محمد باقر نوبخت، معاون پژوهشهای اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت در حالی به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گیلان به سخنرانی درباره صنعت ملی شدن نفت و تاثیر نقت بر اقتصاد ایران و بودجه پرداخت که به گفته یکی از اعضای شورای مرکزی مسؤلان دانشگاه حتی به این تشکل اجازه تبلیغات و نصب پرده خیر مقدم بر سردر ورودی دانشکده ندادند.
نوبخت، اقتصاددان و نماینده پنج دوره رشت در مجلس که رئیس کمیسیون بودجه در مجلس پنجم نیز بود محورهای سخنرانی خود را به سه بخش تقسیم کرد: «مروری بر پیدایش نفت» و «ملی شدن صنعت آن در ایران»، «بررسی تحولات اقتصادی ایران در دورههای نفتی» و «لایحه بودجه سال 85 و نفت.
اختلاف در نهضت نفت
نوبخت که رئیس ستاد انتخاباتی هاشمی رفسنجانی در دوره اول انتخابات نهم ریاست جمهوری بود در بخش اول سخنانش درباره ملی شدن صنعت نفت گفت: آنچه در 29 اسفند 1329 انجام شد کمترین کارش ملی کردن نفت بود. اتفاق مهمتر مبارزه با استبداد و استعمار بود. اما نقطه آسیب پذیر، چه در نهضت نفت و چه در انقلاب مشروطه نداشتن یک رهبر واحد بود که مورد اقبال همه گروهها باشد. آیت الله کاشانی هم خود را رهبر میدانست و در جبهه ملی هم اختلاف بود. این اختلافات بعد از 2 سال در کودتای 28مرداد موجب سرنگونی دولت دکتر مصدق شد و کاشانی هم به تبعید رفت.
دلیل سقوط شاه
نوبخت که دکترای اقتصاد دارد وارد شدن نفت را بزرگترین اتفاق در اقتصاد ایران عنوان کرد و با تقسیم بندی دوران نفتی ایران به 10 دوره به ذکر ویژگیهای این دوران پرداخت. او دوره اول نفتی را مربوط به سالهای 1289 تا 1329 دانست که سهم زیادی در اقتصاد ایران نداشت. وی سپس افزود: نفت از سال 30تا50کم کم وارد اقتصاد ایران شد واز سال 51تا54 قیمت نفت افزایش یافت. در این دوران بودجه 54درصد رشد سالانه داشت و رشد سالانه تولید ناخالص داخلی هم به 43 درصد رسید که اینها موجب تورم و نقدینگی در کشور شد. اتفاقا خیلیها معتقدند اصلیترین دلیل شاه نیز همین سیاست خرجهای بیرویه پول نفت و اتکا به نفت بود. این مخالفین به همین دلیل امروز مخالف جدی برداشت از صندوق ذخیره ارزی و آوردن مستقیم نفت بر سر سفرههای مردم توسط دولت جدید هستند. وی سپس به سالهای 55تا57 اشاره کرده که کشور شاهد افت درآمدهای نفتی بود. وی در این باره گفت: «بودجه مثل یک بادکنک است. تا زمانی که کوچک است که هیچ اما وقتی بزرگ شد دیگر نمیتوانید کوچکش کنید و به حالت اول برگردانید». نوبخت ادامه داد: از سال 58 تا 62 درآمد نفتی ما به دلیل جنگ زیاد شد. با وارد شدن نفت اقتصاد هم بزرگتر شد اما وقتی قیمت نفت در اواخر 62 فروکش کردمشکلات شروع شد 7 چون هر وقت نفت کم شود باید ریاضت کشید. در سالهای 63تا67 به این خاطر که کشتیهای ما را زدند قیمت پایین نیامد اما ما با کاهش درآمدهای نفتی تا سطح میلیارد دلار و رشد کسری بودجه روبهرو شدیم و اقتصاد ما فرو ریخت.
ما بر روی نفت 28 دلار قیمت گذاشتیم ولی نتوانستیم 16 دلار نفت بفروشیم. به همین جهت در برنامه سوم دیگر خوش بینی را کنار گذاشتیم که البته بسیار دیر بود. حال که با تجربه شدیم میگویم که هیچ وقت نباید به نفت خوش بین بود. نفت بیش از آن که کالای اقتصادی باشد یک متاع سیاسی است. آدم عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود. پس نباید این اشتباه را دوباره در مجلس هفتم تکرار کرد چون کشور دیگر تحمل این مشکل را ندارد، ما آن زمان حتی نتوانستیم بدهیهای خارجی خود را بدهیم و آبروی ما رفت. وی سپس به دوره اصلاحات رسید واز سال 77تا 78 شروع کرد: آمریکا درآن سالها میخواست برای ونزوئلا خط و نشان بکشد و چنین موضعی را هم در قبال ایران داشت، پس کاری کرد که ما دچار کاهش شدید درآمدهای نفتی شدیم. آن زمان آقای نجفی به ما گفت بودجه را بر مبنای نفت 12 دلاری بستیم. وقتی دلیلش را پرسیدم گفت: خودمان هم نمیدانستیم چه کار باید بکنیم فقط میِدانستیم که نمیتوانیم پایینتر از 12 دلار ببندیم.
تناقضات بودجه 85
نوبخت سپس به سراغ محور سوم سخنانش یعنی بودجه سال 85 رفت وگفت: هنگامی که نفت پایین میآید مالیات بالا میرود، اما چون دولت ما یک منبع ثابت دارد به مالیات احساس نیاز نمیکند. به همین دلیل است، که هر گاه نفت را از ما جدا کردهاند رشد ما هم کمتر شده است. وی افزود: من که بودجه را از نگاه اکثریت مجلس نه اقلیت اصلاح طلب مجلس ونه جریان میانی بلکه بر پایه برنامه چهارم میبینم و بررسی میکنم یک سوال دارم.
بزرگ شدن دولت
معاون پژوهشهای اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام سپس به تناقضات بودجه سال 85 با برنامه پنج ساله چهارم پرداخت و گفت: طبق بند 42برنامه چهارم حرکت باید در جهت تبدیل درآمد نفت و گاز به داراییهای مولد و پایدار سازی فرآیند توسعه و تخصیص و بهره برداری بهینه از منابع باشد، اما نتوانستهایم این کار را بکنیم و در این مدت از درآمدهای نفتی استفاده بیشتری کردهایم.
یا مثلا در برنامه چهارم مقرر شده بود که دولت کوچکتر شود اما طبق بودجه 85 بودجه رشد45 درصدی دارد و 30هزار میلیاردی را که دولت باید میفروخت به 16هزار میلیارد رسید و به جای بخش خصوصی دوباره به بخش دولتی واگذار شد و میزان حجم دولت افزایش یافت.
بودجه تورم زا
نوبخت ادامه داد: تلاش برای قطع اتکای هزینههای جاری به نفت و تامین آن از محل درآمدهای مالیاتی از دیگر اهداف برنامه چهارم بود، اما در بودجه 85 وابستگی بودجه جاری به درآمدهای نفتی به شدت افزایش یافته و سهم مالیات در بودجه کمتر شده است. ما نباید فراموش کنیم که نفت وقتی میتواندبه یک منبع تبدیل شود که ریالی باشد اما نفت بر مبنای دلار محاسبه و خرید و فروش میشود. اگر بازار برای خریدش باشد مشکلی نیست اما چون سرمایه گذارها کمتر شدهاند و بخش خصوصی حاضر به خرید نیست، بانک مرکزی وارد عمل میشود و میخرد. یعنی غیر از ریالی که در بازار وجود داردریالهای پرفشار بانک مرکزی هم وارد میشوند وارد شدن 1 ریال از بانک مرکزی 5برابر نقدینگی ایجاد میکند و باعث تورم میشود.