تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۸  ، 
کد خبر : ۱۸۷۲۰۶
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه تهران:

رژیم صهیونیستی در قوس نزولی قرار گرفته است


بخش خبری: آئین عبادی و سیاسی نماز جمعه تهران دیروز با حضور گسترده و باشکوه مردم مومن و روزه دار تهران و در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان و همزمان با روز جهانی قدس در دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف برگزار شد.
سخنران پیش از خطبه‌ها
سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه این هفته تهران عشق مردم فلسطین به دفاع از وطن، اسلام و شهادت را عامل اصلی پیروزی آنها در غزه و عقب نشینی رژیم صهیونیستی دانست و افزود: ملت فلسطین بدون کمک مادی دیگر کشورها این پیروزی را بدست آوردند.
حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه تهران با اشاره به ترس صهیونیستها از مرگ افزود: این ترس برای نیروهای جهاد گر ومردم فلسطین نقطه قوت است.
وی با بیان اینکه به ظاهر توانایی ملت مظلوم فلسطین و رژیم اشغالگر قدس یکسان نیست گفت: مردم فلسطین بر این کلام قرآن که اقلیتی را بر اکثریت پیروز می داند تکیه کرده اند.
ناطق نوری با اشاره به حمایت مستقیم آمریکا، انگلیس، فرانسه و برخی از کشورها از رژیم صهیونیستی و سکوت برخی از آنها در برابر جنایتهای این رژیم اشغالگر تصریح کرد: مقاومت مردم فلسطین و ایستادگی آنها در مقابل رژیم غاصب صهیونیستی موجب فرار صهیونیستها از غزه و شکست آنها شد.
سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه خواستار هوشیاری جهان اسلام در برابر توطئه جدید صهیونیستها شد و گفت: رژیم صهیونیستی به همراه برخی کشورهای غربی می خواهند شکست این رژیم در غزه را به فرصت تبدیل کرده و آن را بستری برای مذاکره باجهان اسلام قرار دهد.
وی افزود: رژیم صهیونیستی به خروج از غزه مجبور شد و ژست صلح جویانه این رژیم دروغ است.
ناطق نوری هدف رژیم غاصب صهیونیستی را نابودی فلسطینیان اعلام و اضافه کرد: از چهار ماه قبل تاکنون این رژیم غاصب 43 کیلومتر مربع از اراضی کرانه باختری را به جای غزه اشغال کرده و 14 هزار یهودی وارد این منطقه کرده است.
وی با اشاره به تضاد ایدئولوژی صهیونیستها با صلح افزود: رژیمی که خود را قوم برتر و طرفدار تبعیض نژادی می داند چگونه می تواند طرفدار مذاکره و صلح باشد.
سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه گفت: پیشینه مذاکرات نشان می دهد از زمان انور سادات تاکنون صهیونیستها با فریب و انکار تعهدها تفاهم نامه های مختلف را به تعطیلی کشانده اند.
وی رژیم غاصب صهیونیستی را در مرگ عرفات موثر دانست واظهار داشت: زمانیکه عرفات به فریب کاری رژیم اشغالگر فلسطین پی برد و مذاکرات صلح را رها کرد این رژیم او را مطرود و منزوی و سبب مرگ او را فراهم کرد.
ناطق نوری با اشاره به ترور اسحاق رابین تصریح کرد: رژیم صهیونیستی برای مذاکرات خطوط قرمزی دارد که اجازه نمی دهد هیچ کس برای صلح از این خطوط قرمز فراتر رود.
سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه با اشاره به نفرت افکار عمومی جهان و حتی غرب از رژیم صهیونیستی به سبب رعایت نکردن قراردادها و معاهدات بین المللی در زمینه سلاحهای کشتار جمعی و احداث دیوار حائل اظهار داشت: رژیم صهیونیستی با نفوذ گسترده در آمریکا و سازمانهای بین المللی و استفاده از رسانه های تبلیغاتی تلاش در پاک نشان چهره منفور خود دارد.
وی گفت: رژیم صهیونیستی با استفاده از تبلیغات قدرتمند رسانه ای خود را طرفدار صلح و فلسطینیان و گروههای جهادی را تروریست نشان می دهد.
ناطق نوری با بیان اینکه رژیم غاصب صهیونیستی با ایجاد بحران در خارج از فلسطین به فرافکنی می پردازد افزود: این راهبرد موجب توجه افکار عمومی به بیرون از فلسطین می شود.
وی دلیل تهدیدهای رژیم صهیونیستی برضد ایران را حمایت های سیاسی و معنوی انقلاب اسلامی از انتفاضه مردم فلسطین دانست و گفت: این رژیم، سوریه را نیز به عنوان تنها کشور عربی که فریب اعمال فریبکارانه او را نخورده است دشمن می داند.
ناطق نوری باتاکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران در پی سلاح کشتار جمعی نبوده و نیست افزود: تبلیغات رسانه ای صهیونیستها دروغ است.
سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه سخنان اخیر رئیس جمهور راصحبت سالیان گذشته وحال انقلاب دانست و خاطر نشان کرد: انقلاب اسلامی ایران رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمی شناسد.
وی با اشاره به فراخوانی سفرای جمهوری اسلامی ایران در برخی کشورها تصریح کرد: آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی با این همه جنایت ما را به سبب حمایت از مردم مظلوم فلسطین محکوم می کنند و بر جنایات خود سرپوش می گذارد.
ناطق نوری اظهار داشت: تحقیق در مورد ترور رفیق حریری با طرح صهیونیستی و همکاری آمریکا برای ایجاد بحران و تفرقه میان لبنان و سوریه طراحی و اجرا می شود.
وی با درخواست از گروههای جهادی ومردم فلسطین برای حفظ وحدت و بیداری تصریح کرد: رژیم صهیونیستی می خواهد از ابومازن برای اهداف خود برضد فلسطینیان استفاده کند.
سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه گفت: صهیونیستها می خواهند ابومازن را برای اداره امور ناتوان نشان دهند تا بر ضد گروههای فلسطینی عمل و فشار گروههای جهادی را کم کنند.
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین وصلوه والسلام علی رسول الله و علی آله ائمه المعصومین. اوصیکم عبادالله به تقوی الله فانه من یتق الله فیکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا.
امیدواریم که خداوند گوهر تقوی را در وجود شما و همه مسلمانان تقویت کند و بتوانیم از این سرمایه الهی برای زندگی بهتر استفاده کنیم. طبعا انتظار همه امت اسلامی است این خطبه را در باره فلسطین و روز قدس ایراد کنیم و بنده هم طبق معمول همین کار را می کنم و به خصوص امسال که شرایط ویژه ای در منطقه ما و در خود فلسطین و در مراکز جهانی حاکم است که باید یک مقدار بیشتر به این مسئله پرداخت به صورت عقلانی و تحلیلی.
ابتدا از حضور آگاهانه مردممان در سراسر ایران در روز جهانی قدس که ابتکار و هدیه امام راحلمان هست باید قدردانی کنیم و نشان هوشیاری و آگاهی مردم ماست و قبلا عرض بکنم این خطبه من مسئله مهمی را مطرح می کند و در شرایط فعلی یکی از خطبه های مهم باید به حساب بیاید حالا دیگر چقدر من قدرت تبیین اهداف خطبه را داشته باشم آن بحث دیگری است.
موارد زیادی باید مطرح بشود. من فقط به صورت فهرست اینها را مطرح می کنم چون نوع مطالب عموما در طول سال در بین شما مطرح است با اشاره و فهرست شنوندگان ما می توانند مطالب را خودشان جمع بندی کنند. اولا مسئله فلسطین و اسرائیل در مهم ترین مسایل جهان و منطقه ارزیابی می شود و باید این مسئله را به حساب اساسی ترین مسایل جامعه اسلامی، منطقه ما و تا حدودی جامعه جهانی به حساب بیاوریم. تاریخ فلسطین در نیم قرن اخیر در کانون حوادث دنیا بوده است. شاید هیچ مسئله ای به اندازه فلسطین در طول این یک صد سال به طور مداوم و پیوسته در محور مسایل سیاسی منطقه و جهان نبود و نمی دانم تا کی این وضع است. الان که این طوری است، آینده هم به نظر می رسد هنوز مدت زیادی این شرایط باقی است. نکته سوم این است که مردم فلسطین مظلوم ترین مردم کشورهای جهان هستند. من الان کشوری را نمی شناسم که به اندازه مردم فلسطین مردمش مظلوم باشند. اینها بیش از یک قرن گرفتار مصیبت عظمای استکبار و صهیونیزم شده اند و هیچ مقطعی هم نیست در این دوره که اینها راحت شده باشند و الان هم می بینید همین دیروز در آستانه روز جهانی قدس چقدر فشار روی اینها بود با بمبارانها، و اشغالها و شهید کردنها و اسیر کردنها. که طبعا آنها می خواهند روز جهانی قدس را تحت تاثیر قرار بدهند، اما نشان از یک وحشت و سبعیت است. خیلی روشن است و دیگر هیچ کس منکر نیست که اشغال فلسطین و تشکیل دولت غاصب اسرائیل با ترکیبی از جمعیت های مختلف نژادی از سراسر دنیا این یک حرکت استکباری و توطئه استعماری بوده برای منطقه ما، منطقه خاورمیانه، کشورهای عربی و منطقه انرژی خیز دنیا و همچنین برای پیشگیری (به نظر خودشان ) از نهضت اسلامی که از دو قرن پیش همیشه استکبار نگران آن نهضت اسلامی بوده، چون آنها می دانند یک میلیارد و نیم جمعیت مسلمان بالاخره بزرگترین وزنه انسانی و بشری در دنیا است با عظیم ترین امکانات مادی طبیعی و مناطق وسیع و مهم سوق الجیشی و یک مکتب انسان ساز و به روز، در بین همه مکاتب دنیا. بنابر این، این یک طراحی بوده، منتهی شروعش، نقطه اوج حرکتشان در جنگ جهانی اول و دوم شد، وقتی که منطقه را از دست داد دولت عثمانی که آن روزها آن وزنه سنگین حکومتی در دنیای اسلام بود گرفتند و در اختیار غربی ها قرار گرفت، اجرای این توطئه از آن موقع شروع می شود من این بندهایی که خدمت شما عرض می کنم تا این مرحله تاریخ است و نگاهی هم خواهم کرد به وضع فعلی و بعد تحلیلی و پیش بینی ارائه می دهم نسبت به آینده. این سه بحث را خواهش می کنم از هم جدا در ذهنتان تفسیر بکنید. در همان موقع استفاده از جامعه ملل که سازمان قبل از سازمان ملل بود و بعد از سازمان ملل استفاده ابزاری شد برای اجرای این توطئه استکباری یعنی برنامه خودشان را به تصویب جامعه ملل و تصویب سازمان ملل رساندند که گامهای بسیار شیطنت آمیزی برداشتند.
اولین کاری که کردند مسلمانها هم آن روز مخالفت کردند بخصوص منطقه شامات، فلسطین، سوریه و لبنان و قسمتی از عراق و اردن مخالفت کردند اما علت اینکه نتیجه نداد، قضیه سرپرستی و قیمومیت بود. یک چنین واژه ای در گذشته در جغرافیای سیاسی جامعه جهانی نبود، اینها در دوران جنگ کشورهای زیادی توسط بخش های مختلف درگیر در جنگ اشغال شدند و بعد از جنگ باید سرنوشت این کشورها معین بشود با مطالعه دقیق آمدند گفتند بعضی از این کشورها احتیاج به سرپرستی و قیمومیت دارند و اینها نمی توانند بعد از جنگ خودشان را اداره کنند باید برایشان قیم بگذاریم، باید قانونی در سازمان ملل و جامعه ملل در ابتدا گذراندند که کشورهای فاتح در بخشی از متصرفات خودشان حق قیمومیت وسرپرستی پیدا می کنند و این یکی از حلقه های بسیار شوم سو استفاده از سازمان ملل و جامعه ملل بود و هنوز هم این قانون استعماری در مواردی اتفاق می افتد و اعتبار دارد. واقعا این یک توطئه قابل مطالعه ای که رویش کم حرف زده شده، باید بیشتر حرف بزنیم و این منطقه را یعنی فلسطین را سرپرستی اش را دادند به اسرائیل، به انگلیس. در همان موقع هم توی قانون بود که باید اهالی منطقه قبول بکنند و هیئتی هم فرستادند برای نظرخواهی از مردم و مردم منطقه شامات با قاطعیت و با اجتماع سرپرستی را رد کردند و وقتی گروه اعزامی برگشتند و گزارش دادند آنها را تو زحمت انداختند، اما آنها برنامه شان را اجرا کردند و اعتنایی نکردند به رای مردم. یک جاهایی را دادند به فرانسه (مثل سوریه )، یک جاهایی را دادند به انگلیس مثل همین فلسطین را، یک جاهایی را به ترکیبی از اینها مثل بخش هایی از عراق. و واقعا یک نقشه خوبی طراحی کردند آن موقع.
فلسطین در اختیار انگلیس قرار گرفت و انگلیس محور اجرای این طرح خائنانه تشکیل دولت صهیونیستی در اراضی فلسطین قرار گرفت و از آن به بعد اینقدر حادثه هست، اینقدر مبارزه هست، اینقدر زجر و تبعید و آوارگی و... هست که دیگر من اصلا وارد اینها نمی شوم. چون دیگر نمی کشد این خطبه که بخواهم وارد این جزئیات بشوم. بند ششم این فهرست من می گوید از جامعه ملل به سازمان ملل برای رسمی کردن این قیمومیت و سرپرستی اینها استفاده کردند. انگلیس هم گفتیم محور شد، چون آن روز قدرت انگلیس خیلی بیشتر از حالا بود. آمریکا اولا هنوز مواضع استعماری در منطقه نگرفته بود و نوعا مواضعش با ملتها سازگار بود و ثانیا حضور جدی هم نداشت، اینها حضور داشتند، که این کار به انگلیس واگذار شد، بند هفتم این است که اینها آمدند از شرایط یهودیهای دنیا استفاده کردند. در جنگ جهانی یهودیها مشکلات زیادی پیدا کردند، بخاطر رفتاری که داشتند صهیونیستها با دولتهای خودشان و قدرتی که داشتند و پولی که داشتند و روزنامه هایی که داشتند، موی دماغ قدرتها بودند، بعلاوه در جنگ جهانی هم حالت مظلومیت برای اینها پیدا شد، از این شرایط استفاده کردند به عنوان نجات قوم یهود، خوب این حربه روانی بود و جا افتاد در افکار عمومی دنیا. از طرفی از قدرت حزب صهیونیسم هم استفاده کردند چون آن سازمان بسیار نیرومندی در سراسر غرب داشت و در همان موقع از یک جریان دیگری که امروز به نام «مسیحی ـ صهیونی» در دنیا شناخته شده از گروه مبلغان انجیل هم استفاده کردند، با اینکه آنها با یهودیان خیلی درگیر بودند، اما این جریانی که خودشان را فرا فرقه ای معرفی می کنند و از همه فرقه های مسیحی درش عضویت هست و پول و امکانات فراوانی هم دارند. از اینها هم استفاده کردند برای آن تفکری که اینها داشتند آنها یک تفکری دارند. هنوز هم روی آن تفکر ایستاده اند و آن اینکه جنگ جهانی نهایی از فلسطین آغاز می شود آنجا که یهودی ها چون درکانون جنگ هستند منهدم می شوند و حضرت مسیح(ع) بعد از انهدام مسجدالاقصی و قبه صخره و ایجاد هیکل سلیمان، حضرت مسیح (ع ) رجعت می کند و ظهور می کند و آن آخرالزمانی که آنها در انتظارش هستند تحقق پیدا می کند و جالب اینکه همین اخیرا کشیش بزرگ اعلام کرده که در دو سال آینده علائم ظهور حضرت مسیح(ع) خیلی روشن است و امید دو سال آینده را دارد می دهد.
این طوفانها و زلزله ها و تسونامی ها و اینها را دلیل می گیرند، چون در منابع انجیلی آنها در آخرالزمان این طور حوادث خیلی جدی گرفته شده. چون اینها روی جنگ جهانی مهم که نهایتا به آخرالزمان مطلوب می رسد، همین نقطه را انتخاب کرده اند و فکر می کنند اینطوری است. به طور عقیدتی پشتیبانی کردند از جریان مهاجرت. و هزینه های بسیاری از مهاجرتهای جهانی را این گروه پرداخته است. این نهمین نقطه بود. من دو تا را با هم گفتم، این موج مهاجرت هم یک زمینه تاریخی در آن موقع دارد، که باید بهش توجه کنید. در آن موقع هم در اردوگاه شرق یعنی اتحاد جماهیر شوروی و هم در منطقه خاورمیانه از ابزار مهاجرت و آواره کردن و انتقال جمعیت و تغییر جمعیت به مناطق و وسعت استفاده می کردند. شما اگر سابقه اتحاد جماهیر شوروی را ببینید، می بینید که در زمان استالین و خیلی وقتهای دیگر گاهی به کلی جمعیت یک بخش به جاهای دیگر فرستاده می شدند از آذربایجان، از گرجستان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکمنستان، همه اینها انبوه مهاجر دارند، حالا یا روسها می رفتند آنجا، یا آنها می آمدند. تقسیم عجیبی کردند که دیگر آن تفکرات ملی گرایانه را در قلمرو اتحاد جماهیر شوروی نابود کنند، این تفکر با برنامه ای که انگلیس ها اجرا کردند برای آوردن یهودیان از سراسر دنیا به فلسطین تقریبا همراه است و با هم کار کرده و تجربه بعدی شوروی اینها را نگران کرده است که این مسئله قابل توجه است و باید بیشتر روی آن مطالعه کرد چون به محض اینکه شوروی از هم پاشید دوباره ترکیب جمعیتی برگشته به شرایط قبلی خودش. همه این جابجایی ها دارد برمی گردد به جای خودش و آن مهاجرتهای اجباری شرایط معکوس پیدا کرده است و تا بحال هم خیلی انجام شده و معلوم شده روحیه وطن دوستی را به این آسانی نمی شود از انسانها گرفت و این را مسلم گرفته اند و همین حالا هم این مسئله در داخل فلسطین اشغالی موج جدیدی را ایجاد کرده که من آن را در قسمت آخر صحبتهایم عرض می کنم. الان یهودیهای آفریقا، آسیا، اروپا، روسیه و بخشهای مختلفی که آورده اند به اسرائیل اینها همه برای خودشان یک جریان خاصی را خلق کرده اند و یک جریان ضد انسجام درجامعه اسرائیل به وجود آورده اند که این یک خطر بزرگی است و شاید هم دریچه رحمت بزرگی است برای مظلومان تاریخ فلسطین.
در این موقع آمریکائیها متصدی شدند. دلیلش هم این است که انگلیس دیگر قدرت تحمل هزینه های این کار را نه از لحاظ سیاسی و نه از لحاظ مالی و اقتصادی نداشت و وصل شدند جریان صهیونیستی به جریان « مسیحی ـ صهیونی » به آمریکا و آمریکا آمد و آمریکا دریایی از امکانات را آورد و خیلی خرج کرد. هم از آبرویش و هم از امکانات سیاسی ـ تبلیغاتی و همین حالا (همین امسال ) آمریکا 5 میلیارد و 400 میلیون دلار به اسرائیل کمک می کند. این کمک سالانه است و هر سال هم اضافه می شود و شما حساب کنید ببینید چقدر آمریکائیها در فلسطین اشغالی پول خرج کرده اند تا این جریان را نگه بدارند.
اینها امکانات تبلیغاتی فراوانی را هم در اختیار دارند که از لحاظ توجیه مردم دنیا و فریب دادن مسلمانها و حامیان فلسطینی ها که خیلی فعال است و روز به روز هم اینها دارد قوی تر می شود و حالا که اینترنت و ماهواره و این چیزها هم که آمده، اینها دستشان بسیار قوی تر شده. البته نقطه مقابل هم امکانات زیادی خلق شده، اما قابل مقایسه نیست، آنها وقتی بخواهند دنیا را یک دفعه ملتهب کنند بسیج بکنند امکانات تبلیغاتیشان را، امپراطوری تبلیغاتی شان را فعال بکنند واقعا کارهای بزرگی را می توانند انجام بدهند، کم کم دارند دچار مشکل می شوند با قدرتهای تبلیغاتی مقابل و بخصوص هایی که در دنیا شکل می گیرد ضمن اینکه آنها از اینها N.G.O ملتها. این استفاده می کنند در مقابل آنها هم دارند تبدیل می شوند به یک حلقه مهم. هدفشان هم خیلی روشن است، این را من در خطبه های قبلی گفته ام و همه هم می دانید در اظهارات برادر عزیزمان آقای ناطق اینها خوب روشن شد. به هر حال اینها رژیم اشغالگر قدس را پایگاه چند منظوره استعماری خودشان کردند، هم می خواهند در منطقه حضور فیزیکی داشته باشند، و هم می خواهند مشرف بر منابع انرژی باشند و هم می خواهند مانع یکپارچگی دنیای اسلام باشند و هم سیاسی با برنامه هایی که دارند، و هم می خواهند تهدید باشند برای هر کشوری از کشورهای اسلامی که احیانا بتوانند از درون خودش یک قدرتی را در دنیا بوجود آورد. همه اهداف اینها هست وضمنا خوب آن مسئله یهود را هم آن طور که می خواستند حل کنند که البته این خودش تبدیل شده به یک مشکلی الان برای آنها. این را در قسمت های بعدی می گویم. در شرایط حاضر اینها ادبیاتشان را و شکل کارشان را عوض کردند. اگر کسی مقایسه بکند تعبیرات 30 سال پیش را با امروز می بیند چقدر تفاوت پیدا کرده، اینها به مقتضای کشش روحی مردم، ادبیات خودشان را هماهنگ می کنند و امروز از روزهایی است که دچار مشکل شده اند، در ادبیاتی که ابتکار کرده اند که این را در بخش دوم می خواهم عرض بکنم. در اینجا نقطه بسیار مهمی که باید رویش حساب بکنیم مقاومت طولانی، خستگی ناپذیر، و اعجاب انگیز و تحسین انگیز مردم فلسطین است، واقعا خیلی مهم است یک قدری روی روحیه مردم فلسطین بیشتر مطالعه شود. اینها دهها سال است در بدترین شرایط، دارند مبارزه را انجام می دهند، چقدر شهید داده اند، چقدر آواره داده اند، چقدر زندانی داده اند، چقدر جانباز دارند، خانواده های بی سرپرست، فقر، بیماری و بسیاری از چیزهایی که امروز جزو ضعفهای جهان امروز ماست، این ضعف های بشری از لحاظ تبعیضات در داخل فلسطین و هم در اراضی اشغالی سال 48 و هم در اردوگاهها و کشورهای مجاور که فلسطینی ها هستند اینها هست. حقیقتا باید تاریخ بشریت به مبارزات و مجاهدات مردم فلسطین افتخار بکند و باید بنازد بشر که می تواند یک جریان یک قرنی و یا بیشتر مبارزه را شکل بدهد و مقاومت بکند و همه تبعات یک جهاد نابرابر را تحمل بکند که فلسطینی ها این کار را کرده اند و این هم سرمایه کار آینده است و نقطه آخری که در این بخش می خواهم بگویم شکل گیری یک سرمایه بزرگی برای خیزش آینده است و آن مجموعه عظیم آوارگان مظلوم فلسطینی. البته این از یک جهت جای تاسف بسیار دارد، این همه مظلومیت، ولی از یک جهت حدود 5 میلیون انسانی که همه ابعاد ظلم را در وجود خودشان لمس کرده اند، در اردوگاه ها، بیرون اردوگاهها، با پایین ترین ونازل ترین سطح زندگی که از کمکهای جهانی به آنها می رسد و شاید نمونه استضعاف در تاریخ بشریت را بهتر از فلسطین نمی توانیم پیدا بکنیم، اینها دارند زندگی می کنند ولی باروحیه های بالا و با آمادگی کامل. آن طرف هم به چشم خودشان می بینند، اموالشان، دارایی هایشان، باغهایشان، زیتون هایشان، نخل هاشان، مرکباتشان، خیابانهایشان، همه در اشغال دشمن شان هست. چون دائما اینها را در فیلمها و تصویرهای تلویزیونی می بینند. یک ملت اینجوری الان شکل گرفته، این مجموعه چیزی است که بالاخره من فکر می کنم استکبار غرب را به زانو در می آورد و از این قدرت انسانی که از درون این جمعیت انبوه مظلوم و رو به رشد پیدا می شود. این تا حالا. خوب ! رژیم اشغالگر قدس الان کشوری است که مسلح شده به سلاح هسته ای و استدلال طرفدارانشان هم این است که چون در خطر است باید این سلاح را داشته باشد و آنها فکر می کنند که این قدرتی که از لحاظ تهاجمی در رژیم اشغالگر قدس است، ضامن بقا است. اما ببینیم وضع چگونه است.
بعضی ها ابراز یاس می کنند و می گویند این قدرت عظیم غرب نمی گذارد که فلسطینی ها به حقشان برسند و رژیم اشغالگر قدس تسلیم حق بشود. این یک نظری است که غالبا اینجوری فکر می کنند. ولی جامعه شناسان حاذق و بخصوص انسانهایی که به قدرت خداوند و عدالت خداوند و قدرت بشری اگر متکی به برنامه ومدیریت ورهبری درست باشند این تحلیل را قبول ندارند و به آینده خوبی برای منطقه و فلسطینی ها نگاه می کنند و من حالا آنها را عرض می کنم.
من با مروری بر تاریخ این ربع قرن اخیر می خواهم به شما نشان بدهم که رژیم اشغالگر قدس، سیر نزولی اش آغاز شده است. و قدم به قدم در حال عقب نشینی است گر چه هنوز بمب در دست و شعار بر زبان و با تهدید و ارعاب مردم را تهدید می کنند و این خطاب به غربی هاست بیشتر و بخصوص به آمریکاست به آنان می گویم مطالبی را که بیان می کنم مطالعه کنند روی آن کار کنند ببینند آیا اینطور هست یا نیست اگر هست باید یک تدبیری کرد این همه عمر جنایات و ظلم را طولانی نکنند این همه پرونده خودشان را در دادگاه مردم و خدا سنگین نکنند راه درستی را در پیش بگیرند دنیا شکل دیگری پیدا می کند و اینجا هم خواهی یا نخواهی در این مجموعه است.
من آغاز این قوس نزولی را به پیروزی انقلاب اسلامی می دانم و نقطه عطف تاریخ منطقه ما پیروزی انقلاب اسلامی در ایران است. ماهیت، آن هم، همان چیزی است که امروز در ادبیات دنیا خودش را نشان می دهد بالاخره حرف درستی را که دنیا امروز می زند و این حرف ریشه اش در اسلام و قرآن است مساله حق مردم و حق سرنوشتی است که خداوند به مردم داده و هیچکس را خداوند ذاتا بر دیگری حق حکومت نداده و این انسانها هستند که سرنوشت شان دست خودشان است و آنجاهایی هم که دخالت می شود آن از حق الهی استفاده می شود و آن محورش از حق مردم است اگر از حق مردم به گونه ای دیگری استفاده شود آن هم اشتباه است و انحراف خواهد بود این را خداوند می خواهد اصلا تعبیرات ائمه ما و علی بن ابیطالب و پیامبر(ص ) و قرآن را و احکام قطعی قرآن را نگاه کنید می بینید که خداوند سرنوشت انسان را به دست خودش داده مگر آنجایی که در مقابل حق الهی قرار می گیرند.
خوب ما همه بنده خدا هستیم و باید مطیع او باشیم و این چیز دیگری است و آن به افراد مربوط نیست به خدا و بشر مربوط می باشد. خوب این موج حق حاکمیت مردم تبلورش در تاریخ معاصر ما بهترین نوع در ایران بروز کرد و این هم احتیاجی به استدلال و توضیح ندارد شما خودتان اکثرا در جریان بودید و جوانان ما نیز از پدرانشان می توانند خاطراتشان را بشنوند وقتی که انقلاب اسلامی آغاز شد و مردم را در صحنه آورد و با اکثریت 99 درصدی مردم تصمیم گرفتند که نظامشان را خودشان خلق کنند و رژیم گذشته را به زباله دان تاریخ فرستادند و این راکسی نمی تواند منکر شود و هیچکس نمی تواند آن را انکار کند این نقطه تحولی در منطقه ما بود و سابقه ای به این عظمت در تاریخ نداشتیم و اگر ما درست عمل می کردیم و اگر دشمنان ما حربه های جدیدی بکار نگرفته بودند این موج قابل تکرار بود در خیلی جاها صدور انقلاب نبود، کاری که مردم عراق شروع کردند و سرکوب شدند و جاهای دیگر هم بود یعنی این مساله وقتی که پیدا شد درست آنچیزی بود که شرایط جدید جهانی را نشان می دهد. پس اولین نقطه آغاز افول اسرائیل از اینجا شروع شد چون اینجا نقطه امن و خانه امن آمریکا و اسرائیل بود و همه می دانید خودشان اینجا را جزیره آرامش نام گذاشته بودند بر اقیانوس متلاطم خاورمیانه و این اسمی بود که آنها به این داده بودند و قویترین و محکمترین حلقه و زنجیره استکبار در منطقه ایران بود و در حساس ترین نقطه این زنجیره این پایگاه استکباری شکست و بجای آن پایگاه مردمی آمد و نمادهای فراوانی هم داشت که اولین آن این بود که جای سفارت غیررسمی اسرائیل شد سفارتخانه فلسطین و جمهوری اسلامی بجای رژیم شاهنشاهی 180 درجه موضع عوض کرد و از حامیان اسرائیل بریده و به حامیان مردم فلسطین پیوست و تا امروز هم ذره ای از راه خودش منحرف نشده و این اولین نقطه ای بود که پیش آمد.
حالا اگر درست اعراب و کشورهای منطقه و خود فلسطینیان از این بهره گیری می کردند وضع این نبود که الان هست منتهی خوب بالاخره تاریخ مبارزه هست و همه اطراف کار خودشان را می کنند و هر کس بهتر کار کند موفق تر خواهد بود و باید این را تحلیل کرد که چرا اینجوری شد و من سوره اذاجا نصرالله والفتح را بر پایان این خطبه ام انتخاب کردم چون اصولا این سوره مبین این است سوره نصر پیروزی و فتح و نصرت خدا را همراه و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا می بیند البته معمولا مفسرین می گویند اول اراده و نصرت خدا، بعد پیروزی و بعد حضور مردم و مردم بعد از فتح مکه آمدند ولی تفسیر دیگری هست که شاید صحیح تر باشد اما کمتر به آن توجه شده در عصری که به نهضت های مردمی توجهی نمی شده و آن این است که نه این « ورایت الناس یدخلون » از لحاظ ترتیب باید به گونه ای باشد که توجه مردم قبل از اینهاست اصلا نصر خدا با آمادگی مردم می آید نصر خداوند و فتح بر پایه آمادگی مردم می آید و آن چیزی که ما در ایران دیدیم در ایران این مساله تجربه شده که موضوع این است و در جاهای دیگر هم همین است بهر حال این آمادگی الان در مردم دنیا خیلی بیشتر می شود من در بندهای بعدی یک قدری مبسوط خواهم گفت.
