امیر محبیان
کنکاش در ذهنیت تحلیلگران غربی قادر است در شرایط کنونی ما را به فهم آنچه که در پی پردههای تصمیمگیری سران کشورهای غربی و همچنین نخبگان آن کشورهاست، یاری رساند.
چالش میان ایران، ایالات متحده و تعدادی از کشورهای اروپایی، به اعمال فشار به ایران حول محور تلاشهای کشورمان برای دستیابی به تکنولوژی هستهای ختم نشده و ایالات متحده اخیرا کوشید از طریق تخصیص مبالغی برای تقویت جریانات اپوزیسیون و نیز عملیات ایذایی پیامهای مکملی را به ایران ارسال دارد.
نکات ذیل واکنشهای تعدادی از تحلیلگران در مراکز تقریبا معتبر و موثر جهان در قبال این حرکت سیاسی است:
یکی از تحلیلگران به نام فرد کاپلان در تحلیلی از درخواست وزیر خارجه آمریکا کاندولیزا رایس مبنی بر تخصیص پول در جهت حمایت از روند «دموکراتیزاسیون» اظهار تعجب کرده است و معتقد است این اقدامات و مبالغ تخصیص داده شده توسط آمریکا عملا افرادی را که قصد تشویق و تقویت آنها را دارد، در ایران بیاعتبار و بدنام میسازد. این نویسنده معتقد است، بخش مهمی از مردم با سیاستهای دولت مخالفند(!!) ولی هر کسی که تاریخ ایران را بشناسد میداند که ایرانیها عمیقا نسبت به بیگانگان به ویژه آمریکاییها بیاعتمادند، آن هم آمریکایی که قصد دخالت در امور داخلی ایران را دارد.
از سوی دیگر، کاوه افراسیابی در «آسیا تایمز» نوشته است که همه نشانهها حاکی از آن است که آمریکا از اندیشه شکست در مسکو ترسیده است و قصد دارد هر کار ممکنی را برای جلوگیری از شکست به عمل آورد.
این تحلیلگر تاکید میکند زمانبندی طرح تخصیص مبالغی برای پیشبرد دموکراسی در ایران نشان میدهد که این امر به خشم تهران و افزایش انسجام و ناسازگاری آنها خواهد انجامید.
در یک سرمقاله واشنگتنپست هم این سوال مطرح شده است که درخواست دولت آمریکا برای پول بیشتر در جهت کمک به دموکراتیزاسیون ایران آیا نشانهای از افزایش خرد است یا علامتی حاکی از افزایش لاعلاجی؟
این سرمقاله سپس تاکید میکند که بررسی تطابق زمانی صدور بیانیه و درخواست کاندولیزا رایس و شکست اروپاییها و آمریکاییها در کنترل برنامه هستهای ایران نشان میدهد که اگر دولت آمریکا از «دموکراتها»(!!) در ایران حمایت میکند به دلیل آن است که اساسا کار دیگر نمیتواند به انجام برساند.
در هر حال، ارزیابی تحلیلهای فوق نشان میدهد که بازگشت آمریکا به طرح شکست خورده تخصیص بودجه علیه ایران بیش از آن که نشانگر برنامهای علیه ایران باشد، علامتی از درماندگی در کنترل ایران توسط ایالات متحده آمریکا و فقدان برنامههای جایگزین است.