آرش غفوری
این نخستین بار است که انتخابات ریاست جمهوری در نظام اسلامی به صحنه رقابت میان طبقات مختلف اجتماعی تبدیل میشود. اگر از یک سو با پایان زمان ثبت نام، این مصطفی معین است که به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان پیشرو و به نمایندگی از طبقات متوسط و میانه شهری، پلههای ساختمان وزارت کشور را برای ثبتنام در انتخابات نهمین جمهور بالا میرود، از سوی دیگر مهدی کروبی رئیس سابق مجلس شورای اسلامی همانند از محمد خاتمی عبای سفید بر تن میکند تا نمایندگی اصلاح طلبان سنتی را در میان روحانیون وفادار به حکومت بر عهده گیرد.
به این هر دو هم افزوده میشود اکبر هاشمی رفسنجانی که با تمایل پدرخواندگان سنتی روحانیت محافظهکار و حامیان بورژوازی [...] صنعتی وارد میدان رقابتهای ریاست جمهوری شده است و همچنین علی لاریجانی، باقر قالیباف و محمود احمدی نژاد که اولی چشم محافظهکاران موسوم به اصولگرا در طیف شبه لیبرال شورای هماهنگی نیروهای انقلاب دارد، دومی یک سردار پیشین سپاه است و خود را نواصولگرایی در ورای شورای هماهنگی میداند که به قصد به دست آوردن رأی طبقات میانه و آرمانگرای محافظهکار کاندیدا شده است و سومی هم در رؤیای نمایندگی رادیکالهای نومحافظهکار حمایت خود را از فعالان طیف آبادگر به عنوان تشکل پیروز انتخابات شورای شهر تهران و نمایندگان پایتخت ایران در مجلس شورای اسلامی میجوید. بقیه، همه یا مردان متعلق به اپوزیسیون قانونی در درون نظام هستند که به نمایندگی از سوی ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی توان به دست آوردن رأی در میان برخی اصلاحطلبان را دارند و یا نامزدهای حاشیهای هر دو جناح اصلی حکومت که توسط دستگاههای بوروکراتیک حکومتی حمایت میشوند و البته هم افرادی دور از قدرت برای تفنن و تفریح به عنوان هنرمند موسیقی یا فوتبالیست ملی قصد دارند شانس خود را برای کاندیداتوری در نظام جمهوری اسلامی و احراز صلاحیت به عنوان رجل سیاسی توسط شورای نگهبان مورد آزمایش قرار دهند.
آزمایشی که در آن فارغ از حاشیهنشینها یا کاندیدای غیر حرفهای، هر یک از دو جناح اصلی درون نظام لااقل در ظاهر در حالی برای رسیدن به اجماع و معرفی کاندیدای واحد اصرار دارند که طبقات حامی آنها چه در قامت بورژوازی مدرن و سنتی یا آرمانگرایان رادیکال و البته هم خرده بورژوازی دور از قدرت در هیچ نقطهای با یکدیگر اشتراک ندارند.
در حقیقت بر خلاف تمام دورههای پیشین رقابتهای ریاست جمهوری که در آن بازی یا تماماً میان خودیها بود و یا در معدود دفعات همانند انتخابات دور ششم و هفتم تقابلی از قدرت و خدمت یا محافظهکاری صرف در برابر اصلاحطلبی تمام را به نمایش میگذاشت، در این انتخابات برای تعیین ششمین رئیسجمهوری نظام اسلامی این نه فقط چپ یا راست است که به تنهایی دست به انتخابات میزند بلکه طبقات حامی هر یک از کاندیدای قدرت را به نامزد خود تقدیم میکنند تا از سویی وزن هر یک از طبقات اثر گذار موجود در نظام آشکار شود و هم از سویی دیگر رؤیای اجماع و رسیدن به کاندیدای واحد را به خیالی غیر قابل دسترس تبدیل نمایند. هر چند سنت کاندیداهای متعدد با کاندیداتوری از سوی گروههای متفاوت پیش از این در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری هم در هیأت رقابتی میان بنیصدر و حبیبی یا مدنی یا داریوش فروهر به نمایش گذاشته شده بود اما تصویر مطلق و غالب آن انتخابات و البته هم تمام انتخابات بعد از آن جز در دوره هفتم با این آخرین انتخاب قابل قیاس نیست. چهره بوروکراتیک قدرت در این انتخابات هر چند دلرباست و هر چند نام هر یک از این چندین کاندیدای موجود ظاهر فریبی میکند اما غفلت از تأمین نیاز طبقات مختلف در عین نمایندگی طبقهای متفاوت هم چهرهای چندان سهل و ممتنع را نمایان نمیکند. رئیسجمهوری هر یک از طبقات چه نماینده بورژوازی یا حامی محافظهکاری و البته هم کاندیدای هر یک از شبه طبقههای این جامعه متکثر ایرانی که در انتخابات نهم به پیروزی رسد در آن واحد نماینده همه طبقات دیگر خواهد بود، با این تفاوت که بر خلاف همیشه وزن هر یک از این جناحها هم در ساختار قدرت مشخص است. درآن صورت نه اصلاحطلبی در معنای امروز آن واجد اپورتونیسم و ایدهآلیسم به طور همزمان خواهد بود و نه محافظهکاری معنایی یکسان از آبادگران تا طیف مؤتلفه را متصور خواهد کرد. برای اولین بار در تاریخ انقلاب همه میخواهند رئیسجمهور باشند و همه نیز بر تفاوتهای خود تأکید دارند.