* با توجه به واکنشهای جامعه بینالملل نسبت به انتخاب آقای احمدینژاد، آیا دولت ایشان میتواند در تنشزدایی در روابط بینالملل همانند دولت آقای خاتمی موفق باشد؟
** کار دولت آقای احمدینژاد در مرحله اول مسلما سخت خواهد بود، چون استقبال گرمی از انتخاب ایشان در مجامع بینالمللی صورت نگرفته است. البته این به این معنی نیست که در آینده هم این رفتار، جهت کلی سیاست غربیها نسبت به ایران باشد غربیها تصور میکنند که جناح راست افراطی و دولت آقای احمدینژاد مواضع تندی در زمینه حقوق بشر و آزادیهای سیاسی در عرصه داخلی و رفتارهای رادیکالی در عرصه خارجی اتخاذ خواهند کرد، اما وقتی ببینند که اینگونه نیست و دولت ایشان و مجموعه سیاسیای که پشت ایشان هستند یعنی آبادگران به حقوق بشر و آزادیهای سیاسی احترام میگذارند و در عرصه بینالملل هم رادیکال عمل نمیکنند و به دنبال مصالحه و مذاکره هستند، قطعا نگاهشان تغییر پیدا خواهد کرد و راه برای احمدینژاد باز میشود.
* با این اوصاف احتمال محدود سازیهای سیاسی در داخل ایران و مقابله و برخورد با مجامع بینالمللی در آینده منتفی است؟
** عاقلانهاش این است که آنها به این سمت بروند، ولی ممکن است جناحهای حامی آقای احمدینژاد در عرصه بینالمللی و همچنین داخلی شیوههای رادیکالی اتخاذ کنند که در اینصورت غربیها راسختر خواهند شد. من فقط امیدواری خودم را دارم اعلام میکنم که جناحهای تند در عمل نتوانند سیاستهای رادیکال اتخاذ کنند.
* حال با شناختی که از نیروها وجود دارد به دور از ابراز امیدواری، وضعیت را چگونه ارزیابی میکنید؟
** تصور میکنم که درجهای از عقل سلیم حاکم خواهد شد و بعید میدانم که جریانات تند خواستههای خود را به دولت احمدینژاد تحمیل کنند. برعکس فکر میکنم که آنها همراهی میکنند و طیف مصلحتگرای جناح راست اوضاع را به دست خواهد گرفت.
* آقای لاریجانی در مصاحبه اخیر خود با یکی از روزنامههای تهران به نوعی استراتژی سیاست خارجه دولت آقای احمدینژاد را توضیح داد. ظاهرا آنها قائل به بازی دادن بیشتر اتحادیه اروپا در خاورمیانه هستند تا از این طریق با فشار آمریکاییها مقابله کنند. آیا این سیاست قابل اجرا است و به موفقیت میرسد؟
** این سیاستی نیست که صرفا به عقل لاریجانی رسیده باشد. خیلیهای دیگر هم به دنبال این مساله بودند. مثل جریانات فلسطینی در یک دهه گذشته که قصد داشتند تا از نقش و نفوذ آمریکا در معادله اعراب و اسرائیل بکاهند و بخشی از نفوذ آمریکا را به اتحادیه اروپا بدهند و حتی این تصور هم بوده که روسیه را هم فعالتر کنند و الان هم حرف از به بازی گرفتن چین است. اما واقعیت این است که نه آنها توانستند موفق شوند و نه آقای لاریجانی موفقتر از فلسطینیها است. بعد از یازده سپتامبر اتحادی بین اروپا و آمریکا به وجود آمده و به همین دلیل هم است که سیاست فوقالذکر سیاست چندان موفقی نیست.
* در حال حاضر ایران در عرصه سیاست خارجه با دو معضل دست و پنجه نرم میکند یکی ماجرای انرژی هستهای است و دیگری تهدیدات آمریکا و نوع برقراری ارتباط با این کشور. آیا دولت آقای احمدینژاد با آن شعارهای تند و انتقادات فراوان طرفدارانش به تیم مذاکره کننده هستهای، میتواند مذاکرات را به سود ایران خاتمه دهد و بحران هستهای را به نوعی فیصله دهد؟
** برخی از کسانیکه در جناح راست هستند و تندرو محسوب میشوند ظرف یکی دو سال اخیر که تیم متمایل به آقای هاشمی و به زعامت دکتر حسن روحانی مذاکره را انجام میدادند، انتقادات فراوانی به آنها مطرح کردند. مثل آقای محسن رضایی که انتقاد میکردند یا آقای لاریجانی که بزرگترین انتقادات را میگفتند و عنوان کرده بودند که ما مروارید دادیم و به جایش خروس قندی گرفتیم. اما الان زمان آن رسیده که این آقایان منتقد خودشان بیایند مذاکره را پیش ببرند تا تیم آنها موفق شود و آن مروارید را پس بگیرند و به جای خروس قندی امتیازات مهمتری بگیرند.
* آیا موفق میشوند؟
** من چنین تصوری ندارم. هدف بیشتر انتقاد به آقای روحانی به صورت غیرمستقیم آقای هاشمی بود. در ضمن این انتقادات بهانهای بود که خودشان را وجیهالملله معرفی کنند وگرنه خودشان هم میدانند که هر کسی پای میز مذاکره بنشیند نهایتش همین دستاوردها را خواهد داشت. به هر حال پیش داوری نمیکنم. این گوی و این میدان.
* آنها حتی در مجلس هفتم به شدت به عملکرد تیم مذاکره کننده انتقاد کرده بودند و حتی شنیده میشد که برخی بر این تصمیم بودند که تمام مذاکرات را تعطیل کنند و کار خودشان را انجام دهند؟
** بخشی از این رفتارها به خاطر ژست سیاسی بود و بخشی هم به این دلیل بود که به غربیها بگویند که در ایران هم جریانات رادیکالی وجود دارد و به تیم ایرانی مذاکره کننده فشار وارد کنند که به غربیها بگویند ما به سختی میتوانیم به توافق برسیم، چون مورد قبول خیلیها در ایران نیست. به هر حال فشاری که به تیم مذاکره کننده وارد میکردند به این دلیل بود که خیلی به اروپاییها امتیاز ندهند.
* به موضوع رابطه با آمریکا برسیم، آیا تیم حامی آقای احمدینژاد و دولت ایشان میتوانند با آمریکا رابطه مفیدی برقرار کنند؟
** تصور میکنم با توجه به عدم حمایت اقشار تحصیلکرده و روشنفکر جامعه از دولت آقای احمدی نژاد و با توجه به اینکه آمریکائیان میدانند که اقشار خاصی از دولت ایشان حمایت نمیکنند و دولت در موقعیتی نیست که خیلی بتواند از آمریکاییها امتیاز بگیرد و چون میدانند که مخالفتهای زیادی در داخل نسبت به دولت وجود دارد و پیشتوانه مردمی احمدینژاد هم مثل خاتمی نیست، آمریکا خود را مجبور نمیبیند که امتیازاتی به دولت آقای احمدینژاد بدهد. احمدینژاد هم حتی اگر خیلی جدی باشد نمیتواند به موفقیت چندانی برسد، مگر امتیاز زیادی به آمریکا بدهد.
* آیا این کار را میکند؟
** این هم شدنی نیست. چون افکار عمومی اجازه این کار را نمیدهد.