تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۸۷۲۶۶

کاهش مشارکت سیاسی در جامعه آمریکا


مشارکت سیاسی در عرصه‌های گوناگون در جوامع مختلف از مظاهر و اشکال متنوع و گوناگونی برخوردار است که یکی از مصادیق بارز آن، حضور مردم واجد شرایط در عرصه‌های انتخاباتی است. حضور مردم در عرصه‌های انتخاباتی با توجه به ماهیت نظام‌های حاکم بر کشورهای مختلف می‌تواند بیانگر عوامل گوناگون در خصوص تاریخ، ساختار، اهداف و آمال نظام‌های سیاسی و شهروندان آنها باشد.
در طول 40 سال گذشته حضور مردم آمریکا در عرصه انتخابات ریاست جمهوری و مجالس قانونگذاری به طرز فزاینده‌ای کاهش یافته است. ریشه این امر را می‌توان حول دو محور تاریخی، ساختاری و تحولات آرمانی جست‌وجو و ارزیابی کرد.
حضور در عرصه‌های انتخاباتی یکی از مظاهر و مصادیق مشارکت عمومی و نه تمامیت آن تلقی می‌شود. از این رو سالهاست که اندیشمندان و سیاستگذاران آمریکایی و پژوهشگران غیر آمریکایی درصدد یافتن علل و عوامل این کاهش فزاینده حضور مردم آمریکا در عرصه‌های انتخاباتی و رویکرد آنها به امور سیاسی به بحث و گفت‌وگو و ارائه پیشنهاد پرداخته و می‌پردازند. در میان محققانی که بر روی عوامل تاریخی ـ ساختاری تاکید می‌ورزند دو دیدگاه متفاوت و متضاد حاکم می‌باشد.
برخی این کاهش حضور را طبیعی ولی مفید می‌انگارند در حالی که برخی دیگر اگرچه آن را محصول طبیعی تاریخ و ساختار گذشته و حال آمریکا می‌دانند اما آن را مذموم و مضر عنوان می‌کنند. از سوی دیگر، تحلیل و بررسی دوم بر این امر تاکید می‌ورزد که عامل و علت کاهش حضور مردم آمریکا در عرصه‌های انتخاباتی ریشه در تغییر و تطور جایگاه سیاست در زندگی افراد دارد. قرن 19 به آزادی اقتصادی، قرن 20 به آزادی سیاسی و قرن 21 به آزادی اخلاقی تعلق داشته و خواهند داشت.
لذا جایگاه سیاست در زندگی و اولویت‌های فردی و اجتماعی در طول 40 سال گذشته به مرور به دلیل تغییر آمال و ارزش‌های اخلاقی در جامعه دگرگون گردیده شده است. آزادی سیاسی با آزادی اخلاقی به عنوان مهمترین اصل و محور آزادی فردی جایگزین شده و از این رو در اولویت‌های فردی اقشار در جامعه آمریکا، رویکرد به مسائل سیاسی به نحو عام و شرکت در انتخابات به نحو خاص همچون گذشته دارای ارزش و اهمیت تلقی گردیده نمی‌شود.
انتخابات سال 2000
در روز 19 دسامبر 2000، 42 روز پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در روز 7 نوامبر 2000 «کمیته مطالعات بررسی رای‌دهندگان آمریکایی» گزارش نهایی خویش در خصوص نتایج پرالتهاب‌ترین و نزدیکترین انتخابات از نظر نتایج کاندیداها در طول تاریخ سیاسی آمریکا را اعلام کرد. براساس آمار منتشره از سوی این مرکز مجموعا 105/380/929رأی در صندوقها ریخته شد که حاکی از آن است که 2/51 درصد افراد واجد شرایط در انتخابات حضور یافتند.
«ال گور» از حزب دموکرات با 064/996/50 رأی و «جرج بوش» از حزب جمهوری‌خواه با 167/456/50 رأی چگونگی انتخاب بوش از حزب جمهوری‌خواه به عنوان چهل و سومین رئیس‌جمهور آمریکا به رغم آنکه وی 539/897 رأی کمتر از ال گور در آراء عمومی را به خود اختصاص داده بود اگرچه برای مدتی اذهان جهانیان و به ویژه اندیشمندان و متفکران سیاسی جهان را به خود مشغول داشت اما به دلیل آن که این امر و روش انتخابات ریاست جمهوری براساس قانون اساسی آمریکا و ساختارهای پیش‌بینی شده در آن به تصویب رسیده و مشروعیت یافته است امروز کمتر سخنی در خصوص آن بر زبان جاری می‌شود.
این درحالیست که تا قبل از اعلام نتایج قطعی انتخابات در روز 12 دسامبر 2000 و انتشار رأی دیوان عالی کشور آمریکا در خصوص توقف بازشماری آراء مورد اختلاف در ایالت فلوریدا و قطعیت یافتن ریاست جمهوری جورج بوش بر اساس رأی 5 - 4 (5 قاضی جمهوری‌خواه به نفع و 4 قاضی دمکرات علیه) قضات دیوان و شورای عالی قضایی آمریکا، گزارشات و تحلیل‌های گوناگون در این زمینه در وسایل ارتباطی جهانی به چشم می‌خورد.
اما چگونه یک کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا به رغم کسب آراء عمومی کمتری از رقیب خویش به عنوان رئیس قوه مجریه قویترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان و رهبر بلامنازع جهان غرب می‌تواند انتخاب شده و سوگند یاد نماید؟ نظام و ساختار سیاسی آمریکا در قالب فلسفه سیاسی غرب و دمکراسی و احترام به آراء جمهور مردم چگونه این امر را تبیین و تعریف می‌نماید؟
با عنایت به ارقام و تحلیل‌های مطروحه در خصوص انتخابات ریاست جمهوری و مجالس قانونگذاری در آمریکا می‌توان به کلید واژه اصلی ساختار مشارکت عمومی در عرصه‌های انتخاباتی در نظام حکومتی آمریکا دست یافت و آن عبارت از این امر است که آراء همه مردم آمریکا با یکدیگر یکسان نمی‌باشد. آراء مردم ایالاتی که به لحاظ کمیت جمعیت و جایگاه ویژه‌ای که در ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آمریکا ایفا می‌نمایند در انتخاب شخص رئیس‌جمهور و معاونش از تاثیرگذاری بیشتری در مقابل مردم ایالات دیگر برخوردار است.
به عبارت دیگر شخصیت حقیقی رأی‌دهنده در قالب شخصیت حقوقی او در ایالات مختلف دارای ارزش و بار سیاسی متفاوتی است و آراء اقشار مختلف بطور یکسان در تعیین ریاست قوه مجریه ایفای نقش نمی‌کنند.
‌آراء آمریکایی‌ها با یکدیگر مساوی نیست
مردم ایالت کالیفرنیا در تعیین رئیس‌جمهور دارای 54 رای، نیویورک 33 رای، تگزاس 32 رای، فلوریدا 25 رای و میشیگان 18 رای برخوردار می‌باشند. در حالی که ایالت وایومینگ 3 رای، هاوایی 4 رای، نیومکزیکو 5 رای، کانزاس 6 رای، آیوا 7 رای، اوکلاهما 8 رای، آلاباما 9 رای، مریلند 10 رای، میسوری 11 رای، ایندیانا 12 رای، ویرجینیا 13 رای، کارولینای شمالی 14 رای، و نیوجرسی 15 رای از مجموع 538 رای هیئت‌های انتخاباتی را به خود اختصاص می‌دهند.
چنانچه کاندیدای ریاست جمهوری بتواند 270 رای از مجموعه 538 رای هیئت‌های انتخاباتی را به خود اختصاص دهد به عنوان رئیس‌جمهور آینده آمریکا معرفی خواهد شد. تعداد کل اعضای هیات‌های انتخاباتی 538 نفر است که تعداد کل نمایندگان مجالس قانونگذاری آمریکا (مجلس نمایندگان و مجلس سنا) می‌باشد.
مجلس نمایندگان 438 عضو و مجلس سنا 100 عضو دارد.
براساس قانون اساسی و قوانین انتخاباتی در آمریکا رئیس‌جمهور از طریق آراء مستقیم مردم انتخاب نمی‌شود بلکه با واسطه و از طریق آراء 538 عضو هیئت‌های انتخاباتی که در روز 18 دسامبر یعنی 41 روز بعد از برگزاری انتخابات سراسری گرد هم آمده و آراء خویش را به صندوق می‌ریزند انتخاب گردیده می‌شود. چنانچه یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری بتواند حد نصاب لازم 270 رای از مجموع 538 رای را به خود اختصاص دهد به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا انتخاب و مشروعیت خواهد یافت حتی اگر تعداد آراء عمومی او از رقیبش کمتر باشد.
ایالت و مکانی که اتباع آمریکایی در آن زندگی می‌کنند نیز بیش از ملیت و تابعیت آنها در انتخابات ریاست جمهوری ایفای نقش می‌نماید. از این روست که چند ایالت کلیدی و پررای معمولا در راهبرد و استراتژی کلان انتخاباتی کاندیداها مورد توجه قرار گرفته و مابقی چندان مطمح نظر قرار ندارند از این رو این «آپارتاید و تبعیض جغرافیایی» که در قانون اساسی آمریکاست را می‌توان به عنوان نقطه آغاز تحلیل کاهش فزاینده مشارکت سیاسی مردم آمریکا در عرصه انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس قانونگذاری تلقی نمود.
به همین دلیل از دهه 1960 مشارکت شهروندان آمریکایی در عرصه‌های انتخاباتی سیر قهقرایی پیموده است از همین روست که برخی مراکز سیاسی آمریکایی به جای انتخابات سال 2000 از واژه «غفلت» استفاده می‌کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات