عباس خسروانی
موج جدیدی از اهانتهای غرب و استکبار جهانی به ساحت مقدس اسلام یک بار دیگر دل مسلمین جهان را به درد آورد و خشم و انزجار آنان را برانگیخت. حرکتی که در روزنامه دانمارکی با چاپ دوازده کاریکاتور موهن از پیامبر اسلام (ص) شروع شد و بعد از آن توسط بعضی از کشورهای اروپایی از جمله سوئد، فرانسه و نروژ ادامه پیدا کرد. به هر حال یک چنین اهانتهایی دیگر برای مسلمانان امر غریبی نیست چرا که این قبیل اقدامات محدود به وقایع اخیر نمیشود، اگر چه این موج اسلام ستیزی در غرب از 11 سپتامبر روند رو به رشدی داشته است و هر روز بر ابعاد آن و شدت آن افزوده میشود اما سالیان سال است که مسلمانان با یک چنین رویدادهایی مواجه بودهاند. اما تکراری بودن واقعه هیچ گاه از اهمیت آن نکاسته است و هر بار که یک چنین اهانتهایی مطرح شده است، اعتراضات و محکومیتهای بسیاری را به دنبال داشته است. کینه توزی غرب با جهان اسلام سابقهای تاریخی، طولانی، ریشهای و معرفتی دارد. این قبیل اهانتها نمونهای از بروز همان کینههای آنان است که در گذشته هم وجود داشته است. حرکتهایی از این دست حرکتهای سازماندهی شده و برنامهریزی شده و با زیربنای معرفتی و فکری است و حرکتی است که دولتها از آن حمایت میکنند. خاطره جهان اسلام هیچ گاه یک چنین وقایعی را فراموش نخواهد کرد. با نگاهی به تاریخ برخورد اسلام و غرب مشاهده میکنیم که همواره و به خصوص در دهههای اخیر غرب از اسلام ضربات سختی خورده است و بسیاری از برنامههای امپریالیستی و غارتگرانه آنان توسط اسلام خنثی شده است. غرب در راه پیاده کردن برنامه جهانی سازی خود با مانعی به نام اسلام رو به رو شد و همین رشد اسلام در هزاره سوم است که آنان را به وحشت انداخته است. لذا اسلام ستیزی از سوی غرب میتواند یک امر طبیعی هم تلقی شود، لذا بروز یک چنین رفتارهای اهانت آمیزی از سوی غرب نمیتواند جای تعجب و شگفتی داشته باشد.
اهانتی که توسط روزنامهای وابسته به قدرتهای غربی نسبت به پیامبر اسلام(ص) به عنوان پیام آور این دین الهی صورت میگیرد هم در راستای همین اسلام ستیزی است. امروز غرب با رسوایی تمام هیچ توجیه قانع کنندهای برای رفتارهای منتاقض خود ندارد. کشورهایی چون دانمارک، سوئد، نروژ و فرانسه که مدعی حقوق بشر هستند چگونه میخواهند این گونه دو گانگیها در رفتار و گفتار خود را توضیح دهند. از یک طرف فریاد حقوق بشر آنان گوش عالم را کر میکند و از طرف دیگر حقوق بیش از یک میلیارد مسلمان را زیر پا میگذارند و به مقدسترین و بزرگترین شخصیت دینی آنان اهانت میکنند. امروز ما هم در گفتار و هم در رفتار غرب صداقت را نمیبینیم. البته جای شگفتی هم نخواهد بود که اگر از آنها بپرسیم که چرا دست به چنین اقدام سخیفی زدهاید؟ در جواب از اصل آزادی بیان و آزادی قلم سخن بگویند. اشپیگل طی یک مقالهای گفته بود که چرا روزنامه دانمارکی و نخست وزیر دانمارک از مسلمانان معذرت خواهی کرده است، زیرا ما بر اساس آزادی قلم، آزادیم هر چه بخواهیم بنویسیم. به هر حال جهانیان هم دموکراسی هم حقوق بشر و هم آزادی قلم و بیان آنها را دیدهاند، اصولی که از زمان مطرح شدنشان هدفی جز تامین منافع غرب و دستاویزی برای ضربه زدن به موانع اهداف خود نداشتهاند. جهان امروز به پوچ بودن و بی اعتبار بودن این عناوین دهان پر کن که بهانهای شده برای مشروعیت و مقبولیت بخشیدن به اعمال و رفتار غیر انسانی و غیر قانونی پی بردهاند. امروز جهان غرب مواجه با موج اسلام گرایی است. رشد اسلام و شکل گیری دولتهای اسلامی روز به روز بر وحشت غرب میافزاید. این نوع رفتارهای غرب نشان از آن دارد که آنان در مواجهه منطقی با اسلام عاجز ماندهاند و در برخورد با اسلام به بن بست رسیدهاند. موضع گیری شدید مسلمانان جهان نسبت به این حرکت موهن یک بار دیگر نشان داد که روح اسلام و اسلام خواهی در جهان بیدار است. البته بروز یک چنین وقایعی میتواند زنگ خطری باشد برای مسلمانان چرا که یکی از اهداف غرب از اجرای یک چنین برنامههایی تست مسلمانان جهان است. امروز وحدت جهان اسلام بیش از پیش امری ضروری و حیاتی است. یکی از عواملی که به غرب جرات میدهد یک چنین رفتارهای پستی را بروز دهد نبود وحدت و یکپارچگی در میان مسلمانان جهان است به هر حال اهانت به ساحت مقدس پیامبر اسلام(ص) چیزی نیست که محدود و مربوط به یک فرقه یا گروه مذهبی خاص باشد. رسول اکرم(ص) پیامبر همه مسلمانان جهان با هر فرقه و گرایشی است. این مساله، مساله جهان اسلام است. لذا برخوردی جدی آنان در برابر این واقعه امری ضروری است. البته اگر چه برگزاری تظاهرات و صدور بیانیه و محکومیتهای لفظی و حتی احضار سفرای کشورهای توهین کننده، برخوردهای خوبی است اما کافی نیست بجاست که تمام کشورهای اسلامی مجازاتهای عملی را برای مرتکبین این اهانت در نظر بگیرند و پا را از محکوم کردن لفظی فراتر بگذارند. امروز جهان اسلام بیشک دارای اهرمهای فشار اقتصادی- سیاسی قوی است که میتواند از این اهرمها برای پاسخگویی به اهانتها استفاده کند. ما میبایست به همان اندازه که به خطوط قرمز ما تجاوز میکنند پاسخ قاطع بدهیم تا راه را بر گستاخی رو به فزونی غرب ببندیم، که ما در این زمینه تجارب موفقیتآمیزی در طول تاریخ داشتهایم.