هادی خانیکی
در سال 1367 فرصتی دست داده بود که در اوج ناآرامیهای الجزایر با دیدار بسیاری از انقلابیون به نام آن سرزمین بخشی از نوستالژی نسل خویش را باز خوانم. دکتر مصطفی اشرف انقلابی مشهور و متفکر الجزایری که دیگر در هیات حقوقدانی بازنشسته تجربه بازنشستگی را پشت سر مینهاد در پایان گفتوگویی پرنکته و به یادماندنی توصیهای داشت که هنوز هم گاه و بیگاه در نظرم برجسته میشود، او گفت «من به انقلاب شما خیلی علاقهمندم، لذا دوست دارم از کامیابیها و ناکامیابیهای ما شما خوب بیاموزید.
یکی از ناکامیابیهای ما این بود که نتوانستیم فهم از انقلاب را به نسل بعد از خویش منتقل کنیم. دلیل آن هم این بود که زبان نسل انقلاب حماسه است و زبان نسل بعد از آن نقد و اگر میان این دو نسبتی به وجود نیاید نسلها ناهمزبان میشوند و در دنیاهایی دور از هم زندگی میکنند.»
او راست میگفت: گفتوگوی میان نسلها در موقعیتهای متفاوت که اساسا گفتمانهای غالب را به وجود میآورد، عادات و آداب خاصی میخواهد: گذشته را چگونه ببینیم، چگونه بنویسیم و چگونه باز خوانیم؟
در دیدن و نوشتن و خواندن روایتهای تاریخی همه آنان که دلی در آنها یا نگاهی به آنها دارند میتوانند به گونهای وارد شوند که به امکان یا امتناع گفتوگوهای واقعی بینجامد، نگارش خاطرات از جمله سازوکارهای سهل و ممتنع در این باب است. سهل است از آن رو که نیازی دائم و برآوردنی است و ممتنع است به آن سبب که به انصاف در بینش و شناخت «متن» و «زمینه» در روش بسیار وابسته است.
از جمله خطراتی که خاطرات را تهدید میکند و از اعتبار و پایانی آنها میکاهد، بازآرایی و تدوین گذشته بر حسب «نیازها» یا «گرایشهای روز» است. به درستی در نقد تاریخ نگاری دوران رضاه شاه گفتهاند که بسیاری از مورخان، تاریخ ایران را از منظر و با معیار رضاخان دیدند و نوشتند و بر این اساس از حقایق و وقایع فراوانی دور شدند.
تدوین خاطرات، هرگاه از زاویه سیاستهای روز به فرجام رسد میتواند گرفتار این آسیب شود و نقش آفرینان گذشته را بر اساس نزدیکی و دوری به گرایش سیاسی نویسنده بازآرایی کند. در این نوع روایت تاریخی قهرمانان آنانند که به تفکر یا جناح سیاسی نویسنده وابستهاند و ضدقهرمانان آنانند که از او فاصله دارند.
خطر دومی که خاطرات را از روایت واقعی دور میکند، پنداشت نویسنده از خویش یا خود قهرمان بینی است. نگاهی که به نقش «خود» در رویدادهای تاریخی بیش از حد اصالت میدهد، دیگران را به اندازه و به قاعده نمیبیند.
بزرگنماییها و کوچک نماییهای وقایع کمتر از نادیدن آنها تحریف کننده نیست.
خطر سوم جانبداریها و سرمایهگذاریهای جهتدار رسمی در تدوین خاطرات و متون تاریخی است، خاطرات در هر قالب و صورتی که باشد در زمره «تحقیقات» است و تحقیقات نمیتواند از انصاف و بیغرضی برکنار باشد، اما از حق نمیتوان گذشت که اهتمام به این مهم به سرمایه و امکان و امنیت وابسته است که همگان به تساوی از آن برخوردار نیستند.
بر این خطرات هر کس با اندکی تأمل میتواند مواردی بیفزاید و در عین حال با کاستن از آنها به کار بزرگ تدوین خاطرات دوران پرخطر کمک کند. من در حد خود از این که توفیق آن را نداشتهام که به تدوین و تبیین جهان زیست فکری و سیاسی و فراز و نشیبهای تجربی و مبارزاتی نسل خویش بپردازم احساس قصور میکنم.
کمترین حاصل این گونه کوتاهیها تدوین روایتهای یکسویه از تاریخ است که گاه با جهتداریها، جانبداریها و برجستهسازیهای خاص نیز همراه است.
آنچه در شماره پنجشنبه اعتماد ملی از خاطرات آقای دکتر احمد توکلی در باب من و دیگران آمده بود جلوهای کوچک از بازخوانی و بازآیی گذشته تحت تأثیر گرایشهای روز سیاسی است. امر پرداختن به جزئیات روایتهای «گذشته» را باید به جای دیگر و به شیوههای دیگر سپرد، اما ضرورتهای اخلاقی و تاریخی همواره پیش روی همه ماست: خاطرات را باید نوشت و خواند، اما از آن 3 خطر و خطرهایی از آن دست دور کرد، امید آنکه چنین شود.