*سناتور بیرد: بنا به گزارش هاى اخیر رسانه ها، از هر5 سرباز آمریکایى که از عراق برگشته اند، یک سرباز دچار نوعى اختلال روانى بوده است. با این حال در طرح بودجه تکمیلى جایى براى امور کهنه سربازان (VA) در نظر گرفته نشده است. با توجه به این بودجه نامتوازن، وزارت دفاع و VA چگونه مى توانند با تلاش هاى هماهنگ فکر مؤثرى براى آینده این سربازان بکنند؟
*ژنرال پیس: تا آنجا که من مى دانم در طرح بودجه اصلى ماده اى گنجانده شده که طبق آن از محل بودجه وزارت دفاع مى توان نیازهاى مالى دایره امور کهنه سربازان را تامین کرد. همچنین گروه هاى حمایتى خاصى براى حمایت از این سربازان و حتى خانواده هایشان وجود دارند.
سناتور لیهى: آقاى وزیر! صبح امروز من از نامه هایى یاد کردم که در مورد برنامه موسوم به «تالن» نوشته ولى هیچ پاسخى جز یکسرى نامه هاى تشریفاتى دریافت نکرده بودم. اشاره من به چیزى است که مطبوعات آن را منتشر کرده اند مبنى بر اینکه اطلاعات مربوط به برخى از گروه هاى معترض با روش هاى مسالمت آمیز مانند کواکرها از پایگاه داده اى وزارت دفاع سر بر آورده اند. من نگران تجسس بى جهت و فراقانونى وزارتخانه علیه شهروندان هستم و بیم آن دارم که ما بار دیگر به شرایط روزهاى جنگ ویتنام برگردیم. نامه هاى من متضمن پرسش هاى ساده اى بود از جمله اینکه آیا گزارش مطبوعات در مورد تجسس و مراقبت از شهروندان آمریکایى در ایالت زادگاهم رومانت درست بوده یا خیر؟ فکر مى کنم سناتورهایى که 31 سال است در اینجا حضور دارند حق دارند براى پرسش هاى ساده اى مثل این پاسخ بیابند.
*رامسفلد: به من گفته شده که وزارت دفاع هیچ گونه تحقیقاتى در مورد فعالیت هاى محلى اشخاص در رومانت انجام نداده است. همچنین هیچ گروهى را به خاطر جمع آورى اطلاعات هدف قرار نداده است. البته وزارت دفاع دو مورد دریافت گزارش داشته که از وزارت امنیت ملى به آن رسیده است. این گزارش ها در مورد اعتراض هاى فعلى یا احتمالى گروه هاى رومانت علیه ماموران سربازگیرى به دستمان رسیده است. متعاقباً گزارش ها به وزارت دفاع رسیدند، پرسنل ارتش بر مبناى این اطلاعات گزارشى تهیه کردند و آن را در پایگاه داده اى قرار دادند. گزارش اول حاوى اطلاعاتى در باره اعتراض هاى احتمالى علیه ماموران سربازگیرى در هشتم مارس بود.
- هشتم مارس چه سالى؟
- سال 2005 و در شهر ناشناخته ا ى از رومانت. در این گزارش نام دو گروه شرکت کننده ذکر شده است. موضوع اصلى گزارش دوم به اعتراضات موجود در یک مرکز سربازگیرى در واشینگتن دى سى مربوط مى شود.
- بنابر این مى گویید گزارش مطبوعات مبنى بر اینکه اعضاى گروه کواکر تحت نظارت وزارت دفاع بودند، نادرست است.
- من گزارش مطبوعات را ندیده ام و بنابر این نمى خواهم در این مورد بحث کنم.
- ولى طبق گفته شما اگر هم گزارش هایى در این مورد وجود داشته باشد این گزارش ها نادرست است.
- من نمى خواهم بى مورد مسئولیت هایى را به دوش بکشم.
- من از مسئولیت ها نمى پرسم بلکه پاسخ آرى یا نه مى خواهم.
- این سئوال متوجه من نیست. بگذارید این برنامه را توضیح بدهم. هدف این برنامه محافظت از تجهیزات و تاسیسات ارتش آمریکا در داخل آمریکا است و این وظیفه قانونى وزارت دفاع است که از نیروها و پایگاه هاى خود محافظت به عمل آورد. بنابر این آنها برنامه اى دارند که اجازه مى دهد اطلاعاتى به آنها ارسال شود که پرسش هایى را در مورد تهدیدهاى احتمالى به پایگاه هایشان برمى انگیزد. اگر چنین اطلاعاتى بیاید ولى مورد ارزیابى قرار نگیرد در آنجا باقى مى ماند.
*سناتور لیهى: اجازه بدهید مورد به مورد و بیشتر در مورد عراق صحبت کنیم.
*رامسفلد: من شروع مى کنم و خانم رایس مى توانند آن را تکمیل کنند. به لحاظ تاریخى آموزش پلیس در افغانستان و عراق بخشى از فعالیت هاى وزارت خارجه شناخته شده است. در مورد عراق نیز وزارت خارجه مسئولیت آموزش و تجهیز پلیس عراق را به عهده داشته است.
*سناتور لیهى: پرسش من در مورد افغانستان است.
- بسیار خوب. اصول همان اصول است. وزارت خارجه مسئولیت این امر در افغانستان را بر عهده داشت ولى در گفت وگوهایى که میان وزیر خارجه و وزیر دفاع صورت گرفت توافق حاصل شد که بهتر است این امر در مورد افغانستان به عهده وزارت دفاع گذاشته شود.
* آقاى ژنرال ابوزید! بندر دبى براى تلاش هاى جنگى تا چه حد اهمیت دارد؟
ژنرال ابوزید: اهمیت بندر دبى براى تلاش هاى جنگى بسیار زیاد است.
- مى توانید توضیح بدهید چرا؟
- این بندر یکى از بزرگترین بنادر منطقه است. حجم عظیمى از تجهیزات از این طریق به مناطق جنگى مى رسد. هواپیمابرهاى دریایى آمریکا از این بندر استفاده مى کنند. از طریق این بندر با مردم داخل آمریکا تماس حاصل مى شود.
- چند درصد از فعالیت ها از این طریق صورت مى گیرد؟
- تعیین درصد دشوار است ولى مى توانم بگویم که بندر دبى در دفاع از خلیج (فارس) نقش حیاتى دارد.
*سناتور مکاوسکى: فکر مى کنم امسال سال تحول و گذار است، به ویژه در عراق. در چنین مرحله اى یکى از پرسش هایى که علاوه بر مسئله سیاست ها مطرح مى شود مسئله حمایت از سربازانمان است. پرسش من به نفت عراق مربوط مى شود. وقتى ما مى خواستیم جنگ را شروع کنیم مطمئن بودیم که چندان نگرانى اى درباره میزان هزینه ها نخواهیم داشت زیرا اولاً قرار بود که حضور ما در عراق کوتاه مدت باشد و ثانیاً فکر مى کردیم هزینه هاى بازسازى، بهداشت و درمان و... را از نفت عراق تامین خواهیم کرد. پرسش من این است که از نظر نفت عراق ما اکنون در کجا قرار داریم؟ کنترل توزیع و فروش آن در دست چه کسى است؟ آیا نفت جریان دارد؟ یا چه موقع جریان خواهد داشت؟ در مورد فساد و منازعات قومى چطور؟
رایس: اولاً عراق کشورى است که باور داریم یک روز باید بتواند روى پاى خود بایستد زیرا این منبع طبیعى عظیم را دارد، برخلاف افغانستان که از چنین منبعى برخوردار نیست. در خصوص صنعت نفت دو مشکل وجود دارد: یکى اینکه در زمان صدام حسین سرمایه گذارى کامل در صنعت نفت عراق نشده است. هرچند عراقى ها در آن زمان روزانه 7/2میلیون بشکه نفت تولید مى کردند و روزانه 3/1میلیون بشکه از آن را صادر مى کردند. در واقع بخشى از برنامه ما براى بازسازى عراق متضمن افزایش ظرفیت تولید نفت عراق در آینده نزدیک است. همچنین تغییراتى در قوانین عراق صورت گرفته است که سرمایه گذارى خارجى در جهت ارتقاى فناورى صنعت نفت عراق را ممکن مى کند در حالى که در زمان صدام حسین به خاطر انزواى عراق این کار ممکن نبوده است.
- در حال حاضر نفت تولید مى شود؟
- در حال حاضر تولید نفت عراق کمتر از 7/2 میلیون بشکه اى است که قبل از جنگ بود زیرا یک مشکل عمده سوء مدیریت صنعت نفت عراق است و ما به کمک عراقى ها براى رفع این مشکل مى کوشیم. مشکل دیگر تهدیدهایى است که از جانب شورشیان متوجه لوله هاى نفت عراق در مناطق شمالى است و به خاطر بسته شدن لوله هاى نفتى در این مناطق ظرفیت تولید روزانه 500 هزار بشکه نفت بلا استفاده مانده است. کارى که ما انجام مى دهیم همکارى با عراقى ها هم براى افزایش سرمایه گذارى در صنعت نفت عراق و هم براى تقویت امنیت صنعت نفت عراق است. ما امیدواریم که تا پایان سال جارى میلادى _ که شما آن را سال انتقالى مى نامید- تولید نفت عراق را به 8/2میلیون بشکه در روز و صادرات نفت را به 2/2میلیون بشکه در روز برسانیم.
- این روند کند است مگر نه؟
- نخیر کند نیست. زیرا این میزان بیش از میزان تولید نفت در زمان سابق است.
- درآمد حاصل چه میزان خواهد بود؟
- براساس محاسبات قابل اعتماد درآمد حاصل از 6/1تا 8/1میلیارد دلار خواهد بود.
- پس به تدریج هزینه ها تامین خواهد شد. پرسش دیگر این است که در این دولت متحد و ملى عراق _ که همگى امیدواریم بتواند شکل بگیرد و قوام یابد- کنترل نفت در دست چه کسى است؟ در دست وزارت نفت است؟ یا در دست نخست وزیر؟ یا در دست کسان دیگر؟ این پرسش از این جهت اهمیت دارد که آیا براى جلوگیرى از فساد مالى که در منطقه همه گیر است فکرى شده است یا خیر؟
- این حرف درست است و فساد یک مشکل همه گیر است. ولى ما با حکومت عراق سخت کار کرده ایم تا راه حلى براى این مسئله پیدا کنیم و امیدواریم آنها در دام این فساد نیفتند. در حال حاضر فساد قابل توجهى در خود سیستم وجود دارد. ولى آنها وعده داده اند که با مشکل فساد برخورد کنند، شفافیت بیشترى در حکومت به وجود آورند و دارایى ها را مرتباً اعلام کنند. در حال حاضر تولید و صدور نفت در کنترل شرکت دولتى نفت قرار دارد ولى امیدواریم که در آینده نفت هر چه بیشتر از کنترل دولت خارج شده و مستقیم تر در اختیار مردم قرار گیرد. به هر حال فعلاً نفت عراق نیز از الگوى کشورهاى دیگر منطقه پیروى مى کند یعنى در همه این کشورها کنترل نفت در دست دولت است.
- به افغانستان مى پردازم. عراق از منبعى برخوردار است که ما طالب آن هستیم یعنى نفت، ولى افغانستان منبعى دارد که ما طالب آن نیستیم یعنى خشخاش. من در مورد مسئله خشخاش نگرانى دارم. پرسش اول اینکه ما در حال حاضر براى کنترل آن چه کارهایى مى کنیم؟ پرسش دوم اینکه آیا عملیات تروریستى و شورش هاى موجود در افغانستان و در منطقه از مواد مخدر تأمین مالى مى شوند یا خیر؟ ترس من این است که اگر ما کنترل خشخاش را از دست بدهیم در این صورت کنترل افغانستان را از دست داده ایم.
- فکر مى کنم تنها عامل جدى تهدید کننده استراتژیک در افغانستان تجارت مواد مخدر است. شما در مورد تهدیدهاى تروریستى صحبت کردید ولى مواد مخدر علیه حکومت مرکزى و مردم استان ها هم به کار گرفته مى شود. چند اقدام در این زمینه در حال انجام است.
*سناتور کوهل: سئوال من از آقاى رامسفلد است. این چهارمین بار است که شما براى تأمین مالى اضطرارى براى جنگ به کمیسیون ما مراجعه مى کنید و تاکنون این مبلغ به 445 میلیارد دلار رسیده است. آمریکایى ها در این جنگ بهاى بسیار بالایى از نظر مالى و مهمتر از آن از نظر جانى پرداخته اند. با این حال ما اکنون خود را در موقعیتى مى یابیم که هیچ کشور بزرگى نباید خود را در آن قرار بدهد. مقصودم این است که کنترل امور تعیین کننده جنگ یا حتى امنیت نیروهایمان در دست ما نیست. شما مى گویید که وضعیت در عراق آنقدرها هم بد نیست ولى آقاى وزیر! با کمال احترام به عنوان نماینده اکثریت مردم آمریکا باید بگویم که هضم این مسئله سخت است. از زمان آغاز کار دولت جدید استراتژى ما در عراق مملو از انحرافات و اشتباهات بوده است. چنانکه مى دانیم اطلاعات مربوط به سلاح هاى کشتار جمعى در عراق که بهانه حمله ما بود نادرست بوده است. ما در حالى وارد این جنگ شدیم که هیچ طرحى براى فراتر از چند هفته عملیات نظامى نداشتیم. برآوردهاى صورت گرفته در مورد شمار سربازان آمریکایى که باید به عراق اعزام مى شدند بسیار پایین تر از این بود. اکنون ما در حالى در عراق حضور داریم که حمایت مردمى کاهش یافته است، تلفات در حال افزایش است، و هیچ جدول زمانى مشخصى براى تحویل دادن عراق به عراقى ها و بازگرداندن سربازان آمریکایى به کشورشان وجود ندارد. اکثریت نمایندگان سنا از هر دو حزب اتفاق نظر دارند که سال 2006باید سال مرحله گذار در عراق باشد و به درگیرى ما در عراق به صورت موفقیت آمیزى پایان داده شود. سناتور لوون گفته است که شیعیان، سنى ها و کردها همگى روى حضور آمریکا در عراق براى جلوگیرى از وقوع جنگ داخلى در کشور حساب باز کرده اند. وى معتقد است که ما باید از این نفوذ خود استفاده کنیم و عراقى ها را براى رسیدن به توافقى در مورد یک صلح فراگیر متقاعد کنیم، امرى که براى غلبه بر شورش ها ضرورى است و نیز به آنها اعلام کنیم که اگر در جدول زمانى تعیین نشده نتوانند به توافق فراگیر برسند در این صورت آمریکا هم جدول زمانى خروج از عراق را مورد بررسى قرار خواهد داد. آقاى وزیر! نظر شما در این مورد چیست؟
*رامسفلد: آقاى سناتور! نخست باید بگویم این کاملاً درست است که اطلاعات مربوط به سلاح هاى کشتار جمعى نادرست بوده است. دوم در مورد اینکه گفتید ما طرحى براى ادامه حضور در عراق نداشتیم درست نیست زیرا ما طرح هایى از قبل داشتیم و ژنرال پیس و ژنرال ابوزید شاهد این قضیه هستند. سوم در مورد سئوال مربوط به جدول زمانى باید گفت که این یک پرسش دشوار است و شما به درستى روى آن انگشت گذاشتید. من با مضمون سخن شما موافقم که مهم است مردم و دولت عراق درک کنند که عراق کشور آنها است و آنها باید خودشان آن را اداره کنند و آن را بسازند و باید بتوانند حکومتى بنا نهند که مورد قبول طیف وسیعى از مردم آن کشور باشد و نیروهاى امنیتى آنها هم باید بتوانند امنیت لازم براى این کار را تامین کنند. مشکل قضیه در گام دوم است. اینکه ما به آنها بگوییم اگر چنان نکنید ما چنین مى کنیم. نظر شخصى من این است که با توجه به وضعیت سیاسى فعلى عراق وضع خوبى نیست، به خصوص با توجه به نقش مخربى که برخى از همسایگان عراق مى توانند ایفا کنند. کار درست همان چیزى است که ما اعلام کرده ایم. یعنى ما نیروهاى عراقى را آموزش مى دهیم و تجهیز مى کنیم تا این مسئولیت ها را به عهده بگیرند و همین که نیروهاى آنها بتوانند روى پاى خود بایستند. ما مسئولیت ها را به ایشان محول مى کنیم، چنانکه پیشاپیش حدود 30 پایگاه را تخلیه کرده و به عراقى ها تحویل داده ایم و هر ماه اختیار بخش هایى از املاک و زمین ها را به آنها مى سپاریم. به مرور که این کار را مى کنیم از نقش نیروهایمان کاسته مى شود و چه بسا شمار آنها هم کاهش یابد ولى تعیین جدول زمانى چیزى نیست که من بتوانم آن را تایید کنم.
سخنان شما قابل تقدیر است ولى چه اشکالى در این امر مى بینید که آشکارا به طرف هاى عراقى اعلام کنیم که اگر اختلافات خود را کنار نگذارید ما نیز مجبور خواهیم بود نیروهاى خود را کاهش بدهیم و البته آقاى سناتور لوون از کاهش نیروها سخن گفتند نه از خارج کردن تمام آنها و ترک عراق. فکر نمى کنید این کار حداقل بر آنها فشار مى آورد که قضیه را جدى بگیرند و اختلافاتشان را حل کنند. چون برخى از آنها فکر مى کنند که ما براى همیشه در عراق مى مانیم.
- من با این نظر موافق نیستم. فکر مى کنم به اندازه کافى فشار روى آنها وجود دارد و آنها به خوبى مى دانند که اگر نتوانند در زمان نسبتاً کوتاهى اختلافاتشان را حل کنند تمام کسانى که به نوعى با امر حکومت و اداره امور عراق در ارتباط هستند با وضعیت بسیار دشوارى روبه رو خواهند شد. به هر حال آنها مى دانند که ما ممکن است به فکر کاهش نیروهایمان باشیم و لازم نیست جدول زمانى تقویمى براى این کار داشته باشیم بلکه جدول زمانى ما براساس شرایط و با پیشرفت آموزش ها شکل مى گیرد. این را هم باید بگویم که هیچ اشکالى در این نمى بینم که این یا آن سناتور نظرات خودشان را آزادانه بیان کنند ولى اینکه رئیس جمهور آمریکا بیاید و چنین چیزى را مستقیماً به آنها بگوید این خطر را دارد که پویایى سیاسى داخلى عراق را به هم بزند زیرا بدون تردید هم اکنون کسانى هستند که نمى خواهند ما در عراق باشیم. بگذارید صریح بگویم. ایرانى ها نمى خواهند ما در آنجا باشیم و آنها نفوذ قابل توجهى در عراق دارند. آنها افراد مختلفى دارند که با آنها گفت وگو مى کنند. فکر نمى کنم تقویت کسانى که قصد خیرى براى مردم عراق ندارند پیشنهاد خوبى براى رئیس جمهور باشد.
- آقاى وزیر! پرسش دیگرى دارم. در یک نظرسنجى70 درصد سربازان آمریکایى گفته اند که آمریکا باید طى 12 ماه آتى عراق را ترک کند. این نظر مطبوعات یا حزب اپوزیسیون نیست بلکه نظر کسانى است که حضور واقعى در صحنه دارند. آیا این نظر شما را به این نتیجه نمى رساند که طرح یا جدول زمانى مشخصى براى کاهش نیروهایمان در عراق داشته باشید؟
- من این نظرسنجى را ندیده ام بلکه شنیده ام که به آن ارجاع داده مى شود. من در صحت آن شک دارم و تجربه من کاملاً متفاوت است. نمى دانم شاید ژنرال ابوزید تجاربى دارد که بخواهد نظر بدهد. من در وضعیت هاى مختلف و به طور منظم با سربازانمان ملاقات داشته ام، هم زمانى که آنها در عراق بودند و هم زمانى که به کشورشان بازگشته اند و هم در بیمارستان ها چنین چیزى را ندیده ام. ولى به هر حال نکته اى را اضافه کنم، هیچ یک از آمریکایى هایى که در عراق خدمت کرده اند یا خدمت خواهند کرد نمى خواهند رفتن به عراق اولین انتخابشان باشد. هیچ آمریکایى نمى خواهد در عراق بماند. آمریکایى ها اگر در عراق حضور دارند براى نفت عراق نیست، براى آب عراق نیست، خاک عراق را هم نمى خواهند اشغال کنند. حضور آنها در آنجا براى انجام یک خدمت است و آن را به خوبى دارند انجام مى دهند و شایسته سپاسگزارى ما هستند. طبیعى است اگر بیایند و به آنها بگویند آیا دوست دارید سال دیگر در عراق باشید خواهند گفت خیر. ولى آنها به انجام ماموریت خود در عراق افتخار مى کنند.
*سناتور بان: ما نمى خواهیم وارد این بحث بشویم که از جاهاى دیگر چه پیام هایى به آنها مى رسد ولى آنها به خوبى مى دانند که باید یک حکومت اتحاد ملى تشکیل بدهند. به خصوص هم اکنون پس از انفجار سامرا که ممکن است الزرقاوى یا... در آن دست داشته باشند. ولى نکته مهمى که در مورد احساس سربازانمان در عراق باید بگویم این است که آنها از اینکه در عراق هستند یا از اینکه متحمل تلفات مى شوند گلایه مند نیستند بلکه شکوه آنها از این است که ما بیشتر به مسائلى از قبیل میزان تلفات اهمیت مى دهیم تا نقش مهمى که آنها در عراق ایفا مى کنند. آقاى ژنرال ابوزید و ژنرال پیس! شما با این نظر موافقید؟
*ژنرال پیس: سخن شما کاملاً درست است.
*ژنرال ابوزید: آنچه که من مى توانم بگویم این است که شکل گیرى نیروهاى امنیتى عراق به خصوص در ارتش کار شاقى بوده است. در آوریل2003 من در بغداد بودم. در این تاریخ هیچ عراقى مسلح را نمى یافتید که اسلحه خود را به سوى ما نشانه نرفته باشد ولى امروز بیش از 200هزار نیروى امنیتى در عراق براى کشور خود مى جنگند. چندى پیش فرمانده لشکر ششم عراق کشته شد و ژنرال کیسى در مراسم او حضور یافت. او به من گفت که جمعیت زیادى از مرگ او اندوهگین شده بودند و قدردان خدمات او بودند. نقش آمریکایى ها در شکل گیرى ارتش عراق یکى از داستان هاى ناگفته جنگ عراق است و ضمناً همین امر رمز موفقیت به شمار مى آید.
*سناتور بان: به مسئله اى که سناتور استیونز مطرح کردند مى پردازم. متأسفانه مسئله بندر دبى ممکن است به یک مسئله عمده تبدیل شود. آیا امارات متحده و حکومت آن از متحدین قابل اعتماد ما است؟ مى توان به تعهد این کشور در جنگ علیه تروریسم اعتماد کرد؟ آیا آنها گام هاى لازم براى ارتقاى امنیت نیروهاى ما را برمى دارند یا خیر؟ و آیا داشتن روابط خوب با امارات متحده یک امر ضرورى است؟
*ژنرال پیس: پاسخ کوتاه این است که بله همین طور است.
- مى توانید توضیح بیشترى بدهید؟
- بله البته. از نظر نظامى ما هیچ متحدى در منطقه بهتر از امارات متحده عربى پیدا نمى کنیم. همان طور که قبلاً هم شنیده اید به برکت بندرهایى که امارات در اختیار ما قرار داده است ناوهاى دریایى ما بیش از هر جاى دیگر دنیا غیر از خود آمریکا قادرند در این بندرها پهلو گیرند و در آنجا تعمیر و بازسازى و براى انجام عملیات تجهیز شوند. پایگاه هاى هوایى که آنها در اختیار ما گذاشته اند نقش مهمى در حمایت از نیروهایمان در جنگ افغانستان و عراق و شاخ آفریقا داشت. منطقه اى که براى آموزش نبرد هوایى در اختیار ما قرار داده اند بسیار حائز اهمیت است و نیز به طرق مختلفى که در برابر این میکروفن نمى توانم ذکر کنم. به طور خلاصه هر جا که ما از نظر نظامى نیاز پیدا کرده ایم اماراتى ها با کمال میل نیاز ما را بر طرف کرده اند و موقعیت و ظرفیت امارات به گونه اى است که در آینده نیز هر مشکلى که پیش بیاید نقش امارات در موفقیت ما بسیار بسزا خواهد بود.
* آقاى رامسفلد نظر شما چیست؟
رامسفلد: من با نظر ژنرال ابوزید و ژنرال پیس کاملاً موافقم. از همان روز اول آنها براى ما مفید بودند. از همان 11 سپتامبر و قبل از اقدام آمریکا علیه طالبان در افغانستان که جان3هزار آمریکایى را گرفت امارات مستقیماً به ما در جنگ جهانى علیه تروریسم کمک کرده است. مشکلى نیست که چنین پرسشى را مطرح کنید ولى به هیچ چیز جز این نباید فکر کرد که نقش امارات در جنگ جهانى علیه تروریسم بسیار مفید بوده است.