سهیل محمودی
نمیدانم قدرشناسی یا قدرناشناسی، ویژگی ذاتی برخی اقوام و ملل است یا وابسته به شرایط و موقعیتهاست. همینطور فراموشکاری و حافظه را از خاطره برخی حوادث و شخصیتها تهی کردن.
هرچه باشد، ما امروزه باید بیش از اینها قدرشناس باشیم و حافظه خود را یاری کنیم تا حوادث مهم و نامهای تاثیرگذار را فراموش نکند.
کتابفروشیهای جلوی دانشگاه، یکی از پاتوقهای ما اهالی فرهنگ و قلم است. در این فضا رها شدهام که مقابل در اصلی دانشگاه تهران، تابلوی بزرگی میبینم که به تصویر اندیشمند بزرگ دینی و تلاشگر عرصه آگاهی و ایمانورزی، استاد روانشاد محمدتقی شریعتی مزین است. خبر از همایشی است که بناست در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، برای تجلیل از مقام علمی، دینی، اجتماعی و مبارزاتی استاد برپا شود، خوشحال میشوم که در این جنجالها و هیاهوهای زودگذر مقطعی جمعی از اهالی فرهنگ، از فراموشکاری، ناسپاسی و قدرناشناسی فاصله گرفتهاند.
فردای آن روز در یکی از روزنامهها نیز، خبر برگزاری چنین همایشی را میخوانم. نام برخی دوستان و دوستداران استاد شریعتی که قرار است سخن بگویند، آمده است و نام من نیز در کنار استاد و نویسنده توانای دینی، پرویز خرسند درج شده که قرار است شعر بخوانم و خودم هم بیخبر... .
و عصر همان روز جناب حجتالاسلام مهدی مهریزی خبر میدهند که فلانی تو هم دعوت شدهای و این جایی است که نه میتوان بهانه آورد، نه میتوان «نه» گفت و باید با دل و جان به همراهی و همگامی با برگزارکنندگان شتافت. حداقل این است که خودم را از این فراموشکاری جمعی به دور نشان دهم. در مجلس بزرگداشت، وقت شعرخوانی من عصر بود و همان وقت رسیدم و پشت تریبون رفتم. آنجا با چهرههایی روبهرو شدم که هر یک یادآور بخشی مهم از فرهنگ و فرهنگسازی در چند دهه پیش بودهاند و برخی هنوز هم.
جناب رسول جعفریان، جعفر پژوم، محمد اسفندیاری، دکتر رکنی، دکتر رزمجو، جناب طاهر احمدزاده، دکتر محمدمهدی جعفری، استاد پرویز خرسند، جناب طاها حجازی، جناب مهدی راد، جناب عبدالکریم شریعتی و بزرگواران دیگری را که در نشست صبح تا ظهر حضور داشتهاند، میببینم.
این همه نامهای علمی، فرهنگی و دینی در زیر یک سقف و پس از سالها به خاطرشان، حرمت و منزلت استاد شریعتی بزرگ جمع شدهاند. شاید مسائل و مفاهیم و موضوعات دیگر نمیتوانست این همه سلایق و دیدگاههای متنوع را در یک فضا کنار هم قرار دهد. پس این فراگیری شخصیت استاد شریعتی و رمز و راز ایمان و باورمندی او، نعمتی برای جامعه فکری و دینی ماست.
شخصیتهایی مانند استاد شریعتی، هم تکیهگاه فکری، ایمانی و باورمندانه ما بودهاند و هم فراگیری منش و نگرش آنها، طیفها، نگرشها و سلایق متفاوت را زیر سقفی از آرامش دینی و اندیشه ایمانی گرد میآورد و چه نقطه وحدتی از این مهمتر و ارزندهتر جماعت دینورز، ایمانمدار و متفکر ما، نیازمند طرح دوباره شخصیتهایی اندیشمند با فراگیری طیفهای متنوع است و از این نسل و از این دست، در میان درگذشتگان و باقیماندگان بسیارند و باید اینها را نقطه تکیه جمعی و مرکز جمعیت خود قرار دهیم تا بتوانیم از نیروهای بالقوه و بالفعل فکری و فرهنگی در بحرانها و ایام مشکلات بهره بگیریم.
بگذاریم همه نحلههای فکری، اعتقادی و دینی از تفکر و اندیشهها و دلالتها و هدایتهایشان برخوردار شوند. در این صورت، جامعه هم ـ با همه تنوع و سلیقههایش ـ از فرهنگ اصیل و ریشهداری که آنها مروجش بودهاند، بهره میبرد. اگر هم گاه نقدی بر آنها داریم، حالا و در این شرایط جای طرح آنها نیست. کسانی چون طالقاتی، مطهری، آیتالله مرعشی، علامه طباطبایی، علامه امینی، شیخ آقابزرگ تهرانی، شادروان حسینعلی راشد تربتی، مرحوم میومند!
ابوالحسن سیدانی، میرزا مهدی الهی قمشهای، حاج شیخ محمدتقی جعفری تبریزی، حاج شیخ شوشتری، استاد سیدجلال آشتیانی، روانشاد جلال آلاحمد و... . در میان زندگان هم استاد شهیدی، استاد آیتی، استاد مهدوی دامغانی، استاد محمدرضا حکیمی، استاد حسنزاده آملی، استاد جوادی آملی، استاد علی دوانی، استاد جعفر سبحانی و... از این دستند. کار ما این است که با حفظ سلایق خود و حرمت نگهداری گرایش و منش آنها، ایشان را گنجینهها و ثروتهای فرهنگ اعتقادی خود بدانیم. بدانیم که تجلیل شخصیت و ترویج اندیشههایشان، به گسترش دین و عمق دینداری در جامعه امروز ما کمک شایانی خواهد کرد.
نمونهای بگویم و سخن را به پایان ببرم. دبیر علمی همایش استاد محمدتقی شریعتی، حجتالاسلام مهریزی به من گفتند قرار است مجموعه آثار استاد در 8 مجلد، یکجا، منظم، پیراسته و آراسته چاپ و منتشر شود. در روز همایش، دیدم 3 مجلد از آن مجموعه آماده شده است و توزیع میشود. عنوان یکی از این 3 اثر منتشر شده، این است: «وحی و نبوت در پرتوی قرآن».
دیدم امروزه که از طرف غافلان غرب و غربیان غربیه و بیانصاف، حرمت پیامبر مهربانی با قلم و فکرهای آلوده، آسیب دیده است؛ همین یک مجلد از مجموعه آثار استاد شریعتی که مجموعهای است ارزنده، تا چه مایه میتواند ما را به سلاحی مؤثر در دفاع از نبوت و خاتمین و شانیت حضرت مصطفوی و کرامت نبوی، مجهز کند. وظیفه دفاع از رسول گرامی در حوزههای فکری و فرهنگی ـ که دیرپاتر و تاثیرگذارتر است ـ وظیفه همه اهل اعتقاد است.