یدالله فرخی
«زلمای خلیلزاد» سفیر ایالات متحده آمریکا در عراق اخیرا طی اظهارات بیپایه و اساسی ادعا کرده است که ایران در آموزش گروههای مبارز عراقی دست دارد و سلاح در اختیار آنها قرار میدهد. وی همچنین در ادامه اظهارات مضحک خود ایران را به مداخله در مسائل عراق با هدف تغییر توجه دیگران به مسائل هستهای این کشور متهم ساخته است.
زمانی که «غازی عجیل الیاور» و «ایاد علاوی» نیز از سوی ایالات متحده در راس معادلات عراق بحرانزده پس از پل برمر قرار گرفتند و شخصی به نام «حازم الشعلان» که وزیر دفاع کابینه علاوی بود به صورت مداوم تهران را به ایجاد ناامنی در عراق متهم میساخت. وی از آن جایی که تحت حمایت مستقیم واشنگتن و عوامل سازمان جاسوسی آمریکا قرار داشت تا زمان شکست مفتضحانه علاوی و الیاور در انتخابات مردمی عراق در سمت خود باقی میماند. هماکنون شعلان از معادلات سیاسی این کشور عربی حذف شده است.
از سوی دیگر پیروزی شیعیان در انتخابات عراق باعث شده است تا ایالات متحده آمریکا درون دستگاه سیاسی این کشور نتواند شخصی رسمی را در راستای سخن گفتن علیه تهران تحریک کند. روی آوردن بوش و دیگر اعضای کاخ سفید به «زلمای خلیلزاد» از روی ناچاری کامل و درماندگی مفرط واشنگتن بوده است.
زلمای خلیلزاد جهت آن که بتواند خود را در وابستگی به جمهوریخواهان حفظ کند از عوامل افرادی مانند بوش و رایس کاملا اطاعت میکند. وی در راستای مسئولیت سفارت آمریکا در عراق قولهای فراوانی به بالادستان آمریکایی خود داده است.
حدود پنج ماه قبل که «جرج بوش» از زلمای خلیلزاد خواست تا در راستای حل بحران امنیت در عراق دست به دامان تهران شود. ایران قدرت اول خاورمیانه است و این حقیقت بر هیچکس پوشیده نیست. حقیقت این قدرت مردمی و اسلامی نیز با استناد به تبلیغات کاذب و سبک واژگانی مانند آن چه امروزه «زلمای خلیلزاد» بر زبان راندهاند نیز در برابر تهران مجالی برای عرض اندام نخواهند داشت. در هر حال در نبود افراد برجسته وابسته به کاخ سفید در سیستم سیاسی عراق پس از پیروزی شیعیان در انتخابات اخیر این کشور آمریکا دست به سوی سفیر خود دراز نموده است.
عراق در راستای دستیابی به آرامش و خروج اشغالگران آمریکای و ترک خاک این کشور توسط متحدان کاخ سفید نیاز به حمایت و ایجاد تعامل با ایران دارد. «جلال طالبانی» در آخرین سفر خود به تهران رسما از مقامات کشورمان خواست تا با تدابیر خود بغداد را در جهت خروج از وضع ناامن موجود یاری دهند. این در حالی بود که تعامل بغداد و تهران در قالبی موثر و براساس اشتراکات مذهبی و... در مخیله نومحافظهکاران کاخ سفید هم نمیگنجید.
اظهارات افرادی مانند زلمای خلیلزاد که مهرههای بازی واشنگتن در نظام بینالملل امروز محسوب میشدند را به هیچوجه نباید در چارچوبی مستقل و مستند مورد بحث و بررسی قرار داد.
مسلما پس از زلمای خلیلزاد نیز افراد دیگری جایگزین وی خواهند شد ضمن پیروزی از دستورات کاخ سفید ایران قدرتمند را نسبت به مسائلی پوچ و کاذب متهم سازند.
هماکنون خروج آمریکا از عراق خواسته اصلی شهروندان عراقی از شیعیان است. با توجه به جو موجود حضور اشغالگران موجب وخامت اوضاع این کشور خواهد شد. در چنین شرایطی کاخ سفید روی به مهرههای سوخته خود آورده است. مهرههایی که توانایی بازگشتن اوضاع و تبدیل کردن تهدیدات به فرصتها را برای واشنگتن ندارند. سخنان اخیر «زلمای خلیلزاد» آخرین تیرهایی است که کاخ سفید در تاریکی و از میان باتلاق عراق به سمت ایران میاندازد.
این تیرها نه تنها به هدف اصابت نمیکنند بلکه به صورت انعکاسی سخت و شدید به سوی پایههای متزلزل کاخ سفید بازگشته و حیات سیاسی نومحافظهکاران جنگطلب را به سوی ویرانی کامل پیش میبرند.