ملازهی
قاهره پایتخت مصر شاهد برگزاری اجلاس وزرای خارجه کشورهای عرب است. این اجلاس که به منظور بررسی اوضاع عراق و کمک به این کشور برگزار شده است به دلیل اظهارات حسنی مبارک رئیسجمهوری مصر که توهین به ملت عراق بود، بدون حضور وزیر خارجه عراق برگزار شد.
اینکه کشورهای عرب چگونه میتوانند بدون حضور عراق به این کشور کمک نمایند که مشکلات کنونیاش را پشت سر بگذارد به درستی روشن نیست، ولی دنیای عرب از این گونه اجلاسهای بینتیجه فراوان به خود دیده است و از این جهت، جای تعجب چندانی وجود ندارد. اعراب همواره در مقاطع حساس دچار تفرقه بودهاند تا آن جا که یک بار جمال عبدالناصر گفته بود: «اعراب توافق کردهاند که هرگز توافق نکنند».
ظاهراً این ویژگی فرهنگی هنوز در جهان عرب وجود دارد و رهبران جهان عرب به آن سنت دیرپا وفادار باقی ماندهاند. اما پرسش این است که آیا عراق امروز در شرایط حساسی که قرار دارد تحمل چنین سنتی را دارد؟ اگر واقعبینانه و به دور از پیش داوری شرایط عراق را در نظر بگیریم، با ضریب اطمینان بالاتری میتوان به چنین پرسشی پاسخ منفی داد. دستهای بسیار قدرتمندی وجود دارند که از ثبات سیاسی و اجتماعی عراق جلوگیری میکنند.
همین که بعد از گذشت چهار ماه از انتخابات مجلس ملی، عراق هنوز صاحب دولت نشده است، به خودی خود گویای آن است که عراق با توطئههای بسیار پیچیدهای روبرو است که از شکلگیری نهادهای قدرت طبق خواست ملت مسلمان عراق جلوگیری میکنند. عراق را باید قطع نظر از گروههای قومی و مذهبی آن در نظر گرفت. عراق تجربه دمکراتیک قدرت ندارد، اما میتواند از یک جایی آغاز کند و دمکراسی پارلمانی را تجربه کند.
مشکل امروز عراق برخلاف آن چه که حسنی مبارک مدعی شده است وفاداری این و یا آن گروه به این و یا آن جریان نیست، مشکل واقعی عراق عدم آمادگی گروههای قومی و مذهبی برای پذیرش ساز و کارهای دمکراتیک قدرت است.
عراق همچون سایر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس تحت تأثیر قومیت و مذهب از خود واکنش نشان میدهد.
روشن است که در چنین فضایی رأی عراقیها به قومیت و مذهب مورد نظرشان خواهد بود و نه شایستهترین فرد خارج از قومیت و مذهب.
این مشکل وجود دارد منتها بحث این است که ملت عراق چگونه از این مرحله ماقبل مدرن میتواند گذری سالم و کم خطر داشته باشد. شکی نیست که عراقیها رأی به قومیت و مذهب خاص خود را دادند، این ضعف در بعد ملی است ولی نباید آن را بهانه قرار داد و در اصل عراقی بودن عراقیها تردید کرد.
عراقی قطع نظر از گرایشهای قومی و مذهبیاش در درجه اول عراقی است، عرب و مسلمان است و بعد گرایش دیگری میتواند داشته باشد. این مطلب به درستی درک نشده است. مشکل بنبست سیاسی کنونی به همین دلیل ادامه یافته است.
فرد مهم نیست، چه کسی و از چه جناحی نخستوزیر شود فینفسه نباید آنقدر مهم باشد که عراق را تهدید به هرج و مرج سازد. متأسفانه عراقیها نتوانستهاند دمکراسی پارلمانی را درک نمایند.
منافع متضاد و قدرتهای دیگر نیز فضای مسمومی در عراق بوجود آورده است. با این حال عراقیها دو راه بیشتر پیشرو ندارند؛ یا به ساز و کارهای دمکراتیک قدرت و رأی اکثریت گردن مینهند و یا درگیر جنگ قدرت با مایههای قومی و مذهبی خواهند شد و به نابودی کشورشان و فروپاشی وحدت ملی و ارضیشان کمک خواهند کرد. درست از همین منظر است که میتوان گفت وضعیت عراق نه تنها آزمون بقا برای این کشور است، بلکه آزمون مهمتر برای جهان عرب است. جهان عرب تحت تأثیر تجربه عراق یا قدرت انطباق با شرایط نوین منطقهای و جهانی را خواهد یافت یا یکی یکی شاهد فروپاشی ساختارهای قدرت موجود خواهد بود.
جهان عرب با دو آزمون جدی روبرو است. آزمون عراق و آزمون فلسطین. از قضا این هر دو آزمون ناشی از انتخابات دمکراتیک در کم سابقهترین شکل آن در دنیای عرب است. اهمیت آن نیز دقیقاً در همین واقعیت است.
در هر حال اجلاس قاهره به هر نتیجهای که برسد، تنها درباره عراق نخواهد بود درباره کل دنیای عرب خواهد بود و نشان خواهد داد که آیا اعراب همچنان محکوم به زندگی در دنیای ماقبل مدرن که زمان آن سپری شده است خواهند بود و یکی پس از دیگری شاهد فروپاشی و تکرار تجربه عراق میشوند و یا اینکه راهحلی برای انطباق خود با شرایط نوین جهانی خواهند یافت، بدون آنکه قدرتهای موجود هر چند نامتعادل و ناسازگار با واقعیتها، خود را بدون آمادگی جانشینی مناسب در هم بریزند و خصلتهای قومی و قبیلهای جاهلیت عرب را احیا کنند. انتخاب با خود اعراب است.