فاضل میبدی
1- گزارشگر اخبار 30/20 شبکه دوم سیما چنین گزارش داد: آقای علی لاریجانی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، پس از ثبتنام از مهمترین برنامههای خود را در صورت پیروزی، تحقق نهادهای مدنی در قالب نهادینه کردن احزاب دانست - نقل به مضمون - چنین شعاری اگر بدست آقای لاریجانی تحقق یابد، مورد استقبال هر صاحب فکر و سیاستورزی خواهد بود. اما سؤالی که پیش روی لاریجانی قرار دارد این است که آیا جناب ایشان اخیراً به این معنا رسیدهاند که باید نهادهای مدنی را توسعه داد و احزاب را نهادینه کرد و جامعه را به سوی دموکراسی پیش برد؟
با این که ایشان از پیش به این شعار اعتقاد داشتهاند. اگر به تازگی به اهتمام این شعار دست یافتهاند دور از [...] یک کاندیدای ریاست جمهوری و کسی که در رشته فلسفه فارغالتحصیل گشته است میباشد و اگر از پیش این کاندیدای ریاست جمهوری به نهادهای مدنی اعتقاد داشته و برای نهادینه کردن احزاب صاحب اندیشه بودهاند، چرا در مدیریت صدا و سیما به تحقق این شعار اهتمام نورزیدند؟ جناب لاریجانی خوب میداند شعار جامعه مدنی و توسعه احزاب از شعارهای عمده و محوری هشت سال گذشته خاتمی و دولت اصلاحات بوده است اما ایشان تا چه اندازهای در مدیریت صدا و سیما در تحقق این شعار همکاری کردند؟
در صدا و سیما در دوران زعامت ایشان به کرات شعار جامعه مدنی و نهادینه کردن احزاب از شعارهای غربی در برابر جامعه ولایی قلمداد گشت. بارها در قالب فیلم، طنز، سخنرانی و سایر برنامهها توسعه سیاسی که همان نهادینه کردن احزاب است، به استهزا گرفته شد و برای اینکه دوم خرداد فراموش شود سوم خرداد را نسبت به پیش پر رنگتر ساختند و خون مواج شهیدان والامقام خرمشهر را که پیام آزادی در آن میجوشد، ابزار کمرنگ کردن شعاری کردند که این کاندیدای محترم در این روزگار از مهمترین برنامههای آینده خود میداند. بنابراین از جناب لاریجانی تقاضا میشود که پیش از هر چیز عملکرد خود در مدیریت صدا و سیما را با حضور صاحبنظران به نقد و تحلیل گذراند تا روشن شود که ایشان تا چه اندازه به این شعار پایبندند؟ ولی آنچه که ما را خوشحال میکند این است که این کاندیدای محترم نیز با شعار سیاسی و نهادینه کردن احزاب و جامعه مدنی - که تداوم اصلاحات است - میخواهد مسوؤلیت خود را ایفا کند. چیزی که در صدا و سیمای ایشان همواره مورد تهاجم بود.
2- کاندیدای دیگر اصولگرا جناب احمدی نژاد که بر اساس نطق از پیش تعیین شده که قرائت میکرد، گفت برنامه ما گشودن باب دولت به روی مردم است و این که فاصله دولت و مردم باید از بین برود. از محضر این کاندیدای محترم نیز این سؤال مطرح است که منظور از گشودن باب دولت به روی مردم چیست ؟ آیا ساختمانی که در خیابان پاستور هفتهای دو روز در آن هیأت دولت تشکیل میشود، درهایش باز شد که گروه گروه مردم بیایند مشکلات خود را مطرح کنند؟ بعید است کسی که کلید شهر تهران را در دست دارد، این چنین سادهانگارانه بیندیشد، اگر منظور این است که دولت خاتمی پنهان از چشم مردم است و ملت خود را بیگانه با دولت میداند، جناب شهردار محترم میداند هیچ دولتی به اندازه دولت خاتمی - با همه نقدهایی که بر آن وارد است - فاصله خود را با مردم کم نکرده است و هیچ دولتی چون دولت خاتمی صادقانه با مردم سخن نگفته است و رئیس این دولت همواره خود را در معرض نقد قرار داده است.
اگر جناب احمدینژاد بخواهد با تخریب دولت اصلاحات تعداد آرای خود را اضافه کند، نشانگر این است که هم اکنون قبای سیاست بر اندام ایشان بلند به نظر میرسد، امیدواریم که چنین نباشد و سزاوار است که ایشان نیز چون جناب لاریجانی با شعار توسعه نهادهای مدنی وارد کارزار شوند. شعار این است که باب دولت گشوده شود و فاصله مردم با دولت کم شود و از این قبیل شعائر نمیتواند شعارهای محوری یک کاندیدای ریاست جمهوری باشد. زیرا هوش مردم ایران به ویژه جوانان، بالاتر از این است که اینگونه سخنان را در خود جای دهد، زیرا اصول اصلاحات هر چند توسعه نیافته است ولی هر دولتی که پس از این دولت بر سکوی غیر اصلاحات بایستد، به جای پرش سقوط خواهد کرد.