در این شرایط حالا می رویم سراغ چیزهایی که نمونه می خواهیم بگیریم که اسرائیل عقب نشینی می کند من گفتم نقطه عطف تاریخی را انقلاب اسلامی قرار دهید آن گامهایی که باید به حساب عقب نشینی اسرائیل و قوس نزولی اسرائیل به حساب آورد اینها را یکی، یکی می گویم من امروز می بینم شعار از نیل تا فرات اسرائیل بطور جدی کمرنگ شده است و دیگر اسرائیلی ها و آمریکائی ها و همه فهمیدند که این قابل تحقق نیست حتی اگر فکر کنیم که حضور آمریکا در عراق برای تحقق این شعار بوده این هم شکست خورده است چون وقتی که آمدند بجای اینکه اسرائیل را به فرات برسانند راه مردم عراق را با سقوط صدام باز کردند و مردم عراق الان راهی را انتخاب می کنند که همه تحلیل گران منصف غرب قبول دارند که نتیجه معکوس گرفته شد. همه علیه اسرائیل و همه علیه آمریکا در عراق واقعا اینطوری است و کسی نمی تواند منکرباشد حتی افغانستان اگر افغانستان را در این تحلیل ببینیم این انتخاباتی که اخیرا برای مجلس داشتند خیلی چیزها را نشان داد و شکلی که آمریکایی ها در همه زمینه ها امنیت افکار عمومی و مبارزه با قاچاق و امثال اینها طرح کرده بودند همه به جای دیگری می رود بنظر می رسد این شعار از نیل تا فرات گر چه مصوب مجلس و پشت سکه های اسرائیل است و گرچه تابلوی کنشت اسرائیل است و گر چه تندها هنوز می گویند اما اهل نظر همه فهمیده اند که این شعار نمی شود و دلیلش هم از بندهای بعدی است که می بیند، اولش در لبنان است شما در لبنان ببینید اسرائیل 20 سال پیش تصمیم گرفت که لبنان را ضمیمه کند و لشکرکشی کرد 20 سال هم هزینه کرد ولی پارسال عقب نشینی کرد و مفتضحانه فرار کرد و این یکی از گامهای عقب نشینی است که بسیار جدی است و اثرش هم فقط در لبنان نیست و اصلا شکستن ابهت اسرائیل است اسرائیل برای اولین بار در تاریخ خودش یک چنین گام سختی را به عقب برداشت و بسیاری از امکانات نظامی را گذاشت و فرار کرد و حتی برنامه ریزی برای فرارش نداشت فرار اجباری بود و این اتفاق افتاد در غزه هم بندهایی که حالا می گویم از لحاظ تاریخی ممکن است یک قدری تداخل داشته باشد ولی چون تناسب دارد می گویم در غزه هم عقب نشینی واقعی است البته اینجا با برنامه ریزی عقب نشینی کرد فرقش با لبنان این است اینجا بابرنامه عقب نشینی کرد و شیطنت هایی کرد و امیدهایی دارد که در غزه فلسطینیان به جان هم بیفتند و مردم فلسطین بفهمند که نمی توانند اداره کنند و امید دارد که نشان بدهد که حضور اسرائیل برایشان مفید است و الان هم تخلیه نیست البته اسرائیل از زمین رفته ولی فضا در دست اسرائیل است هلی کوپترها و هواپیماهای اسرائیلی همیشه دارند پرواز می کنند توپخانه اسرائیل فعال است هر وقت لازم باشد با تانکها می آید و مرزها دست اسرائیل است و اسمش عقب نشینی است ولی واقعیت آن شکست است و اسرائیل دید که هزینه ای که در غزه می کند به اندازه منافعش نیست و مقابله نمی کند بنابر این این سبک را انتخاب کرد ضمن اینکه فرار و عقب نشینی است ولی شیطنت جدی در آن هست که در لبنان نتوانستند بکنند و گام دیگری که در عقب نشینی جغرافیایی است الان عقب نشینی از شبعا و بخشی از جولان بسیار جدی است و بطور جدی الان به عنوان فشار روی اسرائیل مطرح است حالا بشود یا نشود بحث دیگری است می خواهم به حساب عقب نشینی می تواند بگذارید و قوس نزولی، دیوار حائل آن کسی که با شعار از نیل تا فرات کارش را آغاز کرده باید هر چه دیوارکهایی در راهش است خراب کند و روی رودخانه پل بزند و شاهراه بسازد و راه را برای رسیدن به فرات هموار کند چطوری می شود که در آن مسیر باشد و دورخودش دیوار بکشد دیواری که هزینه اش از دیوار چین هم بیشتر است دیواری که در درون کار خودش با اینکه به عنوان امنیت طراحی شده ضد امنیتی شد. چون اینقدر نارضایتی بوجود آورد که اسرائیل نمی تواند پاسخگو باشد چقدر اراضی مردم مصادره شده و نخل ها و زیتون ها از زمین کنده شد و خانه های مردم خراب شده و چقدر بین روستاها که آنطرف و اینطرف دیوار واقع شدند فاصله انداخته است چه مقدار از این اراضی کم کرانه باختری که واقعا هر وجب از آن نیاز مردم است تصرف شده و همه اینها برای ملت فلسطین و حامیان آن انگیزه مقاومت ومجاهدت درست می کند چون اگر ظلمها می توانست اینها را خاموش کند تا بحال کرده بود اینها انگیزه های جدیدی است که در حال خلق شدن است و جالب اینکه دوباره طرحی را برای احداث دیوار دیگری در مرز فلسطین و اردن، چرا که می دانند میلیونها آواره ای که در اردن زندگی می کنند از این مرز عبور می کنند وخیال می کنند که با یک دیوار می توانند جلوی عبور آنها را بگیرند و اینها همه اش عقل پشت آن نیست گاهی اوقات ترس سبب این کار است قرآن در مورد آنهایی که مزاحمت پیامبر بودند در مدینه می فرماید « یخربون بیوتهم بایدیهم وایدالمومنین فاعتبروا و یااولوالالباب » بدست خودشان کار خودشان را مشکل تر می کنند.
نقطه دیگری که مشکل جدی شده الان اسرائیلی ها معترضند که این دیوار دیگر با شرایط جدید مبارزه جوابگو نیست چون فلسطینی ها با امکاناتی که دارند از دیوار عبور می کنند و آنطرف دیوار را می زند. به علاوه مبارزه الان مخصوص این طرف دیوار نیست یک و نیم میلیون فلسطینی عصبانی، مظلوم و امیدوار در داخل اراضی اشغالی سال 48 هستند و این انسانها را نمی شود نادیده گرفت و ارتباطات باقی است به هر حال اسرائیل یک کشور توریستی شده و بخش زیادی از امکانات اسرائیل از توریسم جهانی بدست می آید و نمی تواند ورود و خروج مسافر را بگیرد و کنترل کند ارتباطات اینقدر وسیع و همه جانبه است که دیوارها فقط می تواند انگیزه ها را بالا ببرد و وحشت از افرادیکه در پشت دیوار محاصره می شوند بیفزاید این هم مشکل دیگری است.
الان یک حرف جدیدی پیدا شده و شما می دانید که در کمپ دیوید و اسلو و همه مراحل گذشته پذیرش کشور مستقل فلسطینی تقریبا جزو خط قرمزهای اسرائیل بود و اگر هم یک جایی به زور پای یک چیزی امضا می کرد آنطرف تر می رفتند و برمی گشتند در اسرائیل و در پارلمان صریحا می گفتند که محال است یک روز دولت مستقل فلسطینی در کنار ما بوجود آید ولی امروز بنظر می رسد که گر چه به عنوان یک توطئه اما این توطئه یک طرف مثبت هم می تواند داشته باشد فکر ایجاد دولت مستقل فلسطینی در بخشی از اراضی فلسطین موضوعی است که غربی ها بناچار به آن تن می دهند گر چه نمی خواهند اما خیال می کنند این راه نجات آنهاست و به این مسیر می روند این عقب نشینی بسیار جدی و کیفی است که پیش آمده و انسجام یهودیان در داخل فلسطین بسیار ضعیف شده و امروز مردمی که پشت مرزهای رژیم صهیونیستی زندگی می کنند هیچوقت اینگونه اختلاف نداشتند شما در قضیه عقب نشینی از غزه دیدید چگونه بود افکار سنجی شد در پارلمان حزب و دولت واقعا مشاجره بود ممکن است بعضی ها از بیرون فکر کنند که اینها همه بازی سیاسی است اما اینجور نیست یک تندروهایی در اسرائیل هستند که حتی از نیل تا فرات هم دست بر نمی دارند و یک عده هم هستند که می گویند جان ملت یهود را راحت کنید دست از این سرسختی ها بردارید و بگذارید با صلح زندگی کنید و هر چه می توانید و این واقعیت داخل اسرائیل است حفاظتی که از شارون می شود الان در اسرائیل بخاطر ترس از همین تندروها و این بی سابقه است در تمام دوران تاریخ اسرائیل و مهم اینکه این شارون موقعی که آمد عقب نشینی را ببیند و وقتی که آمد قول داد سه ماهه انتفاضه را تمام می کند و آن سه ماه الان سالها طول کشید و امروز به گل نشسته و می گوید نمی شود کاری کرد. و با عقب نشینی ها و امتیازات ظاهری می خواهند مساله را حل کنند و بنابر این اینطور نیست که ما فکر می کنیم که داخل اسرائیل یک ملت یکپارچه ای، اختلاف نژادی، تبعیض نژادی وجود دارد اروپائیها و غربی ها در اسرائیل شاهانه زندگی می کنند اما آفریقایی ها در حالت نیمه جان و با مزد کم و شرایط کم زندگی می کنند و ترس و وحشت هم دارند.
مساله دیگر مهاجرت معکوس است تا چند سال پیش صف داوطلبان مهاجرت به اسرائیل بسیار طولانی بود و امروز آن صف ها کوتاه شده و از آنطرف صف فرار از اسرائیل طولانی شده و اگر ممانعت نکنند و مشکلات ایجاد نکنند و اسرائیل حرکت منفی آماری در جمعیت پیدا می کند ولی از مشکلات آنهاست مساله دیگر موج بیداری جهانیان است اگر غربی ها اجازه می دانند افکار مردم اروپا آنچه که هست ظهور کند می بینید که اکثریت مردم اروپا با این جریان ظالمانه اسرائیل موافق نیستند و اینها قانون دارند، قوانین سخت که هر حرکت ضد اسرائیلی سرکوب کنند بازداشت کرده و به زندان ببرند و روزنامه ها، تلویزیون ها، انسانها و متفکران جریمه کنند و دادگاهها اروپایی ها از تشکیل این پرنده ها پر است و واقعا یک جریان استبداد و خفقان فکری عجیبی آنجا حاکم است ولی افکار اکثریت مردم آزادیخواه دنیا و بخصوص الان در اروپا دیگر این تبعیض نژادی و آپارتاید را نمی پذیرد و فکر می کنم مشکل واقعی اسرائیل از اینجا شروع می شود.
نقطه ای که اینجا بسیار اهمیت دارد و این کارها را پشتیبانی می کند این تضادی است که بین شعارها و عمل و خواست غربی ها و بخصوص آمریکایی ها الان وجود دارد و اینها از یک طرف برای مبارزه با دولت ها شعار دمکراسی و حقوق بشر را مطرح می کنند البته اگر صادق بودند حرف خوبی است و همه ما هم طرفداری می کنیم اما اگر صادق نباشند که نیستند و این مشکل در اسرائیل دامن اینها را گرفته اگر حقوق بشر درست است و توجه به تشکل ها غیردولتی درست است و اگر افکار عمومی درست است و اگر حق انسانها باید مراعات شود و اگر استبداد و خفقان و زورگویی و تجاوز محکوم است و اینها هم در حقوق بشر هست و همه این در حرفهای آمریکایی ها و اروپایی هست اگر این است خوب وضع اسرائیل با این چیرها نمی سازد بالاخره با این 5 میلیون آواره چه می خواهید بکنید ما این سئوال را از هر مقام غربی می پرسیم واقعا گیر می کند و هیچ جوابی ندارد من بحث و مشاجره کردم، پنج میلیون آواره هستند و حق آنها آنطرف دیوار است و اینها هم هیچ چیزی قانع شان نمی کند مگر اینکه فلسطینی باشند گاهی می گویند اینها را بفرستند عراق اتفاقا یکی از اهداف اشغال عراق این بود که قسمت های خالی غرب عراق را تبدیل به مرکز فلسطینی های آواره کنند که همان روزهای اول فهمیدند این عملی نیست و مردم جلویش می ایستند با این آوارگان چه می خواهید بکنید یک چنین انبوه آواره ای در هیچ جای دنیا نیست در تاریخ بشر سراغ نداریم آوارگانی هستند خیلی ها در جائیکه رفته اند زندگی بهتری دارند و ماندند و الان حاضر نیستند برگردند اما این آواره ها آنچنان زندگی سخت دارند و اهداف و آرزوهای بلندی دارند و این آواره ها از نوع دیگری هستند و با هیچ چیز نمی توان آنها را قانع کرد در کدام کشوری اینها را می برید کدام کشور حاضر است این ها را بپذیرد بالاخره اینها در هر کشوری که بروند بخاطر روحیه انقلابی که دارند در آن کشور هم آرام نمی گیرند و مسائل سیاسی در هر کشور در رابطه با دیگران درست می کنند اینها را کجا می خواهند ببرند هیچ جایی برای اینها نیست، جز فلسطین و جز اینکه برگردند و آنجا زندگی کنند در لبنان، سوریه و اردن مشکل است و اکثریت جمعیت اردن را فلسطینی ها تشکیل می دهند در اردن زندگی بسیار سخت است و با مواضعی که اردن در دنیا و همراه با آمریکا می گیرد و با روحیات اکثریت مردمش دشوار و در تضاد و مضیقه زندگی می کنند، غرب و اسرائیل الان دچار این تضادند آیا راست می گوئید که افکار عمومی حقوق بشر را رعایت می کنید.
امتحانی که در فلسطین دادید شکست خوردید، دروغ می گویید. اگر راست می گویید اینجا را باید برای مردم توجیه کنید، توضیح بدهید. هیچ توضیحی هم ندارند و بهترین سندش هم همین آواره ها هستند. حالا ممکن است به مبارزان و مجاهدان فلسطینی انگ تروریست بزنند. با اینکه اینها مقاومت می کنند اصلا تعریف مقاومت با تعریف تروریست خیلی از هم فاصله دارد. کسانی که از حقشان، از ملتشان، از سرزمینشان دفاع می کنند نمی شود به اینها تروریست گفت. با هر وسیله ای هم که کار بکنند. هرچه مظلوم تر باشند آنها شدیدتر عمل می کنند. ندارند جواب برای اینها. بالاخره همه دنیا که کر و کور نیستند. بحثها از همه چیز و همه جا عبور می کند. آن شعارهای غربی با این عمل کثیف شان در فلسطین و با رفتاری که با آوارگان فلسطین دارند و بن بستی که آوارگان فلسطینی برای اینها بوجود آورده اند، محل برای اینها بسته است و اینها همه آن عوامل عقب نشینی و گامهای به عقب را دارد تصریح می کند. حالا باید چه کرد برای اینها. هنوز اینها دارند راههای دیگری می روند. این فشاری که الان بر لبنان و سوریه آمریکائیها دارند می آورند خیال می کنند مسئله فلسطین علاج می شود. احمقانه فکر می کنند که اگر سوریه را از هم بپاشند، مسئله اسرائیل آسان می شود، مسئله جولان حل می شود. هیچ وقت این اتفاق نمی افتد.
دیگر از هم پاشیدنی مثل عراق، بدتر از این شما می توانید درست کنید.
عراق تجربه خوبی شد. همین امروز اعلام شد آمریکائیها 161 هزار نیروی نظامی در عراق دارند فقط پادگانهایشان امن است. آن هم اگر خمپاره از دور نزنند. موشک از دور نزنند. خیابان نمی توانند بیآیند. جزو به توسط یک کاروان طولانی که در فیلمها دیده اند. سوریه هم مثل عراق. یک قدری بیشتر. شما به سوریه فشار بیاورید که فلسطینی ها را از آنجا بیرون بکند.
خوب ! حالا اینها که رهبرانشان هم رفتند، بالاخره ملت فلسطین که آرام نمی نشیند. الان یک ملاحظاتی دارندبه خاطر سوریه و امثال ذلک. بعدها این ملاحظات را هم کنار می گذارند. این راهها جواب نمی دهد. همان طور که در عراق جواب نداد. بیایید یک راه قابل قبولی را مطرح کنید. من این استدلالهایی که امروز در این خطبه مطرح کردم انتظار دارم که غربی ها اگر جوابی برای اینها دارند یک جوری منتشر کنند، بگویند چه راهی دارند.
مدتی پیش رهبر انقلاب ما، به خود بنده مطرح کردند یک مسئله ای را به عنوان یک تفکر، البته ما با سرزمین فلسطین فاصله داریم، این را خودشان هم می دانند، ما حضور فیزیکی در آنجا نداریم، اگر حمایت می کنیم، مجروحانشان را می آوریم، حمایت انسانی می کنیم، حمایت پزشکی و چیزهای دیگری حمایت نظری و البته بدون تقیه نظرمان را همیشه می گوییم. ولی ما فکر می کنیم این راهی که اینها دارند می روند بالاخره کوچه بن بست است و اگر تابلوهای عبور ممنوع را اول کوچه نمی بینند، کورند، بالاخره به جایی نخواهند رسید. روز به روز پرونده شان سنگین تر می شود.
بیایید این تفکر را رویش کار بکنید. این یک عقب نشینی است از جانب مسلمانها. اگر مسلمانها بپذیرند، اگر فلسطینی ها بپذیرند، ما با یهود مسئله نداریم. یهودیت مثل دین حضرت مسیح برای ما آسمانی و مقدس است و ما واقعا احترام می گذاریم به یهودی ها، وقتی که در دین خودشان صادق باشند. این خواست قرآن ماست، بحث ما بر سر صهیونیزم است. صهیونیستها هم زیاد نیستند. بخشی از جامعه یهودی هستند، و الان هم رو به عقب نشینی هستند.
بیایید یک طرح درستی بوجود بیاورید. یهودی هایی که آمده اند، البته خیلی از اینها مایلند برگردند. بگذارید برگردند. یهودی هایی که دیگر آن جا نمی مانند، همه فلسطینی ها، چه آنها که در اراضی اشغالی سال 60 هستند و چه آنهایی که در کرانه باختری یا غزه هستند، چه آنهایی که در اردوگاه ها هستند، یا در سراسر دنیا پخش هستند، هر که هستند. آمارش را شما می دانید و همه ادیان، مسیحی ها، یهودی ها، فرقه های مختلف مسیحی همه بیایید یک پارچه یک رفراندومی، نظرسنجی بخواهید از مردم، انتخاباتی انجام بدهید که اینها با هم در فضای مسالمت آمیز زندگی بکنند. هرکس بیشتر رای دارد حضورش در حکومت بیشتر می شود. که البته فلسطینی ها بیشتر رای دارند. ما این را می دانیم. وقتی می گوییم فکر نمی کنیم که فلسطینی ها ضرر می کنند. برای آنها هم نفع دارد، زندگی مسالمت آمیزی آنجا که می خواهند زندگی کنند، زندگی کنند. این همه فجایعی که امروز دارند مرتکب می شوند، دیگر لازم نیست مرتکب شوند. منطقه خاورمیانه هم از این حساسیتی که شما دارید می افتد، برای منطقه هم بسیار مهم است. بله. شما می خواهید یک رفراندومی بکنید که نتیجه اش باز این باشد که فلسطینی ها در کشورشان نباشند و این نمی شود، محال است بشود. فلسطینی ها باشند. اگر نخواستند نروند، ولی اگر خواستند بروند. در لبنان الان ادیان دارند در کنار هم زندگی می کنند. مشکل دارند، ولی به هر حال زندگی می کنند. در عراق داریم می بینیم که دارند به طرف این می روند که شیعه و سنی و کرد و ترکمن و مسیحی و آشوری و همه اینها با هم می توانند در یک کشور زندگی بکنند.
چاره ای هم نیست. باید این سعه صدر، این همزیستی مسالمت آمیز و این ندای مهم قرآن که می گوید تعالو الی کلمه سوا بیننا و بینکم ما با این اصل بیاییم مسئله فلسطین را حل بکنیم و البته من بسیار بسیار بعید می دانم که الان با این حضور نیروهای تندرو مسیحی ـ صهیونیستی که الان در آمریکا حاکمند، به این حرفها توجه شود، لااقل در تاریخ خواهد ماند، که جمهوری اسلامی دلسوزانه به فکر علاج این درد است و به فکر حل مشکلی است که به این آسانی حل شدنش از راههای زور نخواهدبود و ان شاالله با هوشیاری مردم و آگاهی بشریت این نکبتی که بر جان منطقه ما و دنیا افتاده ان شاالله به صورت خوبی و به نفع ملتها حل خواهد شد. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. اذا جا نصرالله و الفتح و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا فسبح بحمدربک فاستغفره انه کان توابا.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلوه والسلام علی رسول الله و علی علی امیرالمومنین و علی صدیقه طاهره و سبطی الرحمه و علی ابن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی ابن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و خلف هادی المهدی صلوات الله علیهم اجمعین. اوصیکم عبادالله به تقوی الله و اتباع امره.
امیدواریم که بتوانیم در خطبه دوم جبران طولانی شدن خطبه اول را بکنیم. بسیار فشرده عرض می کنم، شهادت شهید حاج آقا مصطفی خمینی را و همچنین شهید فهمیده را این نوجوان الهام بخش جوانان ما و شهید قاضی طباطبائی را. این رکن مبارزات و مجاهدت در آذربایجان را تسلیت عرض می کنیم و روز بسیج دانشجویی را به عنوان یک ظرفی برای پرورش جوانان با استعداد و با ایمان ازش استقبال می کنیم. ماه مبارک رمضان به سرعت دارد می رود و تمام می شود. ان شاالله در این ماه، بخصوص ایام و لیالی قدر امت اسلامی به خودسازی رسیده باشد و بهره گرفته باشد و آنهایی که تابحال نتوانسته اند از این سفره های پرنعمت خداوند خوب استفاده بکنند در روزهای باقیمانده بتوانند جبران بکنند و خودشان را به خدا نزدیک بکنند و آمرزش گناهانشان را از خدا بخواهند و راه ثواب را ان شاالله در پیش بگیرند. شهادت حضرت امیرالمومنین (ع ) را که واقعا تلخ ترین مصیبت تاریخ ماست و بزرگترین ضربه به عدالت و راه حق توسط خوارج تندرو ملعون صدر تاریخ اسلام است، این مصیبت را به شما تسلیت عرض می کنم و امیدواریم ما بتوانیم خودمان را در جمع پیروان علی ابن ابیطالب و شیعه ایشان ببینیم. دو سه تامسئله را کمی باید توضیح بدهم. یکی مسئله نظارت مجمع تشخیص مصلحت بر سیاستهای کلی که این روزها من می بینم در جامعه کلی برداشت و تفسیرها می شود و برداشت نسبتا نادرستی هرکسی به ظن خودش روی این مسئله قلمفرسایی می کند و حرف می زند.
کمی توضیح بدهم که جامعه بداند چه اتفاقی افتاده. البته خیلی ها می دانند اگر یک کمی فکر می کردند (آنهایی که می گویند و می نویسند) اما بالاخره گفته می شود و حالا خوب است ما بگوئیم که روشن تر بشود. قانون اساسی ما در اصل 110 در بند اولش می گوید که از وظایف و اختیارات رهبری تصویب سیاستهای کلی نظام است بعد از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت. یعنی ایشان از مجمع می خواهند و مجمع سیاستها را می نویسد به ایشان می دهند، اگر ایشان پسندیدند و ایشان تایید می کنند و ابلاغ می شود و این قدرت قانونی پیدا می کند. باید بقیه دنبال اینها عمل بکنند. تابحال ما مقدار زیادی از این سیاستها را نوشته ایم و ایشان هم ابلاغ کرده اند و مقدار زیادی هم در خدمت ایشان است و ایشان ابلاغ نکرده اند، مقداری هم در دستور مجمع است که داریم می نویسیم. قدری سخت است. کار آسانی نیست، طول می کشد. ما گاهی برای یک سطر عبارت ساعتها در خود مجمع بحث می کنیم، حالا تا کمیسیون ها و جاهای دیگر و کارشناسان بماند. این یک حق و وظیفه قانونی رهبری است. بند دوم همین اصل می گوید که نظارت بر اجرای این سیاستها هم وظیفه رهبری است، این دیگر از حق گذشته، یعنی وظیفه دارند ایشان که خودشان نظارت بکنند، و سیاستهایی که اعلام کرده اند، در جامعه اعلام بشود. خوب ! این هم کار دومی است. ذیل این اصل آخرش بعد از بند 10، 11، یک بند دیگری دارد که می گوید رهبری می تواند بخشی از وظائفشان را به جای دیگری، به شخص دیگری واگذار بکند.
ایشان با مطالعه همه جانبه دیدند مناسبت ترین جایی که می تواند بر سیاستها نظارت بکند همین مجمع است که خودش تصویب کرده و می داند که چه می خواهد.
ضمنا افرادی هم که آنجا هستند، ترکیبی از دولت و مجلس و شخصیتهای علمی و شورای نگهبان و مجموعه خبره و تجربه دارهای نظام هستند و همه سلیقه های سیاسی هم آنجا هست، لذا ایشان از این حقشان و وظیفه ای که به عهده شان گذاشته شده بود و سخت بود، استفاده کردند، هفت هشت سال پیش این وظیفه نظارت را به مجمع واگذار کردند گفتند شما بروید نظارت کنید، البته ما در آن موقع سیاستهای کلی زیاد نداشتیم، سیاستهای کلی در این هفت هشت سال به تدریج نوشته شده و هنوز هم ناتمام است و خیلی های آن هنوز نوشته نشده، لذا خیلی در اجرا ما کاری نداشتیم که انجام دهیم فقط در برنامه هائی که به مجلس می آمد، برنامه چهارم یا بودجه ها نمایندگان مجمع هم در مجلس شرکت می کردند و آنجاهائی که فکر می کردند با سیاستها نمی سازد به نمایندگان تذکر می دادند آنهم بدون ضمانت اجرایی تذکری می دادند که یا می پذیرفتند و یا نمی پذیرفتند و خیلی از موارد هم نپذیرفتند شاید ما حدود 50 درصد را نتوانستیم به آنها بقبولانیم، البته رهبری به شورای نگهبان دستور داده بودند آنجائی که مخالفت سیاستها هست، آنجا شورای نگهبان جلویش را بگیرد خوب شورای نگهبان هم در این میدان نمی خواست خیلی وارد شود چون مبدا سختی است تشخیص موافقیت یا مخالفت با سیاست های کلی کار آسانی نیست. آئین نامه لازم داشت، در نوشتن آئین نامه مشکل داشتیم بخاطر اینکه دولت یک نظارتی و مجلس یک نظارتی داشت و مجمع نظارت داشت سالها بحث کردیم کمیسیونها تشکیل شد و اواخر دولت آقای خاتمی بالاخره به توافق رسیدیم و یک آئین نامه ای برای نظارت مجمع نوشتیم این آئین نامه منتشر خواهد شد و شما می بینید. اولا قلمرو نظارت را محدود کرده است بعضی ها برداشت کردند که الان مجمع حق دارد در همه زمینه ها و همه ابعاد و کارهای سه قوه دخالت کند و آنجا حضور داشته باشد که اصلا اینجور نیست ما باید از سیاست های کلی حفاظت کنیم، آنهم کجا که مشخص شده در مجلس وقتی که برنامه پنجساله مطرح می شود حالا برنامه تصویب شده و ما در گذشته نظارت کردیم.
هم در دولت و هم در مجلس نمایندگان مجمع حضور پیدا می کنند و نظراتشان را درباره سیاست های کلی به آنها می گویند اگر آنها پذیرفتند، خوب و اگر نپذیرفتند و به مجمع برمی گردد و مجمع در این باره به شورای نگهبان اطلاع می دهد که اختلاف نظر داریم و شورای نگهبان باید در این باره تصمیم بگیرد.
مجمع تشخیص مصلحت نظام کار اجرایی و دخالت فیزیکی ندارد و نظرش را می دهد و آنها اجرا می کنند یا جلویش را می گیرند و یا قبول می کنند در دستگاهها ما اصلا وارد نمی شویم دستگاهها موظفند سالانه از طریق عالیترین مقام گزارش تحقق سیاست ها را به مجمع بدهند.
شاخص هایی نوشته می شود و در اختیار آنان قرار می گیرد و آنان طبق این شاخص ها می گویند مثلا 50 درصد، 30 د رصد یا 90 درصد و یا بیشتر عمل کرده ایم.
آنها گزارش میدهند بعد ما هم نظرمان را ارائه میدهیم، بررسی می کنیم و در این تعامل و رفت و برگشت، سیاستها بتدریج اجرا می شود. البته این یک کار بدیعی است و در هیچ جای دنیا نیست. این یک الگوی خاصی در دنیا ندارد. در نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه این سیاست بوجود آمده است و خودش باید الگو شود بعدا اگر دیگران خواستند که عمل کنند. بنابر این آنهائی که فکر می کنند مجمع در همه امور دخالت می کند، اشتباه خودشان را اصلاح کنند و آنهائی که فکر می کنند در اداراتشان مجمع حضور دارد، اشتباهشان را اصلاح کنند و آنهائی هم که توقع دارند که سیاستها نوشته شود و رهبری اعلام بکنند و این سیاستها را در قانون ندید بگیرند، آنها هم نظر خودشان را اصلاح کنند و این دیگر درست نیست. سیاستهائی هم که اعلام شده تابحال کسی بما اعتراض نکرده در مورد یک سیاست حتی و هرچه که اعلام کرده ایم مورد پذیرش عموم بوده است چرا که خیلی روی آن بحث و کار می شود. بنابر این از این ببعد آنهم از طریق مجلس و دولت و مقررات، مجمع تشخیص ناظر است که اینها برخلاف سیاستها تصمیمی نگیرند و در عمل هم مسئولان خودشان وظیفه دارند که اجرای اینها را مثل هر قانون دیگری به عهده بگیرند که اینکار باید انجام بشود البته ما اولین بار کمیسیون نظارت را تشکیل دادیم و بیانیه ای تهیه کردیم که انشاالله روز شنبه (امروز) منتشر می شود که این توضیحات را کاملا مستند می دهد و بعد هم بناست مصاحبه هائی انجام بدهند تا ذهن مردم را خوب در این قضیه روشن کنند.
و مساله دیگری که داریم، می خواهیم تبریک عرض کنیم به مردم عراق بخاطر این صبر و متانت و تحملی که داشتند و قدم به قدم جلو آمدند، مجلسشان را تشکیل دادند و قانون اساسی خود را نوشتند و آنرا تصویب کردند. در جوی که ارعاب و توطئه و تهدید و مخالفت و اینها خیلی فراوان بود و ما باید این را نشان رشد و بلوغ مردم عراق و مدیریت درست حوزه علمیه نجف و شخص آیت الله سیستانی بدانیم که خوب تا اینجا پیش آمده اند و انشاالله در مراحل بعدی هم کارشان را با حکمت و درایت و بدون کارهای تند شعاری انجام بدهندو ملت عراق را از یک مصیبت تاریخی نجات بدهند و همچنین بمردم افغانستان بخاطر انتخابات مجلسشان باید تبریک بگوئیم که خوب انصافا گذراندند. کشوری که از جنگ بیرون آمده بود و دارد قدم به قدم جلو می رود، نشان وضع بهتری در افغانستان است.
زلزله پاکستان را واقعا یک مصیبت بزرگی برای مردم منطقه و پاکستان و هند و بخصوص کشمیر بود. خدمت آنهاتسلیت عرض می کنیم. خسارت هنگفتی بود و مشکلات واقعا دلخراشی برای مردم منطقه بوجود آورد. جاهائی هست که هنوز هم امدادگران به آنجا نرسیده اند آنهم بعد از چند هفته و مردم زیر آوارها مرده اند و کسی نیست که جنازه آنها را بیرون بیآورد بخاطر شرایط کوهستانی و روستاها و وضع بدی که بخصوص در کشمیر هست. البته جمهوری اسلامی ایران خوب عمل کرد. هلال احمر مورد تحسین همه ناظران قرار گرفت. کار خوبی که آنجا کرد اما بنظر می رسد که دنیای اسلام باید کمک بیشتری به پاکستان کند که انشاالله اینکار را خواهند کرد. مساله مهم خودمان مساله هسته ای است که بنظر می رسد که هنوز هم غربی ها سرعقل نیآمده اند و اصرار دارند که ایران را از این حق قانونی و مسلمی محروم کنند و هر روز بهانه جوئی می کنند و حرفهای جدیدی مطرح می کنند.
من حرفهایم را در گذشته زده ام و حالا هم فقط یکی، دو جمله عرض می کنم. من به آنها می گویم که شما فکر نکنید در ایران با یک باند و یا یک حزب مواجه هستید. شما با قاطبه مردم ایران مواجه اید و همه مردم ایران از این حق قانونی خودشان تا آخر حمایت خواهند کرد. (تکبیر نمازگزاران و سردادن شعار هاشمی هاشمی خدا نگهدار تو) خداوند نگهدار شما مردم خوب و بنده هم یک سرباز از مجموعه امت اسلامیمان در ایران اسلامی هستم و می دانم که ایران می تواند از این حق خودش دفاع بکند و می تواند به حقش برسد البته دشمنان ما ابزارهای نیرومندی در اختیار دارند. همین ابزارهایی که در فلسطین و جاهای دیگر همیشه غاصبانه از آن استفاده کردند، در اختیار دارند ولی اینجا با یک ملت و امت مقاوم، شهیدپرور و ایثارگر مواجه هستند که در انقلاب خودش شخصیت اسلامی خودش را نشان داد و در دوران دفاع مقدس و در دوران سازندگی و در همه دورانها ایرانی ها صلاحیت خودشان را نشان دادند و اینجا هم با قدرت خودشان و بدون کمک هیچکس توانسته اند افتان و خیزان به یک سطحی از دانش هسته ای برسند و از این حق دفاع می کنند. خوب شما خودتان هم فکر بکنید، بالاخره اگر یک دانشی در یک جامعه ای پیدا شد با آن دانش کسی کاری نمی تواند بکند. این دانش روزبروز رشد می کند، هر دانشی و قوی تر می شود. شما یک جائی از آن را سرکوب کنید، از یک جای دیگری جوانه می زند یعنی مثل یک درخت نیرومندی است که ریشه در اعماق زمین و شاخه در فضای عالی آسمانها دارد و هر شاخه ای از آنرا که قطع کنید، جوانه های جدیدی مخصوصا اگر احساس مظلومیت کنند مردم، میدهد بنابر این بیائید سرعقل هر دو طرف متقاعدند که اینجا بطرف مسائل نظامی نباید برود و ما معتقدیم که حق قانونی خودمانرا باید در استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای داشته باشیم و شما هم یک حاشیه امنی می خواهید که آن حاشیه امنی که شما مطالبه می کنید، ظالمانه است. نمی توانید به ملتها بگوئید از حق خودتان استفاده نکنید چون شاید یکروزی رفتید به طرف دیگری و اگر اینطور شما بخواهید قضاوت کنید خیلی از جاهای دنیا را باید بهم بریزید. بنابر این ما به عنوان یک ملتی که امتحان خود را پس داده و مقاومت خودش را نشان داده آنهم در صحنه های مشکل، در مطالبه حقمان جدی هستیم. شما هم کمی انصاف پیدا کنید و درست رفتار نمائید و من امیدوارم منطقه را و کشور ما را و خودتان را در این مساله ایکه قابل حل است در آینده بزحمت نیندازید.
برپایه این گزارش، آیت الله هاشمی رفسنجانی امام جمعه موقت تهران در خاتمه خطبه دوم نماز جمعه دیروز تهران، سوره شریفه « کوثر » را قرائت کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات