تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۵  ، 
کد خبر : ۱۸۷۳۰۳

اسرار نیمه پنهان


پروفسور حمید مولانا
یکی از تأثیرات سیاسی و روانی، توسعه فن آوری انرژی هسته ای ایران، توجه هرچه بیشتر به سیاستگذاری تسلیحات اتمی آمریکا و رابطه بین این کشور با اسرائیل و به ویژه همکاری واشنگتن با تل آویو در مورد توسعه تسلیحات کشتار جمعی و بمب اتمی بوده است.
به عبارت دیگر، رویدادهای یکسال اخیر و انتخاب دکتر محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری نه تنها ایران را در کانون توجه قرار داده است بلکه همین موضوع باعث شده است که بسیاری از مسائل و روابط و اطلاعات مربوط به سیاست خارجی آمریکا و اسرائیل که تا امروز از نظر افکار عمومی مردم آمریکا و جهانیان دور نگاه داشته شده بود مورد توجه قرار گرفته و برملا شود. در نظامی که ادعای مردم سالاری دارد هیچ موضوع و رویدادی مثل تسلیحات اتمی آمریکا و اسرائیل سری نگاه داشته نشده است ولی اکنون این جعبه اسرار ترک برداشته است.
اسناد فاش شده اخیر در واشنگتن و اطلاعات رسمی منتشر شده در مطبوعات در چند هفته گذشته نشان می دهد که سیاستگذاران آمریکا از زمان ریاست جمهوری ژنرال دوایت آیزنهاور و جان اف کندی در دهه های 1950 و 1960 تا امروز عمدا بیش از حد لزوم و بیش از آنچه امنیت ملی آمریکا احتیاج داشته باشد اقدام به تولید تسلیحات اتمی کرده است.
این اسناد همچنین برای اولین بار آشکار می کند که مقارن با عقد قرارداد عدم تولید و تکثیر تسلیحات هسته ای (ان.پی.تی) در اواخر دهه 1960، واشنگتن و تل آویو در مورد توسعه و تولید تسلیحات هسته ای اسرائیل به تفاهم و همکاری کامل رسیده و سیاست «چیزی (درباره بمب اتمی اسرائیل) نپرس و چیزی نگو» رسما در سال 1969 توسط رئیس جمهور وقت ریچارد نیکسون و مشاور امنیتی او هنری کیسینجر در کاخ سفید رسمی گردیده است.
افشاگری این دو موضوع بر مبنای اسناد رسمی دولت آمریکاست که قبلا سری بوده ولی اخیرا تجدید طبقه بندی شده و در مجله «دانشمندان اتمی» این ماه (شماره مه و ژوئن 2006) برای اولین بار منتشر گردیده و خلاصه آن نیز هفته گذشته در واشنگتن پست (آوریل 30) در صفحه ویژه مقالات چاپ شده است.
موضوع سوم، خبری است که طبق اظهارات رئیس «سازمان ملی هسته ای و امنیتی» آمریکا (ان.ان.اس.آ) در مورد «تولید نسل جدیدی از تسلیحات هسته ای در مقابله با تروریسم» از طرف روزنامه واشنگتن پست (15 آوریل 2006) منتشر شده است. طبق این برنامه دولت آمریکا در هفته های آینده اولین قرارداد تولید اینگونه بمب اتمی ها را که بالغ بر 3 میلیارد دلار می شود با شرکت های صنایع نظامی و هسته ای امضا خواهد کرد. مطابق قرارداد منع عدم تکثیر و تولید تسلیحات اتمی (ان.پی.تی) نه تنها توسعه جدید اینگونه سلاح ها ممنوع است بلکه طبق تبصره ویژه ای در همین قرارداد کشورهای حائز تسلیحات اتمی باید در تقلیل و انهدام آن کوشش کنند.
و اما موضوع چهارم که خود مردم آمریکا را بیش از دیگران نگران کرده و کارنامه توسعه تسلیحات هسته ای این کشور را مورد توجه قرار داده است مشکل پیدا کردن جا و مکان مناسب در این سرزمین برای دفن زباله های حاصل از تولید تسلیحات اتمی است. ایالات متحده در 60 سالی که از تولید تسلیحات هسته ای می گذرد این زباله ها را در 120 مکان مشخص ولی موقت انبار کرده است. یکی از برنامه های دولت آمریکا این بود که مقدار زیادی از این زباله های سمی و خطرناک را در کوه های یوکا در ایالت نوادا دفن کند ولی هر نقطه ای که دولت فدرال برای این عمل در نظر می گیرد با مقاومت و اعتراض ساکنان آن ایالت مواجه می‌شود.
از سال 1945 تا 1996 میلادی مطابق آمار منتشر شده آمریکا 5 تریلیون دلار برای تسلیحات خود که امروز 6000 عدد آن کلاهک های اتمی و هیدروژنی آماده پرتاب دارند، خرج کرده است. جمع کل تسلیحات آماده به پرتاب و ذخیره هسته ای آمریکا طبق گزارش وزارت دفاع آن کشور از 27 هزار تجاوز می‌کند.
طبق اسناد منتشره، چندی پس از بحران موشکی کوبا در اوائل دهه 1960 رئیس جمهور آنوقت آمریکا کندی در یک جلسه کاخ سفید رو به مشاوران و وزیر دفاع خود کرده می گوید «چه مقدار (بمب اتمی) کافی است» و می پرسد «آیا این همه تسلیحات اتمی ما شوروی را مهار خواهد کرد؟» رابرت مکنامارا وزیر دفاع پاسخ می دهد: «هر دو کار را می کند. در اصل دشمن را مهار می کند و علاوه بر آن به ما اعتماد به نفس می دهد که ما توانائی ترساندن آنها را داریم و به متحدین ما نیز قوت قلب می‌دهد.»
مکنامارا سپس یادآوری می کند که قسمت های مختلف نیروی نظامی آمریکا از ارتش و نیروی هوائی و نیروی دریائی گرفته، همه می خواهند مالک و دارنده تسلیحات اتمی باشند. به خاطر داشته باشیم که کندی کسی بود که در مبارزه انتخاباتی خود با نیکسون مسئله شکاف موشکی یا عقب ماندن آمریکا از شوروی را علم کرد تا به اعتراف خود «انگیزه وطن دوستی» آمریکائی ها را برافروزد.
امروز آمریکا بیش از اهداف مورد نظر تسلیحات و بمب اتمی دارد. یک حمله عظیم تسلیحات نظامی طبق تخمین هائی که به عمل آمده می تواند در 24 ساعت اول بین 360 تا 450 میلیون مردم را به هلاکت برساند! ولی پرسش این است که حتی برای چنین اقدام مهمی احتیاج به 27 هزار بمب اتمی و هیدروژنی داریم. مگر نفوس یک کشور، یک منطقه و یک ناحیه را می شود بیش از یکبار منهدم کرد. چند بار می توان یک نفر را کشت؟ آیا طمع برای قدرت، انگیزه برای پول به جیب ریختن صنایع نظامی، نقشی در این فجایع احتمالی و عینی انسانی ندارد؟
رابطه بین عامل طمع و عامل ترس (هم ترسیدن و هم ترساندن) چیست؟ و تا چه حد جهالت که ضلع سوم این بحران را تشکیل می دهد بر فضیلت و حکمت حکومت کرده و بر آن غلبه می کند؟ «جروم وای زنر»، مشاور فن آوری و علوم کاخ سفید در زمان کندی که مدتی نیز ریاست دانشگاه ام.آی.تی را در ایالت ماساچوست عهده دار بود، در جلسه ای که رئیس جمهور و مشاورین امنیتی او حضور داشتند گفت: «چیز اضافی که مرا نگران می کند این است که (علی رغم این همه تسلیحات اتمی) ما کنترل بازی را در دست نداریم.»
طمع زیاده خواهی، خودپرستی می آورد و آسیب های وارده از طمع به ترس و وحشت منجر می شود و این جریان افراد و نظام ها را کور کرده و بیش از پیش به گرداب جهالت می کشاند. ژنرال آیزنهاور رئیس جمهور آمریکا در دهه 1950 در مورد برنامه تسلیحات هسته ای آمریکا گفت: «ما این تسلیحات (اتمی) را رویهم می چینیم برای اینکه ما نمی دانیم چه کار دیگری می توانیم برای امنیت خود بکنیم.»
15 سال قبل ایگلبرگر قائم مقام وزارت خارجه آمریکا در ریاست جمهوری جرج بوش ارشد (پدر رئیس جمهور کنونی) در آستانه فروپاشی شوروی به همکاران خود توصیه کرد که زیاده از حد برای سقوط شوروی دست و پا نشکنند زیرا ممکن است روزی برسد که به جنگ سرد حسرت برند. امروز روسیه با تکیه به هزاران تسلیحات هسته ای و بمب اتمی خود همان مسیر سرمایه داری را انتخاب کرده که آمریکا بدان افتخار می کند منهای دردسرهای یک ابرقدرت و امپراتوری که در این صورت به آمریکا محول شده است.
برای آمریکا وجود و تولید و تکثیر تسلیحات هسته ای گناه نیست، آنچه مهم است اینکه چه کسانی و چه کشورهائی آن را کنترل کرده و درباره آن تصمیم می گیرند. آمریکا می خواهد امتیاز اهدای این فن آوری را به سایرین داشته باشد ولی دنیا عوض شده است و هیچ کس زیر بار زور نمی‌رود.
چند هفته قبل وقتی که دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور ایران دستیابی ایران به چرخه کامل سوخت هسته ای را به جهانیان اعلام کرد، جرج بوش رئیس جمهور آمریکا در عکس العمل به این خبر گفت «دنیا متحد و نگران است» درباره ایران نه تنها درباره تسلیحات اتمی بلکه درباره دانش فن آوری هسته ای. به عبارت دیگر، نه تنها کنترل تسلیحات اتمی بلکه کنترل دانش نیز باید در اختیار آمریکا باشد. در اینجا آمریکا نمی خواهد یا نمی تواند واقعیت را درک کند. در قرون وسطی نیز کلیسای مسیحیت کاتولیک با ائتلاف با پادشاهان اروپا اصرار می کرد که دانش و روند آن باید در اختیار آن سازمان باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات