تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۰  ، 
کد خبر : ۱۸۷۱۹۵

پاشنه‌آشیل بورس


در ماهها و هفته‌های اخیر نگرانی در مورد وضعیت بورس امری عمومی بود. کارشناسان، ارباب مطبوعات، نمایندگان مجلس و مسئولان دولتی هر یک به نحوی نگرانی خود را ابراز می‌کردند. آنچه در این مورد بیش از هر چیز خطرآفرین به نظر می‌آمد از دست رفتن اعتبار بورس کشور برای جذب سرمایه‌های مردم بود. زیرا در سال‌های گذشته آنچنان که طبیعت جابجایی سرمایه اقتضا می‌کند، شاهد حرکتی آهسته بودیم که به تدریج تعداد سهامداران جزء بورس را افزایش می‌داد. این حرکت علاوه بر آنکه تاثیرات مثبتی بر معیشت بخشی از اقشار جامعه داشت، به نقش‌آفرینی «نقدینگی» جهت مثبت می‌داد، روند خصوصی‌سازی را واقعی می‌نمود و در نهایت نیز اقشار بیشتری از مردم را وادار می‌کرد که عادات اقتصادی خود را براساس تحلیل مکانیزم‌های عرضه و تقاضا تنظیم نمایند. اما این جهت‌گیری هنوز به درجه‌ای از ثبات و پایداری نرسیده بود که سهامداران جزء بتوانند دوره‌ای از سقوط را تجربه کنند.
بدین لحاظ وقتی چنین بحرانی به وجود آمد باید در اولین گام تمهیداتی برای آماده‌سازی روانی سهامداران جزء تدارک می‌شد.
این اقدام می‌توانست تمام علت‌های نگرانی را نشانه رود و در نهایت معلول را نیز بهبود بخشد.
اما متاسفانه نه تنها رفتارهای «آرامش ‌بخش» چندانی مشاهده نشد، بلکه گاه رفتارهایی مغایر با آن نیز به چشم می‌خورد. در نتیجه علت بدون معالجه باقی بود و طبیعتا سخن از معالجه معلول محلی از اعراب نمی‌یافت.
نتیجه آنچه تاکنون حادث شده، دو روز قبل در نظرسنجی یک روزنامه رخ نمود که اگر به آن اطمینان کنیم، متاسفانه فضایی بسیار نامطلوب را نشان می‌دهد. براساس این نظرسنجی 62 درصد فعالان بورس نسبت به آینده این بازار بدبینی «نسبی» یا «شدید» دارند و این همان پاشنه آشیل بورس است.
بورس تا آن روزی که رونق داشت با دستور رونق نگرفت و هیچ کس هم با دستور جذب بورس نشد،‌ بلکه شکل‌گیری آن طبیعی و به صورت روند آرام و منطقی سودآوری در فضایی بدون دستور و شعار بود که یکایک سهامداران جزء را به خود جذب کرد. در جهت مقابل نیز نه بورس با دستور سقوط می‌کند و نه با دستور جلوی سقوط آن گرفته می‌شود.
هر چند که شاید بتوان با «دوپینگ» چندی سرنوشت محتومی را به تاخیر انداخت. فی‌المثل اگر بنا باشد با الزام بانک‌ها یا دیگر نهادهای تحت امر دولت به دخالت در بازار، بورس را به تنفس مصنوعی عادت دهیم، آیا برای یک سال دیگر هم برنامه‌ای داریم؟ اگر سال دیگر مسئولان بانک‌ها یا شرکت‌های سرمایه‌گذاری الزام امروز را علت زیان دادن مجموعه خود معرفی کنند، چه خواهیم کرد؟ به علاوه مسئولان ارشد کشور باید به این نکته توجه کنند که به دلیل ماهیت بازار سرمایه، اظهارنظرهای مثبت آنان تا به اجرا درنیاید، واجد تحرک مثبتی نخواهد شد، اما اظهارنظرهای منفی آنان به محض صدور، التهاب بازار را تشدید خواهد کرد.
حال که چنین است و با توجه به فضای بی‌اعتمادی نسبت به آینده بورس، بعید است بتوان در کوتاه مدت به اقدامی اصولی دست زد. شایسته است که تا علاج بلندمدت این گرفتاری ابتدا از هرگونه اظهارنظر منفی و نگران‌ کننده اجتناب شود و ثانیا از آنجا که اعتمادسازی فوری مقدور نیست، تلاش شود که در حوزه‌های موازی - که هنوز اعتماد به آنها باقی است - فعالیت‌های موازی تشدید شود.
اگر بخواهیم در موضوع بورس حوزه‌های موازی را بیابیم که سرمایه‌های مردم را جذب کند، به دو مقوله کاملا آشنا می‌رسیم که اتفاقا مردم در انتخابات طبیعی خود به سوی آن دو، جهت گرفته‌اند: یکی انتشار اوراق مشارکت و دیگری پذیره‌نویسی سهام بانک‌های خصوصی.
تجربه ماه‌های اخیر هم نشان داده که در اوج مشکلات بورس، مردم با اعتماد به تاییدات حکومت، برای خرید اوراق مشارکت و سهام بانک‌های خصوصی سرودست می‌شکنند. با این تفاصیل، جهت‌گیری‌هایی نظیر رد لایحه انتشار اوراق مشارکت توسط مجلس و موضع‌گیری مقام ارشد اجرایی کشور در مورد بانک‌های خصوصی می‌تواند گره کار را سخت‌تر کند. اهل نظر و تصمیم باید این هشدار را پیش از آنکه دیر شود، دریابند...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات