تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۴  ، 
کد خبر : ۱۸۶۹۹۴

وجه محکومیت اهانت به پیامبر(ص) در روشنفکری دینی


بهزاد حمیدیه
مصطفی ملکیان در مراسم دفاع از حریم پیامبر در حسینیه ارشاد که به میزبانی حزب مشارکت منعقد شده بود بیاناتی ابراز داشتند. در بخشی از این سخنان، قداست را بهترین مفهوم در بیانگری و معرفی "دین" برشمردند و آن‌گاه با تقسیم آن به برون دینی و درون دینی، بیان داشتند: [قداست بیرون دینی] نه به اشخاص و مکان‌ها و زمان‌ها که به آرمانهایی تعلق می‌گیرد که در نفس خود، دارای قداست هستند، همچون عدالت، آزادی، حقیقت و عشق".(1) ایشان معتقدند که "هر وقت از مقدسات درون دینی دفاع می‌شود باید دفاع به نوعی باشد که به مقدسات فرادینی اهانت نشود. مثلا من در دفاع از پیامبر نمی‌توانم به گونه‌ای عمل کنم که عدالت یا عشق به انسانها را زیر پا بگذارم، در حالی که متاسفانه زمانی چنان افراد در قالب‌های دینی پیش می‌روند که مقدسات جهانی را زیر پا می‌گذارند".
نوشتار حاضر درصدد آن است که تعارضاتی را در "پروزه عقلانیت و معنویت" نشان دهد. جناب استاد مصطفی ملکیان، بنابر اصول فکری خویش معتقدند باید امروزه فهم سنتی از دین تاریخی را کنار نهاد و به معنویت روی آورد. به تعریف ایشان: "معنویت یعنی دین عقلانیت یافته و عقلانی شدن".(2) ایشان برآنند که معنویت آن نوع دینی است که با مولفه‌های اجتناب‌ناپذیر صحیح و مقبول انسان مدرن، سازگار است.(3) ایشان شش ویژگی را مولفه‌های اجتناب‌ناپذیر مدرنیته برمی‌شمارند که مورد پنجم و ششم از قرار زیرند:
...
5 ـ قداست‌زدایی از اشخاص و حرکت به سوی برابری‌طلبی.
6 ـ نفی ابعاد و وجوه وابسته به locality و مقطعی بودن ادیان: "معنویت به این است که آنچه را که مربوط به locality ادیان است از آنها فرو بریزید... برای این که به معنویت برسیم باید این امور local را کنار گذاریم به این معنا که از طریق آنها به امور universal برسیم".(4)
حال مشاهده می‌شود که مولفه پنجم با مقدس شمردن پیامبر در حسینیه ارشاد، ناسازگار است. به عبارت دیگر، جناب استاد مصطفی ملکیان، از یک سوی، در اعتراض علیه اهانت به پیامبر، در مراسمی شرکت می‌کنند، به سخنرانی می‌پردازند و در آن متذکر می‌شوند که "توهین به پیامبر اسلام، به لحاظ اخلاقی بسیار غلط، زشت و غیرقابل دفاع است و فرقی نمی‌کند مبنای اخلاقی ما در اینجا کدام تئوری اخلاقی باشد" و از سوی دیگر، در نوشتارها و بیانات فنی خویش، "معنویت" را که جانشین دین سنتی است، فاقد هرگونه شخصیت مقدس می‌شمارند. البته این، تعارض، یک راه‌حل دارد مبنی بر این که ایشان شخصا معتقد به قداست پیامبراکرم(ص) نبوده، بنابر عقیده مسلمین سنتی به بحث پرداخته باشند. موید این توجیه آن است که ایشان در سخنرانی حسینیه ارشاد، توهین به پیامبر را از آن روی ناموجه می‌شمارند که وارد کردن رنج به یک میلیارد انسان است و سخنی از این به میان نمی‌آورند که توهین به پیامبر، اهانت به مقدس‌ترین انسان است و لذا نه تنها به جهت پیامد روانشناختی‌اش (تولید رنج روحی برای مسلمین)، بلکه به جهت رویارویی‌اش با حقیقت و واقع یعنی امر قدسی و الهی، محکوم و منفور است. تعارض دیگری نیز میان عنصر ششم فوق‌الذکر. با آن چه در حسینیه ارشاد بیان شده است دیده می‌شود. بنابر عنصر ششم، جایی برای امور local یعنی امور وابسته و مربوط به یک دین خاص وجود ندارد و باید به امور Universal که مورد توافق همه ادیان است رسید، اما در حسینیه ارشاد بیان می‌شود که یک نوع تقدس، تقدس درون دینی است که از دینی به دین دیگر، از مذهبی به مذهب دیگر و از فرقه‌ای به فرقه دیگر تفاوت دارد و به اشخاص، مکان‌ها، زمان‌ها و چیزهای خاصی تعلق می‌گیرد". باز در رفع این تعارض می‌توان تصور نمود که تقدس مزبور، بنابر ادیان سنتی است و نه بنابر "معنویت" (spirituality). بنابر اصول "معنویت" نه جایی بر امور غیرمشترک میان ادیان باقی می‌ماند و نه جایی برای تقدس اشخاص. تعارض سومی نیز هست. استاد در یک جا بیان می‌نمایند قداست بهترین معرف دین است که حتی ادیان فاقد مفهوم خدا نیز آن را در درون خود دارند و در جایی دیگر متذکر می‌شوند که یک نوع قداست فرادینی وجود دارد، قداستی که نباید در پای قداست دینی فدا شود.
مآلا دانسته نمی‌شود که آیا قداست، خاصه دین است یا عرض عام (زیرا بر اموری غیردینی مانند آزادی و عدالت و عشق نیز حمل می‌شود). این که اصولا آزادی و اموری از این دست، اگر با مفاهیم دینی و اصول معنوی گره نخورده و در ساحت اومانیستی و سکولار خویش باقی بمانند، چگونه از قداست بهره‌مند خواهند شد، مطلبی است که استاد ملکیان روشن نساخته‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات