پروفسور حمید مولانا
بزرگترین سلاح ایران در دفاع از حقوق خود در مورد فنآوری انرژی هستهای اتحاد و یک صدایی مردم و همه متصدیان نظام ایران در مقابله با فشارهای بیگانگان است. کوشش آمریکا و همکارانش این است که با توسل به روشهای روانی و تبلیغاتی و با استفاده از شیوههای «تراوش خبری و اطلاعاتی» به صفوف مردم رخنه کرده و با انتشار اخبار متناقض، اراده و تصمیم سیاستگذاران و تصمیمگیران ایران را به آزمایش گذارند؛ درحالی که استراتژی واشنگتن- لندن- پاریس در شورای حکام آژانس بینالمللی هستهای و شورای امنیت سازمان ملل ایجاد یک ائتلاف علیه فعالیتهای صلحآمیز انرژی هستهای ایران بوده است.
نمونه این روش آمریکا و همکاران اروپاییاش به خوبی این هفته آشکار بود. روزنامه واشنگتن پست (9 آوریل 2006) در تیتر اصلی خود در صفحه اول به نقل از مقامات دولتی، نظامی و اطلاعاتی آمریکا خبر از «مطالعه آمریکا برای ضربه نظامی» علیه ایران میداد. ولی هنوز چند ساعت از انتشار این خبر نگذشته بود که مقامات کاخ سفید این خبر را ناصحیح اعلام کردند و جرج بوش رئیسجمهور آمریکا اظهار داشت که روش او برای حل مسئله هستهای ایران غیرنظامی است. چند هفته قبل بوش ایران را متهم به دخالت در اغتشاش و بینظمی عراق کرد و مقارن با این اظهارات سفیر آمریکا در عراق با واسطه به ایران پیشنهاد مذاکره داد.
به عقیده ریچارد فالک استاد دانشگاه پرینستون و حقوقدان امور بینالمللی «ایالات متحده و اسرائیل با همکاری برخی از کشورهای اروپائی محیط انباشته با ترس را به وجود میآورند تا حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران را توجیه کنند» (مجله نیشین، 13 فوریه 2006). معاون ریاست جمهوری آمریکا دیک چنی و وزیر دفاع اسرائیل شائول موفاز مواظب زبان خود نبوده و در چند ماه گذشته آشکارا ایران را تهدید کردهاند. ولی ایران برعکس اسرائیل و کره شمالی نه سلاح هستهای دارد و نه مطابق اظهارات رسمی متصدیان نظام درصدد تولید آن است ولی پژوهش و توسعه فنآوری هستهای را در امور انرژی و صلحآمیز طبق قراردادها و منشور بینالمللی حق مسلم خود میداند. طبق گذشته ریچارد فالک «اسرائیل هرگز به طور رسمی به دارا بودن تسلیحات اتمی اعتراف نکرده است و هیچگاه مورد بازجویی مقامات بینالمللی قرار نگرفته است و خود را پاسخگو نمیداند ولی معلوم است که (اسرائیل) با داشتن بین 100 تا 200 سلاح اتمی میتواند هر کشور خاورمیانه از جمله ایران را مورد هدف قرار دهد.»
نگاهی کوتاه به تاریخ رویدادهای خاورمیانه در نیم قرن اخیر باید برای آمریکا، انگلستان، فرانسه و اسرائیل عبرتانگیز باشد. این کشورها همیشه به خود حق دادند که برای حفظ منافع استراتژیک به کشور دیگر حمله کنند. در سال 1956 دقیقا نیم قرن پیش اسرائیل به کمک فرانسه و انگلستان برای جلوگیری از ملی شدن کانال سوئز به مصر و کشورهای عربی مجاور حمله کردند ولی هیچکدام موفق نشدند جلو ملیگرائی و مبارزات ضد استعماری اعراب و مصر را به رهبری عبدالناصر بگیرند. در 1967 اسرائیل ناگهانی به فلسطین آزاد، مصر و سوریه حمله کرد و گرچه اشغالگری صهیونیستها در این ناحیه ادامه دارد ولی این اقدام نتوانسته است صلح و آرامش را در این ناحیه برقرار و امنیتی برای اسرائیل ایجاد کند. جنگ اعراب و اسرائیل در 1973، حمله اسرائیل به لبنان در 1982، جنگ تحمیلی عراق و ایران به تشویق و حمایت آمریکا، فرانسه، انگلیس و رژیمهای محافظهکار عربی، تسخیر کویت توسط صدام و تسخیر عراق توسط آمریکا و انگلیس، همه و همه وضع آمریکا و غرب را در منطقه خاورمیانه بدتر کرده و موجب فجایع بزرگ انسانی و مالی شده است.
در اوائل بهار 1346 شمسی (1967 میلادی) در مقالهای در آن زمان در روزنامه «ساکرامنتوبی» و گروه انتشارات مک لاچی (ساکرامنتوبی، 28 مه 1967) پیشنهاد کردم که منطقه خاورمیانه از جهت تسلیحاتی و هستهای بیطرف اعلام شود. یک ماه بعد در خرداد (ژوئن 1967) آن سال اسرائیل به مصر و سوریه و نواحی غرب فلسطین حمله و قسمتی از اراضی این کشورها را اشغال کرد. چند ماه از این حمله نگذشته بود که مطابق اسناد موجود در انگلستان، لندن با ارسال پلوتونیوم به اسرائیل این رژیم را به تسلیحات اتمی مجهز کرد. از آن تاریخ به بعد منطقه خاورمیانه به یک انبار و فروشگاه بزرگ تسلیحات نظامی و جنگی تبدیل شده است. مسابقهای که به علت جنگ سرد بین شوروی سابق و آمریکا، و امروزه به علت توسعهگرایی آمریکا و انگلستان به یک ناحیه خطرناک تبدیل شده است.
بیست و شش سال قبل در آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران وقتی که قشون صدام به تشویق غرب با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی به ایران تجاوز کرد دو مقاله از این نگارنده و پروفسور ریچارد فالک از دانشگاه پرینستون در روزنامه «میامی هرالد» (28 سپتامبر 1980) منتشر شد. ریچارد فالک در مقاله خود به واشنگتن توصیه میکرد که با نظام انقلابی ایران درگیر نشود زیرا عواقب جنگ به ضرر غرب خواهد بود.
اینجانب در مقاله خود پیشبینی کردم که این جنگ طولانی خواهد بود و بالاخره به شکست و نابودی رژیم صدام خواهد کشید و اسلامگرایی بر ناسیونالیسم عربی و امپریالیسم غربی در منطقه خاورمیانه به برتری دست مییابد و مشروعیت رژیمهای وابسته به آمریکا و اروپا بیش از پیش زیر سؤال میرود. رویدادهای چند سال اخیر نشان داده است که سیاستگذاریهای آمریکا و غرب و رژیمهای وابسته به آن اشتباه بوده و به ضرر آنها انجامیده است. تهدید نظامی ایران که به کشوری تجاوز نکرده و قراردادی را زیر پا نگذاشته در درجه اول یک بلوف سیاسی و در نهایت یک استراتژی احمقانه است که عواقب آن بیش از همه برای غرب و آمریکا فاجعه بار خواهد بود. درگیری با ایران عاقلانه نیست.