تاریخ انتشار : ۰۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۳  ، 
کد خبر : ۱۸۷۰۳۷

فرمول‏های تکراری کاخ سفید


حنیف غفاری
طی هفته اخیر محبوبیت « گلوریا آرویو» رییس جمهور فیلیپین به پایین‏ترین حد ممکن رسید. انتشار خبر تجاوز چهار نیروی سیاسی وابسته با ایالات متحده آمریکا به دختری جوان در فیلیپین و بی‏تفاوتی مسوولان ما نیل نسبت به این موضوع باعث افزایش خشم شهروندان فیلیپینی در خصوص عملکرد دولت شد. حضور نظامیان و وابستگان سیاسی کاخ سفید به بهانه سرکوب جنبش‏های مخالف دولت مرکزی مانیل به هیچ عنوان مورد رضایت شهروندان این کشور آسیای شرقی نیست. به راستی معنا و مفهوم حضور نیروهای نظامی بیگانه در خاور دور چیست؟ چرا مردم کشورهایی مانند ژاپن، فیلیپین و کره جنوبی هر چند گاهی باید نظاره‏گر هتک حرمت خویش توسط نظامیان و عوامل آمریکایی باشند؟ «سئول»، «جزیره اوکیناوای ژاپن»، «مانیل» و دیگر شهرهای خاور دور به بسترهایی جهت بروز اعمال وحشیانه غیرانسانی توسط کاخ سفید تبدیل شده و سکوت مقامات این کشورها نسبت به این موارد دو عنصر «خشم» و «نفرت» از آمریکا را در نزد افکار عمومی این مناطق تقویت می‏سازد. در حالی که هنوز آثار و نشانه‏های ناشی از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در چهره نوزادان تازه تولد یافته ژاپنی باقی بوده و بسیاری از این کودکان مجبور هستند با چهره‏ای درهم ریخته و اعضایی معلول به حیات خود ادامه دهند «جونیچیرو کویزومی» نخست وزیر ژاپن به راحتی دستان بوش پسر را فشرده و از کاخ سفید تقاضای گسترش همکاری‏های نظامی و اقتصادی در راستای تحکیم روابط توکیو – واشنگتن را می‏کند. چنین تصویری در گفتار و رفتار مقامات فیلیپین و کره جنوبی نیز قابل مشاهده است.
پس از این که آژانس بین‏المللی انرژی اتمی تحت فشار مستقیم جمهوری خواهان کاخ سفید و متحدان آن، برنامه‏های هسته‏ای کره شمالی را مورد بازرسی قرار داد کشورهای همسایه پیونگ یانگ ضمن حمایت کامل از مانور غیرعاقلانه واشنگتن در خاور دور گزینه‏های مختلف را در جهت ضربه زدن به کره شمالی مورد بررسی قرار دادند. در نهایت مقامات پیونگ یانگ، ژاپن را به صورتی کامل مورد تهدید قرار دادند.
پس از ترسیم کلیت موجود در خاور دور وارد بحث اصلی خود می‏شویم. موضوع جنایات غیرانسانی سربازان و نیروهای کاخ سفید در کشورهای تحت نفوذ واشنگتن از صفحات تاریخ قابل حذف نیست. از زمان حمایت کاخ سفید از هواداران «باتیستا» حاکم آمریکایی کوبا در راستای بازگشت مجدد به هاوانا و شکست انقلاب بوجود آمده توسط توده‏های مردم به رهبری کاسترو و چه گوارا تا تجاوز اخیر نیروهای وابسته به کاخ سفید به یک دختر فیلیپینی فاصله زیادی وجود ندارد. تمامی وقایع، جریان‏ها، فرمول‏ها، ابزارها، شخصیت‏ها و دیگر عوامل را می‏توان در تمامی صحنه‏هایی که عوامل کاخ سفید در آن جا حضوری نسبتا طولانی مدت داشته‏اند یافت.
استفاده از سلاح‏های کشتار جمعی
«جان پیلگر» در مقاله‏ای که در حدود دو سال قبل در روزنامه گاردین به چاپ رسید از بازی آرام کودکان عراقی در نزدیکی مناطق مین گذاری شده و مسموم خبر داد. وی که از نزدیک شاهد وقایع موجود در عراق و افغانستان بوده است وجود مناطقی میکروبی و شیمیایی در عراق که توسط نیروهای اشغالگر ایجاد شده را فاجعه‏ای بزرگ برای سلامتی کودکان، زنان و دیگر شهروندان بی‏گناه عراقی می‏داند.
