کورش شمس
بروز انقلاب اطلاعاتی در جهان، نه تنها ساختارها و شیوههای ارتباطی و فرآیندهای بازرگانی و اقتصادی کشورها را تحتالشعاع خود قرار داده است؛ بلکه در روشهای تهاجمی و دفاعی بشر نیز آثار شگرفی را بر جای گذاشته است. بر اثر بروز این پدیده تاکتیکهای جنگی و عملیات نظامی تا حد غیر قابل تصوری متحول شده و به بیان سادهتر ماهیت و شکل جنگ را دگرگون کرده است.
به نحوی که استفاده از تجهیزات اطلاعاتی و امکانات حاصل از فنآوری اطلاعات، نیاز به درگیری ارتشهای جهان در جنگهای فرساینده و خونین را از بین برده و این امکان را فراهم کرده است که نیروهای پرتحرک و مجهز به اطلاعات تاکتیکی، در هر لحظه با استفاده از ماهوارهها، گیرندهها و رباتهای جاسوسی، با سرعتی برقآسا به تاسیسات و مراکز نظامی دشمن حملهور شوند.
ایالات متحدۀ آمریکا، تصویری ابتدایی از نسل جدید جنگهای اطلاعاتی را برای نخستین بار در جنگ خلیج فارس به نمایش گذاشت و به جهان این هشدار را داد که از این پس تنها قدرت تاکتیکی و نظامی ارتش نیست که در جبهههای جنگ حرف اول و آخر را میزند، بلکه اطلاعات است که سرنوشت طرفهای درگیر در یک مخاصمه را رقم خوهد زد.
کارشناسان فنآوری اطلاعات عقید دارند، در جنگهای آینده، گروههای کوچک نظامی که با استفاده از آخرین تجهیزات اطلاعاتی و ارتباطی در جنگها شرکت میکنند، میتوانند ارتشهای تا دندان مسلح به ادوات جنگی را از پای درآورند. در واقع نیروهای نظامی عصر اطلاعات با بهرهگیری از اطلاعات به موقع و دقیق از موقعیت و برنامههای دشمن، به دانش برتر برای اهداف استراتژیک خود دست مییابند و با این ابزار قوی قادر به شناسایی دقیق نقاط قوت و ضعف طرف درگیر و تصمیمگیری سریع در مورد نحوۀ حمله به آن خواهند بود.
وقتی معادلات سنتی در هم میریزند
بررسی تاریخی دربارۀ ارتشها و چگونگی نبردهایشان در دوران مختلف نشان میدهد آموزش، سازماندهی و استراتژی نظامی و جنگی آنها همواره در مواجهه با فنآوریهای جدید دچار نوعی چالش و تحول شده است. در جنگ جهانی اول، بروز انقلاب صنعتی باعث شکلگیری جنگهای فرسایشی و ایجاد ارتشهای بزرگ و مجهز شد و پس از حرکت جهان به سمت مکانیزه شدن، جنگ جهانی دوم جولانگاه سلاحهای کشتار جمعی و تجهیزات مدرن و پیشرفتۀ جنگی شد؛
اما انقلاب اطلاعات حاکی از ظهور نوعی تازه و متفاوت از عملیات جنگی است که در آن وسعت ارتشها، قابلیت تحرک آنها و سلاحهای پیشرفتۀ کشتار جمعی نقش اصلی را در فرآیند یک نبرد بازی نمیکنند، بلکه برخورداری از اطلاعات بیشتر توان رزمی و تاکتیکی ارتشها را مشخص میکند و میزان موفقیت آنها در میدان نبرد را تضمین خواهد کرد.
به بیان دیگر بهرهمندی از اطلاعات کاملتر، دقیقتر و به موقعتر باعث میشود یک نیروی نظامی قادر به سردرگم کردن دشمن و ضربه زدن به نقاط حساس آن شود. این مورد تا حدود زیادی از تلفات و زمانبری جنگها کاسته و نتایج سریعتری را برای فرماندهان نظامی به همراه میآورد.
یکی دیگر از تاثیرات انقلاب اطلاعاتی بر پدیدۀ جنگ، تحول در عوامل و دلایل شکلگیری جنگهاست. امروز نحوۀ جمعآوری، پردازش و انتقال اطلاعات باعث بروز تغییرات عمدهای در ساختار جوامع شده و بسیاری از ساز و کارهای سنتی و رایج آنها را به چالش طلبیده است. همین امر موجب شده قدرت از حالت متمرکز و انحصاری خارج شده و به نفع بازیگران کوچکتر و ضعیفتر تجزیه شود. به همین جهت بخش قابل توجهی از جنگهای آینده ناشی از چالش تحول رابطۀ مراکز قدرت با مردم خواهد بود.
رابطهای که در ستیزی غیر ملموس از حالت عمودی خارج شده و در حال قرار گرفتن در وضعیت افقی است. علاوه بر آن، جنگهای عصر اطلاعات نیز از طبقهبندی خاص خود برخوردارند. به این مفهوم که بخشی از آنها جنگهای اینترنتی خواهند بود که در واقع به نوعی ناشی از تضادهای اجتماعی است که عرصۀ بروز و ظهور آنها محیط سایبر اسپیس است. بخش دیگر جنگهای این عصر نیز جنگهای اطلاعاتی و مجازی هستند که در سطح ارتشها رخ میدهند و عنوان جنگهای شبکهای به خود گرفتهاند.
جنگهای اینترنتی
جنگ اینترنتی، ناشی از تضاد مبتنی بر اطلاعات است که ممکن است در سطحی گسترده بین ملتها و جوامع رخ داده و روی عقاید عموم، طبقۀ ممتاز با هر دو طبقه تاکید کند. این نوع جنگها شاید دیپلماسی، تبلیغات، مبارزات روانشناختی، انهدام و ترورهای شخصیتی سیاسی تهاجمات فرهنگی و غیره را در بر بگیرند. در واقع جنگ اینترنتی معرف یک عنصر تازه در طیف اختلافات و تضادهایی است که اشغال اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی را در برگرفته و هدف عمدۀ آنها نابودی یا ایجاد اختلال در اطلاعات و ارتباطات است.
به عقیدۀ نظریهپردازان، جنگهای اینترنتی به اشکال مختلفی بروز خواهند کرد و برخی از آنها احتمالاً بین دولتهای رقیب به وقوع خواهد پیوست. برخی دیگر نیز ممکن است دولتها و عوامل غیر دولتی را درگیر کند که بیشتر در حوزۀ فعالیتهای تروریستی، قاچاق مواد مخدر یا تولید و توزیع سلاحهای کشتار جمعی خواهند بود. با این حال به نظر میرسد این قبیل جنگها به احتمال قریب به یقین مبدل به ابزاری برای پیشگیری از وقوع یک جنگ واقعی شوند.
جنگهای مجازی
در جنگهای مجازی، تنها عملیات نظامی بر اساس اصول و قواعد مبتنی بر اطلاعات صورت میگیرند. این جنگها سیستمهای اطلاعاتی و ارتباطی را نابود کرده و هدف آنها به دست آوردن اطلاعات مهم و حساس دشمن برای کسب برتری استراتژیک است. یکی از مشخصات قابل تامل در این نوع از جنگهای عصر اطلاعات، کاهش هزینهها و تلفات نیروی انسانی با استفاده از دانش برتری در جبهههای نبرد است و از سوی دیگر نیز باعث بروز نوعی توازن بین طرفین جنگ میشود.
به این مفهوم که طرفین درگیر با در اختیار داشتن اطلاعات کافی از دشمن نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کرده و از عنصر دانایی برای ایجاد برابری با طرف مقابل بهرهگیری میکنند. از دیگر تحولات ناشی از جنگهای مجازی در ساز و کارهای نظامی کشورها، سوق دادن آنها به سمت ساختاری شبکهای و غیر متمرکز است که مستلزم مهندسی مجدد شیوههای کنترل و فرماندهی ارتشهاست. در عین حال ترکیب دو معیار مهم عدم تمرکز و کسب دانش برتر تعیینکنندۀ میزان برتری و امتیازات نظامی نیروهای مسلح یک کشور است.
به بیان دیگر، جنگ مجازی با ایجاد تحول در نحوۀ سازماندهی، استقرار و آموزش نیروهای نظامی و همچنین تصمیمگیری در مورد استفاده از انواع رایانهها و حسگرهای مورد نیاز در یک علمیات جنگی، شیوههای جنگی سنتی را تاریخ مصرف گذشته و ناکارآمد کرده و استراتژی و تاکتیکهای مورد استفاده در میدانهای نبرد را با تغییرات بنیادین روبهرو خواهد کرد.
جنگهای موج سومی در عصر موج اول
یک نمونۀ بسیار جالب توجه از جنگهای مجازی که در حدود هزار سال قبل رخ داده بود، جنگهای کشورگشایانۀ قوم مغول بود که به عقیدۀ بسیاری از محققان، نمونهای کلاسیک از یک نظام باستانی که از اصول جنگهای مجازی، یعنی بهرهمندی از اطلاعات روز آمد و دقیق در آن استفاده میشد. فرماندهان قوم مغول در قرن 13 با تسلط کامل اطلاعاتی بر کشورها و مردمانی که هدف آنها قرار داشتند، توانستند در حدود یک قرن بر بزرگترین امپراتوریهای منطقه حکومت کنند.
آنها با استفاده از اطلاعات دقیق و سریعی که «کمانداران» از فاصلۀ زیاد برایشان ارسال میکردند، میتوانستند در موقعیتها و مکانهای مناسب اقدام به حمله به اهداف مورد نظر خود نمایند. این مورد به حدی برای آنها مهم و حیاتی بود که حتی به «چنگیز مغول» این امکان را میداد که از فاصلۀ چند هزار کیلومتری جبهههای جنگ به طور مرتب و ظرف مدت زمان بسیار کوتاهی در جریان آخرین اطلاعات مربوط به پیشرفت کار جنگ قرار بگیرد.
نمونۀ دیگر این شیوه از جنگیدن در عصر معاصر را میتوان در جنگ ویتنام مشاهده کرد. این جنگ مربوط به زمانی است که هیچ نشانهای از بروز انقلاب اطلاعاتی در جهان وجود نداشت. با این حال نیروهای مشترک ارتش ویتنام شمالی و ویتکنگها توانستند با استفاده از عملکردی شبکهای در انتقال و کسب اطلاعات، یکی از بزرگترین قدرتهای نظامی جهان را وادار به تسلیم کنند.
در حال حاضر نیز بیشترین دشمنان آمریکا و متفقان آنها در حیطۀ جنگهای کم شدت علیه تروریسم، قاچاق مواد مخدر، سلاح، درگیریهای نژادی و غیره از شیوههای سازماندهی شبکهای استفاده میکنند که به عقیدۀ صاحبنظران مسایل تاکتیکی حاکی از این واقعیت است که شبکهها میتوانند نهادهای متمرکز قدرت را در هم شکسته و به زانو درآورند. در نتیجه، تنها راهکار منطقی و عملی در جنگهای انقلاب اطلاعات، استفاده از شبکههای اطلاعاتی است که با ابزارهای مدرن فنآوری اطلاعات تجهیز شدهاند.