مترجم: فریدون دولتشاهی
دانستن این که کدام یک بدترند دشوار است: دولت که نمیتواند بفهمد یک چیزی درست نیست، یا دولتی که مشکل را درک میکند اما فکر میکند میتواند آن را پشت گوش بیندازد. دولت بوش به نظر میرسد وقتی مساله شکنجه پیش میآید بین این دو برخورد سرگردان است.
بعضی از شخصیتهای برجسته این دولت و به ویژه دونالد رامزفلد و دیک چنی به نظر میرسد این فکر را رد میکنند که نام خوب آمریکا بیشتر به خاطر این جنگ با ترور مورد اتهام است. چون برای معاون رئیس جمهوری و وزیر دفاع بحث درباره شکنجه، درست مانند بحثهای مربوط به خلیج گوانتانامو و زندانهای به اصطلاح مخفی «سیا» در اروپای شرقی ظاهراٌ تا حد یک تاثیر دلخواه نزول میکند. از نظر آنها افکار عمومی، قلوب و ذهنهای جهان، هر نامی که شما لیبرالها میخواهید روی آن بگذارید، نامربوط است. این شیوه ممکن است یک دندگی باشد. شکنجه معمولاً کارساز نیست و بیشتر نظامیان فکر میکنند جلب قلوب و افکار در جنگ با تروریسم حیاتی است. اما دست کم مخالفت چنی با پیشنهاد سناتور «جان مک کین»، مبنی بر تحریم سربازان و جاسوسان آمریکایی که از شکنجه یا سایر رفتار پست استفاده میکنند، ظاهراً یک دست و یکپارچه است.
«کاندالیزا رایس» از شیوه متفاوتی پیروی میکند. وزیر خارجه به نظر میرسد متوجه شده است ابوغریب و گوانتانامو، پوسترهای عضوگیری بزرگی برای اسامه بن لادن هستند، او شهرت بد آمریکا را در اروپا به عنوان یک تهدید نه یک نشان افتخار میبیند. او اخیراٌ بر فراز اقیانوس اطلس پرواز کرد تا از شهرت آمریکا به ویژه در برابر این اتهام که سیا از فرودگاههای اروپا برای پروازهای شکنجه - انتقال متهمان تروریست به زندانهای امنیتی خود یا کشورهایی که شکنجه در آنها تحمل میشوند - استفاده میکند، دفاع کند.
سفر خانم رایس یک یادآوری برای آمریکایی، هراسهای افراطیتر از سه چیز بود. اول، بیشتر اتهامها که به کشور او زده میشود، هنوز به اثبات نرسیده است. دوم همه این تجاوزها به وسیله آمریکا وقتی کنار تجاوزات دشمنانی که با آمریکاییها و اورپاییها میجنگند گذاشته شوند رنگ میبازند. سوم، این که اطلاعات آمریکا به نجات جان اروپاییها کمک کرده است. با این حال سؤالهای زیادی را بدون پاسخ باقی گذاشت.
در مورد خانم رایس منصف باشیم، مانعی که او مجبور بود از روی آن بپرد، گاهی در سایه کارشکنیهای همکارانش بسیار بلند بودند. به طور مثال، وقتی خانم رایس اصرار میکند آمریکا هیچ کار غیر قانونی انجام نمیدهد یا کنوانسیونهای بین المللی را نقض نمیکند، وقتی دولتش استدلال کرده است، اولاً در زمان جنگ، رئیس جمهوری میتواند هر چیز غیر قانونی را قانونی کند و ثانیا، کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه شامل بازجویی از متهمان تروریست خارجی خارج از ایالات متحده نمیشود، استدلالش ارزش زیادی ندارد.
اما، حتی با این بهانه هم او بیشتر مانند یک وکیل مدافع صحبت کرد تا یک دوست صاف و رک و راست.
به طور مثال، وقتی پای «تفسیر غیر عادی» (واژهای برای اعزام متهمان به دیگر کشورها برای بازجویی) به میان آمد، او گفت: آمریکا آنها را به جایی نفرستاد که بداند آنها در آنجا شکنجه خواهند شد. اما همانطور که او به خوبی میداند، سؤال دشوار این است که آیا آمریکا آنها را به جایی فرستاده است که آنها ممکن است در آنجا شکنجه شوند؟ همینطور در مورد استفاده سیا از فرودگاههای اروپا برای این پروازها، او اصرار کرد آمریکا حاکمیت کشورهای میزبان را محترم شمرده بود - بدون این که درباره این که منظورش از این حرف چیست، وارد جزئیات شود.آیا آمریکا گفت چه کسانی در این پروازها بودند؟ (دراین صورت اروپاییها بهانهای برای شکایت نداشتند) یا تنها گفت: « به ما اعتماد کنید، ما کار قانونی انجام میدهیم؟ «هیچ کس ندانست و این واقعیت که او با یک بیانیه همینقدر مبهم از سوی بریتانیا حمایت شد کمکی نکرد.
ابهامی که از خانم رایس به جای ماند،اقدام هر دو را در اروپا و آمریکا ایجاب میکند. دولتهای اروپایی یا باید برای ملتهایشان توضیح دهند تا حدی اغماض کردهاند و یا باید دقیقاً دریابند دولت بوش دنبال چه چیزی بوده است.
به ستوه آوردن آمریکا کاری نیست که متحدان مجبور شوند به نرمی انجام دهند؛ اما در این مورد نباید تاخیری صورت گیرد نه حتی یک مقدار، چون شق ثالث، بالا گرفتن موج ضد آمریکایی در سیلی از پروندههای حقوق بشر خواهد بود. (یک آلمان بی گناه که در مقدونیه بازداشت و به یک تاسیسات سیا مشهور به «چاله نمک»در افغانستان پرواز داده اند، علیه آمریکا شکایت کرده است.) اما تغییر اصلی باید در واشنگتن دی سی صورت گیرد. از زمانی به کارگیری واژههای فنی حقوقی، برای گفتن این که بار اثبات دروغها بر عهده متهم کنندگان آمریکاست یا اشاره به خباثت غیر قابل تردید مردانی که آمریکا با آنها میجنگد مدتها گذشته است. اگر آمریکا میخواهد خود را از مخمصهای که در آن گیر کرده است، نجات دهد به چیزی روشن و غیر مبهم نیاز دارد- چیزی مانند اصلاحیه مک کین.