گروه سیاسی، رضا ضیابری: وحدت و همدلی نیاز امروز جامعه اسلامی است که باید در پرتو آن با تلاش و همکاری مستمر اهداف را محقق کرد.
در نظام جمهوری اسلامی پرهیز از اختلافات و ندای وحدت و همدلی در چارچوب ایدئولوژی اسلامی بسیار مفید و کارآمد است و در این راستا مردم باید دولت و ساختار سیاسی کشور را یاری کنند.
وظایف حکومت در قبال مردم و بالعکس، از اهمیت زیادی برخوردار است. حکومت باید در جهت تامین رفاه مردم بکوشد و با برنامههای جذاب و عامهپسند مسیر وحدت و همدلی را هموار سازد.
حکومت همچنین باید مردم را ارشاد کند و آنها را متوجه خطرات بنماید. خطراتی که ممکن است دشمنان کوردل علیه نظام مرتکب شوند اما چرا در یک نظام اسلامی بر وحدت و همدلی تاکید میشود؟
همدلی و همراهی مردم با حکومت چند اثر مفید دارد؛ دشمنان درمییابند که نظام قدرتمند و از همراهی مردم برخوردار است. بنابراین جرات کوچکترین خطا را نخواهند یافت.
همچنین حمایت لفظی مردم از نظام، رعب و وحشت در دل دشمنان کوردل به وجود میآورد و باعث میشود تا آنها از برنامههای خود عقبنشینی کنند. در چنین شرایطی مردم که به رغم همه مشکلات اقتصادی و کمبودها و تنگناها حاضر به حمایت از مسوولان خود هستند، فرصت توطئهسازی برای از بین بردن همدلی را ساقط میکنند.
در حالی که نظامهای اسلامی ضداستکبار در سراسر جهان به سرعت مورد توجه و هجمه دستگاههای رسانهای مستکبر قرار میگیرند، انواع فرضیهها برای براندازی آنها طراحی میشود.
با وجود همه این تبلیغات در نهایت نظامهای مردمگرا موفق به غلبه بر توطئه شده و از آزمون الهی سربلند خارج میشوند.
آنچه بیش از همه شیوههای مردممدارانه را تقویت میکند همسطح بودن مسئولان حکومت و مردم است. اگر مردم احساس کنند که در کنار مسئولانشان در یک سطح زندگی میکنند و تمام هم نظام تلاش برای رفاه و آسایش آنان و کم کردن مشکلاتشان است در آن صورت موثرتر، قویتر و پررنگتر نظامشان را یاری میکنند.
حکومت موظف است در کم کردن مشکلات مردم آنها را یاری کند.
کسانی که مسوولیت اداره اجرایی یک کشور را برای مدت معین برعهده میگیرند باید متوجه باشند که تیم اجرایی موثر و کارآمد را برای اداره کشور به کار بگیرند به این معنی که در یک نظام اسلامی ناب مردم هیچگاه در فقر مطلق خوارکننده به سر نمیبرند در حالی که دیگری از ثروت فرامطلق در حال انفجار است.
مفهوم و مصداق بارز بیعدالتی نیز در همین مقایسه کوچک نهفته است. هنگامی که یک نقطه از کشور نسبت به سایر نقاط توسعه معناداری پیدا میکند طبعا ساخت سیاسی نه یکپارچه به صورت بدقواره طی مسیر میکند. در چنین حالتی هرگونه تلاش برای همدل کردن مردم در صورتی میسر میشود که دیگری نیز احساس کند به کمبود و نقصان خاصی دچار نیست.
اما با وجود این مشکلات نیز مردم در صورتی که احساس کنند نظام به آنها نیاز دارد، به یاری نظام میشتابند و حکومت را تنها نمیگذارند.
نظام همواره باید مراقب باشد که تفرقهافکنان داخلی با طرح مسایل انحرافی وحدت و یکپارچگی آنها را مختل نکنند. اگر فرصتطلبان مجال یابند و با طرح مسایل انحرافی نظام را دستخوش آشوب کنند، به تدریج چنین روندی همبستگی سیاسی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار میدهد.
بنابراین مقابله با هرگونه مظاهر تفرقهافکن و در ریشه خشکاندن تحرکات مذبوحانه، به انسجام و وحدت ملی کمک فراوان میکند.
وحدت سیاسی ـ اجتماعی به خصوص در مواقع تهدیدات دشمنان از کارایی بالایی برخوردار است به این معنی که میتواند از شدت تهدیدات دشمن کاسته یا آن را ناکام بگذارد.
مردم در ونزوئلا و کوبا مصداق بارز حمایت قاطع از حکومتهایشان هستند که هرگونه امکان مانور ابرقدرتها برای خدشه وارد کردن در وحدت ملی را ناکام گذاردهاند.
پس میتوان گفت که انسجام ملی و وحدت سیاسی به عنوان پیششرطهای استمرار کارآمدی نظام بر رشد فکری، سیاسی و فرهنگی ملت و دولت کمک فراوانی میکند. اما در این راستا، اصل اساسی و مهم که میتواند وحدت عمیق و پررنگ تودهها را به نمایش بگذارد، آگاه شدن از نیات دشمن و تدوین استراتژی هدفمند براساس مقدورات داخلی و بینالمللی است.