از عوامل موثر در نظام خدمترسانی مدیرانی هستند که یکی از اضلاع سهگانه ساختار تشکیلاتی، مدیریت و برنامه خدمترسانی را تشکیل میدهند. بطور کلی نیروی انسانی در دستگاههای اداری و بطور خاص مدیران ردههای مختلف سرمایههای گرانبهایی هستند که سرمایه فکری آنها از طریق صرف هزینههای زیادی از بیتالمال در طول دوره خدمت اداری بدست آمده است و از این نکته هم نباید غافل بود سرمایهگذاری در نظام آموزشی از مقطع پیش دبستانی تا دانشگاه و سایر سرمایهگذاریهایی که در بخشهای مختلف اجتماعی انجام میشود. حاصل آن ترتیب فردی است که بتواند به طرق مختلف ضمن اداره صحیح زندگی شخصی و خانوادگی خویش، در خدمت آحاد جامعه باشد.
از آنجایی که نظام اداری به معنای کلی آن نظام خدمترسانی به جامعه بوده و در قالب تقسیم کار و سازماندهی تشکیلاتی مدیران اداری این نظام را اداره مینمایند، مقوله مدیریت همواره در کانون توجه جامعه و جریاناتی بوده که با رأی یا بدون رأی مستقیم مردم مسئولیت اداره امور را بعهده دارند.
عزل و نصبهای مدیریتی و تغییر و تحولات آن معمولا ناشی از چند چیز است:
1_ سازماندهی گروه همکار و همفکر برای خدمترسانی به جامعه.
2_ استفاده بهتر و مطلوبتر از تجربه و تخصص نیروهای اداری و مدیران موجود.
3_ همفکری و همدلی بیشتر در گروههای مدیریتی برای اداره امور نظام
4_ جلوگیری و پیشگیری از تهدیدات نیروهای مختلف که در جایگاههای کلیدی و موثر قرار دارند.
5_ جلوگیری از برخی استفادهای عمومی از برخی جایگاهها و عکس آن هم در بعضی موارد صادق است هماهنگی برای برخی سوءاستفادهها.
6_ هماهنگی لازم برای نحوه پاسخگویی به مطالبات و توقعات مردم.
ضمن توجه به موارد مذکور دلایل دیگری برای تغییرات مدیریتی و عزل و نصبها وجود دارد که در اینجا به آنها پرداخته نمیشود ولی آنچه که در تغییرات مدیریتی مهم است چند نکته میباشد:
1_ برای تغییرات باید دلایل منطقی و عملی و اجتماعی وجود داشته باشد.
2_ دوره تغییر مدیران باید سریع و کوتاه باشد.
3_ حتماً در تغییرات مدیریتی باید ضرورتی وجود داشته باشد آن هم قانعکننده.
4_ صلاحیتها و شایستگیها و لیاقتها از جهات مختلف بیش از پیش موردنظر باشد.
5_ بدون توجه به ملاحضات تعیینکننده و شرایط موثر نباشد.
6_ هماهنگی و همراهی و همدلی مورد توجه باشد.
7_ رعایت نکات و جهات تعهدات و تقیدات شرعی و اخلاقی و اعتقادی و مردمداری مورد نظر باشد.
8_ در دوره تغییر، امور مردم تعطیل نشود و کارها در روند صحیح اجرا شوند.
9_ افکار عمومی به طرق مختلف از تغییر و تحولات مدیریتی توجیه شوند.
10_ رعایت احترام مدیران قبلی و استفاده از تجارب و تخصص مفید آنها در جایگاه دیگر بشود.
در حال حاضر که به دلیل تغییر رییس قوه مجریه انتظارها و تغییر و تحولات مدیریتی معمول و مرسوم و تا حدودی عادی میباشد، باید مدیران عالی و میانی دولت هر چه زودتر برنامه زمانی کوتاه و قابل قبولی برای تغییرات مدیریتی را پیشبینی و اقدام نمایند. ضمن اینکه نیازی نیست تغییرات وسیع و گسترده و بقول معروف تا سطح آبدارچیها را شامل بشود، چند اقدام باید انجام شود:
1_ در یک فاصله حداکثر دو ماهه برنامه تغییر و تحول و عزل و نصبها بسته شود.
2_ آن گروه از مدیرانی که باید ابقاء شوند، هر چه زودتر ابلاغ بگیرند.
3_ آن گروه از میرانی که باید تعویض شوند، هرچه زودتر تکلیفشان مشخص شود.
4_ از مدیران باتجربه تعویض شده در جایگاههای مناسب دیگر استفاده شود.
5_ ملاک و معیار تعویضها تقوا، تدین، سلامت مالی مدیر، توانایی، تجربه و تخصص و مردمداری باشد.
6_ مدیری که خط بازی کرده است شایستگی مدیریت را در هیچ جایی ندارد. هم چنین مدیری که احتمال خط بازی از او میرود، منصوب نشود حتی اگر از دایره اصولگرایان باشد.
7_ مدیران عالی نظارت خود را در درون تغییرات برای جلوگیری از راکد شدن فعالیتهای تقویت نمایند.
8_ مدیری که سلامت مالی ندارد در عزل آن هیچ شکی نباید کرد و برای مدیریت در هیچ جایگاهی منصوب نشود.
9_ به عامل زمان و زودگذری آن نهایت دقت شود.