یوسف محسنزاده
درگذشت امیر کویت که از سال 1977 میلادی بر این شیخ نشین کوچک و نفت خیز فرمانروایی میکرد، یک فصل جدید سیاسی برای جامعه یک میلیون نفری آن که از تشتت و بهم ریختگی سیاسی و اجتماعی نامشهودی رنج میبرد، گشود. از 250 سال پیش، دو شاخه جابر و سالم خانواده قبیلهای الصباح، بموجب قرارداد نانوشته بر این سرزمین کوچک صحرایی حکومت کردند و با تحت الحمایه قرار دادن خود به امپراطوریهای عثمانی و انگلیس، تضمین حاکمیت خود را از هر گونه گزند داخلی و خارجی فراهم ساختند. اما استقلال این امیرنشین در سال 1960 از انگلیس که بوسیله پدر امیر جدید کویت (سعدالعبدالله)، این امیرنشین را در معرض تهدیدات افزونتر همسایه بزرگ عرب خود، یعنی عراق قرار داد. عراقیها حتی در زمانی که کشورشان بوسیله نایب السطنه انگلیس اداره میشد و در دوره استقرار رژیم پادشاهی هاشمیها بر این کشور، از درخواست برای ملحق ساختن کویت به کشورشان دریغ نورزیدند و به همین دلیل وقتی عبدالکریم قاسم با طرح شعارهای تند ناسیونالیستی درصدد برآمد، تا امیر کویت را با تهدید، مجبور سازد حاکمیت عراق را بپذیرد، وی ناچار شد دست به دامان انگلیسیها ببرد تا با اعزام نیروی نظامی، مانع از عملی شدن تهدیدات قاسم شوند. کویتیها در دوران صدام، بیشترین فشار ناشی از تهدید و ارعاب را متحمل شدند. رفتار صدام، حتی در دوران جنگ علیه ایران، با کویتیها تحقیرآمیز و خردکننده بوده است. با وجود اینکه آنان میلیاردها دلار کمک بدون عوض مالی و همچنین مبالغ نجومی بعنوان قرض به رژیم عراق دادند و بعلاوه تمامی دستگاههای رسانهای خود را در خدمت پیشبرد اهداف جنگ طلبانه رژیم بعث قرار دادند، با این حال، برخورد صدام با امیر و ولیعهد و نخست وزیر کویت، متکبرانه و استعلایی بوده و حتی آنان را به کم کاری و عدم حمایت کافی از تلاشهای جنگی حزب بعث متهم میساخت. بعد از پایان جنگ، امیرکویت به همراه سیاستمداران این شیخ نشین به بغداد شتافتند تا پیروزی صدام را در جنگ تبریک بگویند و گفته میشود درخواست ولیعهد کویت از صدام برای تعیین مرزهای دو کشور، با عربده صدام مواجه شد. چند ماهی نگذشت تا اینکه شیخ کویت مجبور شد از کاخ خود بطور معجزهآسایی از چنگ یک واحد کماندویی زبده عراق که برای دستگیری وی اعزام شده بود بگریزد و دولت در تبعید در عربستان تشکیل دهد. سپس وی و دیگر شیوخ آل صباح، از خزانه دولت و حتی کیسه شخصیشان، میلیاردها دلار هزینه کردند تا سربازان آمریکایی و سی کشور غربی و عربی را در صحرای عربستان گرد آورند و ماموریت اخراج نیروهای عراقی را انجام دهند. سرانجام امیر کویت توانست مجدداً بر تاج و تخت خود بنشیند و بار دیگر کشورش را که به یک مخروبه جنگی مبدل شده بود بازسازی نماید. امیر جدید کویت، مانند امیر تازه درگذشته، از بیماری رنج میبرد و جوانان آل صباح، کم کم خود را برای قبضه کردن امور این شیخ نشین آماده میکنند. با این حال، این تغییرات و تحولات نمیتواند بدور از کشمکشهای درونی جامعه کویتی صورت گیرد که امروزه شاهد قدرت گرفتن جریان سلفیها میباشد.