آرش حسننیا
با اعلام رسمی وزیر بازرگانی، ایران هم به جمع تحریمکنندگان کالاهای دانمارکی پیوست تا بدین ترتیب وضعیت کشور دانمارک و صنایع این کشور پیچیدهتر شود. حالا دیگر گستردگی موج تحریم مصرف کالاهای دانمارکی و اعداد و ارقام اعلام شده از زیان تحمیل شده به دانمارکیها میتواند نگرانیهای بسیاری را برای اقتصاد این کشور به همراه داشته باشد.
رفتار مصرفکنندگان مسلمان در مواجهه با توهین یکی از روزنامههای دانمارکی به پیامبر اسلام نشان از پیوستگی اقتصاد، فرهنگ و سیاست در دنیای امروز است که به نظر میرسد دیگر بدون توجه به این پیوستگیها نمیتوان به تصمیمگیری و سیاستورزی پرداخت.
استفاده از توان مصرف توسط مصرفکنندگان به ابزاری کارآمد در دنیای امروز تبدیل شده که در سالهای اخیر فراوان شاهد بهرهگیری از آن بودهایم.
مصرف، پدیدهای است چندوجهی که به درستی میتوان آن را موتور محرک اقتصاد نامید. همه میکوشند تا ارزش افزودهای ایجاد کنند تا در نهایت با مصرف مجموعه آنها توسط مصرفکننده به نتیجه برسند، نتیجهای که چرخ اقتصاد را میچرخاند.
در پس وجوه چندگانه مصرف است که بازاریابی، جامعهشناسی مصرف، رقابت، کیفیت و بالاخره فرهنگ مصرفی رخ مینمایاند و تولیدکنندگان و مصرفکنندگان را بر آن میدارد تا برای زنده ماندن اقتصاد و ادامه حیات آن به مصرف و طرف تقاضا یعنی مصرفکننده بیندیشند و در محاسبات خود، او و نیازهایش را مدنظر داشته باشند.
بدینترتیب مصرفکننده و نیازهای او به محور تولید و اقتصاد تبدیل میشود، چرا که تولید بدون در نظر گرفتن و محور قرار دادن مصرفکننده با تمام علایق، نیازها، سلایق، وابستگیها و معیارهای انتخاباش، دورریختن منابع اولیه و هدر دادن سرمایه است و ادامه چنین شرایطی و تولید در فضای مجازی بدون مصرفکننده به دشواری ممکن خواهد بود.
اما در برابر ملاحظات طرف عرضه و تولیدکنندگان، مصرفکنندگان امروزی با فهم و درک موقعیت خود و اهمیت طرف تقاضا در اقتصاد به موقعیتی ویژه دست یافتهاند که با رساندن پیام خود به تولیدکنندگان خطمشی اقتصادی و تولیدی آنها را تعیین کرده و نظرات خود را به آنها دیکته میکنند.
از این رهگذر و با تشکیل سازمانهای غیردولتی حمایت از حقوق مصرفکنندگان، رفتارهای یکسان مصرفکنندگان در برابر تولیدکنندگان و طرف عرضه سامان یافته است یا هوشمندی و فهم بالای مصرفکنندگان که میتوان از آن به عنوان فرهنگ مصرفی یاد کرد، چنان همبستگی و یگانگی رفتاری را به همراه داشته است که حرکتهای عظیمی علیه یا به نفع تولیدکنندگان را شکل داده است.
رفتاری که در ایران و در میان مصرفکنندگان ایرانی کمتر شاهد آن بودهایم، در بررسی تاریخی نیز تنها به نمونههای اندکی دراینباره دست مییابیم. تحریم تنباکو به فتوای میرزایشیرازی، خرید اوراق قرضه در دوره دولت دکتر مصدق تنها نمونههایی است که میتوان برشمرد. در این دو نمونه است که مصرفکنندگان ایرانی به رفتاری مشترک در مصرف دست یافتهاند و فرهنگمصرفی خود را در اقدامی یکسان به نفع دولت محبوب خود و به ضرر استعمار سامان بخشیدهاند.
اما به رغم آنکه فرهنگ مصرفی در ایران نتوانسته است نقشی اثرگذار در حمایت یا تنبیه تولیدکنندگان داشته باشد، در سراسر دنیا و حتی کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس و منطقه خاورمیانه بهطور مکرر شاهد استفاده از ابزار مصرف برای پیام دادن به تولیدکنندگان و حمایت از آنها یا تنبیه طرف عرضه هستیم.
مصرفکنندگان عرب همچون سایر مصرفکنندگان جهان به خوبی اهمیت و قدرت تقاضا را دریافتهاند. از این رو جاری شدن این فرهنگ مصرفی به آنها اجازه استفاده یکسان و هماهنگ از ابزار مصرف برای حمایت یا تنبیه تولیدکنندگان را میدهد.
تحریم کوکاکولا و پپسی در سالهای اخیر که بازارهای بالقوهای را در اختیار کارخانههای ایرانی نوشابهساز قرار داد تا بتوانند به دلیل رفتار مصرفی اعراب منطقه در تنبیه تولیدکنندگان آمریکایی و حامیان اسرائیل، کالای خود را معرفی کرده و به فروش برسانند، یکی از این نمونههاست.
پیش از این نیز لبنانیها در اعتراض به افزایش تعرفههای خدمات تلفن همراه در این کشور در رفتار یکسان و هماهنگ مصرفی، آنقدر در استفاده از تلفن همراه خود امساک کردند که دولت و خدماتدهندگان شبکه تلفن همراه در این کشور برای فرار از ورشکستگی و زیان بیشتر چارهای جز کاهش تعرفهها ندیدند.
نمونههایی اینچنینی را در سالهای اخیر در میان کشورهای منطقه بسیار میتوان یافت، اما سوال اینجاست که چرا در ایران نتوانستهایم شکلگیری چنین رفتاری را شاهد باشیم، حتی در تحولات اخیر منطقه و جهان که مصرفکنندگان منطقه و مسلمانان جهان، خرید کالاهای دانمارکی به دلیل توهین یکی از روزنامههای این کشور به ساحت مقدس پیامبر اکرم را سامان دادند، ایرانیها کمتر حضوری در حوزه تحریم مصرف کالاهای دانمارکی داشتند، و به رغم آنکه در تمام کشورهای مسلمان تحریم از ناحیه مصرفکنندگان غیردولتی و غیر حکومتی سامان گرفت، در ایران دولت و حاکمیت به شکل دستوری حکم به لغو روابط تجاری خود با دانمارک داده است.
و شاید همین حضور همهجانبه حاکمیت در تمام شوون زندگی مردم دلیل اصلی شکل نگرفتن رفتار همسان و هماهنگ معرفی در ایران باشد، چرا که وقتی قرار است همه چیز در حوزه دولت و حاکمیت سامان یابد، حس همبستگی و یکدلی در میان مصرفکنندگان رنگ باخته و همگان فقط تماشاچیانی هستند که تنها بازیگر تمام میادین را به نظاره نشستهاند.
فرهنگمصرفی در ایران در حداقل سطح خود متوقف مانده است. در ایران کمتر یا شاید بهتر بگوییم هرگز شاهد حمایت از تولیدات داخلی در برابر رقبای خارجی نبودهایم، مصرفکننده ایرانی ترجیح میدهد کالای خارجی را جایگزین کالاهای داخلی کند و در مقام مصرفکننده دلیلی برای حمایت از تولیدکننده داخلی نمیبیند.
البته اقتصاددانان این رفتار را توجیه میکنند، آنها با قرار دادن اصل رقابت و عقلانیت مصرفکننده، انتخاب کالای با کیفیت بهتر و با قیمیت متناسبتر را حق مصرفکننده و رفتاری طبیعی میدانند و بر رقابتپذیری پافشاری میکنند، به اعتقاد آنها صنایع و تولیدات ایرانی باید بتوانند براساس اصول اقتصاد آزاد و لیبرال، خود را به سطحی برسانند که با رقبای جهانی و خارجی رقابت کنند، وگرنه محکوم به شکست و نابودی هستند و از این بابت نمیتوان به مصرفکننده اشکالی وارد ساخت، لذا براساس این تحلیل رفتار مصرفکننده ایرانی رفتاری طبیعی و منطقی و عقلانی است.
اما پای این استدلال در مواردی میلنگد، نگاهی به وضعیت تولید و بازار پوشاک اعم از کفش و البسه نشان میدهد که تحلیل رفتار مصرفکننده ایرانی به همین سادگی امکانپذیر نیست. کم نیستند تولیدکنندگان موفق پوشاک در ایران که برای فروش کالای مرغوب خود چارهای جز تقلب آرم و علامت تولیدکنندگان خارجی نمیبینند، چرا که کالای مرغوب و قابل رقابت آنها با مارک تجاری ایرانی محکوم به فنا و با آراسته شدن به مارک تجاری خارجی مقبول طبع مصرفکنندگان است.
از سویی دیگر علم اقتصاد، علم یافتن بهترین انتخابهاست. هر انتخابی حاصل به دست آوردن چیزی در برابر از دست دادن چیز دیگری است، لذا رفتار مصرفکنندگان ایرانی در انتخاب عقلایی کالای خارجی و کنار گذاشتن کالای تولیدکننده داخلی در دازمدت تحمیل زیانی دو چندان به خود و همه در برابر به دست آوردن سودی ناچیز از این انتخاب است. اینجاست که فرهنگ مصرف به عاملی موثر و تعیین کننده در اقتصاد تبدیل میشود و میبینیم که در اقتصاد باز و آزادی همچون ژاپن مصرفکننده هوشمند و دارای فرهنگ مصرفی بالا حتی زمانی که دولت خود را در اعمال نظام تعرفهای بر ورود برنج آمریکایی ناتوان میبیند، دست به انتخاب میزند و برنج مرغوبتر و ارزانتر آمریکایی را کنار گذاشته و برنج نامرغوب و گرانتر تولیدکننده ژاپنی را مصرف میکند، چرا که او افق دورتری را میبیند، افقی که فرهنگ مصرفی ژاپنی به او آموخته است که همه چیز در انتخاب عقلایی کالای مرغوبتر و ارزانتر خارجی نیست. انتخاب عقلایی او در نگاهی سادهانگارانه غیر عقلانی به نظر میرسد، حال آنکه پرداخت هزینه خرید برنج ژاپنی در دورهای بلندمدت، سودی به نام ایجاد اشتغال، رشد تولیدکننده داخلی و کمک به کلیت اقتصاد ژاپن را به همراه دارد.
فرهنگ مصرفی پدیدهای چند وجهی است، همانگونه که بیفرهنگی مصرفی در ایران حاصل در ایران حاصل عوامل بسیاری است که شناخت آنها و مقابله با این عوامل برای شکلگیری فرهنگ مصرفی الزامی به نظر میرسد.