اعلامیه حقوق بشر که آزادی بیان را محترم شمرده است، و همه دولتهای عضو سازمان ملل آن را امضا کردهاند، امروزه برای هتک حرمت مقدسات دینی میلیاردها موحد و دینداران جهان، دستاویز شده است، تا آنجا که در برخی روزنامههای غربی کاریکاتورهای موهنی از پیامبر اسلام (پیامبر رحمت) چاپ کردهاند و از این طریق احساسات مسلمانان جهان، بلکه همه دینداران را جریحهدار ساختهاند. بدتر از آن این که برخی از سیاستمداران غربی که هرگز از آنها انتظار نمیرفت از چنین عمل قبیح و زشتی طرفداری کنند، به توجیه آن پرداختهاند و آن را به وسیله «آزادی بیان» توجیه کردهاند، و احیاناً آن را تحت عنوان طنز، امری مشروع دانسته و میزگردی برای آن تشکیل دادهاند.
حقا که باید گفت، کلمه آزادی، از الفاظ بسیار زیبا و دلکشی است که متاسفانه در طول زمان، بیش از هر چیز بر ضد خود آزادی، بهرهگیری شده است. آیا نویسندگان اعلامیه حقوق بشر که آزادی بیان را یک اصل محترم شمردهاند و دولت جهان آن را امضا نمودهاند، حد و مرزی برای آن بیان نکردهاند؟ تا آنجا که تحت لوای آزادی، اعمال خشونت بار به صورتهای مختلف، مشروع و قانونی شمرده شود؟
1.آیا میتوان در پرتو آزادی بیان، چهره گروهی را آنچنان مخدوش ساخت تا جاهلان بر ضد آنان بشورند و به حقوق مدنی و اجتماعی آنان تجاوز کنند، و آنان را مورد اهانت و آزار و کشتار قرار دهند؟
2. آیا در پرتو آزادی بیان میتوان به آتش خصومت و دشمنی میان دو ملت یا دو کشور دامن زد به حدی که آنان به جان هم بیفتند و به جنگ با یکدیگر کشیده شوند؟
3. آیا آزادی بیان اجازه میدهد که گروهی به مقدسات ملتی نظیر پرچم یا قانون اساسی یا رهبران محبوب آن تعدی کنند و احترام آنان را زیر پا بگذارند؟
4. آیا آزادی بیان اجازه میدهد که به دروغ علیه فردی شهادت دهیم و حقوق او را پایمال سازیم یا چهره او را نامطلوب معرفی کنیم؟
5. علمای اخلاق برای زبان، جرمهای فراوانی شمردهاند که بخشی از آنها مورد پذیرش قوانین مدنی و بینالمللی نیز هست. آیا فردی میتواند تحت عنوان آزادی بیان، همه این قوانین را زیرپا نهد؟ و خود را در پوشش آزادی بیان تبرئه کند؟
6. اصولاً باید متن اعلامیه حقوق بشر را به دقت خواند. آنچه در آنجا مطرح است آزادی بیان است، نه آزادی اهانت و هتک حرمت، و زیر پا نهادن حرمت و کرامت انسانها و ملتها. آنچه که در اینجا مورد غفلت قرار گرفته است تفاوت آزادی بیان با آزادی اهامت و فحاشی و استهزا است.
7. آزادی بیان، حقی است که به هر فردی داده شده است، ولی تا آن حد که به حق دیگری تجاوز نکند، و اگر آزادی بیان از هر قید و بندی رها باشد، در این صورت، جز فساد، و هرج و مرج نتیجهای نخواهد داشت. بنابراین، آزادی بیان، محدود به عدم تجاوز به حقوق دیگران است. و اگر فردی با سوءاستفاده از این آزادی به حقوق دیگران تجاوز کرد، مجرم شناخته میشود.
8 . اصولاً کسانی که هتک مقدسان را در پرتو آزادی بیان توجیه میکنند، عملاً اجازه هتک مقدسات خود را ولو مقدسات غیردینی و سکولار باشد، نمیدهند. امروز کسی حق ندارد در کشور بریتانیا به مله انگلستان، اهانت کند، یا قوانین اساسی یا پرچمهای کشورهای سکولار را مورد بیحرمتی قرار دهد یا حتی برخی مفاهیم پذیرفته شده نظیر هولوکاست را زیر سئوال ببرد و گرنه با محاکمه و مجازات سنگین روبرو خواهد شد، چنان که آخرین نمونه آن را در هفته سوم فوریه سال 2006 در مورد محاکمه مورخ انگلیسی آقای دیوید ایروینگ در اتریش و محکومیت او به سه سال زندان به خاطر زیر سئوال بردن هولوکاست، مشاهده کردیم.
9. آیا میتوان ضربه زدن بر منافع ملی و جاسوسی به نفع بیگانگان و دشمنان را به نام آزادی بیان توجیه کرد؟
10. امروزه در برخی از کشورها کثیفترین رفتارهای اخلاقی نظیر هم جنسبازی یا برهنگی، به رسمیت شناخته شده است. آیا میتوان در پرتو آزادی بیان به این افراد اعتراض و اهانت زبانی کرد؟
اینها نمونههایی است که ما در این مورد مطرح کردیم تا روشن شود که مساله، جنبه سیاسی دارد، و اهانتکنندگان و حامیان آنها همگی آزادی بیان را دستاویز و بازیچهای قرار دادهاند، تا به اهداف خود برسند.
به حکم «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» جریان کاریکاتورهای موهن از پیامبر عالی قدر اسلام، هر چند عمل زشت و قبیح و از نظر خرد فردی و جمعی محکوم میباشد، ولی عاملان آن اهداف سوئی را تعقیب میکردند. که خوشبختانه نه تنها به آن نرسیدند، بلکه به ضرر آنها تمام شد، زیرا نوعی وحدت و انسجام در جهان اسلام از شرق تا غرب پدید آورد، پیوسته گروههای متفاوت و جمعیتهای گوناگون بامشتهای گره کرده، این عمل را محکوم کرده و نفرت و انزجار خود را از این منطق نادرست گروهی از غربیان که در پی سوءاستفاده از این ارزشها هستند ابراز نموده و افکار عمومی جهانیان را تکان دادند. اینک برای روشنگری به ترجمه برخی از قوانین فعلی غرب بسنده میکنیم:
حدود آزادی در انقلاب کبیر فرانسه
ما هماکنون برای روشن شدن مواضع قانون خود که آزادی بیان، رها از قید و شرط نیست، ماده یازدهم قانون اساسی فرانسه مصوب سال 1789 (سال انقلاب کبیر فرانسه) را در اینجا میآوریم:
در ماده یاد شده آمده است: هر شهروندی حق بیان آزادانه آرا و اندیشههای خود را دارد، مشروط بر این که از حدودی که قانون تصریح کرده، تجاوز نکند.
قانون اساسی سال 1881 فرانسه مواردی را چون حفظ اسرار پزشکی و حریم خصوصی زندگی افراد، و ممنوعیت تحریک بر تنفر نژادی و مذهبی، و دشنامگویی و خدشه وارد کردن به شخصیت دیگران، و اظهارات ضدیهود و ضدزنان را از موارد محدودکننده آزادی بیان برشمرده است.
آیا صحیح است که با چنین قانون مصوبی باز هم تصاویر موهن از پیامبر رحمت با آزادی بیان توجیه شود؟ غرب هر چند تقدس را از دین سلب کرده است، ولی لباس قداست بر چیزهای دیگری مانند هولوکاست و احترام به کودک و برابری بین انسانها پوشانده است، و در غرب کسی که نسبت به این امور انتقاد کند، او را مانند کسی میشمارند که به مقدسات اهانت کرده باشد.
این نه تنها منشور انقلاب کبیر فرانسه است که برای آزادی حریمی قائل شده و خطوط قرمزی را برشمرده است، بلکه در کشورهایی مانند دانمارک نیز قانون اساسی، اهانت به گروهی از مردم به سبب اعتقادات دینی آنان را ممنوع میشمارد. روسای کلیساهای دانمارک در دیدار با شیخالازهر محمد سید طنطاوی و زویر اوقاف مصر، آقای حمدی زقزوق و مفتی مصر آقای علی جمعه در تاریخ نهم فوریه سال 2006 میلادی به این حقیقت تصریح کردند.
این نوع جنایات در حالی صورت میپذیرد که طبق نص صریح کنوانسیون بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل مصوب 26 دسامبر 1966 و لازم الاجرا براساس قطعنامه 2200 مصوب 23 مارس 1976 که به امضای کشورهای عضو ملل متحد از جمله کشورهای اروپایی و آمریکا رسیده عمل نشریه دانمارکی و دیگر نشریات مشابه جرم تلقی شده و نقض قوانین بینالمللی محسوب میشود.
بند دوم ماده بیستم این کنوانسیون به وضوح میگوید: «هرگونه ترغیب به تنفر ملی یا نژادی یا مذهبی که تحریک به تبعیض و یا دشمنی و خشونت گردد به موجب قانون ممنوع میباشد.»
برکس مپسند آنچه تو را نیست پسند
به حق، این نیم بیت میتواند بازگوکننده مقال گستردهای باشد و آن این که غرب از دیگران میخواهد به عقاید وی احترام بگذارند و خطوط قرمز او را به رسمیت بشناسد، در حالی که او هرگز به عقاید و مقدسات دیگران احترام نمیگذارد، و هتک مقدسات را تحت عنوان فریبنده آزادی بیان به رسمیت میشمارد.
اصولاً غرب، به وجود گفتگو و نظام چندصدایی (پلورالیسم) افتخار میورزد، در حالی که گفتگوی او تنها با همفکران خود یا شرقیانی است که در خط او هستند. غرب هر چند دوران استعمار مستقیم را پشت سر گذاشته ولی هنوز تفکر استعماری بر آن حاکم است، و مایل است که سخنان و ارزشهای خود را به دیگران دیکته کند.
انفجار حرم عسکریین(ع)، جزئی از توطئههای زنجیرهای اهانت به مقدّسات
خبر موحشی جهان اسلام را تکان داد، و علاقهمندان به پیامبر و اهل بیت(ع) را در غمی عمیق و سوگی بزرگ فرو برد، و آن خبر انفجار در حرم عسکریین(ع) در سامرا(عراق) بود.
این جنایت نیز حلقهای از سناریوی بزرگ هتک مقدسات اسلامی است که تاکنون دو پرده آن به نمایش درآمده و مسلماً این کارها، با برنامهریزی دقیق صهیونیستهای نژادپرست و غرب استعمارگر طراحی شده، و همگی حاکی از آن است که گاهی میخواهند مسیحیان را در برابر مسلمانان قرار داده و آتش جنگهای صلیبی را بار دیگر برافروزند و احیاناً دو گروه مسلمان شیعه و سنی را به جان هم بیندازند و از این آب گلآلود ماهی بگیرند.
در اینجا بر سران کشورهای اسلامی و بزرگان دینی لازم است که با برنامهریزی دقیق و گفتگوهای سازنده، این نقشههای شیطانی را خنثی کرده و حریم ادیان الهی را از دستبرد افرادی که از انسانیت بویی نبردهاند، حفظ کنند.
مسلماً سازمان کنفرانس اسلامی در این مورد نقش عظیمی میتواند ایفا کند، همچنان که مقام محترم دبیر کل سازمان ملل، نیز میتوانند در این میان نقش کلیدی ایفا نمایند و در تسریع محاکمه این جنایتکاران و بازداشتن آنان از ادامه این جنایات تلاش نمایند، و بدین وسیله دین خود را به سازمان ملل و کلیه کشورهای عضو ایفا کنند.
با توجه به آنچه ذکر شد، از آن جناب تقاضا داریم در راستای حفظ صلح و امنیت جهانی، و حفظ حقوق ملتها، مجرمان مذکور براساس قوانین موجود بینالمللی محاکمه و مجازات شوند.
قم ـ مؤسسه امام صادق(ع) ـ جعفر سبحانی ـ 4/12/1384 برابر 23 فوریه 2006