در زمان جنگ خلیج فارس (1991) نیز بوش پدر از فرمولی مشابه استفاده کرد. شدت استفاده نیروهای آمریکایی از سلاحهای میکروبی و شیمیایی به اندازه‏ای بود که بیماری موسوم به سندروم خلیج هنوز در میان سربازان آمریکایی شرکت کننده در آن جنگ باقی است. از سمت و سویی دیگر تاریخ نشان داده است که پس از ترک خاک کشورهای مورد هجوم قرار گرفته توسط آمریکاییان عواقب و تبعات استفاده از چنین سلاحهای مرگباری گریبانگیر شهروندان این کشورهای کودکان و نوزادان تازه تولد یافته خواهد شد.
با وجود گذشت حدود نیم قرن از بمباران هسته‏ای ناکازاکی و هیروشیما هنوز چهره بسیاری از کودکان ژاپنی حکایت کننده آن فاجعه تلخ بوده و همانند سطحی صاف واقعه جنایت هسته‏ای کاخ سفید علیه ژاپن را منعکس می‏کند.
همان گونه که اشاره شد حتی بسیاری از سربازان آمریکایی شرکت کننده در پروژه‏های ضد بشری طراحی شده از سوی واشنگتن با وجود رعایت نکات ایمنی و بهداشتی تحت تاثیر عواقب ناشی از استعمال سلاحهای مرگبار قرار می‏گیرند.
استفاده ازگاز خردل در جریان جنگ اخیر آمریکا در عراق و افغانستان موضوعی تازه نیست.
موارد استفاده از سلاحهای کشتار جمعی مشابه در سومالی و ویتنام بیانگر پیروی میلیتاریست‏ها از فرمولی مشخص در جنگ‏های مختلف است.
کشتار مردم بی‏گناه به بهانه مبارزه با تروریسم
بمباران اخیر منطقه‏ای در پاکستان که منجر به کشته و زخمی شدن مردان، زنان و کودکان بی‏گناه شد، نمونه‏ای بارز در تایید مورد فوق به شمار می‏رود. ایالات متحده آمریکا در هر نطقه‏ای که پا گذاشته است بدون هیچ گونه منطقی بر روی شهروندان آن آتش گشوده است. جالب توجه این که مقامات آمریکایی در پاسخ به اعتراف اسلام آباد نسبت به حادثه اخیر از هرگونه عذرخواهی در این رابطه خودداری کرده و این عمل وحشیانه خود را گاهی در جهت مبارزه با تروریسم نام نهاده است.
اگر صفحات تاریخ را ورق زده و به گذشته‏ای نه چندان دور بازگردیم به موارد دیگری بر می‏خوریم که جملگی نشان دهنده ماهیت پلید کاخ سفید و متحدان آن در جهت استفاده ابزاری از واژه تروریسم است. حدود سه سال قبل و در جریان بمباران یک مراسم عروسی در افغانستان اجساد کودکان و زنان روستایی در گوشه و کنار آن مجلس به چشم می‏خورد. هنگامی که شهروندان افغانی نفرت خود را از این فاجعه اعلام داشتند فرماندهان آمریکایی در کابل این موضوع را اشتباهی طبیعی خواندند که ممکن است در طول هر جنگی پیش آید! « جان پیلگر» در مقاله خود در روزنامه گاردین ضمن اشاره به این موضوع به یاد می‏آورد که چگونه چوپانها و گله آن‏ها در زمان جنگ ویتنام به صورتی سهوی! مورد هدف نیروهای آمریکایی قرار گرفتند.
«گوانتانامو» را همگان می‏شناسند. مکانی مخوف در خلیج گوانتانامو در مرز آمریکا و کوبا.
جزیره‏ای با آب و هوای متشنج و غیرقابل تحمل.
در جریان جنگ اخیر آمریکا در افغانستان و عراق کسانی که در راستای مخالفت با اشغالگری و هتک حرمت سرزمین و ناموس خود به نیروهای اشغالگر اعتراض می‏‏کنند به اتهام «حمایت از تروریسم» به فرودگاه بگرام در افغانستان منتقل می‏شوند تا از آن طریق به سوی گوانتانامو روند.
وجود زندان‏های مخوف و مخفیانه وابسته به نظامیان آمریکایی و سازمان جاسوسی ایالات متحده در اروپا و نیز افشای شکنجه‏هایی مانند آنچه در «ابوغریب» رخ داد بیانگر شدت به کارگیری خشونت از سوی کاخ سفید است.
آمریکا در حالی که خود مولد تروریسم در جهان به شمار می‏رود به دیگر کشورها، جریان‏ها و افراد موجود در نظام بین‏الملل انگ تروریسم بودن می‏زند. در جریان پیروزی کاسترو و چه گوارا در کوبا آزادی خواهان هاوانا از سوی کاخ سفید به عنوان «تروریست» شناخته شدند و واشنگتن با حمایت‏های پشت پرده‏ای که از «باتیستا» حاکم فراری کوبا انجام داد برخی از شهروندان استقلال طلب کوبایی را هدف سلاحهای مرگبار خود قرار داد.
البته در نهایت کاخ سفید شکست را از هاوانا پذیرفت تا نام خلیج خوکها تا ابد در ذهن مقامات آمریکایی به عنوان نمادی از یک شکست سخت باقی بماند. در جنگ ویتنام مبارزان ویتنامی حکم تروریست را پیدا کردند و هم‌اکنون کسانی که در افغانستان و عراق بانگ خروج اشغالگران را سر می‏دهند به اتهام حمایت مستقیم از تروریسم مورد هدف گلوله‏های نظامیان آمریکا قرار می‏گیرند.
استفاده از ابزارهای تبلیغاتی کاذب
ایالات متحده آمریکا در تمامی جنگ‏های خود علیه بشریت سعی داشته است تا با بکارگیری ابزارهای تبلیغاتی کاذب اقدامات وحشیانه خود را در قالب پذیرش افکار عمومی توجیه کند. چنین روندی از سوی جمهوری خواهان و دموکرات‏های کاخ سفید نظیر بوش پدر، ریگان، کارتر و بوش پسر ادامه داشته است.
استفاده از فیلم‏ها و عکس‏هایی که در شکل ظاهری آن‏ها مظلومیت نیروهای آمریکایی به چشم می‏خورد و از طرفی دیگر رسانه‏های وابسته به کاخ سفید سعی دارند شهروندان بی‏گناه و سربازانی را که برای دفاع از هجمه‏های آمریکایی سلاح بر می‏دارند را انسانهایی وحشی و چپاولگر نشان دهند. حمایت یهودیان آمریکا از ساخت چنین فیلم‏هایی در «هالیوود» و نیز بودجه کلانی که هر سال در واشنگتن و در راستای اعمال چنین سیاست‏هایی تصویب می‏شود این حقیقت را تایید می‏کند.
البته پس از شکست عملی کاخ سفید در اشغال عراق اثرگذاری این ابزارها به نقطه صفر خود نزدیک‏تر شده است، جمهوری‌خواهان کاخ سفید در راستای پر کردن فاصله میان «ایده‏ال» و «واقعیت» با ابزارهای تبلیغاتی با شکستی سخت مواجه شده‏اند. شهروندان آمریکایی که هم اکنون با ناتوانی عینی دولت بوش در مواجهه با بحران‏های ناشی از حوادثی مانند طوفان کاترینا ونیز ایجاد تعادل اقتصادی در جامعه مواجه شده‏اند دیگر کمتر می‏توانند سیاست برچسب زدن (name calling) از سوی کاخ سفید بپذیرند.
گذار از سازمان‏های بین‏المللی و قوانین عمومی هنگامی که نیروهای آمریکایی جنگی نابرابر را علیه جریان دیگری در نظام بین‏الملل آغاز می‏کنند فرمول «گذار از سازمان‏های بین‏المللی» مانند آژانس بین‏المللی انرژی اتمی و سازمان ملل متحد به صورتی خودکار از سوی مجریان سیاست خارجی واشنگتن اجرا می‏شود.
در جنگ اخیر عراق مقامات آمریکایی با صراحت و قباحت تمام گزارش‏های البرادعی در مورد عدم وجود سلاح‏های کشتار جمعی در کاخ‏های صدام را نادیده گرفته و تحت قالب تمسخرآمیز «مبارزه با تروریسم» به سوی عراق حمله
ور شدند.
آن چه از مجموع مشاهده و بررسی چهار مورد ذکر شده بر می‏آید این است که کاخ سفید در راستای دست‏یابی به هدف پلید خود مبنی بر ایجاد سلطه بر جهان از طریق دخالت در امور سایر کشورها و جریان‏های موجود در نظام بین‏الملل از هیچ گونه اقدامی فروگذار نمی‏کند. واقعیت امر این است که «استفاده از سلاح‏های کشتار جمعی»، «کشتار مردم بی‏گناه به بهانه مبارزه با تروریسم»، «استفاده از ابزارهای تبلیغاتی کاذب» و در نهایت «گذار از سازمان‏های بین‏المللی» فرمول‏هایی از پیش تعیین شده و پذیرفته شده از سوی تئوریسین‏های جنگ در ایالات متحده آمریکاست.
این موارد ذکر شده موجب ایجاد تنفری دیرینه و ریشه‏دار از ایالات متحده آمریکا شده است و به نظر می‏رسد با تداوم رفتارهای اخیر نومحافظه کاران در قبال عراق، افغانستان و دیگر کشورهای جهان کاخ سفید هر لحظه به نقطه سقوط خود نزدیک‏تر شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات