* آیا پیروان و همفکران آیتالله مصباح به مشارکت مردم در مذاکرات سیاسى اهمیت مىدهند؟
** در واقع آنچه آیتالله مصباح و برخى از پیروانش مىگویند این است که جمهورى اسلامى مشروعیتش را از آراى مردم نمىگیرد. به عبارت دیگر آراى مردم تنها از این نظر اهمیت دارد که به اجراى خط مشىها کمک کند، اما آنها نمىتوانند براى انتخاب رهبر راى بدهند. ولایت فقیه در اصل توسط خدا انتخاب مىشود و کار مجلس خبرگان این است که منتخبین خدا را شناسایى و آنها را در مقامى قرار دهند که سزاوارش هستند. پس ولى فقیه مشروعیتش را از خدا ـ و نه از مردم ـ مىگیرد.
گرچه مطلبى یا کسى را ندیدهام که به ویژه در مورد نفس حق راى دادن در این چهارچوب بحثى کرده باشد، اما تردید ندارم آنها حداقل با حق راى مردم براى انتخاب رئیسجمهورى مخالفت نمىکنند که مجرى خط مشى روزمره داخلى و خارجى است. حق راى مردم تا جایى اهمیت دارد که در چهارچوبى قرار بگیرد که از اساس ولایت فقیه و جمهورى اسلامى حمایت کند و به هیچ وجه با قوانین اسلام مغایرت نداشته باشد.
* به نظر مىرسد یکى از خصوصیات قابل توجه آقاى احمدىنژاد عدم انعطافپذیرى باشد. این خصوصیت تا چه حد مانع به ثمر رسیدن اهدافى مىشود که در زمان مبارزات انتخاباتى در نظر داشته است؟
** او معتقد است که تمامى تضادهاى خط مشى و اعتقاداتش با واقعیتهاى سیاسى جهان سازگارند. یعنى وى به عنوان یک فرد، چه رئیسجمهور و چه شهروند عادى، حرفهایى که مىزند و کارهایى که مىکند هیچ تضادى (با واقعیتهاى سیاسى جهان) ندارند چرا که از اعتقادات او به عنوان یک مسلمان سرچشمه مىگیرند. او معتقد است که اسلام براى تمامى مسائل و امورى که وى با آنها مواجه است از جمله آزادىهاى اجتماعى و برابرى اقتصادى، دستورالعمل دارد.
وى همچنین معتقد است که در وضعیت فعلى یک مدیر کارا مهمترین نیاز کشور است که او مىتواند ـ چه به عنوان مدیر یک شهر (قبلاً شهردار تهران بوده) و چه به عنوان مدیر یک کشور ـ این نیاز را به خوبى برآورده کند. آقاى احمدىنژاد مىداند که نوع نگرشش مشکلآفرین خواهد بود، اما از دیدگاهى که او به مسائل نگاه مىکند، معتقد است این چالشها نیرویى قابل ملاحظه یا مشکلى عمده نخواهند بود. به این دلیل ممکن است بتوان حرکت او را کند کرد، اما نمى توان او را از حرکت بازداشت. چرا که در نهایت مىتواند هوادارانش را بسیج و سازماندهى کند.
او معتقد است با اتکا بر اعتقاداتش و این حقیقت که کارهایش با ایمانش همخوانى دارد و نیز آنچه مدیریت صحیح خود مىداند، مىتواند بر چالشها غلبه کند. در جهان واقعیت هیچ اتفاقى نمىتواند جلوى او را بگیرد. او به معنى واقعى کلمه خوشبین است. از وقتى که او را مىشناسم، مهمترین ویژگى وى در سختترین شرایط و بدترین موقعیتها خوشبینى مطلقش است.
* این باور به نحوى گسترده وجود دارد که رئیسجمهور احمدىنژاد و گروهش همواره با مذاکره مستقیم با آمریکا مخالف بودهاند. آیا آنها سعى خواهند کرد در مورد پیشنهاد اخیر مبنى بر مذاکرات دو کشور کارشکنى کنند؟
** فکر نمىکنم چنین کارى بکنند. چرا که این تصمیم را شوراى عالى امنیت ملى گرفته و آنها (هواداران رئیسجمهور احمدىنژاد) همگى عضو این شورا هستند که بیشترشان یا با بىمیلى از این مذاکرات پشتیبانى کرده و یا اصلاً پشتیبانى نکردهاند، اما کارشکنى نخواهند کرد. ممکن است این مذاکرات مطلوب آنان نباشد، اما بنا به دلایلى با آن کنار خواهند آمد.
* آیا احتمال دارد که رئیسجمهور احمدىنژاد در مورد مسئله انرژى هستهاى ایران عقبنشینى کند؟
** این به نتایج و این که گروه او چه برداشتى داشته باشند، بستگى دارد. به نظر من اصل موضوع ارتباط چندانى به جناحبندىهاى داخل کشور ندارد. مسئله اصلى تقریباً به تعداد سانتریفوژهاى استفاده شده و مدت تعلیق غنىسازى در سطح صنعتى بستگى دارد که برخى در غرب از تعلیق دائم سخن مىگویند. به ما 30 روز مهلت داده شده که تجدیدنظر کنیم. این مسئله عمدهاى نیست و در نهایت در مورد آن به تفاهم خواهیم رسید. در مورد سایر مسائل تفاوتهایى وجود دارد که همچنان پابرجا مىمانند.
بنابراین فکر مىکنم در صورتى که تفاهم حاصل شود، عامه مردم ـ ولو با قدرى سوءظن ـ از رئیسجمهور احمدىنژاد حمایت خواهند کرد. چالش اصلى وى احتمال از دست دادن حمایت راىدهندگان تندرو است. مىدانید که در واقع سه گروه، به وى راى دادند. یک گروه، حزباللهىها بودند. گروه دیگر آنهایى بودند که با پیام وى مبنى بر اختلاف شدید طبقاتى، نابرابرىهاى اجتماعى و نیاز به توزیع عادلانه ثروت ملى همراه شدند.
گروه آخر هم کسانى بودند که مىخواستند علیه آقاى هاشمى رفسنجانى و چیزى راى بدهند که به اعتقاد آنها سوءمدیریت مسئولان رده بالا بود. فکر مىکنم دو گروه آخر از تفاهم حمایت خواهند کرد ولى ممکن است او حمایت گروه اول را از دست بدهد که به نفعش نیست چرا که آنها حامیان اصلى وى براى رسیدن به ریاست جمهورى بودند.