قاسم غفوری
تحولات عرصه بینالمللی و منطقهای سبب گردیده تا دو کشور هند و پاکستان همواره برای ارتقاء روابط تلاش نمایند. در طی سالهای اخیر حضور نیروهای آمریکایی در پاکستان، ناتو در افغانستان و آسیای مرکزی و قفقاز، تلاشهای نظامیگرایانه هند و روسیه، بیش از پیش دو کشور را به یکدیگر نزدیک ساخته است. آنچه درمقطع کنونی در سیر تحولات روابط اسلامآباد ـ پکن، حائز اهمیت است دیدار 5 روزه پرویز مشرف از پکن میباشد، این دیدارها در حالی صورت میگیرد که:
1 ـگسترش توان هستهای هند: در طی ماههای اخیر هند برای ساخت نیروگاههای هستهای جدید و دستیابی به فنآوری هستهای تلاش بسیاری داشته است. در این راستا آنها چندین قرارداد با آمریکا، فرانسه و روسیه امضاء نمودهاند. این امر که توازن هستهای و نظامی پاکستان و هند را به نفع دهلی نو تغییر خواهد داد، سبب شده تا پاکستان نیز برای جبران این امر (برای دستیابی بیشتر به توان هستهای) به چین گرایش یابد. چنانکه یکی از اهداف دیدار مشرف گسترش همکاری هستهای با پکن اعلام شده است.
2 ـ موج آمریکاستیزی در پاکستان: آنچه در تحولات امروز پاکستان مشهود است، موجی از آمریکاستیزی در میان افکار عمومی میباشد. اهانتهای نشریات غربی به مقدسات اسلامی، حملات هواپیماهای نظامی آمریکا در شهرهای مرزی پاکستان که به کشته شدن دهها تن انجامیده، همسویی دولت با سیاستهای غرب که تا حدودی اسلامآباد را از سایر کشورهای اسلامی دور ساخته، بر مخالفتهای مردمی با غرب و عملکرد دولتمردان افزوده است. در چنین شرایطی، مشرف که به خوبی میداند، گرایش به غرب به معنی پایان حکومت است و از سوی دیگر، چینیها که سالهاست برای خارج کردن دشمنان خود از پاکستان تلاش میکند، بار دیگر دو کشور به اتحاد روی آوردهاند، تا ضمن تحقق اهداف داخلی خود، از نفرت عمومی از آمریکا، برای ارتقاء مناسبات بهرهبرداری نمایند.
3 ـ حفظ توازن قوا در منطقه: سیر تحولات منطقهای حکایت از این واقعیت دارد که توازن قوا و صفبندیهای قدرت در منطقه در حال دگرگون شدن است. گرایش آمریکا، انگلیس، فرانسه و حتی روسیه به هند،را میتوان مهمترین عامل در صفبندیهای اخیر دانست که سبب گردیده تا چین و پاکستان که امروز جمعی از مخالفان را در گردادگرد خود میبینند، برای بازگرداندن توازن قوا به یکدیگر گرایش یابند. البته باید به این نکته توجه داشت که گرایش پاکستان به چین میتواند بار دیگر آمریکا و غرب را به این کشور متمایل و تا حدودی از ارتقاء روابط آنها با هند جلوگیری نماید. (غرب همواره پاکستان را به عنوان متحد اصلی خود در منطقه میداند، لذا پذیرش گرایش آن به چین برای آنها قابل قبول نبوده و در آیندهای نه چندان دور، رویکرد دوبارهای بر آن خواهند داشت)
4 ـ تحولات افغانستان: آنچه در سیاست خارجی پاکستان حائز اهمیت است، جایگاه و نقش پاکستان در آن میباشد. در طول چند دهه اخیر پاکستان تلاش داشته تا حوزه نفوذ و قدرت خود را در افغانستان حفظ و سیاستهای توسعهطلبانه را در خاک این کشور اجرا نماید. بیش از سه دهه جنگ داخلی و خارجی این فرصت را برای اسلامآباد فراهم آورد تا ضمن حفظ نفوذ برخی از مناطق مرزی بویژه «پیشتونستان» را تحت کنترل خود داشته باشد. (در سالهای اخیر مبارزه با القاعده و طالبان، موجب حضور ارتش پاکستان در خاک افغانستان شده است) در ادامه سیاستهای اسلامآباد در قبال کابل، از یک سو تشکیل دولت و پارلمان و حل بحران سیاسی که نوعی دولت متمرکز را ایجاد کرده و از سوی دیگر افزایش نیروهای ائتلاف و استقرار آنها در پایگاههای مرزی با پاکستان، موجب تحدید منافع این کشور گردیده است. براین اساس از اهداف سفر مشرف میتواند، همراه نمودن پکن با سیاستهای اسلامآباد در قبال افغانستان باشد. (مشرف با تأکید بر پیامدهای رشد اسلامگرایی افراطی در افغانستان و پاکستان و نیز حضور نیروهای خارجی در افغانستان بر امنیت منطقه و چین سعی در تحقق این مهم دارد)
5 ـ تحقق طرح انتقال گار ایران: از مهمترین اهداف اقتصادی در پاکستان، اجرای طرح انتقال گاز ایران از خاک این کشور به هند میباشد. اهمیت اقتصادی و سیاسی این طرح برای اسلامآباد تا اندازهای مهم است که آنها بخشی از سیاست منطقهای خود را برای تحقق این مهم اختصاص دادهاند. با توجه به اینکه از یک سو، روابط هند و پاکستان و بیاعتمادی آنها به یکدیگر و از سوی دیگر مداخلات خارجی موجب ناکام ماندن طرح گردیده، اسلامآباد تلاش دارد تا با وارد کردن چین به این طرح، هند و دول خارجی را مجبور به پذیرش اجرای طرح نماید.
در نهایت با توجه به تحولات منطقه، دیدار مشرف از چین را میتوان به دلیل ایجاد تغییرات در معادلات منطقه و به نوعی برهم خوردن توازن قوام میان هند و پاکستان با گرایش دول اروپایی و آمریکا به این کشور و تحولات داخلی پاکستان که موجی از غربستیزی را ایجاد کرده، دانست.