تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۹  ، 
کد خبر : ۱۸۷۳۱۰

مذاکره با ایران راه ناگزیر

دنیس راس ترجمه: شبنم جعفرزاده مقدمه: روزنامه آمریکایى واشینگتن پست در شماره یازدهم اردیبهشت خود مقاله اى را به قلم دنیس راس مشاور کنونى موسسه سیاست خاور نزدیک واشینگتن و فرستاده ویژه خاورمیانه در دوره ریاست جمهورى بیل کلینتون منتشر کرده که در آن تحت عنوان «استراتژى جدید براى ایران» به تحلیل شرایط کنونى ایران و آمریکا در میانه بحران هسته اى موجود مى پردازد. بنابر اهمیت، متن کامل این مقاله براى آشنایى با مواضع متفاوت سیاستمداران آمریکایى در پى مى‌آید:

ایالات متحده آمریکا و ایران در حال ایفاى نقش هاى تعیین شده در بازى هسته اى هستند به طورى که آمریکا به شوراى امنیت سازمان ملل فشار مى آورد که به ایران در مورد عواقب هسته اى شدن هشدار دهد و ایران هم همچنان در پى پیشروى به سمت انرژى هسته اى است و به گفته رئیس جمهورى این کشور هر قطعنامه سازمان ملل مبنى بر درخواست از ایران براى تعلیق فعالیت غنى سازى اورانیوم، هیچ گونه ارزشى ندارد. در حالى که روس ها و چینى ها ظاهراً مصمم هستند که تحریم ها را رد کنند، ولى تلاش هاى آمریکا هر چند به آرامى ولى در حال انجام است و البته ایران هم به برنامه هاى خود ادامه مى‌دهد.
اگر ما در همین مسیر باقى بمانیم تنها دو گزینه پیش رو خواهیم داشت: واقعیت توانایى هسته اى ایران را بپذیریم یا مانع اهداف هسته اى ایران شویم. نتیجه هر دو اینها خوشایند خواهد بود. اگر ایران موفق شود، ما شاهد خاورمیانه هسته اى خواهیم بود، زیرا عربستان سعودى به علت نگرانى از ایرانى قدرتمند که مى تواند موجب تقویت موقعیت شیعیان در شبه جزیره عرب شود، به دنبال رسیدن به ظرفیت هسته اى خود خواهد بود و احتمالاً اکنون هم با پاکستان وارد معامله شده تا در صورتى که ایران چنین تهدیدى براى آنها محسوب شود، آماده باشد.
پس انتظار نداشته باشید که مصر از تبدیل شدن عربستان سعودى به تنها کشور عرب دارنده «سلاح» هسته  اى، راضى باشد. آنهایى که تصور مى کنند قوانین سلاح هاى هسته اى که در طول جنگ سرد بر روابط میان ایالات متحده و اتحاد شوروى حاکم بود، در مورد خاورمیانه هسته اى هم کاربرد دارد، نباید چندان مطمئن باشند. یک دلیل آن این است که تعداد احتمالى کشورهاى هسته اى، امکان محاسبه اشتباه را دارد. دلیل دیگر هم این است که با وجود رئیس جمهورى جدید ایران، نباید به راحتى تصور کرد که ایران با آمریکا همراهى کند.
در عین حال گزینه استفاده از زور براى جلوگیرى یا مقابله با هسته اى شدن ایران چندان بهتر به نظر نمى رسد. در ابتدا باید گفت که هیچ گزینه ساده یا آشکار نظامى وجود ندارد. عملیات هوایى شامل هدف قرار دادن صدها مورد مى شود که اکثراً در مناطق پرجمعیت واقع شده اند و در پروسه ارتقاى دفاعى توسط روس ها داراى ظرفیت دفاع هوایى قابل توجهى هستند. هر چه تعداد تلفات در این کار بیشتر باشد، خشم جهان اسلام هم بیشتر خواهد بود.
شاید اگر تلفات ناشى از تعرض نسبتاً کم بوده و موفقیت در توقف برنامه هسته اى ایران حاصل شود ما بتوانیم پاسخگو باشیم ولى این سناریوى رویایى فرض را بر این گذاشته که توانایى ایران براى تلافى تقریباً محدود باشد. حتى اگر امکان مقابله با ایران براى جلوگیرى از ورود و خروج نیروهاى دریایى و هوایى به خلیج فارس را داشته باشیم، ایران گزینه هاى دیگرى در اختیار دارد که تلاش هاى ما را براى از بین بردن توانایى هسته اى خود بى اثر کند و آن را تبدیل به جنگى فراگیر سازد. ایرانى ها همچنین مى توانند عراق را براى ما جهنم سازند.
براى دفع حمایت ایران از این حملات، ما مى توانیم با حضور نظامى در سراسر مرزهاى ایران با آن مقابله کنیم. شاید ایران درک کند که افزایش درگیرى با آمریکا بسیار خطرناک است اما پس از اینکه ما خطراتى که در عراق با آنها مواجه شدیم، دست کم گرفته ایم، آیا مى توانیم درباره آنچه ایران ممکن است انجام دهد، مطمئن باشیم؟ اگر هیچ یک از نتایجى که سیاست فعلى ما به دنبال خواهد داشت پذیرفتنى نباشد، آیا نباید به دنبال راهى دیگر باشیم؟ البته که این طور است اما چالش تغییر محاسبات ایرانى ها همچنان باقى مى ماند. ایران باید بداند که با توقف برنامه هسته اى خود منافع بیشترى حاصل مى‌کند.
مشکل سیاست فعلى این است که هزینه هاى آن باورنکردنى بوده یا در مقایسه با آنچه ایرانى ها خودشان تصور مى کنند که با انرژى هسته اى به آن مى رسند، رنگ مى بازد. اما اگر بتوانیم مجموع تحریم هایى را که براى ایرانى ها خوشایند نیست صورت دهیم چه مى شود؟ اگر این تحریم ها در صورت توقف برنامه هسته اى با دستاوردهاى احتمالى از جمله معامله در انرژى هسته اى، منافع اقتصادى و تضمین هاى امنیتى براى ایران همراه شود چه خواهد شد؟
در حالى که مى توان استدلال کرد اروپایى ها سعى داشتند چنین مذاکرات مشابهى را با ایران داشته باشند، اما آنها قادر نبودند مجموع تحریم هاى معتبر و مشوق ها را به کار ببرند چرا که آمریکا واقعاً نقشى در این تلاش ها نداشت. درست است که آمریکا در دوره دوم ریاست جمهورى بوش با انگلیس، فرانسه و آلمان همراه شده است ولى تلاشى جدى براى ارائه دستاوردهاى احتمالى به همراه پیامدهاى پرهزینه اى براى ایران، هرگز صورت نگرفته بود. چرا اکنون چنین کارى انجام نگیرد؟
چرا رئیس جمهور آمریکا به همتایان انگلیسى، فرانسوى و آلمانى خود نگوید که ما براى مذاکره با ایران به شما خواهیم پیوست اما ابتدا باید بر سر مجموعه گسترده اى از تحریم هاى سیاسى و اقتصادى جدى نه حاشیه اى توافق کنیم که در صورت شکست مذاکرات آنها را عملى سازیم. هر گونه توافق اینچنینى نیاز به درک این موضع دارد که چه چیز در مذاکرات شکست تلقى مى شود و مى تواند موجب تحریم شود. اروپایى ها همیشه مى خواستند که آمریکا بر سر میز مذاکره حضور داشته باشد. توافق پیشاپیش بر سر تحریم ها بهایى است که باید براى آوردن آمریکایى ها براى مذاکره پرداخت.
قطعاً آمریکا باید همان قدر هم بر آنچه مى تواند به ایران بدهد، متمرکز شود ولى معلوم است که توافق بر سر منافع همیشه آسان تر بوده است به ویژه زمانى که تحریم ها موجب تحمیل هزینه براى ما هم بشود. تحریم هاى اقتصادى واقعى نه تنها به ایران و توانایى تولید درآمد آن ضربه مى زند بلکه بدون شک بهاى نفت را هم افزایش خواهد داد. البته هیچ تضمینى وجود ندارد که چنین رویکردى در مورد ایران کارساز باشد.
دولت کنونى ایران ممکن است قاطعانه در پى ادامه دادن فعالیت هسته اى خود باشد و اگر چنین باشد و بوش رئیس جمهورى آمریکا همچنان که گفته است مصمم به ممانعت از برنامه هسته اى ایران باشد، باز هم بهتر است که گزینه مذاکرات مستقیم را در پیش بگیریم پیش از آنکه مجبور به استفاده مجدد از نیروى مشکل ساز و پردردسر زور شویم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات