کابک خبیری / عضو هیات علمی دانشگاه
سیاست عرصه آزمون و خطای دائمی نیست. سیاست عرصه واقعیاتی است که قواعد خود را بیرحمانه بر بازیگران تحمیل میکنند. بازیگرانی که خود روندها را میسازند، و خود قربانی روندها میشوند. بازی کردن در چنین محیطی که تنها قاعده مشروع آن هرج و مرج است، کاری است بس دشوار. حداقل درسی که این محیط به ما میدهد، آن است که واقعیت آن چیزی نیست که در ذهن ما وجود دارد. واقعیت را باید در عالم بیرون ساخت، و سیاست هنر ساختن واقعیت است.
پرونده هستهای ایران فراز و نشیبهای فراوانی را در طول چهار سال اخیر دنبال کرده است. اما به نظر میرسد سیر مدیریت پرونده و تحولات نظام بینالمللی در طول ماههای اخیر، اکنون در نقطهای به یکدیگر میرسند که چندان مطلوب منافع ما نیست. طرحی که اکنون تحت عنوان طرح روسیه پیشروی ما قرار دارد، چندان تأمینکننده منافع ما نخواهد بود. ضمن آنکه پیششرط روسیه برای اجرایی ساختن طرح، اجرای قطعنامههای آژانس بینالمللی در انرژی اتمی است؛ یعنی توقف کلیه فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران که تنها شامل فعالیتهای مرتبط با غنیسازی نخواهد بود و محصولات اصفهان را نیز در بر میگیرد.
دخالت شورای امنیت سازمان ملل متحده در روند تصمیمگیری پرونده هستهای ایران، عملاً طرح روسیه را فاقد ارزش نموده است. در این حالت روسیه با درک دقیق و کامل نسبت به شرایط موجود و حد توانایی و بازیگری خود، تنها تلاش میکند تا وابستگی ایران را به خود حفظ کرده و در عین حال به دیگر کشورهای درگیر در پرونده نشان دهد که همچنان از توانایی نفوذ بالایی در ایران برخوردار است. اما واقعیت این است که ایران تنها برگ برندهای در دستان روسیه است و این کشور همانند گذشته تنها سعی دارد از ایران به عنوان امتیازی برای ارتقای منافع خود استفاده نماید. زمانی روسیه توانایی تحرک بیشتری را کسب خواهد کرد که شورای امنیت سازمان ملل بیانیهای شدیداللحن و آمرانهای صادر کرده و جمهوری اسلامی ایران را به تبعیت از قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی فرا خواند. در این حالت روسها به خوبی میدانند که بحران به نقطهای از اوج خود خواهد رسید و شرایط روانی حاکم بر محیط تصمیمگیری مسئولان پرونده به حدی میرسد که میتواند به راحتی تصمیمسازی را با انتخابهای متفاوت روبهرو سازد. بنابراین نباید چندان نسبت به نوع بازی روسیه در شورای امنیت خوشبین بوده و آن را با منافع خود هماهنگ بدانیم. روسیه در شورای امنیت سازمان ملل تنها منافع خود را دنبال خواهد کرد و قطعاً منافع آنان متفاوت از آن چیزی خواهد بود که ما انتظار داریم.
اکنون این سوال مطرح است؛ حال که قرار است با مذاکره با روسیه و احیاناً توافق با این کشور از حق مسلم خود دست بکشیم، چه سودی نصیب ما خواهد شد؟ شرایط ایران به گونهای است که از یک سو برای پیشرفت در عرصههای گوناگون، نیازمند جذب سرمایه خارجی و مشارکت فعال در اقتصاد جهانی است، و از سوی دیگر موضوع امنیت جمهوری اسلامی ایران نیازمند تلاشهایی برای کاهش تهدیدات گوناگون متوجه نظام جمهوری اسلامی و تضمینهای امنیتی است. بنابراین ثبات و توسعه، دو نیاز محوری جمهوری اسلامی ایران در آستانه دهه چهارم محسوب میگردند. این در حالی است که هرگونه توافق با روسیه تنها میتواند عاملی برای به تأخیر افتادن بحران باشد، و هیچگونه منفعتی را در دو حوزه یاد شده برای ایران به همراه نخواهد داشت. ضمن آن که تجربه تاریخی ثابت کرده است که روسیه به هیچ وجه شریک قابل اعتمادی نبوده و نخواهد بود. جمهوری اسلامی ایران با درک این واقعیت که نظام بینالمللی از نظر صفبندیها و اتخاذ مواضع و رویهها در شرایط همگونی قرار ندارد، باید اقداماتی انجام دهد که باعث شکستن اجماع موجود علیه کشورمان گردد. یکی از ابتکارات تیم سابق هستهای، مدیریت چند جانبهگرایانه تعاملات هستهای بود. در نتیجه این مدیریت، جمهوری اسلامی ایران از یکسو هم در عرصه روندها فعالیتهای گستردهای را در پیش گرفته بود (که یکی از نتایج آن شکست کنفرانس بازنگری انپیتی در سال 2005 بود و متأسفانه در داخل به هیچوجه به این اقدام بزرگ پرداخته نشد)، و از سوی دیگر در عرصه تعاملات درونی آژانس با طیف وسیعی از بازیگران به مذاکره، چانهزنی و رایزنی مشغول بود. واضحترین نتیجه این اقدامات، به انزوا کشیده شدن آمریکا و رژیم صهیونیستی و خنثی شدن فعالیتهای متعارض آنان علیه ایران بود. این انزوا تا جایی پیش رفته بود که حتی آمریکا حاضر به دادن امتیازاتی به ایران نیز شده بود و صحبت بر سر لغو برخی اقلام تحریم هوایی علیه ایران و یا موافقت آمریکا با درخواست عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی از جمله این موارد است. در پیشنهاداتی که اروپا به ایران داده بود، سه دسته امتیازات اقتصادی، سیاسی و امنیتی به چشم میخورد که متأسفانه هیچ یک از آنان در طرح روسیه وجود ندارد. شکستن اجماع موجود که نیازمند یک کار قوی دیپلماتیک است، بهترین راهکار تحقق منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است. ایران باید مجدداً شرایط انزوای آمریکا را از طریق تغییر سمت و سوی مذاکره به طرف کشورهایی که از قابلیت ایجاد موازنه با این کشور برخوردارند، فراهم آورد. بنابراین ایران باید با اتخاذ سیاسی متناسب با شرایط جدید، نوعی ضداستراتژی را برای مقابله با آمریکا طراحی کند. این سیاست نیازمند به کارگیری پتانسیلهای مناسب دیپلماتیک و اقتصادی است و با استفاده از ظرفیتها و رویکردهای جدیدی در دیپلماسی، میتوان تغییراتی در برخی روندها ایجاد کرده و به شکلگیری زمینههای جدیدی از اعتمادسازی روی آورد. جمهوری اسلامی ایران ظرفیتهای بالایی را در شکل بخشی به ائتلافها و اتحادهای جدیدی دارد که تأمین منافع این کشور را بیش از پیش فراهم میسازد. اتخاذ این رویکردها نیازمند درک صحیح و واقعی از تعاملات میان کشورها است. تنها راه برونرفت از وضعیت فعلی، فراهم آوردن شرایط شکسته شدن هرگونه ائتلاف و اتفاقنظر میان کشورها و بویژه قدرتهای بزرگ است. در این میان تکیه ایران باید تنها بر روی کشورهایی باشد که حداقل وابستگی را به روندهای بینالمللی داشته و ظرفیتهای لازم برای تغییر را در اختیار داشته باشند.