تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۴  ، 
کد خبر : ۱۸۷۰۰۱

اسلامی شدن دانشگاهها

مقدمه: در مکتب حیات‌بخش اسلام، علم اهمیت فراوانی داشته و عالم از جایگاه رفیع ویژه‌ای برخوردار است. "قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون." اسلام افراد جامعه را به فراگیری دانش ترغیب و تشویق می‌کند تا زمینه رشد و پیشرفت جامعه اسلامی در تمام زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی و... فراهم گردد؛ چرا که تعالی و پیشرفت هر جامعه‌ای در گرو قشر دانشگاهی و تحصیل کرده آن بوده و این گروه در هر جامعه‌ای ـ اعم از اسلامی و غیر اسلامی ـ از جایگاهی ویژه و مرتبتی والا برخوردارند. امام خمینی(ره) در پیام خویش به مناسبت آغاز سال تحصیلی 62 ـ 1361 در بیان اهمیت دانشگاه و طبقه دانشگاهی و تحصیلکرده می‌فرمایند: "همه می‌دانیم که سرنوشت یک کشور و یک ملت و یک نظام، بعد از توده‌های مردم در دست طبقه تحصیلکرده است و هدف بزرگ استعمار نو به دست گرفتن مراکز این قشر است." آموزش عالی در فرهنگ و تمدن پویای ایرانی و اسلامی از قدمت و غنای شایسته‌ای برخوردار است. این مقوله اگرچه با تعابیر و مشخصات کنونی تفاوت‌هایی دارد، اما به نحو بارزی بر پیشرفت و انتقال علوم در جهان تاثیر نهاده است.

ضرورت موضوع اسلامی شدن دانشگاهها
اسلام، دینی فرهنگی، علم و عالم‌پرور و فرهنگ‌آفرین بوده و در متن تعالیم خود به مقوله علم و فرهنگ توجه فراوانی نموده است و چنین دینی حق دارد در مورد دانشگاهها به عنوان سازمانی علمی، نظر، توصیه و دستورالعمل ارایه دهد. به همین دلیل، هم از نظر دیدگاههای مذهبی و اعتقادی و هم به لحاظ ضرورت‌های جامعه‌شناختی، سیاسی و اقتصادی جامعه اسلامی کنونی، باید دانشگاه از نظر دینی معلوم شده و حرکت به سوی اسلامی شدن هر چه بیشتر دانشگاهها آغاز گردد.
تعریف مساله
تعریف مساله، بررسی شرایط موجود تصویر معضل، ترسیم هدف و تبیین راههای وصول به آن، از مهمترین عوامل در رسیدن به هدف محسوب می‌شود. برای رسیدن به هدفی مانند اسلامی شدن دانشگاهها نیز چاره‌ای جز تعریف دقیق اسلامی شدن، بررسی شرایط موجود در دانشگاهها، تصویر و معضل و مشکل اسلامی نبودن دانشگاههای موجود و تبیین راههای وصول به هدف موردنظر نداریم.
اسلامی شدن به معنای تحمیل یک حاکمیت، طبقه و یا صنف خاص در دانشگاهها نیست، بلکه عجین ساختن دانش‌اندوزی با آداب معنوی و ارزشهای والای الهی و اخلاقی می‌باشد. اسلامی کردن به معنای گنجاندن تعالیم دینی در مسایل مربوط به علوم نیست، بلکه به معنای دمیدن روح معنوی و ارزش‌ها، آرمان‌ها، رسالت و تعهد دینی و انسانی در جامعه علمی است. اسلامی شدن به معنای مبارزه با انحرافات جامعه علمی، جلوگیری از تبدیل دانشمندان به کامپیوتری بدون احساس و عاطفه و تعهد دینی و دمیدن روح استقلال در اندیشمندان، عالمان و جامعه علمی کشور است.
روح استقلال در اندیشمندان عالمان و جامعه علمی کشور است.
دینی شدن علم و مجامع علمی در سایر ادیان و جهان امروز
دینی شدن علم و دانشگاه‌ها مختص به مکتب حیات‌بخش اسلام نبوده و در سایر ادیان نیز به این امر توجه فراوانی شده است. برخی از جامعه‌شناسان علم مانند "رابرت مرتون" در این زمینه سخن گفته و معتقدند که در علم، هنجارهای اجتماعی وجود داشته و علم به صورت علمی، نیروی ادراکی و صورت ذهنی عالم مورد بحث است. در جامعه‌شناسی علم که با جامعه‌شناسی معرفت و فرهنگ مرتبط است، علم را به عنوان یک پدیده و نهاد اجتماعی که با سایر نهادها و اجزای جامعه در تفاعل و تاثیر است، مورد بحث قرار می‌دهند.
"مرتون" در تئوری معروف خود تحت عنوان "ساخت هنجاری علم" که در سال 1942 عرضه نمود، اظهار می‌کند: نرم‌های جامعه در حرفه، فعالیت و تلاش عالمان ـ‌ حتی به صورت ناآگاهانه ـ وجود داشته و دین در تصحیح این نرم‌ها و هنجارهای رفتاری نقش دارد.
از سوی دیگر، در دنیای امروز، علم با سیاست و قدرت عجین شده و به منظور جلوگیری از سوء استفاده از علم، وجود یک نظم ارزشی برای ارزش‌گذاری و تبیین باید‌ها و نبایدها ضروری گردیده است. در جهان امروز نیز که نقش وحی و علم الهی در دانش کنونی غرب ـ حداقل در ظاهر ـ رو به نقصان نهاده است، بسیاری از اندیشمندان غربی را به تفکر واداشته تا راه‌های دینی و اخلاقی جدیدی را برای جلوگیری هر چه بیشتر از سوءاستفاده از علوم ارایه نمایند. "جان دیوئی" فیلسوف آمریکایی می‌گوید:
"در عصر ما علوم طبیعی، علوم روحی را پشت سر گذاشته است، ما به اندازه‌ای به مکانیسم طبیعی مسلط هستیم که می‌توانیم آن را به نفع خود به کار بندیم، ولی از علم به وسایلی که بتواند ما را در زندگی به مرحله فعل و عمل بیاورد محرومیم و بدین ترتیب، ارزش‌ها و استعدادهای ما دستخوش تصادف و عادت و قدرت می‌باشد... با تسلط روزافزون ما بر طبیعت و توانایی، در استفاده از آن به نفع انسان، تحقق مقاصد اخلاقی و بهره‌برداری از ارزش‌های انسانی رو به سستی و ناپایداری می‌رسد که گویی گرفتار تضاد و تناقض شده‌ایم..."
وحدت حوزه و دانشگاه، گام نخست
نقش نیروی سازنده در رشد و تعالی هر جامعه، فوق سایر ابزار و امکانات بوده و به گونه‌ای است که حتی مدیران در رسیدن به مقاصد و منویات خود، بدون استفاده از این نیروها موفق نخواهند بود. این نیروها که حرکت کل جامعه را تحت رهبری مدیران هدایت و کنترل می‌کنند، در کشور ما به وسیله دو مرکز علمی، آموزش داده می‌شد و هم‌اکنون نیز این رویه ادامه دارد.
این دو مرکز که مدعی و عهده‌دار دستیابی به اهداف علم و دین هستند، دانشگاه و حوزه نام دارند. این دو نهاد در گذشته در بسیاری از جهات، متفاوت با یکدیگر عمل می‌کردند؛ یکی رسالت خود را سازندگی انسان‌ها می‌دانست و علم را ابزار می‌پنداشت و دنیا را برای آخرت می‌خواست و دیگری علم و دین را برای دنیا و اهداف مادی طلب می‌کرد. این اهداف متفاوت، روش‌های مختلفی را می‌طلبید و راه‌ها را از هم جدا کرده و پیوستگی و وحدت و یکپارچگی را به جدایی و دوگانگی و چندگانگی و در نهایت، تعارض و تزاحم و درگیری مبدل می‌ساخت.
تاریخچه ایجاد وحدت
در سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، شخصیت‌های برجسته‌ای از جمله "شهید مطهری" و "شهید مفتح" در راستای ایجاد ارتباط و وحدت میان حوزه و دانشگاه پیشقدم بوده و کوشیدند، ولی این تلاش‌ها به دلیل اینکه دانشگاه نیز مانند سایر نهادهای رژیم منحط پهلوی در جهت اهداف رژیم گام برمی‌داشت، به نتیجه نرسید.
متعاقب پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی که خطر انحراف روشنفکرنمایی و تقدس‌مآبی و تحجر را دوری از مبانی فکری اسلامی و عدم آشنایی با نیازها و مسایل علوم روز می‌دید و از طرفی نیز سازندگی جامعه را در گرو وحدت و هماهنگی نیروهای مخلص و روشنفکر مذهبی حوزه و دانشگاه می‌دانست که می‌تواند در مقابل آن جریان انحرافی پایداری و مقابله نماید، فرمان وحدت حوزه و دانشگاه را صادر فرموده و روز بیست و هفتم آذر (سالروز شهادت "شهید مفتح") به عنوان "روز وحدت حوزه و دانشگاه" انتخاب گردید.
انواع وحدت
برای وحدت حوزه و دانشگاه زمینه‌های مختلفی را برمی‌شمارند که مهمترین آنها عبارت است از:
1ـ وحدت در مبانی فکری، معرفتی و فرهنگی؛
2ـ وحدت در اهداف عالی (سازندگی، تربیت و هدایت جامعه)؛
3ـ وحدت سیاسی و اجتماعی (موضع‌گیری و عملکرد در مقابل حرکت‌های دشمنان داخلی و خارجی و تبعیت و اطاعت از منویات مقام رهبری در دستیابی به اهداف سیاسی و اجتماعی)؛
4ـ وحدت علمی (استفاده از متون علمی واحد در رشته‌های علوم انسانی، یعنی انعکاس نظرات اسلام در این زمینه‌ها از طریق منابع درسی حوزه و دانشگاه)؛
5ـ وحدت سازمانی (مدیریت واحد در سیاستگذاری‌ها، اجرای پروژه‌های مشترک تحقیقاتی، حضور در مراکز یکدیگر به منظور آشنایی و ارتباط و همدلی و همفکری بیشتر و...).
از میان زمینه‌های یاد شده، وحدت در مبانی فکری و اعتقادی، مقدم بر سایر وحدت‌هاست؛ چرا که این وحدت، انگیزه علمی و اهداف انسانی واحدی را به دنبال داشته و می‌تواند ما را در رسیدن به زمینه‌های دیگر وحدت رهنمون گردد.
وحدت از دیدگاه امام خمینی(ره)
امام امت(ره) به مناسبت‌های مختلف نظرات خویش را در مورد ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه بیان فرموده‌اند. بررسی فرمایشات امام راحل(ره) نشان می‌دهد که ایشان برای حوزه و دانشگاه، اهداف و نقش مشترکی قایلند.
اهمیت حوزه و دانشگاه
امام خمینی(ره) در مورد اهمیت ویژه حوزه و دانشگاه می‌فرمایند:
"مساله حوزه‌های علمیه فقاهتی و مساله دانشگاه‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. زیرا به منزله مواد خام مقدرات یک ملت و کشور هستند. این دو مقام، مرجع نشر حقایق اسلام و مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و دیگر مسایل مورد ابتلای کشور می‌باشند.
عواقب سوءاستفاده وحدت حوزه و دانشگاه برای دشمنان اسلام
امام امت(ره) در مورد عدم رضایت دشمنان اسلام از ایجاد وحدت میان حوزه و دانشگاه می‌فرمایند:
"اینهایی که نمی‌خواهند یک کشور، صحیح و سالم باشد و ارباب‌های آنها که از اول هم نمی‌خواستند، نمی‌توانند ببینند که شما با هم مجتمع شده‌اید و می‌خواهید با هم کار کنید. آنها عواقب این امر را برای خودشان می‌دانند و اگر حقیقتا دانشگاهی و حوزه‌های علمی و همه دانشگاه‌ها در هر جا که هستند، اینها با هم بشوند و با هم نقشه داشته باشند، برای پیروز کردن انقلاب، این برای آنها عواقبی دارد".
مقش حوزه و دانشگاه در سرنوشت ملت‌ها
امام خمینی(ره) در مورد نقش حوزه و دانشگاه در سعادت و بدبختی ملت‌ها می‌فرمایند:
"منشاء همه گرفتاری‌های یک کشور از دانشگاه است و حوزه‌های علمی و منشاء همه سعادت‌های مادی و معنوی از دانشگاه است و حوزه‌های علمی".
وحدت از منظر مقام معظم رهبری
مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، وحدت حوزه و دانشگاه را یکی از ضرورت‌های اساسی جامعه اسلامی می‌دانند. تعدادی از نظرات ایشان به شرح زیر است:
همکاری؛ زمینه‌ساز ایجاد وحدت حقیقی
مقام معظم رهبری در مورد ضرورت همکاری حوزه و دانشگاه برای رسیدن به وحدت حقیقی می‌فرمایند:
"مساله وحدت حوزه و دانشگاه که امام(ره) مطرح کردند، مراد همکاری حوزه و دانشگاه نیست. اگرچه همچنان که گفتیم، امروز همکاری حوزه و دانشگاه را معنا خواهد داد، یعنی امروز چاره دیگری نداریم، چون حوزه‌های علمیه خیلی از علوم دنیایی جدا شده‌اند، یا به تعبیر دیگر، علوم مربوط به زندگی جسمی مردم و دانشگاه‌ها به کلی از علوم دینی علوم الهی و اسلامی منفک شد، و لذا سال‌ها طول می‌کشد، و باید اینها همکاری‌های مستمری با هم داشته باشند تا زمینه به وجود آمدن یک مجتمع عظیم فراهم شود که در آن،‌ دین و دنیای مردم، هر دو با هم تدریس شود و مردم با جهت‌گیری‌های انسانی صحیح دانش بیاموزند".
ثمرات وحدت
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مورد ثمرات وحدت حوزه و دانشگاه می‌فرمایند:
"وحدت روحانی و دانشگاهی بیش از هر چیز، وحدت دل‌ها، انگیزه‌ها، هدف‌ها و ایده‌ها را بر مبنای کمک به هم و استفاده از تجربیات یکدیگر به وجود می‌آورد".
هدف از وحدت
مقام معظم رهبری در مورد هدف از وحدت حوزه و دانشگاه می‌فرمایند:
"اما وحدت حوزه و دانشگاه یعنی چه؟... وحدت حوزه و دانشگاه یعنی وحدت در هدف و حرکت همه به سمت ایجاد یک جامعه اسلامی، پیشرفته و مستقل، جامعه امام، جامعه پیش‌آهنگ، جامعه الگو و ملت شاهد؛ یعنی ملتی که ملت‌های دنیا با نگاه به او جرات پیدا می‌کنند تا فکر تحول را در ذهن خودشان بگذرانند...".

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات