متن پیام دکتر عبدالکریم سروش در همایش "ایران، عدالت و آزادی" توسط "حسین دباغ" پسر وی و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران قرائت شد.
در این پیام آمده است: این لطائف که از لب لعل تو من گفتم که گفت / وین تطاول که ز سر زلف تو من دیدم که دید / عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق / گوشهگیران را زآسایش طمع باید برید. جان سخن همین است که حافظ میگوید. بر عدل آسایشی است، این آسایش نه از جنس کاهلی و مردهگی و بیانگیزهگی است، بل آرامشی است از جنس رسیدن عاشقی به معشوقی، رسیدن رودی به دریایی، رسیدن ستم رسیدهای به حقی، رسیدن قربت کشیدهای به آشنایی، رسیدن پناهجویی به پناهی و رسیدن کمالجویی به کمالی. آرامشی داریم در درون و آرامشی داریم در بیرون؛ در فرد و جامعه، تعادلی پویا و دینامیک که در میان قوا و غرایض و حاجات و آرمانهای مردمی پدید میآید، و کشمکشهای ویرانگر و سرماسوز نفس را فرو مینشاند و راه را بر تکامل و آزادگی میگشاید و صدور فضائل را به سهولت میسر میسازد، عدالت و اعتدال فردی خوانده میشود. پیشینیان این را انقهار غضبی و شهوی در قبضه سلطان عقل میشمردند اما عدالت اجتماعی به ساختاری برمیگردد که در آن مصالح فرد و مصالح جمع همسو شدهاند و رذائل به سختی و درشتی در آن زاده میشود و شرایط اعتدال و کمال فرد در آن فراهم است و نابرابریها موجهاند و راه بر کشف حقیقت گشوده است و آزادیها در آن محترمند و حاکمان و سیاستگذاران، خادمان و حافظان این ساختارند و سیاست فرزند این عدالت است و آرامش فرزند آن. چه در جمع و چه در فرد عدالت نه فضیلتی مستقر بل شرط امکان و تحقق دیگر فضیلتهاست. فضایی انفسی با آفاقی است که در آن نیکیها به آسانی و فراوانی و بدیها به دشواری و ندرت متولد میشوند. پیوند عدالت و اخلاق پیوندی علی و ناگسستنی است. فرو بستن دست زورگویان و فرو نشاندن آتش خشونت همه برای آن است که در فضای پر اعوجاج ناشی از خشونت و زورگویی امکان تحقق فضائل و لذا عدالت حاصل نیست. از همه شیرینتر اینکه شرایط ساختاری عدالت و شرایط کشف حقیقت بر هم منطبق است و ساختاری که به کشف حقیقت اجازه و امکان ندهد ساختاری غیرعادلانه هم است.
چه در صحنهی کوچک دادگاه و چه در صحنه بزرگ اجتماع پوشاندن عامدانهی حقیقت با عجز روششناسانه از کشف حقیقت به بیعدالتی آشکار منتهی خواهد شد و چنین است که دروغگویی و دروغپروری از بهترین نشانههای بیعدالتیاند و جامعهای که دروغ به طور سیستماتیک متولد میشود به حقیقت در خفا میرود، جامعهای بیعدالت و بیاخلاق است لذا حقیقتجویان و دروغستیزان، عدالتخواهان و عدالتسازان نیز هستند اما و هزار اما. آنان که میخواهند حقیقت مخلوق و محبوب خود را بر دیگر حقیقتها نه به دلیل بل به قهر سروری ببخشند دشمنترین دشمنان حقیقت و فضیلت و عدالتند.
در پایان این پیام آمده است: من به شما دانشجویان حقیقتجو تبریک میگویم که با حقیقتطلبی پایههای عدالت را استوار میکنید و به شما توصیه میکنم که عهد خود را با حقیقت نگسلید که این عهدشکنی با حقیقت عین پیمانشکنی با عدالت است. حقیقت را بجویید و حقیقت را بگویید و با حقیقتستیزان بستیزید و با نشر حقایق راه را بر تحریف حقیقت ببندید و دروغگویان و دروغسازان را بزرگترین دشمنان عدالت معرفی کنید و از لب شیرین حقیقت نکته دلانگیز عدالت را بشنوید. عهد ما با لب شیرین دهانان بست خدا/ ما همه بنده و این قوم خداوندانند. کامیابی شما را در کشف و نشر حقیقت و بسط عدالت از خداوند عادل خواستارم.