پیروزی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» در انتخابات شهرداریهای کرانه باختری ادامه همان پیروزیای است که این جنبش در انتخابات شهرداریهای غزه به دست آورد. این امر در هر دو حال نشانگر افزایش محبوبیت جنبشهای اسلامی در فلسطین و کاهش محبوبیت دیگر جنبشهای رقیب به ویژه حزب حاکم است. این مساله علل گوناگونی دارد که در ذیل میآید:
اول: پاکدامنی نمایندگان این سازمانها و فساد رایج در میان اعضای تشکیلات خودگردان است که از مدتها پیش دامنگیر این تشکیلات شده است و این همان مسئلهای است که اول خود توده فلسطینیان و دوم رهبران سیاسی هر یک از گروهها و جریانهای سیاسی به آن اذعان میکنند و این امر مبین تمایل شهروندان فلسطینی به یافتن رهبرانی است که مصالح ملی را بر منافع شخصی خود مقدم میدارند.
دوم: خدمت جنبشهای اسلامی به مردم و مقصود اینجا «حماس» است: چرا که جهاد اسلامی در انتخابات شرکت نکرد. حماس در شرایط سخت، بحرانی و طاقتفرسا که مردم نیاز مبرم به این خدمات داشتند و گروههای دیگر، سرگرم تقسیم مناصب و ثروت بودند، به فریاد مردم فلسطین رسید.
سوم: تکیه حماس بر مشی مقاومت به عنوان یگانه راه آزادسازی فلسطین و پرداخت بهای سنگین در این راه، این جنبش بسیاری از رهبران برجسته، اعضا و فعالان خود را در راه وطن تقدیم کرده است و همین این امر موجب شد که مردم به حمایت از مقاومت برخیزند، زیرا آن را یگانه راه رهایی از یوغ اشغالگران صهیونیست قلمداد میدانند و از سوی دیگر، ناتوانی دیگر گزینهها در تحقق هر دستاورد امنیتی و سیاسی برای آنان به اثبات رسیده بود.
چهارم: جنایات روزانه «اسرائیل» علیه این جنبش، بازداشت رهبران و شماری از اعضای این جنبش و متوقف کردن فعالیتهای آن برای ممانعت از تحقق پیروزی چشمگیر آن، رای دهندگان را وادار کرد به حمایت از حماس برخیزند و به نامزدهای آن رای دهند و اعتماد خود را به این جنبش ابراز دارند.
پنجم: موضع آمریکا که خواهان ممانعت از تسلط حماس بر کرسیهای مجلس قانونگذاری و نگران رسیدن آن به قدرت در آینده است، شهروندان فسلطینی را علی رغم گرایشهای مختلفشان بر آن داشت تا برای دادن رای خود به این جنبش به پای صندوقهای رای بشتابند.
اگر بخواهیم همه علل حمایت مردم فلسطین از حماس را برشماریم نیاز به یک زمان طولانی داریم، اما واکنشهای اسرائیل، آمریکا و اروپا نشان داد که پیروزی چشمگیر حماس در انتخابات چقدر عظیم و تکاندهنده بود. این واکنشها همچنان از نگرانیهای واقعی آنها از مرحله آتی پرده برداشت. نه سرکوبگریهای صهیونیستی در ارعاب مردم فلسطین کارگر افتاد نه بازداشتها آنان را از رفتن به پای صندوقهای رای منع کرد. آنچه اتفاق افتاد بساط تمامی گمانه زنیها و پیشبینیهای تشکیلات خودگردان و ناظران را برچید که این امر نشان میدهد که صداقت و درستکاری کلید اصلی جا گرفتن در دلهاست. ملت فلسطین با رفراندوم خود نشان داد که خواهان تغییر و تحول و مخالف فساد و ناتوانی هستند.
آیا پیام پیروزی حماس به تشکیلات خودگردان، اسرائیلیها، آمریکاییها و اروپاییها کافی است تا همه آنها در قبال مسئله فلسطین تغییر موضع بدهند یا اینکه وضع به همین شکل باقی خواهد ماند؟ نتایج انتخابات شهرداریها کلیدی است برای انتخابات مجلس قانوگذاری و راهی برای ورود به تشکیلات خودگردان و مقاومت فلسطین همانند مقاومت لبنان و عراق نقش تعیین کنندهای ایفا خواهد کرد. (نوشته: امین مصطفی. روزنامه الوطن. قطر)
حماس و دشمنانش
آنها تلاش میکنند که حماس را از طریق محدود ساختن پیروزی قاطعش منزوی سازند تا این پیروزی به نحوی نتیجه عکس و منفی داشته باشد، اما اگر حماس خود را در انزوا ببیند، به گونهای خود را مطرح خواهد کرد که همه دشمنانش پی ببرند که این جنبش نماینده قانونی ملت فلسطین است و نمیتواند آن را کنار گذاشت.
به نظر میرسد مسئولیت منزوی ساختن حماس میان سه طرف اسرائیلی، آمریکایی و برخی افرادی که به نمایندگی از فتح سخن میگویند، تقسیم شده است. در این زمینه «اسرائیل» نقش اصلی را بازی میکند و از فعالیت پارلمان جدید که حماس اکثریت را در آن داراست، جلوگیری کند. این عین واقعیت است و یک نوع پیش بینی نیست.
فرماندهی ارتش صهیونیستی دستوری صادر کرده است که به موجب آن رهبران حماس و نمایندگان منتخب آن نمیتوانند میان نوار غزه باختری تردد کنند و علاوه بر این نیز رهبران این جنبش هدف باز داشت نیروهای صهیونیستی قرار میگیرند.
با توجه به این که حماس اکثریت را در پارلمان جدید فلسطین به دست آورده است، اجرای این دستورات (جلوگیری از تردد رهبران و نمایندگان این جنبش و بازداشت آنها) به این معناست که نمایندگان مجلس جدید هیچ وقت به حد نصاب قانونی برای تصویب قوانین نمیرسند.
از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی همچنانکه علناً اعلام کرده است. از تحویل درآمدهای گمرکی واردات کالاها به اراضی اشغالی به تشکیلات خودگردان خودداری خواهد کرد. هدفی که صهیونیستها از این اقدام خود دنبال میکنند، محروم ساختن حکومت جدید حماس از هر گونه منبع مالی است. این موضوع اسرائیل با موضع آمریکاییها در این خصوص کاملاً همسو است. حکومت بوش نیز اعلام کرده است که در صورت تشکیل حکومت، کمکهای اقتصادی خود را به تشکیلات خودگردان که سالانه 235 میلیون دلار است، قطع میکند.
در اصل این کمک با هدف توسعه و یا رشد اقتصادی جامعه فلسطین ارائه نمیشود، بلکه تنها برای کمک به این تشکیلات به منظور پرداخت حقوق کارمندان خود صورت میگیرد.
اما رهبران فتح، با اعلام مخالفت خود با مشارکت در حکومت آینده فلسطین با این امید که این حکومت در داخل و خارج منزوی شود، در راستای سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی گام بر میدارند و مکمل نقشهای آنها در این خصوص هستند. استعفای «احمد قریع» حتی قبل از اعلام رسمی نتایج انتخابات بر این مدعا صحه میگذارد. رهبران فتح به ماندن محمود عباس ریاست تشکیلات خودگردان. که در عین حال هم دبیر کل جنبش فتح است. دل بستهاند که میتواند بیانگر وقوع منازعاتی میان ریاست تشکیلات خودگردان و مجلس قانوگذاری در آینده باشد تا از این طریق بتوانند مجلس را تضعیف و نقش و رویکردهای سیاسی پارلمان جدید را که مخالف اسلو است، محدود سازند.
اکنون سئوال اینجاست که آیا محاصره حماس و منزوی ساختن آن پس از به دست گرفتن قدرت مثمر ثمر واقع میشود و آنها در رسیدن به این هدف خود موفق میشوند؟
در واقع بایدگفت که اسرائیل و آمریکا ریسک خطرناکی میکنند. از این رو که اگر تصمیمات خود مبنی بر جلوگیری از فعالیت مجلس قانوگذاری فلسطین را عملی سازند و از ارائه کمک به دستگاههای تشکیلات خودگردان خودداری کنند، با واکنش منفی مردم فلسطین مواجه میشوند و مردم با حماس همدردی و از آن هر چه بیشتر حمایت کنند.
از سوی دیگر، این احتمال وجود دارد که این اقدامات واکنشهایی مردمی علیه فتح را نیز به دنبال داشته باشد، به خصوص این که رهبران این جنبش از زمان اعلام نتایج انتخابات و افزایش اتهامات به آنها در خصوص پروندههای فساد مالی و اداری مورد انتقاد شدید مردم هستند و فلسطینیان به آنها اعتماد ندارند.
در این جا، مساله باقی مانده، واکنش حماس است. اگر حماس به این نتیجه برسد که تلاش میشود تا در زاویه قرار گیرد، آسانتر میتواند حکومت «مقاومت» متشکل از نمایندگان گروههای دیگر و شخصیتهای مستقل جدا شده از فتح تشکیل دهد.