مهدی زنوری
نفوذ صهیونیسم و عوامل آن در مراکز فرهنگی جهانی، خطر بسیار بزرگی است که کشورهای اسلامی و دیگر جوامع آزادیخواه و استقلالطلب را تهدید میکند.
شبکههای جدید صهیونیسم با توسل به نظریههای پروتکل اندیشه وران صهیون، حدود نیمی از مؤسسههای چاپ و نشر را در آمریکا و اروپای غربی در اختیار دارند. بزرگترین آن، «راندمهاوس» متعلق به «نبیت»، یهودی روسی است که با وزارت امور مذهبی در اسراییل ارتباط بسیار گستردهای دارد. این مؤسسه انتشاراتی در اقدامی هماهنگ با مؤسسه پنگوئن در لندن، به چاپ همزمان کتاب آیات شیطانی - این کتاب نیز از سوی یک یهودی به سلمان رشدی مرتد سفارش داده شده بود - و کتب مصور با بهترین کیفیت چاپ و عکس برای کودکان اروپایی و آمریکایی پرداخت.
این کتابهای مصور، داستانهای تورات و انجیل بود که به همه زبانهای زنده دنیا از جمله فارسی، چاپ و توزیع میشود و این فکر را به خواننده تلقین میکند که حکومت یهودیان، حکومتی ایدهآل برای همه جهانیان به شمار میآید!
حقیقت تلخی است ولی باید پذیرفت که صهیونیسم جهانی در دنیای امروز، جوانان و مردم کوچه و بازار را به همین کتابها، فیلمها و ابزار فساد مشغول داشته است و حتی برای طبقات نخبه و قشر دانشگاهی کشورهای مسلمان نیز از ابزار علمی و تاریخی بهره میگیرد. بیان رکیکترین گفتارها درباره رسول اکرم(ص)، توهین و زیر سؤال بردن امت مولای متقیان، حماسه عاشورا، اعتقادات درباره عدل و معاد، حجاب، جهاد، فقه، مرجعیت و اصل مترقی ولایت فقیه، از مهمترین اهداف اینگونه شبکههای صهیونیستی است.
این حرکت خزنده و شوم که به طور جدی مورد پشتیبانی لیبرال دموکراسی غرب و مدعیان حقوق بشر قرار گرفت از اوایل قرن نوزدهم میلادی آغاز شده است؛ هنگامی که خاورشناسان یهودی متوجه مناطق اسلامی شدند و کتابهایی درباره اسلامشناسی، شیعه و ... به نگارش درآوردند. قوم یهود و به ویژه صهیونیستها به جای حل مسایل اصلی خود از جمله بیوطنی، فقر دینی و انسانی، به خدای سرمایه و تزویر روی آوردهاند تا با فتنهانگیزی و تعصبهای کور خود، فساد و طغیان را در سراسر جهان و به ویژه مناطق مسلماننشین بگسترانند. شاید در سایه ویژگیهای شیطانی باشد که از میان تنها 15 میلیون یهودی در دنیا، 43 نفر برنده جایزه نوبل شدهاند، در حالی که در بین بیش از یک میلیارد جمعیت مسیحی، فقط 200 نفر موفق به کسب این جایزه شدهاند، یعنی به نسبت هر 5 میلیون نفر یک نفر!
البته با توجه به این که از هشتاد درصد کارگردانها و فیلمسازان هالیوود، صهیونیست هستند و یا به صهیونیستها وابستگی شدید دارند، این آمار چندان شگفآور نیست. صهیونیسم بینالملل با عنصر فرهنگ توانسته است قطبهای بزرگ فرهنگی جهان را نشانه رود و به خواستهای خود برسد. اگر امروزه مسایلی چون شیطانپرستی، همجنسبازی و دینگریزی در جهان معاصر وجود دارد، یکی از عوامل اصلی آن را باید تأثیرگذاری صهیونیسم بر فرهنگ جهانی دانست. گذشته از این، همانطور که بسیاری از اندیشهوران و متفکران معاصر نیز اذعان داشتهاند، فرهنگ، قلب جهانی شدن به شمار میرود و در قلب آن نیز فرهنگ آمریکایی و غربی متأثر از صهیونیسم و لیبرالیسم جای دارد. به همین سبب صهیونیسم را افیون فرهنگها دانستهاند؛ زیرا با پوششی زیبا و پذیرفتنی، فرهنگپستی و انحطاط را برای بشر به ارمغان میآورد.
چه باید کرد؟ آیا انفعال در برابر این روند نامیمون ما را به جایی میرساند؟ اگر نپذیرفتهایم که خطر در همین حوالی است، چرا تدبیری نمیاندیشیم؟! طرحها و برنامههای سازمان جهانی یهود که همه وزرا و نخستوزیران اسراییل و آمریکا در آن عضو هستند و در مجامع آن سخنرانی کردهاند، همگی دلیل بر حمله بسیار خطرناک به اساس اسلام و مسلمین است و همه وجدانهای بیدار جهان اسلام وظیفه دارند که با اجتهاد دقیق و ژرفنگری در علوم انسانی و اجتماعی، جامهای قوی را بر تن ملت اسلام بپوشانند.
در هر صورت انفعال و سکوت مجامع اسلامی در برابر حرکت خزنده و شوم صهیونیسم و لیبرالیسم به ویژه در عرصه فرهنگ، پیامدهایی منفی را برای جهان اسلام و مسلمین در پی خواهد داشت که از جمله مهمترین آنها میتوان به از میان رفتن هویت اسلامی مسلمانان و غلبه یافتن فرهنگ فاسد غربی و صهیونیستی اشاره کرد.
امروزه جای درنگ نیست. مسلمین اگر بخواهند و هوشیار باشند، میتوانند این فتنه را خنثی کنند و این مهم در سایه همدلی همه مسلمین و تجهیز آنان برای رویارویی با جنگی تمام عیار در خاکریز فرهنگ ممکن خواهد شد.