تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۱  ، 
کد خبر : ۱۸۷۰۶۹

نگاه تطبیقی به مدریریت در سازمان‌ها و احزاب


محمدمهدی تینای تهرانی
بحث مدیریت در ساختارها و سازمان‌های غیردولتی، انتفاعی، از جمله احزاب یکی از زیباترین و بحث‌انگیزترین مباحث روز دنیا می‌باشد. تفاوت این سازمانها با شرکتهای اقتصادی هر روز بیش از پیش مورد توجه متخصصین و محققین قرار می‌گیرد.
آشنایی با بعضی از این وجه تمایزها زمینه خوبی برای شروع مطالعه و آشنایی با تئوریهای اداره احزاب می‌باشد.
در مؤسسات اقتصادی هدف غایی یا فلسفه وجودی مؤسسه سودآوری مالی و کسب درآمد بیشتر و در نهایت جلب رضایت سرمایه گذاران و سهامداران می‌باشد. در حالی که در احزاب و جریان‌های سیاسی مسائل مالی هدف نبوده و مسأله دیگری به عنوان رسالت سازمان بیان می‌گردد که اهداف مذهبی، سیاسی، علمی و فرهنگی از جمله آنان می‌باشند. ممکن است احزاب در کنار فعالیت اصلی خود و در جهت حفظ ارکان‌شان اقدام به اخذ بعضی تصمیمات درآمدزا بگیرند اما این امر موجب نخواهد شد که رسالت اصلی آنها تحت تاثیر قرار گرفته و یا کم رنگ گردد.
این تفاوت اولیه و بسیار و بسیار مهم به عنوان نقطه تفکیک سازمانهای اقتصادی و غیرانتفاعی یاد می‌شود که در تمام ارکان سازمان جاری و ساری می‌گردد و اهداف خرده‌تر و تصمیماتی که در سطوح پایین‌تر سازمان گرفته می‌شود را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد.
در مؤسسات اقتصادی محصول سازمان یا به صورت کالای ملموس ارائه و تولید می‌گردد و یا بصورت خدمتی که به مشتریان عرضه می‌شود نمود دارد. اما در سازمانهای غیرانتفاعی و از جمله احزاب کالا و یا خدمتی که آن را بصورت شفاف بتوان متمایز ساخت ارائه نمی‌شود بلکه محصول نهایی این سازمانها امور بشردوستانه، امور خیریه، تولید علم، فرهنگ‌سازی و در سطح انفرادی رضایت روحی و رضایت قلبی و شادی درونی را با این مبلغ پرداخت شده خریداری می‌نماید.
کارکنان و سهامداران که در 2 سره بهره‌برداری از ارزش افزوده سازمان حضور دارند در سازمانهای اقتصادی نگرش‌های مادی داشته و از نظر تئوریهای مدیریتی عوامل انگیزش حاکم بر محیط فعالیت آنان عناصر اقتصادی می‌باشند یک در موسسات اقتصادی به ازای ساعات کار و یا بهره‌وری در انجام کار خود، حقوق دریافت می‌دارد و به ازای کم کاریها و خسارات ناشی از عملکرد غیراصولی خود متحمل جرایمی می‌گردد. از طرف مقابل کارمندان اگر در مؤسسات اقتصادی حقوق و مزایای خود را متناسب با عملکرد خود و در زمان مشخص دریافت نکنند، دچار نقص در عملکرد اعتراضهای شغلی خروج از کار و مسائلی از این دست خواهیم گردید در حالی که در سازمانهایی مانند احزاب افراد فعال و شاغل نه تنها دیدگاهها و انتظارات مالی مشابهی ندارند بلکه در صورت برانگیختگی حاضر به هزینه کردن مالی در راه رساندن حزب به مقاصد تعیین شده خود نیز می‌گردند، این امر تا بدانجا پیش می‌رود. گاهی پرداخت مالی به این افراد اثر معکوس داشته و موجب ناراحتی این افراد را فراهم می‌کند.
البته از اثرات خاص این فرهنگ سازمانی عدم جاری شدن دستورات سازمانی از سطوح عالی به سطوح میانی و اجرایی براساس الزامات دموکراتیک و پرداخت دستمزد و انتفاع مالی نمی‌باشد، بلکه براساس عقده و علاقه‌ایست که افراد نسبت به هدف عالیه سازمان دارند. در رابطه با اینکه در چنین سازمانی چه راهکارهایی جایگزین پاداش و جریمه‌های سازمانهای اقتصادی می‌گردد در مباحث آینده مفصل‌تر تحلیل خواهیم کرد.
مشابه همین حالت درباره سهامداران و مؤسسین احزاب نیز وجود دارد. برخلاف سازمانهای اقتصادی که تا ریزترین فعالیتهای سازمان را زیر ذره‌بین گذرانیده و از هر عملی برای افزایش سود حتی به میزان اندک خودداری نمی‌ورزند در سازمانهای غیر انتفاعی احکام به شدت سازمانهای اقتصادی عمل نمی‌کنند و بسیاری از موارد که سازمان از هدف مذهبی، سیاسی خود منحرف می‌گردد تنها به اصلاح ساختار پرداخت و سازمان را به جهت اصلی خود هدایت می‌کنند. عوامل انگیزشی در مؤسسین احزاب نیز خود معرف این نکته می‌باشد.
در نهایت در بخشهای مختلف عملکردهای اجرایی این 2 نوع سازمان در مسیر جداگانه‌ای می‌باشد از جمله آنکه در مکانیابی سازمانهای اقتصادی عواملی از قبیل نزدیکی به مواد اولیه، نزدیکی به راههای حمل و نقل،‌ نزدیکی به محل مصرف مشتریان یاد و ربودن از رقبای هم محصول که تمامی این عناصر در مکانیابی احزاب بی‌تأثیر می‌باشند برای بسیاری از احزاب محفوظ بودن و در دسترس نبودن محل حزب و یا بالعکس در دیدگاه عموم بودن این محل مد نظر می‌باشد.
تفاوتهای بیرونی
در وجه بیرونی سازمان نیز تفاوتهایی وجود دارد که ناشی از همان تفاوت‌های درونی و ماهیتی این دو سبک سازمان است از جمله مفهوم بازاریابی در سازمانهای اقتصادی به مفهوم معرفی خدمات و محصول، پیشبرد فروش و افزایش سطح مشتریان جهت افزایش سود سازمان می‌باشد که از طریق تکنیکهای مختلف تبلیغات، تخفیف در قیمت، هدایای خرید و... صورت می‌پذیرد اما ملاکهای تبلیغ برای عضویت در احزاب یا سایر سازمانهای غیرانتفاعی چه چیزهایی هستند: درمورد سازمانهای فرهنگی، مذهبی: امکانات بیشتر، محصولات فکری بهتر، اجرای مراسم عبادی زیباتر و ... در مورد احزاب سیاسی: نزدیک بودن به امکانات دولتی مقبولیت اجتماعی اعضای یک حزب، تقسیم پستهای سازمانی از طریق حزب در نهایت نزدیک بودن تفکرات حزب به تفکرات افرادی که در آن عضو می‌گردند می‌توانند شاهد مثالی از عوامل جذب افراد به عضویت در حزب و استفاده از محصولات می‌باشد. که با توجه به این تفاوت نحوه نگرش و عملکرد و پارتمانهای بازاریابی در موسسات اقتصادی با روابط عمومی‌های احزاب آشکار می‌گردد.
با توجه به مسائل ذکر شده در بالا به سئوالات ذیل منتج می‌شود در مبحث آینده به ترتیب به بررسی تحقیقات انجام شده در این زمینه خواهیم پرداخت.
.1 با توجه به این تفاوتها نحوه اداره و رهبری در احزاب چگونه است و راهکارهای اداره صحیح یک حزب چیست؟
.2 سطوح مدیریتی میانی و سطوح اجرایی هرم یک حزب چگونه عمل کرده و نتیجه مطلوب را کسب خواهند کرد؟
.3 بازاریابی و تبلیغات در سازمانهای غیردولتی چه راهکارهایی دارد و چگونه می‌توان افراد را ترغیب به مشارکت نمود؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات