تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۱  ، 
کد خبر : ۱۸۷۲۴۷

قانون اساسی و آزادیهای اجتماعی

استاد علی ربانی گلپایگانی اشاره: گروه فرهنگی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبین نهادهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه ایران بر اساس اصول و ضوابط اسلامی است که انعکاس خواست قلبی امت اسلامی می‌باشد. ماهیت انقلاب عظیم اسلامی ایران و روند مبارزه مردم مسلمان از ابتدا تا پیروزی که در شعارهای قاطع و کوبنده همه قشرهای مردم تبلور می‌یافت این خواست اساسی را مشخص کرده است. در فصل سوم قانون اساسی ضمن 24 اصل حقوق اساسی ملت بیان شده است که آزادی در زمینه‌های فکر، عقیده و عمل با ضوابط تعریف شده در قانون از آن جمله است. در این نوشتار درباره آزادی مربوط به تشکلهای مختلف اجتماعی بحث خواهیم کرد.

احزاب و جمعیتها
در زندگی اجتماعی، وجود پاره‌ای تمایزها که برقراری روابط اجتماعی بدون آنها میسور نیست، امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. به عبارت دیگر، برقراری روابط اجتماعی دو رکن دارد: تشابه و تمایز، همان‌گونه که وجود عوامل مشترک و همگون در قوام زندگی اجتماعی ضروری است، وجود عوامل تمایز نیز ضرورت دارد. این تمایزها گاهی طبیعی و قهری است. مانند تفاوتهای مربوط به رنگ، نژاد و مانند آن، و گاهی انتخاب و گزینش است که بر پایه منافع و اهداف مادی و معنوی پدید می‌آید. احزاب، جمعیتها، اصناف و سازمانهای مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و دینی از این قبیل است.
در قرآن کریم به هر دو قسم اشاره شده است. درباره تمایزهای طبیعی می‌فرماید: "ای انسانها ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و به صورت اقوام و قبایل گوناگون تا یکدیگر را باز شناسید (ولی این تفاوتها و تمایزها به خودی خود ملاک برتری شما نزد خداوند نیست. بلکه گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست."(حجرات/13)
روشن است که تمایزها و تفاوتهای قومی و قبیلگی و مانند آن از حوزه انتخاب و اختیار انسان بیرون است. بدین جهت نه ملاک فضیلت و برتری انسان است و نه موجب ستایش یا نکوهش او. از این جا روشن می‌شود که در تمایزها و تفاوتهای طبیعی و قهری، بحث آزادی مطرح نیست. بحث آزادی مربوط به آن دسته از تفاوتها و تمایزها است که در حوزه اداره و انتخاب ایشان قرار دارد و مساله خوب و بد، درست و نادرست، حق و باطل در آنها مطرح است. تمایزها و تفاوتهای حزبی و گروه‌بندیهای اجتماعی در مسایل فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و غیره در قلمرو و اداره و انتخاب انسان و در نتیجه در حریم آزادی اجتماعی قرار دارد.
بدیهی است هرگونه کردار و رفتار اجتماعی که می‌تواند حق یا باطل، خوب یا بد، ستایش‌آمیز یا نکوهش‌خیز باشد به مساله آزادی و انتخاب انسان مربوط بوده و طبعا حق انتخاب و آزادی انسان دارای ملاک و معیار و حد و ضابطه است.
آزادی و حق تشکیل حزب، گروه، تشکل و جمعیت مذهبی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و مانند آن محدود به رعایت اصول و معیارهای انسانی است که در شریعت الهی مقرر گردیده و از طریق عقل و وحی به بشر ابلاغ شده است.
احزاب الهی و شیطانی
قرآن کریم احزاب بشری را به دو دسته "حزب‌الله" و "حزب شیطان" تقسیم کرده، پاره‌ای از ویژگی‌های کلی آنان را با ذکر نمونه‌هایی از آنها یادآور شده است. حزب‌الله انسانهای باایمان هستند که قلبشان آکنده از عشق به خداوند است و بدین جهت محبت و دوستی با هیچ فرد یا گروه غیر الهی را برنمی‌تابند. هر چند از بستگان نزدیک و خویشاوندان آنها باشند.
پیوند آنان با خداوند و ارتباط خداوند با آنان بر اساس رضایت دوجانبه است، یعنی آنان در همه شرایط و حالات دل به رضای خداوند داده و "پسندد آنچه را جانان پسندد" از این روی، اندیشه، گفتار و رفتار آنان نیز مورد رضایت مطلق خداوند است (رضی‌الله عنهم و رضوان عنه) روشن است که فرجام چنین زندگی، چیزی جز رستگاری نخواهد بود. (الا ان حزب‌الله هم المفلحون) حزب‌الله اصحاب و انصار ولایتند. ولایتی که در پیوند با خدا، پیامبر و مومنان راستین، تجلی می‌نماید.
این ولایت، ترسیم‌گر نظام فرهنگی سیاسی و دیگر شئون اجتماعی آنان است. در منطق "حزب‌الله" عدالت و آزادی صبغه الهی دارد و حد و مرز آن را فرامین خداوند تعیین می‌کند. در فرهنگ ولایی حزب‌الله، ذلت و شکست معنا و مفهومی ندارد، زیرا عزت و غلبه تفسیر معنوی و ارزشی دارد نه فیزیکی و مادی، و این‌گونه است که مرگ در راه خدا را "شهادت" و اسارت در دست دشمنان خدا را عین آزادی و آزادگی می‌داند.
کفر و نفاق دو ویژگی احزاب شیطانی
از دیدگاه قرآن کریم دو گروه از افراد بشر از احزاب شیطانی‌اند، یکی کافران و دیگری منافقان. این دو گروه تحت تاثیر اغوای شیطان قرار گرفته و با مومنان راستین که همان "حزب‌الله"اند خصومت می‌ورزند، با این تفاوت که خصومت یکی (کافران) بی‌پرده و آشکار است، و خصومت دیگری (منافقان) در پرده و ناآشکار است، گروه منافقان با حیله‌ها و ترفندهای گوناگون و از جمله سوگند دروغ می‌کوشند تا خود را هم‌عقیده و همراه با پارسایان معرفی کنند و هرگونه سوء ظنی را از خود دور سازند و با ایجاد فضای شک و تردید موقعیت خویش را در جامعه اسلامی حفظ نمایند و این امر خود باعث مضاعف شدن خطر این گروه نسبت به گروه نخست (کافران - دشمنان آشکار) می‌گردد. از اینجا روشن می‌شود که حزب‌الله و حزب شیطان از مقوله لفظ و شعار نیست. بلکه از مقوله اعتقاد و عمل است.
یعنی کسی می‌تواند خود را حزب‌الله بداند که اولا: به خدا و شریعت الهی ایمان صادقانه و مخلصانه داشته باشد، و ثانیا: در عمل پایبند دستورات الهی باشد و در حفظ ارزشهای الهی مجاهدت و کوشش نماید. اما اگر جز این باشد از احزاب شیطانی خواهد بود، خواه به صورت آشکار یا در پوشش نفاق و به صورت ناآشکار. بدین جهت آن دسته از احزاب و جمعیتهایی که با گفته‌ها، نوشته‌ها و موضع‌گیریهای سیاسی و جناحی خود در جهت اهداف شیطانی گام برمی‌دارند و بذر شک و تردید در عقاید دینی را در جامعه می‌پاشند، از احزاب شیطانی‌اند هر چند القاب و نامهای پسندیده و پرجاذبه‌ای با خود یدک بکشند، زیرا "به عمل کار برآید به سخن‌دانی نیست."
ایجاد دو دستگی و تفرقه در جامعه اسلامی و سست کردن بنیان و بنیاد وحدت دینی جامعه یکی از مقاصد پلید احزاب شیطانی است. آنان برای دست یافتن به این مقصود اهریمنی از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنند و طبعا استفاده از نهادها و شعارهای مقدس و دینی که مورد پسند جامعه دینی است از اولویت برخوردار است. چنان‌که سرگذشت "مسجد ضرار" که در قرآن کریم نقل شده، نمونه روشنی از ترفند تبهکارانه حزب شیطانی نفاق است.
حال اگر نصیحت و اندرز و بحث و استدلال منطقی چاره‌ساز چنین توطئه‌ای نباشد، آیا راه دیگری جز تعطیل، توقیف یا انهدام وجود دارد و چنین است که پیامبر (ص) پس از بازگشت از سفر تبوک، دستور منهدم ساختن مسجد ضرار را صادر نمود، هرگاه "مسجد ضرار" چنین حکمی دارد، حکم نهادهای اجتماعی مشابه آن نیز روشن است. البته چنین اقدامی باید به دستور پیامبر اکرم (ص) و آن کس که ولایت شرعی مسلمین بر عهده اوست و یا افراد و مقاماتی که چنین اختیاراتی از طرف قانون و رهبری به آنها تفویض شده است صورت گیرد، تا مایه بروز فتنه و آشوب در جامعه نگردد.
حاصل آنکه از دیدگاه اسلام، تشکیل و تاسیس حزب، جمعیت، انجمن و مانند آن برای همگان آزاد است، مشروط به این که موازین اسلامی و حقوقی مشروع دیگران حفظ شود، و به وحدت ملی و دینی جامعه آسیب نرساند. این مطلب در اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی این‌گونه بیان شده است: "احزاب، جمعیتها، انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی با اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی و وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت."
از آنچه گفته شد، حکم اجتماعات و راهپیماییها و مانند آن نیز روشن شده است و هرگاه با شرایط یاد شده در اصل پیشین همراه باشد، هیچ‌گونه منع دینی و قانونی ندارد. بدین جهت در اصل 29 قانون اساسی آمده است: "تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلامی نباشد آزاد است."
این حق اجتماعی در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز مشروط به این که مسالمت‌آمیز باشد به رسمیت شناخته شده است، در ماده 20 آن آمده است:
"هر کس حق دارد آزادانه در احزاب و جمعیتهای مسالمت‌آمیز شرکت جوید.
هیچکس را نمی‌توان وادار ساخت به حزبی بپیوندد."

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات