید به ما اطمینان میداد و بر روی ما دریچه معرفت میگشود تا حداقل از فحوای دین جدید و سیره مروجان آن بیشتر آگاه میشدیم و از 25 قرن تمدن و فرهنگ به سادگی عبور نمیکردیم؛ اگر چیزی از دست میدادیم باید بهتر از آن را به چنگ میآوردیم.
دیری نپایید که امویان نشان دادند که خوی عربی دارند و فکری بَدَوی و با این همه از برکت اخلاص و جهاد و ایثار مومنان دین مبین دستمایهای برای سلطه بر ما فراهم آورده و سلطه 150 ساله بر یک شهر کوچک را در یک نگاه قبیلهای به رخ ما میکشند که 25 قرن بر جهان حکم راندهایم و با دیوان و دفتر و معرفت به مدیریت جهان پرداخته بودیم.
این بود که دریافتیم اینان نه دل دارند و نه دل میبرند، پس آن دلبر دلربا کجاست؟
رو به در خانه پیامبر آوردیم و بر آستانه علی(ع) و فرزندانش زانو زدیم.
جور این خلیفگان، دمار از ما برآورد ولی درد دل و شکوه به آل علی(ع) بردیم تا از معرفتشان ما را سیراب کنند. به وصیّان صفی پناه بردیم تا از صفا، عدالت، کرامت و عزتشان بچشیم. در یک کلام به آل علی پیوستیم و از خلیفگان رستیم. اینان با کرامت باطنی و صفای ظاهری و وفای انسانی از اسلام نجدی نجاتمان دادند و با اسلام سبز علوی و سرخ حسینی آشنایمان کردند و دریافتیم که همه سرخی این اسلام برای سرسبزی اوست!
چون به این خاندان چنگ زدیم از خشونت بدویان و نفاق اعرابیان و ارتداد باجخواهان قبیلهای در امان ماندیم و به اردوگاه معرفت، عرفان، ایثار، کرامت و عزت و آزادی درآمدیم. اینجا اردوگاهی بود که گردنفرازان روزگار بسان حرّ بن یزید ریاحی بر آستان سکاندارش حسین بن علی(ع) سر تعظیم فرود آوردهاند و با یک نگاه از اردوی ضلالت به مأمن عزت و کرامت گام نهادهاند؛ اردوگاهی که به تعبیر راوی سپاه دشمن، مردانش همه از مفسران قرآن، عَقبه دیده و ابتلا کشیده بودند که برای رسیدن به فلاح و زدودن ستم و پَلشتی از روی خاک، عزت را با مرگ شرف برگزیدند و از آن به مثابه پلی یاد کردند که جهان ناسوت را به لاهوت گره میزند و انسان را از خاک تا اوج افلاک برمیجهاند و برمیکشاند! ما خاندان پیامبر(ص) و علی(ع) را مأمن خصال و وادی وصال میشناسیم و سالهاست که دست در دستگیره محکم این خانه کردهایم.
امروز، هویت ما ایرانیان مسلمان با ارادتمان به خاندان پیامبر(ص) و علی(ع) گره خورده و رابطه معناداری یافته است. در زیر علم مصائب امام حسین تمام اقوام ایرانی از آذری و بلوچی و لر و کرد و عرب و فارس گرد میآیند و با زبانی که همه با آن آشنا هستیم از رنجها و ستمهایی که بر آن حضرت رفته، یاد میکنند. ما در اینجا به نقطه اشتراکی میرسیم و آن اشتراک در همزبانی و هم عصری و همفکری در یک نگاه تاریخی دیرمان است که وحدت و هویت ما ایرانیان را از ظهور اسلام به این سو رقم زده است.
نسل عزیز ما این نعمت را قدر بداند و سخنرانان، واعظان، منبریان و مداحان حضرت با زبانی فخیم و مناسب عصر جوهر این ارزش ملی و دینی را به نسلها انتقال دهند. دو نکته را مناسب میداند در آغاز سال قمری و محرمالحرام سال 1427 به عرض برساند:
ایرانیان مسلمان و هموطنان عزیز و فهیم بدانند که در اسلام دو خدمت بزرگ کرده و دو راه را بر روی دیگر مسلمین گشوده؛
1ـ نخست انتخاب درستی که در هدایت جستن از اهل بیت داشتند و حرمت و حریم خاندان پیامبر را رعایت کردند و برغم کوس و کرنای مبلغان و مروجان اموی و عباسی، دست به دامان فرزندان پیامبر خدا(ص) و علی مرتضی(ع) و فاطمه زهرا(س) زدند و این بهترین انتخاب است و درود خدا بر پدران ما به جهت این انتخاب درست. 2ـ ما به علم و تمدن در اسلام خدماتی ارزشمند کردهایم و در نهضت علمی جهان اسلام نقش مهمی بر عهده داشتهایم. هم قدر گذشتهمان را بدانیم و هم امروز هم بکوشیم تا در تولید علم در جهان اسلام سهمی عمده بر دوش داشته باشیم و من امروز در این یادداشت سخن را با یاد و کلام بزرگی از بزرگان روزگار به پایان میآرم که فرمود: "دیگران اگر به هر مأمن و مأوا سر کشیدند و به هر دری روی نهادند ما به در خانه کوچک زهرا(س) رو نهادیم که از همه تاریخ بزرگتر است؛ زیرا در این خانه علی است، فاطمه است، حسن است، حسین است و زینب است!"