تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۸۷۲۱۱

جنبش دانشجویی، فرازها و فرودها


ع.زارعی
برآیند هفت دهه حضور جنبش دانشجویی ایران در تحولات علمی، فرهنگی و سیاسی ـ اجتماعی جامعه، گویای آن است که قضاوت و ارزیابی‌ها نسبت به جنبش دانشجویی غالبا متاثر از نگاه بیرونی بوده است و کمتر دیده شده که این جنبش با نگاه از درون مورد نقد و بررسی قرار گیرد. لازمه پرداختن به این موضوع در ابعاد مختلف آن نیاز به مجال بیشتر و نوشتار طولانی است. در این مقاله قصد دارم که با طرح موضوع، ورودی به این مبحث مهم و اساسی داشته باشم.
پدیده جنبش دانشجویی از دو منظر «شکلی» و «محتوایی» قابل بررسی است. آنچه تا حال غالبا در بررسی‌های این جنبش مورد توجه و اعمال نظر قرار گرفته و به آن پرداخته شده، بررسی شکلی، آن هم با سبقه تاریخ‌نگاری است. اگرچه پرداختن به آن از این منظر شکلی لازم است ولی نمی‌تواند باعث تجویز غفلت یا تغافل از پرداختن به منظر محتوایی که فلسفه وجودی جنبش را می‌نماید، باشد. از این رو بر نخبگان این جریان پویاست که با پرداختن به ابعاد محتوایی و فلسفه وجودی این جنبش اجازه هرگونه تحریف را حتی بر روند شکلی آن بگیرند و اجازه ندهند پویایی این جنبش مخدوش شود و از آن استفاده ابزاری شود.
بیداری دانشجویی که موجب خیزش و جنبش دانشجویی در ایران گردید، منشا اسلامی و دینی دارد که نطفه این خیزش‌ها از شکل‌گیری و اعلام موجودیت انجمن‌های اسلامی و تشکل‌های دانشکده‌های دانشگاه تهران و... است.
جنبش دانشجویی در ایران با آرمان‌گرایی اسلامی آغاز گردید و حتی گروه‌هایی که در مسیر این جریان پویا قرار گرفتند و نام اسلامی را هم به دنبال خود نداشتند مانند: کمیته‌های صنفی دانشجویی، کمیته نهضت ملی، مقاومت دانشکده فنی دانشگاه تهران و... در اعلامیه‌ها، بیانیه‌ها و اعلام مواضع خود همواره با ادبیات اسلامی و دینی سخن می‌گفتند.
با این که در اوایل دهه 1320 که حزب توده توسط شاخه‌ دانشجویی خود تمامی مساعی خود را به کار بست تا مبانی حرکت این جنبش در ایران را به سوی مارکسیسم و کمونیسم تغییر جهت دهد و در این حرکت، اشغال ایران توسط سربازان شوروی و انگلستان فضای سیاسی جامعه را به نفع این حزب رقم می‌زد، این جریان مارکسیستی به رغم همه مساعی خویش نتوانست جهت اصلی و بنیادی حرکت جنبش دانشجویی را از مسیر دینی تغییر دهد و بعد از چند صباحی می‌بینیم همان جریان اصیل دینی جنبش در قالب تشکل‌های انجمن اسلامی در جهت مبانی حرکتی جنبش طی طریق می‌نماید و مهم‌تر این که با توجه به وجود نظام حکومتی غیردینی در ایران که در جهت سکولار نمودن جامعه تمام همت خویش را به کار می‌بست، این جریان اصیل دانشجویی از مسیر دینی خویش خارج نشد، اگرچه حرکات مشکوک و تامل‌برانگیز برخی از منتقدین در این جریان، در مخدوش نمودن پروسه همگرایی این جنبش با علما و مراکز حوزوی و دینی به طور نسبی بعضا موثر واقع می‌شد، ولی جهت‌گیری کلی این جریان همواره دینی و ضداستکباری بود.
جنبش دانشجویی در طول حیات خود دو نقطه اوج در قبل و بعد از انقلاب داشت یکی از این دو نقطه اوج در 16 آذر 1332 با صدور بیانیه و برپایی تظاهرات در اعتراض به ورونیکسون ـ معاون ریاست جمهوری آمریکا ـ و بازگشایی مجدد سفارت انگلستان بود که با هجمه سنگین نظامیان و سرکوب وحشیانه اعتراضات دانشجویی به وقوع پیوست که در جریان این هجمه سنگین، سه نفر از دانشجویان به شهادت رسیدند. و نقطه اوج دیگر پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 13 آبان 1358 با تسخیر سفارت آمریکا در ایران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در اعتراض به مواضع براندازانه و تحرکات جاسوسی آمریکا در ایران به جهانیان معرفی گردید. وجه اشتراک این دو حرکت اصیل جنبش دانشجویی، رویکرد ضداستکباری بود که به حق، نماد استکبار جهانی را در هیات حاکمه آمریکا متبلور دیدند، همان که حضرت امام خمینی(ره) با بینش عمیق سیاسی خویش، از آن به شیطان بزرگ یاد می‌کردند.
رویکرد دینی و ضداستکباری جریان اصیل جنبش دانشجویی در ایران سبب گردید که در طول تاریخ این جنبش، مخصوصا پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، جریان پیچیده استعماری استکبار سعی نماید در این جنبش اصیل به قصد به انحراف کشاندن از مسیر اصلی، نفوذ نموده و از قبل این انحراف، به مقاصد استکباری خویش نایل آید ولی به دلیل ویژگی‌ها و مولفه‌های آرمان‌گرایی در این جنبش، ناکام ماند.
مکانیزم نفوذ در این جنبش در مقاطع مختلف اشکال خاص خود را داشته است.
در سال‌های اخیر شکل نفوذ، در قالب ایجاد انحراف از مبانی و باورهای دینی و فرهنگی از مشرب سوق دادن آن از مسیر دین‌مداری و مردم‌سالاری دینی به «لیبرال دمکراسی» است که به سکولاریسم ختم می‌شود و این حرکت پرمخاطره‌‌ای است که رییس‌جمهور به رغم سعه صدر و خودداری از صراحت لهجه در بیان این واقعیات تلخ، از سر تعهد و آینده‌نگری در سخنرانی 16 آذر سال 1380 در جمع دانشجویان، زنگ خطر را به صدا درآورده و حرکت اصیل جنبش دانشجویی را به هوشیاری و مقابله با این حرکات نفوذی استکبار فرا خواند. در جهت نفوذ و انحراف در این جریان اصیل، استکبار به لحاظ ابزاری نیاز به حلقه واسطی داشت که در این مقطع زمانی نهضت آزادی را به دلیل ویژگی‌های این گروه سیاسی غیرقانونی حلقه واسط مناسبی یافت. از این رو شاهدیم که از سال‌های گذشته جریان نهضت آزادی به صورت فعال و هدایت شده در جهت نفوذ در این جریان اصیل دانشجویی تلاش نمود.
به موازات آن، جریانات مشکوک سیاسی دیگری که از طیف‌های همسوی نهضت آزادی است ظلمی دیگر را به این جنبش اصیل دانشجویی روا داشتند و آن انتساب دروغین سناریوی استکباری 18 تیر 1378 به این جنبش می‌باشد. این در حالی است که هر کسی الفبای تحولات سیاسی جامعه را بداند به راحتی درک می‌کند که غائله 18 تیر 1378 قبل از هر چیزی یک سناریوی از پیش طراحی شده برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بود تا یک حرکت معترضانه دانشجویی.
دلیل عمده این واقعیت این است که تصور برخورد قهرآمیز جنبش دانشجویی ایران با مولفه‌های اصلی آرمان‌خواهی دینی و ضداستکباری جمهوری اسلامی ایران با نظام دینی و ضداستکباری یک پارادوکس و تصور باطل است. این پارادوکس و همچنین برخوردهای قیم‌مآبانه نهضت آزادی و جریانات همسو با آن که سعی در هدایت تحولات مجامع دانشجویی از بیرون دانشگاه را داشتند سبب گردید که بسیار زودتر از زمانی که انتظار می‌رفت، این جریانات و گروه‌ها از سوی همان طیف‌های دانشجویی با بی‌اعتنایی و نافرمانی روبه‌رو شوند.
دلیل دیگر، نوع نگاه جمهوری اسلامی ایران و رهبری آن به این جنبش اصیل دانشجویی است. بدین‌گونه که می‌فرمایند: «من به این پدیده (جنبش دانشجویی) به عنوان یک پدیده مثبت و مبارک علاقه‌مندم. منشاهای آن را هم از نزدیک شناسایی کرده‌ام می‌دانم منشاها، منشاهای پاکی است.» (1)
و در یک تحلیل عمیق و محققانه (2) خصوصیات جنبش دانشجویی در ایران را آرمان‌گرایی در مقابل مصلحت‌گرایی، صدق و صفا و خلوص، آزادی و رهایی از وابستگی‌های حزبی و سیاسی و نژادی، حرکت مبتنی بر اشخاص نبودن، نفی آنچه از نظر فطرت انسانی زشت است (مثل زورگویی، تبعیض، بی‌عدالتی، تقلب، دورویی و نفاق) حرکت بر اساس منطق و تفکر و بینش و تحصیل و میل به فهمیدن و تدقیق، و همچنین آفات جنبش را نفوذ عناصر و مجموعه‌های ناباب، دور شدن از آرمان‌ها، سطحی شدن و سطحی اندیشیدن، به دام احزاب و گروه‌ها افتادن عنوان می‌نمایند. گو این که رهبری نظام در متن حرکت دانشجویی مشفقانه و متعهدانه و مسوولانه آن را راهنمایی نموده و چشم امید دوخته‌اند.
جنبش دانشجویی جریانی فراگروهی و فراجناحی است که شاید در مقاطع مختلف، گروه‌هایی با انگیزه‌های خاص خود خواستند وانمود کنند که این جنبش را نمایندگی می‌نمایند، ولی پس از فروکش کردن بحران‌های ساختگی و شفاف شدن صحنه‌ها، مشخص می‌شد که این جنبش جریانی اصیل، گسترده و پویاست و هرگز محدود به یک یا چند طیف و گروه خاص نمی‌باشد. جنبش دانشجویی به دلیل جایگاه والای خویش و همچنین آفاتی که آن را تهدید می‌کند لازم است همواره با دید آسیب‌شناسی به درون و پیرامون خود نگاهی ژرف‌اندیشانه داشته باشد.
با عبور از فراز و نشیب‌ها در این هفت دهه و پشت سر گذاشتن موفقیت‌آمیز بحران‌ها تحمیل شده از بیرون، زمان آن فرا رسیده است که تشکل‌ها و طیف‌های مختلف دانشجویی ایران با تاکید بر اشتراکات و نقاط همگرایی با نگاه از درون، در تعامل فکری، فرهنگی و سیاسی ـ اجتماعی پیرامون سه محور عمده «آرمانگرایی»، «عدالت‌طلبی» و «جنبش نرم‌افزاری» به تعیین استراتژی کلان جنبش دانشجویی فکر کنند و همه اختلاف‌نظرها و اختلاف سلیقه‌‌ها که اتفاقا لازمه و ممیزه حرکت دانشجویی است را تحت‌الشعاع این استراتژی کلان قرار دهند. این حرکت کاری مشکل ولی قابل تحقق است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات